Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 72  پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹       
دور ریختن همه خدایان و تغییر رادیکال جهان

برای ترجمه ی کل این کتاب بسیار ارزشمند داوطلب شوید!

دور ریختن همه خدایان و تغییر رادیکال جهان

 

گزیده ای از کتاب «بیرون ریختن همه ی خدایان! گسستن زنجیرهای ذهن و تغییر رادیکال جهان»

گزیده ی زیر از فصل دوم این کتاب انتخاب شده است: «مسیحیت، یهود و اسلام – ریشه در گذشته دارند و در مقابل آینده ایستاده اند»

Away With All Gods!

Unchaining the Mind and Radically Changing the World

by Bob Avakian

 

 

یکی از برجسته ترین شاخص های اوضاع کنونی در جهان، جهش هایی است که در گلوبالیزاسیون رخ می‏دهد. این جهش ها در پیوند با فرآیند انباشت سرمایه دارانه در جهانی رخ می‏دهد که تحت سلطه ی نظام سرمایه داری-امپریالیستی است. جهش در گلوبالیزاسیون حیات شمار عظیمی از توده های مردم را دستخوش تغییرات تکان دهنده کرده است و اغلب موجب تضعیف روابط و عادات سنتی شده است. در این کتاب من تلاش کرده ام که بر روی تاثیرات این فرآیند در جهان سوم تمرکز کنم. یعنی بر روی کشورهای آفریقا، آمریکای لاتین، آسیا و خاورمیانه. این که چگونه این وضعیت موجب رشد بنیادگرایی دینی در این مناطق شده است – باب آواکیان

 مجله ی سینرجی در مورد این کتاب می نویسد: «کتابی قدرتمند و نقدی دانشمندانه از دین و خرافه و حاوی فراخوانی الهام بخش است در مورد این که به خرد و متد علمی اعتماد کنیم ... اثر آواکیان در میان آثار بی خدایان غیر معمول است و تفاوت برجسته ای با آثار سام هریس و ریچارد داوکینز دارد زیرا نشان می‏دهد که چگونه امروزه دلالان قدرت سیاسی از دین به عنوان یک نیروی ارتجاعی و برای پایدار نگاه داشتن وضع موجود استفاده می‏کنند. ... او فقط در مقابل دین و خرافه نمی ایستد بلکه خرد و علم را نیز تبلیغ می کند و به ما نشان می‏دهد که راه زندگیِ آلترناتیو، به واقع چه می تواند باشد. مهمتر آن که او پتانسیل انقلابی دور ریختن همه خدایان و تصویر جهان نوین بدون خدایان را نشان می‏دهد.»

Synergy Magazine

 

در این فصل، آواکیان به رشد اسلام گرایی در کشورهای مختلف نگاهی می اندازد و در انتها به نمونه ی اندونزی می رسد:

در این مسیر (از دهه ی 1950 تا به امروز) مورد اندونزی را بررسی کنیم. این نمونه تمام نکاتی را که در بالا گفتم به طور عریان نمایان می کند. در دهه ی 1950 و 1960 اندونزی سومین حزب کمونیست بزرگ جهان را داشت (یعنی نسبت به احزاب کمونیست در اتحاد شوروی و چین). حزب کمونیست اندونزی پایه ی توده ایِ بزرگی در میان فقرای مناطق شهری (که زاغه هایش در شهرهایی مانند جاکارتا به معنایی منفی بسیار شهرت داشتند) و در میان دهقانان و همچنین روشنفکران و حتا در میان قشرهایی از بورژوازی ملی داشت.  متاسفانه حزب کمونیست اندونزی خطی التقاطی داشت – یعنی مخلوطی از کمونیسم و رویزیونیسم. این حزب می خواست تغییرات انقلابی بوجود آورد اما در عین حال تلاش می کرد از ابزار پارلمانی در درون ساختارهای حاکمیت نیز استفاده کند.

در آن زمان سوکارنو رئیس حکومت بود. وقتی در دهه ی 1970 به چین سفر کردم برخی از اعضای حزب کمونیست چین اطلاعات جالبی در مورد تجربه حزب کمونیست چین در اختیارم گذاشتند. مشخصا این ماجرا را تعریف کردند: «ما همیشه با رفیق آیدیت (رهبر حزب کمونیست اندونزی در زمان حکومت سوکارنو) مبارزه می کردیم و به او هشدار می دادیم که اگر تلاش کند یک پایش در کمونیسم و انقلاب باشد و پای دیگرش در رفرمیسم و رویزیونیسم فاجعه به بار خواهد آمد. اما حزب کمونیست اندونزی در همان مسیر و همان رویکرد التقاطی اش ماند و در سال 1965، ایالات متحده از طریق سازمان سیا و در همکاری با ارتش اندونزی و سوهارتو که یکی از ژنرال های بالای ارتش بود دست به یک کودتای خونین زد. در این کودتا، صدها هزار تن از کمونیست ها و دیگران قتل عام شدند. حزب کمونیست اندونزی کاملا نابود شد و در همان زمان سوکارنو نیز سرنگون شده و جایش را سوهارتو گرفت.

در طول این کودتا، دهانه ی رودخانه های جاکارتا که مملو از اجساد قربانیان بود گرفت. مرتجعین کمونیست ها یا کسانی را که اتهام کمونیسم به آنان زده شده بود، می کشتند و اجساد آنان را که شمار عظیمی بود به رودخانه ها می انداختند. ... سازمان سیا باد در غبغب انداخته و می گوید نه تنها این کودتا را سازمان داده و رهبری کرد بلکه مشخصا چند هزار نفر از کادرهای رهبری حزب کمونیست را نشانه کرد و مستقیما و در یک قتل عام چند هزار نفره آنان را نابود کرد.

...

حزب کمونیست اندونزی کاملا از بین رفت. اعضای آن به معنای دقیق کلمه قلع و قمع شدند و فقط چندین نفر این جا و آن جا باقی ماندند. این ضربه عظیمی بود که هرگز از آن سربلند نکرد. نابودی این حزب فقط نابودی فیزیکی نبود بلکه در عرصه ی شکست ایدئولوژیک و سیاسی، گیجی و انفعال خود را نیز نشان داد. از آن زمان تاکنون، در طول چندین دهه، در  اندونزی چه گذشته است؟ یکی از تکان دهنده ترین جریان ها رشد عظیم بنیادگرایی اسلامی در اندونزی بوده است. آلترناتیو کمونیستی کاملا محو شد و جای آن را بنیادگرایی اسلامی گرفت. این روند بخشا به طور آگاهانه و نقشه مند توسط امپریالیست ها و دیگر نیروهای ارتجاعی تقویت شد اما بخشا نیز مدیون شتاب حرکت خودش بود آنهم در شرایطی که اپوزیسیون قدرتمند سکولار (که حداقل در اسم سکولار بود) و اپوزیسیون کمونیستی محو شده بودند. بنیادگرایی اسلامی این خلاء را پر کرد؛ خلایی که به دلیل فقدان یک آلترناتیو واقعی در مقابل حاکمیت به شدت ستم گرانه ی سوهارتو و هم پالگی هایش که توسط ایالات متحده آفریده شده و ده ها سال در قدرت نگاه داشته شده بودند، به وجود آمده بود. (4)

این ابعاد سیاسی که در اندونزی، مصر، فلسطین و دیگر نقاط خاورمیانه سربلند کرده است با عوامل اقتصادی و اجتماعی فوق الذکر (بی ثباتی و تغییرات سریع تحمیل شده از بالا از سوی قدرت ها و منابع خارجی که به ظاهر بیگانه و ناشناخته اند) ترکیب شده و از یک طرف، نیروهای سکولار از جمله نیروهای اصیل انقلابی و کمونیست را تضعیف کرده و از سوی دیگر، بنیادگرایی اسلامی را تقویت کرده است (در آفریقا و آمریکای لاتین موجب تقویت بنیادگرایی مسیحی شده است).

این پدیده، به وضوح پدیده ای بسیار مهم است. یک بخش مهم از واقعیت عینی است که همه نیروهایی که در سراسر جهان به دنبال ایجاد تغییرات مترقی هستند باید با آن روبرو بشوند، به ویژه نیروهایی که تلاش می‏کنند تغییرات حقیقتا رادیکالی را با قطب نمای بینش انقلابی و کمونیستی به وجود آورند. و برای اینکه موفق شوند، باید قبل از هرچیز به طور جدی این واقعیت را بفهمند و با آن درگیر شوند و نه اینکه نسبت به آن جهل خطرناکی داشته باشند و با سماجت آن را نادیده بگیرند. لازم و حیاتی است که سطح مساله را بشکافند و عمیق تر نگاه کنند، این پدیده و تظاهرات گوناگون آن را بررسی کنند، از دینامیک ها و قوای محرکه ی زیربنایی این پدیده درک عمیق تری بیابند. آن تضادهای اساسی و تبارزات خاص تضادهای اساسی و اصلی در سطح جهان و در هر کشور و منطقه خاص جهان کدامند که این بنیادگرایی دینی بیان آن است و چگونه می توان، بر پایه ی یک درک عمیق تر از مساله جنبشی را سازمان داد که توده های مردم را از زیر نفوذ این ها بیرون بکشد و به سوی برنامه ای که به واقع می تواند یک جهان بنیادا متفاوت و بهتر را به وجود آورد جلب کند؟ 

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در