Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 72  پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹       
انتخابات ترکیه : همه چیز تغییر می کند اما چیزی تغییر نمی‏کند!

انتخابات ترکیه

همه چیز تغییر می کند اما چیزی تغییر نمی‏کند!

 

 انتخابات پارلمانی ترکیه در هفدهم خردادماه، تغییر مهمی در ترکیب حکومتی این کشور به وجود آورد. اهمیت انتخابات اخیر در آن بود که برای اولین بار در تاریخ دولت جمهوری ترکیه حزبی وارد دستگاه آن شد که بسیاری از نیروهای سیاسیِ گرد آمده در این حزب که حزب دموکراتیک خلق (ه.د.پ) نام دارد، پیش از این برای سرنگونی دولت مبارزه می‏کردند. مهمتر از آن، این حزب  عمدتا نماینده ی جنبش ملی کردستان در آن کشور است که تحت رهبری حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) قریب به چند دهه در جنگ با این دولت بوده است؛ جنگی که هنوز به صلح قطعی و نهایی ختم نشده است.

 

با این وجود، آن چه تغییر نکرده ماهیت طبقاتی دولت است. این دولت کماکان متعلق به سرمایه داران و ملاکان بزرگ ترکیه است. این دولت کماکان حافظ نظم اقتصادی و اجتماعی سرمایه داری و دیکتاتوری طبقاتیِ اقلیت کوچکی است بر اکثریت کارگران و زحمتکشان و زنان و ملت های تحت ستم این کشور. ورود نیروهای سابقا چپ و سابقا کمونیست به درون این دولت نه تنها این چارچوب طبقاتی را تضعیف نمی‏کند بلکه به آن مشروعیت می‏دهد. سرمایه داری حاکم در ترکیه و قیم های امپریالیست آن، آرایش سیاسی جدید را به نفع ترمیم و تحکیم چارچوبه ها و ستون های این دولت طبقاتی می دانستند و گرایش قهقرایی در چپ ترکیه و جنبش کردستان امکان دست یابی به آن را برایشان فراهم کرد. بنابراین، مهمترین موضوع انتخابات اخیر این مساله است و نه افول ستاره ی حزب حاکم (یعنی، حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان). این انتخابات نه تنها منافع اکثریت کارگران و زحمتکشان و زنان و ملل تحت ستم را تامین نکرد بلکه علیه منافع آنان، برای دولت حاکم مشروعیتی جدید فراهم کرد. 

 

تاریخچه این دولت: کمالیسم و پسا- کمالیسم

 

دولت جمهوری ترکیه در پی جنگ جهانی اول و با فروپاشی امپراتوری عثمانی، توسط کمال آتاتورک بنیان گذاری شد. این دولت بر اساس اصولی که به «کمالیسم» معروف است مستقر شد.(1) اصول «کمالیسم» مختصات دولت مدرن تمرکزگرای ترکیه را تعریف کرد و راه را برای شکل گیری دولت سرمایه داران وابسته به نظام جهانی سرمایه داری امپریالیستی (عمدتا در وابستگی به بریتانیا و بعد از جنگ جهانی دوم در وابستگی به امپریالیسم آمریکا) باز کرد. در میان اصول «کمالیسم» هدف از اصل های «جمهوریت» و «لائیسیته» (یا سکولاریسم) متمایز کردن دولت نوبنیاد ترکیه از شکل حکومتیِ سلطنت موروثی و قانون شریعت در دولت عثمانی بود. اصل لائیسیته یا سکولاریسم در واقعیت برای ضربه زدن به قدرت سیاسی قشر روحانیت و تبدیل دین به اهرم دست دولت  فرموله شد و نه برای استقرار اصل «جدایی دین از دولت». اصل «ملت گرایی» در واقع، نفی موجودیت ملت کُرد و دیگر اقلیت های ملی و سرکوب خونین آنان بوده است. ایجاد مدارس مدرن به جای مکتب خانه های دینی و برداشتن برخی قیود سنتی در ورود زنان به عرصه های آموزش و بازار کار و سیاست اصلاحات دیگری بودند برای تضعیف روبنای فئودالی و باز کردن راه رشد و توسعه ی سرمایه داری.

این دولت، پس از جنگ جهانی دوم و تبدیل امپریالیسم آمریکا به قدرت درجه اول در میان قدرت های امپریالیستی تبدیل به یکی از کشورهای تحت سلطه ی امپریالیسم آمریکا شد. ارتش آن توسط آمریکا تعلیم یافت. سرمایه داران بزرگ آن در ارتباط نزدیک و ارگانیک با سرمایه داری غرب رشد کردند. سندیکای این سرمایه داران که در سال 1971 هم زمان با کودتای نظامیان (2) ترکیه تاسیس شد «اتحادیه صنعتگران و تجار ترکیه» (توسیاد) نام دارد. در حال حاضر شرکت های توسیاد، 50% نیروی شاغلِ بیرون از بخش های دولتی و کارکنان کشاورزی را در استخدام دارند و 80% تجارت خارجی ترکیه بجز واردات سوخت را در دست دارند. حزب اصلی جمهوری ترکیه که از ابتدای تاسیس آن موجود بود «حزب جمهوری خلق» (ج.ه.پ) است که توسط آتاتورک بنیان گذاری شد. از آن پس احزاب گوناگونی تشکیل و منحل شده اند و در هر دوره یکی از آنان مورد حمایت سندیکای سرمایه داران ترکیه (توسیاد) و ارتش بوده اند.  

در دهه ی 1990 این دولت دچار بحران های سیاسی و اقتصادی متعدد شد. مشاورین امپریالیستی (آمریکایی و اروپایی) چاره را در ایجاد اصلاحاتی در ساختار دولت دیدند که به اصلاحات «پسا کمالیسم» معروف شد. قطب های با نفوذ سیاسی در میان سرمایه داران و تکنوکرات های دولتی و حتا ارتش چنین اصلاحاتی را لازمه ی بقا و دوام دولت خود دیدند.

تحت تاثیر رشد سرمایه داری، به ویژه در دوران گلوبالیزاسیونِ دهه ی 1990 لایه ی مهمی از سرمایه دارانِ اسلامی در مناطق توسعه نیافته ترکیه رشد یافتند و به ببرهای آناتولی معروف شدند. اینان برای ورود به ساختارهای قدرت سیاسی و رقابت با دیگر قطب های سرمایه داری در اداره جامعه، پرچم اسلام گرایی را بلند کردند. عروج اینان بر بستر رشد و گسترش اسلام گرایی در خاورمیانه، تهدیدی برای موقعیت دولت ترکیه به مثابه عضو ناتو و متحد نزدیک امپریالیسم آمریکا بود. اما سرمایه داران قدیمی ترکیه (مشخصا در توسیاد) و بخشی ازنظامیان و تکنوکرات ها با حمایت «اتاق های فکر» امپریالیسم آمریکا و امپریالیست های اروپایی، در وجود این اسلام گرایان متحدی قابل اتکاء دیدند. به ویژه آنکه نیروهای اسلام گرا در اواخر دهه ی 1980 و دهه ی 1990 در جنگ کثیفی که دولت علیه سازمان های چپ و کمونیستی و به ویژه پ.ک.ک به راه انداخته بود شرکت داشتند و قابل اعتماد و اتکاء بودن خود را برای دولتمردان ترکیه ثابت کرده بودند.

هرچند مقاومت های مهمی از درون ارتش و از میان تکنوکرات های دولت شد اما عرصه ی سیاسی برای ورود اسلام گرایان به حکومت باز شد. باز کردن درهای حکومت به روی حزب اسلامی عدالت و توسعه (یا آک پارتی، آ.ک.پ) به رهبری ادوغان و آغاز پروسه ی «صلح» با پ.ک.ک در دوران زمامداری این حزب، در زمره ی مهمترین اصلاحات پسا کمالیسم هستند. آ.ک.پ به رهبری اردوغان، با شعار اصلاحات به قدرت رسید و در خدمت به تثبیت جای پای خود در دولت، تغییرات مهمی را در ارتش و قوه قضائیه داد. حکومت اردوغان با لغو قانون منع حجاب اسلامی در مراکز آموزشی و اماکن عمومی راه را برای اسلامی تر کردن جامعه ترکیه و حمله به حقوق زنان باز کرد. وجود ملت کُرد و زبان و فرهنگ آن را به رسمیت شناخت که هدف وی از این اقدامات متحد کردن بورژوازی کُرد با دولت و گسترش اسلام گرایی در کردستان و هموار کردن راه خلع سلاح و به تسلیم کشاندن پ.ک.ک. بوده است.   

 

جا به جایی در ائتلاف های درونی طبقه بورژوازی ترکیه و افول ستاره اردوغان

 

حزب عدالت و توسعه که از اتحاد اپوزیسیون اسلامی ترکیه تشکیل شده بود در سال 2002 به قدرت رسید. اینان با بلند کردن پرچم اسلام گرایی خود را از نمایندگان سکولار سرمایه داری ترکیه که دست پرورده و شرکای سرمایه داری غرب هستند متمایز کردند. با این وجود، عروج آ.ک.پ با حمایت همین سرمایه داران غرب گرا تسهیل شد که به نوبه ی خود به معنای حمایت بخش مهمی از ارتش ترکیه از این پروژه بود. بورژوازی ترکیه، به مقامات غربی اطمینان داد که آ.ک.پ «اسلامگرا نیست» و دارای «ارزش های غربی» است (خلیل کاراولی). امپریالیست های غربی با وعده های آ.ک.پ در مورد نزدیک تر کردن ترکیه به اتحادیه ی اروپا و «عزم آن در تبعیت از سیاست های اقتصادی لیبرالی در راستای انتظارات سرمایه گذاران و نهادهای مالی بین المللی» قوت قلب گرفتند. (3)

در واقع پس از بحران اقتصادی بزرگ در سال 2001 و فروپاشی احزاب سیاسی حکومت ترکیه، بورژوازی بزرگ ترکیه چاره را در به قدرت رسیدن آ.ک.پ دید. اسحاق آلاتون که از صنعتگران معروف ترکیه (و یهودیِ حامی اسراییل) می باشد فعالانه به حمایت از اردوغان برخاست. امپراتوری رسانه ایِ «آیدین دوغان» که وابسته به این بلوک از سرمایه داران و متعلق به یکی از غول های تجاری ترکیه است در 5 سال اول حاکمیت آ.ک.پ با تمام قوا از آن حمایت کرد. در واقع آ.ک.پ موفق شد با استفاده از دین گرایی نارضایتی و خشم کارگران را خنثی کند و به قول یک تحلیل گر امور ترکیه، آ.ک.پ «با استفاده کامل از سیاست های هویتی، بهره جویی از دین و سمبولیسم دینی توانسته است مفهوم تضاد منافع طبقاتی را از صحنه گفتمان سیاسی ناپدید کند.» (خلیل کاراولی). طبق آمار، در فاصله 2002 تا 2007 اسلام گرایی در میان مردم ترکیه 10 درصد افزایش داشت. (4)  

با وجود آنکه بعد از سال 2007 حکومت اردوغان با استفاده از اهرم های دولتی، رشد سرمایه داران اسلام گرا را تصاعدی کرد و حتا امپراتوری رسانه ای «آیدین دوغان» را مجبور کرد تا بخش عظیمی از سهمش را بفروشد و در همین دوران آ.ک.پ کلیه ی نهادهای نظامی و قضایی و آموزشی و اداری را از افراد خود پر کرد اما سرمایه داران بزرگ قدیمی ترکیه به حمایت خود از حکومت آ.ک.پ ادامه دادند. زیرا در دوره ی آ.ک.پ نظم اقتصادی و سیاسی نئولیبرالی تقویت شد. در واقع تحت حکومت آ.ک.پ یک بازتوزیع قدرت سیاسی و اقتصادی گسترده میان جناح های مختلف بورژوازی ترکیه صورت گرفت. در تمام این دوران، دولت آ.ک.پ به رهبری اردوغان بخش مهمی از بورژوازی کُرد را متحد خود نگاه داشت به طوری در کلیه انتخابات ها، آ.ک.پ اکثریت آرای کردستان را به دست می آورد.

 

اما پس از یک رشته رخدادهای مهم در خاورمیانه و در داخل ترکیه (مانند «بهار عربی»، آغاز جنگ داخلی در سوریه، ورود نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به عراق و سوریه، رشد و توسعه ی نیروی اسلام گرایی به نام داعش در خاورمیانه و شمال آفریقا، در داخل ترکیه سربلند کردن جنبش معروف به جنبش «پارک گزی» که مشروعیت آ.ک.پ را به طور جدی به چالش گرفت و گسترش اعتراضات کارگری و زنان و ...) صف آرایی های ده ساله ی درون بورژوازی ترکیه دستخوش تغییر شد و حتا خودِ آ.ک.پ را منعشب کرد. برهم خوردن صف آرایی قدیم خود را در انتخابات اخیر نشان داد.

 

ورود حزب دموکراتیک خلق به حکومت

 

ورود ه.د.پ به حکومت، برای طبقه بورژوازی ترکیه دارای همان اهمیتی است که در سال 2002 ورود آ.ک.پ به حکومت داشت.

بی تردید، اکثریت آرایی که به نفع ه.د.پ به صندوق های رای ریخته شد متعلق به مردم کردستان و روشنفکران چپ  گرای ترکیه بود. اما، یکی از دلایل موفقیت ه.د.پ جمع کردن درصد مهمی از آرایی بود که قبلا به آ.ک.پ داده می شد و علت آن نه روی آوردن کارگران و زحمتکشان طرفدار آ.ک.پ به سوی ه.د.پ بلکه وقوع یک جا به جایی مهم در صف آرایی سیاسی طبقه ی بورژوازی ترکیه بود.

آ.ک.پ که در انتخابات های پیشین اکثریت آرای کردستان را به خود اختصاص می داد این بار بخش مهمی از آن را از دست داد. از ریزش ده درصدی آرای آ.ک.پ 4.6%  آن متعلق به کردستان است. یکی از علل مهم این ریزش، حمایت های مالی و نظامی اردوغان از داعش و ضدیت رژیم او با جنگجویان کوبانی بود که وی را در نگاه شمار بیشتری از مردم کردستان منفور کرد. اما این تنها عامل نبود. یک علت بسیار مهم دیگر این است که در این انتخابات، بخشی از بورژوازی بزرگ کُرد دست از حمایت از آ.ک.پ کشید و با حزب ه.د.پ سمت گیری کرد. این یک جا به جایی در ائتلاف های درونی طبقه بورژوازی ترکیه بود. واضح است که بورژوازی کُرد  نقش موثری در شکل گیری افکار عمومی کردستان دارد. سخنگویان آ.ک.پ با اظهار نظر جالبی این تغییر را تایید کردند و گفتند، ایرادی نیست؛ از این پس ه.د.پ مجبور است که آن ها را (یعنی، بورژوازی بزرگ کُرد را که همواره متحد سیاسیِِ وفادار دولت جمهوری ترکیه و ضد جنبش ملی کردستان بوده است) نمایندگی کند!

جا به جایی بزرگِ دیگر، پشت کردن توسیاد یعنی کمپرادورهای ترکِ طرفدار آمریکا به آ.ک.پ و حمایت آن از ه.د.پ بود. این ها در انتخابات سال 2002 در ضدیت با قدرت نظامیان ترکیه همین حمایت را از آ.ک.پ کرده بودند اما در دو سال گذشته تنش میان آنان و رژیم اردوغان تشدید شده است. در پی این جا به جایی، بخشی از سکولارهای فاشیستِ ترک که همیشه از پ.ک.ک به عنوان «تروریست های بچه کش» نام می بردند علیه آ.ک.پ و به نفع  ه.د.پ رای دادند زیرا رشد اسلام گرایی را خطر عمده برای دولت جمهوری ترکیه می دانند.

البته یک عامل مهم را نباید از نظر دور داشت و آن اینکه مجوز ورود پ.ک.ک به فرآیند انتخاباتی (حال تحت نام ه.د.پ) به دلیل توافقات اوجالان و پ.ک.ک با دولت در جریان مذاکرات صلح و با وساطت قدرت های امپریالیستی آمریکا و اروپا صادر شده است. در واقع دستگیری اوجالان در سال 2001 پیش درآمدی بود برای راه اندازی پروسه ی کشیدن جنبش کردستان به درون سیستم. زیرا امپریالیسم آمریکا و بورژوازی ترکیه به این نتیجه رسیده بودند که برای کسب ثبات درازمدت برای دولت ترکیه لازم است که جنبش کردستان خاتمه یابد. و بدین منظور ترکیبی از سیاست وارد کردن ضربات نظامی و هم زمان انجام مذاکره را در پیش گرفتند. از زمان تاسیس جمهوری ترکیه توسط کمال آتاتورک انقیاد ملت کرد بخشی از پایه های آن بوده است. در گذشته، سیاست انقیاد با نفی همه جانبه ی موجودیت ملت کُرد پیش می رفت. اما در ده سال گذشته بورژوازی ترکیه تلاش کرده است تا فضائی برای شراکت بورژوازی کُرد در قدرت سیاسی فراهم کند و  با اصلاحاتی در زمینه فرهنگ و زبان تضاد توده های خلق کرد با این دولت را کاهش دهد. اوجالان نیز بارها اعلام کرده است که هدف پ.ک.ک نه تضعیف ترکیه بلکه رساندن آن به اقتدارِ دورانِ عثمانی است و اضافه کرده است که این امر بدون اتحاد با کُردها (بخوانید اتحاد بورژوازی ترک و کرد) میسر نیست. مواضع پ.ک.ک در مورد اوضاع خاورمیانه حمایت از برنامه های آمریکا است و خود را بخشی از «محور دوستی با آمریکا» در منطقه می داند.

 بورژوازی ترکیه اکنون از ه.د.پ انتظار دارد که همان سیاست هایی را که اوجالان  از زمان دستگیری در سال 2001  تا کنون در میان مردم کردستان اشاعه داده است شدیدتر پیگیری کند. یعنی، زحمتکشان کردستان را که با سلاح به شورش علیه دولت بلند شده بودند، شتشوی مغزی بدهد که دست بردن به اسلحه برای جنگ با دولت غلط بود. از ه.د.پ انتظار می رود که مانند اوجالان با استفاده از لشگر پست مدرن های ترکیه جنبش کمونیستی را فاسد کند. اوجالان از زندان و تحت رهبری سازمان امنیت ترکیه (میت) این کار را انجام می داد. هدفی که دنبال می کرد پایان بخشیدن به شورش کردستان و انقلابی گری چپ ترکیه بود.اکنون صلاح الدین دمیرتاش باید این ماموریت را ادامه دهد و نشان دهد که بهتر از اوجالان می تواند این کار را بکند. 

به درون کشیدن و ادغام نیروهای اپوزیسیون  راهکاری بسیار موثر در ابقا یا احیای مشروعیت دولت های بحران زده است. این یکی از راهکارهایی است که نهادهای بین المللی وابسته به قدرت های امپریالیستی به دولت های تحت سلطه ی امپریالیسم پیشنهاد می کنند و انواع و اقسام پروسه ها (پروسه های انتخاباتی، عدالت انتقالی، مذاکرات صلح و غیره) را برای «رام کردن» و بالاخره ادغام اپوزیسیون ها طراحی می کنند. بورژوازی به تجربه دریافته است که این روش یک روش موثر برای گذر از بحران های مشروعیت است. انتخابات اخیر ترکیه و ورود نیروهای پ.ک.ک و سازمان ها و احزاب چپ ترکیه به دولت، نمونه ای از عملی کردن این راهکار بود.

 

واکنش چپ های ایران

 

انتخابات ترکیه از زاویه ای دیگر نیز بسیار افشاگر بود. واکنش نیروهای چپِ کشورهای مختلف و مشخصا سازمان ها و احزاب اپوزیسیون چپِ ایران محک و سنجشی است در مورد خود این سازمان ها و احزاب. هلهله ی شوق نسبت به انتخابات ترکیه از سوی اینان به وضوح ماهیت شان را آشکار می کند و نشان می‏دهد که اینان ورای ادعاهای «مارکسیستی» و «انقلابی» نه تنها تغییر رادیکال جامعه را ممکن نمی بینند بلکه در آرزوی گشایش فضایی در دولت طبقات سرمایه دار در ایران هستند تا بتوانند مانند چپ ترکیه نقشی در ثبات آن بازی کنند. انتخابات ترکیه تنها رخداد سال های اخیر نیست که برای سنجشِ نیروهای چپ ایران چنین میزانی را فراهم کرد. وقایعی چون بحران مالی در یونان و شکل گرفتن بیراهه ای به نام «سریزا» که هرگز قادر نیست یونان را از چنگال مراکز مالی نظام بین المللی سرمایه داری نجات دهد و فقط سیستم سرمایه داری را از خشم توده های مردم نجات می‏دهد یا «بهار عربی» و  هدایت شدن میلیون ها تن از توده های مبارز و امیدوار در کشورهایی مانند مصر و تونس توسط چپ به راهی که نتیجه اش بازگشت رژیم های کهنه ی سرنگون شده به قدرت بود، نمونه های دیگر آن است.

اکثریت چپ ایران تغییر و تحول رادیکال مورد نیاز برای تغییر وضعیت توده های تحت ستم و استثمار را نه دنبال می کند و نه حتا در مورد آن آرزوپردازی می کند. اینان حتا در مورد به قدرت رسیدن ژنرال های فاشیست مصر به رهبری السیسی هورا کشیدند و آن را پایان اسلام گرایی در خاورمیانه قلمداد کردند. توهم پراکنی و خودفریبی این جریان های به اصطلاح «چپ» که از چپ بودن فقط تاریخچه ای دارند، ابعاد تاسف بار و خطرناکی به خود گرفته است. هر رژیم ارتجاعیِ بی پایه و منفوری می تواند با استفاده از توهمات و خودفریبی این جماعتِ به اصطلاح «چپ» (و در واقع، خادمیان بی جیره و مواجب وضع موجود) عمر خود را طولانی تر کند. کلیه ی این رخدادها در جهانی که به شدت درهم تنیده و ادغام شده است بسیار مهم هستند.

تغییر و تحولات یک نقطه جهان بر فضای سیاسی و فکری نقطه ای دیگر از جهان تاثیر می گذارد و آن را شکل می دهد. در نتیجه به موضع گیری های نیروهای سیاسی چپ هر کشور در قبال رخدادهای مهم بین المللی باید به مثابه تبارزی از تفکر و راهکار آنان در رابطه با ایران نگریست.

نیروهای چپی که فکر می کنند با خزیدن به درون شکاف ها و ترک های دولت های ارتجاعی می توانند گامی برای «بهبود وضع» بردارند، در نهایت تبدیل به پیچ و مهره ی سیستم می شوند، بدون آن که حتی نیتش را داشته باشند. این جماعت و این سیاست را باید به طور جدی به چالش گرفت.

در عصر سرمایه داری امپریالیستی، حفظ قدرت اقتصادی طبقه بورژوازی بدون پشتوانه ی دولت های مقتدر و ارتش های تا به دندان مسلحِ آن و جنگ و نابودی ممکن نیست. جهان به صورت تدريجی و مسالمت آمیز تغيير نمی کند. رخدادهای خاورمیانه بیان آشکار این واقعیت است. با تکیه بر این واقعیت است که پرولتاریای انقلابی در مقابل توهمات و عوام فریبی های بورژوائی، بر سرلوحه ی مبارزات خود می نویسد: «بدون قدرت سیاسی، همه چیز توهم است».

 

توضیحات:

1-  اصول کمالیسم که به «شش تیر» معروف است عبارتند از جمهوریت، ملت گرایی، پوپولیسم، سکولاریسم، دولت گرایی، انقلابی گری. هدف اصلی آن گسست از حاکمیت عثمانی و مراکز قدرت سیاسی و دینی آن و استقرار دولت تمرکزگرای ترک در اتحاد با امپریالیست های غربی بود. امپراتوری عثمانی بر پایه ی سلطنت موروثی، شریعت اسلام و فئودالیسم اداره می شد. اصول سکولاریسم و جمهوریت و ملت گرایی ترک اصولی برای تسویه حساب با نخبگان سلطنتی و دینی عثمانی بود. اصل دولت گرایی برای تاکید بر توسعه ی سرمایه داری بر مبنای تمرکز مالکیت و اداره ی بنگاه ها در دست دولت بود. ایدئولوژی عظمت طلبی ترک جای ایدئولوژی عظمت طلبی امپراتوری عثمانی به عنوان چسب ایدئولوژیک جامعه طراحی شد که مستلزم اسیمیلاسیون خونین کردها و ارامنه و دیگر ملل اقلیت ترکیه بود.

2- این کودتای نظامی تحت حمایت و قیمومیت آمریکا انجام شد. در این کودتا، ارتش به عنوان دیرک دولت جمهوری ترکیه تقویت شد. ارتش تبدیل به حزب حاکم واقعی شد. این وضعیت تا عروج حزب عدالت و توسعه در سال 2002 ادامه داشت. کودتای نظامیان در سال 1970 راه را برای استفاده ی حکومت از اسلام گرایی و نیروهای اسلام گرا برای مقابله با رشد و گسترش نیروهای کمونیست نیز باز کرد. توسیاد همواره حامی ارتش بود. توسیاد حامی کودتای نظامیان در سال 1980 نیز بود.

3- خلیل کاراولی، آیا توسیاد می تواند دموکراسی ترکیه را نجات دهد؟ 11 فوریه 2015

Can TUSIAD help save Turkish democracy? Halil Karaveli, Turkey Analyst vol. 8 no. 3 feb 11 2015  

4- هفت سال تحت حاکمیت آ.ک.پ در ترکیه

7 Years Under AKP rule in Turkey. Majjala Magazine 26 nov 2009

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در