Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 71  پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹       
اين پيام اول ماه مه است : تنها راه چاره انقلاب است، انقلاب کمونيستي

اين پيام اول ماه مه است : تنها راه چاره انقلاب است، انقلاب کمونيستي

 

  اين پيام کسانی است که بردگی را برنمي تابند، به هيچ شکل و در هيچ نقطهی اين کرهی خاکی.دنيای قرن بيست و يکم، دنيايی است بس کهنه که ستم و بهره کشی و نابرابری از هر روزنه اش بيرون مي جهد و ميلياردها نفر را به کام خود مي کشد. نظام حاکم بر دنيا، زندگی را برای اکثريت انسان ها غيرقابل تحمل کرده و به جای شادابی و نشاط و تعاون و تلاش آگاهانه، بي آيندگی و توهم و جهل و خودخواهی را به آنان عرضه مي کند.

طبقهی سرمايه دار که در رأس اين نظام نشسته است، زندگی همهی انسان ها را تابع انباشت سرمايه و کسب سود مي کند. سودافزايی دائمی ماشين سرمايه به قيمت مرگ تدريجی توده های زحمتکش در خط توليد بين المللی است؛ به قيمت بيکاری و فلاکت کسانی که مرتباً از چرخه ی توليد به بيرون پرتاب مي شوند؛ به قيمت تخريب لجام گسيختهی طبيعت. فوق استثمار در مشقت خانه ها، در اقتصاد غيررسمي، تحت سياست رياضتکشی و رواج مشاغل موقتی و پيماني، همه جا گستر شده است. ميليون ها کودک به خاطر گرسنگی و فقر و بيماري های ساده، به سوی مرگ محتوم روان اند. ميليون ها نفر از آفريقا و آسيا و چهارگوشهی جهان به اميد دست يافتن به کار و امنيت و آرامش جابه جا مي شوند اما به صخره های سخت واقعيتِ تلخ حاکم برجهان برخورد مي کنند. گروهی در همان ابتدا طعمهی امواج مي شوند و ديگران تا به آخر طعم تلخ مهاجر بودن و بيکار بودن و غيرقانونی بودن را خواهند چشيد. دنيای کنوني، دنيای ستم ها و بي عدالتي ها است. در ايالات متحدهی آمريکا هر روز سياه پوست يا رنگين پوستی قربانی خشونت پليس شده و جان مي بازد. در ايران زحمتکشان شريفی مانند يونس عساکره کارگر خرمشهری در عکس العمل به تبعيض و فشارهای اقتصادي، خود را به آتش مي کشند. محرومان بيکار شده و عاصي، تحت عنوان «اراذل و اوباش» سرکوب مي شوند. جوانانی که ستم ملی و مذهبی را برنمي تابند به جوخهی اعدام سپرده مي شوند. در غرب و شرق دنيا زنان مورد تجاوز قرار مي گيرند. فرخنده ها را مثله مي کنند و به آتش مي کشند؛ زنان شنگال را به اسارت مي برند، به صورت زنان اسيد مي پاشند و ريحانه ها را به خاطر تن ندادن به تجاوز و مجازات تجاوزگر به چوبه دار مي سپارند.

نظام طبقاتي، نوع بشر را با مرزهای مصنوعی رنگ و نژاد و مليت و مرزکشي های کشوری متفرق کرده است. جنگ های ويرانگر و ضد مردمی جريان دارد. امپرياليسم آمريکا و متحدينش تحت نام «جنگ با تروريسم» خيزش های مردم را سرکوب و منحرف مي کنند. با جنگ به بازسازی رژيم های کارگزار و همدست خود مي پردازند. ميليون ها نفر را آواره و صدها هزار نفر را به کام مرگ مي کشانند. تجاوز و مداخلهی مستقيم امپرياليستی و جنگ های نيابتی در حال گسترش است. ادامهی جنايات امپرياليستی به تقويت نيروهای مرتجع و بنيادگرای مذهبی ياری رسانده و روابط و باورهای کهنه و وحشيگري های غيرقابل تصوری را به مردم تحميل کرده است. اين شرايط بي ثبات و بحرانی و خونين، نتيجهی کارکرد پر هرج ومرج نظام امپرياليستی است.

در مقابل، اعتراض و مقاومت مردم عليه وضع موجود هرلحظه به شکلی و از گوشه ای سربلند مي کند: مبارزه برای کار و نان و آزادي، مبارزه عليه ستم جنسيتی و نژادپرستی و ستم ملي، مبارزه عليه جنگ امپرياليست ها و نيروهای مرتجع مذهبی.اگر مردم به مقاومت و اعتراض برنخيزند هرگز به مسائل پايه اي تر و اساسي تر هم فکر نخواهند کرد و انگيزه ی جست وجو و يافتن آرمان و راه دگرگونی واقعی و ريشه ای نيز در آنان بيدار نخواهد شد. برپا شدن چنين جنبش هايی و درگير شدن توده های مردم در صحنهی مبارزه، فرصت و فضا فراهم مي آورد برای طرح پرسش های پايه ای در مورد چگونگی خلاص شدن از وضع موجود و معنای جامعه و روابط متفاوتی که مي توان و بايد جايگزين جامعهی کهنه کرد. اعتراضات و مقاومت های توده ها اينجا و آنجا شعله مي گيرد و حتی مي تواند به حريقی خوفناک برای حاکمان تبديل شود، اما به علت محروم ماندن از رهبری پيشاهنگ کمونيستی که توده ها را آگاه و متحد و متشکل کند و افق و برنامه و استراتژی انقلاب را در برابرشان بگذارد، بعد از مدتی فروکش کرده و به کج راه مي روند و يا در برابر حملات وحشيانهی قدرت های حاکم شکست مي خورند. واقعيتی که بايد ديد و به آن تکيه کرد، وجود ظرفيت نهفته و فزايندهی انقلابی در دنيايی است که به صحنهی رقابت ها و کشمکش های بي پايان و حاد ميان نيروهای پوسيدهی امپرياليست و بنيادگرای مذهبی تبديل شده است. با اتکا به اين ظرفيت انقلابي، با آزاد کردن توان و انرژی انباشته در توده های مردم و با متحول کردن آنان در جنبشی که هدفش کسب قدرت سياسی باشد مي توان مسير ديگری را در برابر دنيا گشود. ما از آزاد کردن توان و انرژی کسانی مي گوييم که سرنوشت خويش را هر روز با خون و عرق در پهنهی جهان مي نويسند و شرايط زندگی و کارشان حکم بر همسرنوشتي شان مي دهد. وجود اين نيروی مادی است که امکان انقلاب کردن و ساختن دنيايی نوين را ايجاد کرده است.

پيام اول ماه مه، به پا خاستن، متحد و متشکل شدن و ساختن جنبشی با هدف انقلاب است. انقلاب قهرآميزی که اين نظام جهانی را همراه با طبقات حاکمه ای که منافعشان را با تکيه به نيروی اسلحه و ايدئولوژي های اسارت بار خود پيش مي برند، سرنگون کند. پيام اول ماه مه، دعوت به برافراشتن و گردآمدن زير پرچم انقلاب کمونيستی است. اين انقلاب را يک طبقهی جهانی رهبری مي کند: پرولتاريا. طبقه ای که فقط با رها کردن تمام بشريت رها مي شود و هدفش آزادی نوع بشر از زندان جامعهی طبقاتی است.

امروز چندين کشور منطقهی خاورميانه در آتش جنگ مي سوزند. جنگی که به شکل جدی دامن چند کشور ديگر را هم گرفته است. بسياری از مردم در پاسخ به فقر و ستمگری و جنايات امپرياليست ها و رژيم های دست نشانده و به علت نبود يک قطب انقلابی به دنبال نيروهای مرتجع اسلامی روان شده اند. اسلام گرايی اما پاسخی واقعی به فقر و ستم نيست بلکه خود مکمل و حافظ وضع موجود است. نيروهای اسلام گرا به کمک ايدئولوژی دينی و خرافات ديني، روابط ستمگرانه را تقويت و تشديد مي کنند و مشخصاً فرودستی نيمی از جامعهی بشری يعنی زنان را به کمک آيات و روايات زن ستيزانه و پدرسالارانهی اسلامی توجيه مي کنند. جمهوری اسلامی ايران نيز از پرچم داران اسلام گرايی است. ادامهی حيات جمهوری اسلامی يعنی لگدمال شدن حرمت انسانی و ارزش های ترقي خواهانه و انقلابی.رژيم ايران برای همساز شدن با طرح های امپرياليسم آمريکا و خروج از بحرانی که ساليان درازی است گرفتار آن است، در عراق و سوريه و لبنان و يمن جنگ افروزی کرده و مبلغ و مروج تفرقه افکنی مذهبی شده است. توهم در مورد سياست ها و تدابير طبقهی حاکمهی ايران و قدرت های امپرياليستی که دل بستن به مذاکرات هسته ای يک شکل مشخص آن است، هيچ نتيجه ای جز ياس و سرخوردگی نخواهد داشت و باعث خواهد شد که توده های مردم از آگاهی و جسارت و اراده ی لازم برای نبرد عليه شرايط ستم و استثمار و بي حقوقی خود، عليه جنگ های خانمان سوز، عليه ستمگری ملی و بردگی جنسيتي، محروم بمانند و خود به دست خود زنجيرهای بردگي شان را ببافند. حاکمان اسلامی خوب مي دانند که نظامشان درگير تضادهای عميق است و برای تحکيم موقعيت خود نياز به برقراری نظم پادگانی و آرامش گورستانی در جامعه دارند. نياز به سردواندن و خام کردن توده های محروم با وعدهی بهبود اوضاع دارند. نياز به سرکوب و دفن انديشهی انقلاب و آرمان کمونيسم دارند تا مردم بديلی در برابر اين نظام بهره کش و ستمکار و پدرسالار نبينند و عصيانشان سمت و سوی آگاهانه و مؤثری نيابد. هر ثانيه از دوام عمر اين رژيم، موجب گسترش تصاعدی بي عدالتي، فقر، خرافه و جهل و نابود شدن آينده ی نسل جوان است. جامعه ی ما به شدت نيازمند آن است که هرچه سريع تر اين رژيم استثمار و سرکوب و فريب را دفن کند.

 

پيام اول ماه مه، ضرورت سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و ايجاد يک نظام نوين، سکولار و سوسياليستی است.•

 

حزب کمونيست ايران (مارکسيست-لنينيست-مائوئيست)

مه 2015- ارديبهشت 1394

 

 

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در