Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 68  پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹       
آغاز دور دیگری از وحشیگری در خاورمیانه

آغاز دور دیگری از وحشیگری در خاورمیانه

 

اطلاعیهی حزب کمونیست ایران  (م.ل.م) در مورد حملهی داعش به عراق

 

تا پیش از رویدادهای اخیر، آخرین نبرد نیروهای داعش (دولت اسلامی عراق و شام) با ارتش عراق و دولت نوری المالکی شش ماه پیش در شهر فلوجه اتفاق افتاد. اما این بار نیروهای داعش با ترکیب جدیدی متشکل از نیروهای سابقِ ارتش عراق و حزب بعث و عشایر سُنی مذهب به میدان آمده است و با استفاده از شکاف های عمیق درون حکومت مالکی، فساد و تبعیض و ناکارآمدی و سرکوب مردم این کشور، توانسته است با نیرویی سه هزار نفره و با عملیات هایی برق آسا، بدون این که با مقاومت جدی ای مواجه شود موصل، یکی از شهرهای بزرگ عراق را به تصرف خود در آورد. موصل جمعیتی معادل دو میلیون نفر دارد و شمار نیروی پلیس و ارتش مستقر در شهر 60 تا 100هزار نفر تخمین زده می شود. داعش هدف خود را استقرار حکومت اسلامی مبتنی بر شریعت در عراق و بخشی از سوریه اعلام کرده بود و تا پیش از وقایع اخیر ادعای آنان زیاد جدی گرفته نمی شد، اما رویدادهای هفته ی اخیر نشان داد که داعش نیرویی است که به طور منظم و با برنامه و سازمان یافتگی برای دست یابی به هدفش فعالیت می کند. پیشروی نیروهای داعش، به شهر موصل محدود نمانده است و آن ها تکریت و برخی مناطق دیگر را نیز تصرف کرده اند. تعداد قابل توجهی از زندانیان زندانِ بادوش در شهر موصل، که اکثراً زندانیانی بودند که در درگیری نظامی با نیروهای دولت اسیر شده و اتهام شان تروریسم بود به داعش پیوستند. علاوه بر این تعدادی از جوانان ناراضی که اکثراً سنی های عرب هستند نیز وارد صفوف این جریان شده اند و داعش با کسب نیرو قصد دارد به سوی مرکز عراق و پایتخت پیشروی کند.

پیشروی های داعش تمام ساختارهایی را که آمریکا و متحدینش از زمان اشغال عراق ساخته بودند، تهدید می کند. تحرکات اخیر داعش نشان از وضعیت تازه ای در کشور عراق و منطقه ی خاورمیانه دارد. این جنگ می تواند گسترش یافته و دیگر کشورهای منطقه را نیز درگیر کند. داعش پس از گذشت سه روز از تصرف شهر موصل اعلام کرد کارمندان دولت باید به سر کار باز گردند و هر فردی که از این دستور سرپیچی کند مجازات خواهد شد و همچنین مانند تمامی اسلام گرایانِ مرتجع دیگر اعلام کرد که: «زنان باید با نقاب از خانه بیرون بیایند.»

بر اساس گزارش ها، نیروهای داعش پس از تصرف موصل ده ها نفر از غیر نظامیان و تعداد قابل توجهی از نیروهای نظامی عراق را اعدام کرده اند. یک بار دیگر موج میلیونی جنگ زدگانِ عراقی آواره ی شهرهای دیگر شده اند. بسیاری از آنان در دروازه های شهرهای کردستان عراق منتظر کمک هستند. با پیشروی نیروهای داعش در سایر مناطق، این انتظار می رود که آنان با تصرف هر منطقه به سرکوب مخالفان دینی و سیاسی خود بپردازند و قوانین قرون وسطایی اسلامی را به اجرا در آورند.

مطبوعات خبر دادهاند که نیروهای نظامی داعش همچنین شامل مجموعه ای از نظامیان حرفه ای ارتش بعث عراق به رهبری عزت ابراهیم دوری از سران سابق حزب بعث و نفر دوم رژیم عراق در زمان صدام حسین است. وی همچنین رابطه ی تنگاتنگی با فرقه ی نقشبندی دارد، که سنتاً تحت حمایت عربستان بوده است. این جریان همچنین از حمایت مالی عشایر سنی که از دولت مرکزی ناراضی اند برخوردار است و گفته می شود از منابع نفتی شرق سوریه و مالیات های محلی و کمک مالی برخی کشورهای عربی هم چون عربستان و قطر بهره مند است.

داعش فقط در صورت حمایت های قابل توجه داخلی و خارجی می تواند موصل را نگاه دارد و حتا اگر نتواند خود را گسترش دهد و یا بغداد را بگیرد، همین که بتواند منطقه ی مستقلِ خود را ایجاد کند، معادلات جغرافیایی و سیاسی عراق و حتا منطقه را برهم خواهد زد.

ذکر این مساله هم مهم است که داعش با داشتن استان حسکه در سوریه (طبق نقشه ی جغرافیایی حکومت اسلامی داعش، شرق سوریه بخشی از سرزمین این حکومت است) پشتگاهِ مهمی دارد و بخش مهمی از غنایم جنگی اش همچون تسلیحات نظامی پادگان موصل و طبق آخرین خبرها از ابتدای حمله به موصل مبلغی معادل یک و نیم میلیارد دلار را به مناطق تحت حاکمیت خود انتقال داده است.

نیروی داعش صرفاً یک نیروی مذهبی با پوشش اسلامی نیست بلکه نیرویی است که از پشتوانه ی مالی و توانایی دولت های مختلف برخوردار است. (برای اطلاع بیشتر از ماهیت چنین نیرویی به مقاله ی حقیقت شماره ی 66 مراجعه کنید)

آمریکایی ها ضمن انتقاد به دولت نوری المالکی اعلام کرده اند از حکومت مرکزی دفاع خواهند کرد اما این دفاع به منزله ی فرستادن نیروی زمینی به عراق نخواهد بود. اختلافات در درون هیئت حاکمه ی آمریکا بر سر چگونگی میزان نیرو، بالا گرفته است. جان مک کین سناتور جمهوری خواه و از رهبران ارشد سنای آمریکا طی سخنانی خواستار استعفای تیم امنیتی ملی اوباما شد و دلیل اصلی فروپاشی وضعیت امنیتی در عراق را ضعف تیم ملی امنیت ملی اوباما قلمداد کرد و گفت «اوباما مسئول خروج نیروهای آمریکایی از عراق و فراخواندن ژنرال هایی است که در معماری امنیت در عراقِ جنگ زده موفق بوده اند». وی خواستار برکناری ژنرال مارتین دمپسی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا شد. جیمز جفری سفیر سابق آمریکا در عراق در مصاحبه با تلویزیون CNN درباره ی تحولات اخیر عراق گفت: «مالکی مدت ها است که بخشی از مشکل بوده، ولی کل نظام سیاسی بخشی از مشکل است و سلطه ی شیعه بر کشور از جمله واحدهای شیعی که مثلاً در موصل می باشند، وضعیت را تشدید کرده اند. حالا اوضاع می خواهد تغییر کند و فرد دیگری بیاید یا نه را من نمی دانم اما مالکی ای که من می شناسم موفق نخواهد شد». تا کنون آمریکایی ها 7000 نیروی نظامی را وارد عراق کرده اند که 3000 نفر آنها در سلیمانیه مستقر شده اند. اوباما در روز جمعه 13 ژوئن گفت که: «دولت عراق باید تلاشی جدی برای فائق آمدن بر اختلافات فرقه ای انجام دهد. در غیر این صورت اقدام نظامی آمریکا نمی تواند در فرونشاندن ناآرامی ها موفق شود... و در کنار راه حل کوتاه مدت نظامی، سران عراق باید تمایل خود را برای گرفتن تصمیم های دشوار و آشتی سیاسی نشان دهند.» یک ترجمه و تفسیر از سخنان اوباما می تواند این باشد که مانند مورد افغانستان و مذاکره با طالبان، دولت المالکی نیز باید به مذاکره با داعش و نیروهای باقیماندهی بعث بپردازد. این سیاست آمریکا از سال ها پیش با نیرویی همچون طالبان به پیش رفته و دولت اوباما با توجه به تبعات جنگ در منطقه بیشتر از هر زمان دیگر به این مذاکرات علنی و پنهانی ادامه داده و خواهد داد.

از سوی دیگر سرگئی لاورف وزیر امور خارجه ی روسیه گفت: «آنچه در عراق اتفاق می افتد، بیانگر شکست کامل سیاست آمریکا و انگلستان در پی هجوم آنها به این کشور است». وی در مصاحبه با خبرگزاری روسیه گفت: «ایالات متحده و بریتانیا پس از اشغال عراق کنترل خودشان را در آن کشور به طور کامل از دست داده اند، به طوری که این کشور با خطر تجزیهشدن مواجه است».

حکومت اسلامی ایران یکی دیگر از دولتهایی است که به شدت نگران پیشروی داعش بوده است. رژیم بغداد روابط بسیار نزدیکی با جمهوری اسلامی دارد. مشاوران سیاسی و نظامی ایران نقش مهمی در آموزش ارتش کنونی عراق و دست کم بخش های شیعهی این ارتش داشتهاند. بعد از حملات داعش، فرماندهی سپاه قدس به نام قاسم سلیمانی (که در بدنامی و خونخواری به پای همتای خود پرنس بندر، سرکرده ی نیروهای امنیتی عربستان سعودی می رسد) همراه با 150 «مشاور» نظامی و هزار نیروی نظامی سپاه پاسداران برای حفاظت از شهر بغداد وارد این شهر شدند. جمهوری اسلامی که از زمان تشکیل داعش از این نیرو به عنوان «تکفیریها» نام میبرد از آغاز بحران در سوریه توسط سپاه قدس با این نیرو درگیر بوده است. سران جمهوری اسلامی میگویند داعش دستساختهی عربستان برای مقابله با ایران است. در همین حال دولت ایران نیروهای نظامی خود را در غرب و شمال کردستان به حال آماده باش در آورده است و کلیه ی پروازها از ایران به عراق و اعزام زائران ایرانی به حالت تعلیق در آمده است. حملات داعش تضاد دیگری را به تضادهای درون هیئت حاکمه ی جمهوری اسلامی افزوده است: این که جمهوری اسلامی از طریق سپاه پاسداران وارد جنگ گسترده با داعش در عراق بشود یا به طور محدود به دولت عراق کمک کند؟ این که کماکان به حمایت از المالکی ادامه بدهد یا دست از این حمایت بکشد؟

به دلیل همین تضادهای درونی، از سوی سران جمهوری اسلامی اعلام موضع های متناقض می شود. اما در کل، جمهوری اسلامی از این فرصت برای ابراز همکاری با آمریکا در جنگ های کثیف منطقه ای استفاده کرده است. حسن روحانی در سال روز انتخاب شدن اش با چهره ای منقلب فریاد کشید. «ما با تروریسم در جهان مبارزه می کنیم». در 14 ژوئن اعلام کرد که: «اگر جمهوری اسلامی اقدام نظامی آمریکا علیه گروه داعش را مشاهده کند، می توان نوعی همکاری میان دو کشور را علیه آن ها در نظر گرفت.» در همان حال که رئیس جمهوری این نظام این چنین «علیه تروریسم» موعظه می کند، تروریسم دولتی را در داخل کشور به شدت ادامه داده است و در ادامه ی سیاست های سرکوبگرانه اش علیه ملل تحت ستم و اقلیت های مذهبی در ایران طی چند روز گذشته دو فعال عرب اعدام شدند و پرونده ی 57 جوان کُرد که متهم به همکاری با نیروهای سلفی و سازمان های سیاسی کرد هستند روی میز گذاشته شد. مسلماً در صورت افزایش دخالت گری جمهوری اسلامی در عراق باید منتظر واکنش حامیان داعش در مناطق سُنی نشین و مرزی ایران هم چون بلوچستان و سایر مناطق باشیم. طنز ماجرا این جا است که اولین رژیم مذهبی در دور اخیر ادعای مقابله با نیروی ارتجاعی دیگری را دارد که از قضا آن ها نیز به دنبال تشکیل حکومت الله بر روی زمین هستند.

دارودسته های ارتجاعی در خاورمیانه و آفریقا پرچم اسلام گرایی را از انواع شیعه و سنی و سلفی آن برای دست یافتن به قدرت و شریک شدن با قدرت های دولتی و امپریالیستی در استثمار مردم و غارت ثروت های آنان بلند کرده اند و در این راه از هیچ جنایتی فروگذار نیستند. ایدئولوژی اسلامی یک ایدئولوژی و برنامه ی اجتماعی به شدت ارتجاعی و ضد مردمی است و رشد بنیادگرایی اسلامی محصول عملکرد نظام سرمایه داری امپریالیستی در سطح جهان و تشدید تضاد اساسی سرمایه داری دانست. به گونه ای که رشد و گسترش روابط سرمایه داری امپریالیستی در سطح جهان و اعمال جنایت کارانه ی امپریالیستها و جنگ های امپریالیستی و نیابتی و غیره، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ویرانگری برای صدها میلیون نفر از مردم در کشورهای پیرامونی و از جمله در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا داشته و به شکل گیری جنبش بنیادگرایی اسلامی در این کشورها منجر شده است. جنبش ارتجاعی ای که چشم اندازی جز تدوام روابط سرمایه داری و فقر و فلاکت و جهل و خرافه و پدرسالاری و زن ستیزی را برای طبقهی کارگر و زحمت کشان در این کشورها در بر نداشته و ندارد.

همان طور که در مقالهی «جمهوری اسلامی در جنگ با القاعده» در نشریه ی حقیقت شماره ی 66 تاکید کردیم:

«هدف جمهوری اسلامی از ورود مستقیم به این جنگ تثبیت موقعیت خود به عنوان یک دولت متعارفِ متعهد به ثبات نظام سرمایه داری امپریالیستی در خاورمیانه و در پی آن تثبیت و تقویت موقعیت خود در سلسله مراتب دولت های ارتجاعی وابسته به امپریالیسم در منطقه است. هرچند تبعات میان مدت و درازمدت و حتا اثرات کوتاه مدت درگیری نظامی در چنین منطقه ی پرتضاد و بی ثباتی برای خود حاکمان تئوکرات در ایران روشن نیست اما ضرورت های حفظ نظامی که تا مغز استخوان وام دار و وابسته به نظام سرمایه داری-امپریالیستی جهانی است، جمهوری اسلامی را وادار به ایفای چنین نقشی می کند. هر گونه شکست در این استراتژی، بحران های سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی از جمله تضادهای درون هیئت حاکمه را بسیار حادتر خواهد کرد. با این اوصاف، سران رژیم ورود به این جنگ منطقهای را به صورت فرصتی برای حفظ نظامشان مینگرند. این قمار خطرناک و چند وجهی یعنی تلاش برای تبدیل شدن به متحد اصلی قدرت های امپریالیستی در منطقه و چالش با جنگجویان اسلامگرای القاعده و شبه نظامیان وابسته به عربستان سعودی و قطر و غیره ضرورتی است که به آن باید گردن بگذارند ولو آن که این نارنجک در دست خودشان منفجر شود. اوضاع خاورمیانه به گونه ای است که رژیمهای حاکم فقط به این شکل میتوانند به عنوان قدرتهای قابل اعتنا ابراز وجود کنند. تقریباً هیچ دولتی امکان دور ماندن از این تضادها و مناقشات را ندارد.»

 

دولت اسلامگرای رجب طیب اردوغان نیز از ابتدای بحران در سوریه به حمایت مالی و نظامی از گروههای بنیادگرای اسلامی و از جمله داعش پرداخت و به نوعی داعش را در مقابل نیروهای هوادار پ.ک.ک در کردستان سوریه تقویت میکرد. نیروهای داعش قبل از اشغال کامل موصل به سفارت ترکیه اطلاع داده بودند که ما با نیروهای شما کاری نداریم و علیرغم این که کنسولگری ترکیه را در موصل اشغال کردند تضمین های لازم را به رژیم اردوغان دادند. اپوزیسیون قانونی دولت اردوغان، وی را عامل تقویت نیروی داعش می دانند. از سوی دیگر دولت ترکیه اعلام کرده است که اگر داعش کارکنان کنسول گری ترکیه در موصل را آزاد نکند، ارتش ترکیه به صورت مستقل به سوی موصل حرکت خواهد کرد!

کشورهای عربستان و قطر از پشتیبانان مالی و نظامی داعش بوده اند و حمله ی داعش بدون اطلاع و هماهنگی با آن ها صورت نگرفته است. جمهوری اسلامی به طور مرتب در تبلیغات خود این مساله را یاد آور می شود که تکفیری ها تحت حمایت مالی و نظامی عربستان برای مقابله با ما فعالیت می کنند.

هم زمان با حمله ی داعش نیروهای مختلف اپوزسیون ایرانی موضع گیریهای متفاوتی در واکنش با این رویداد داشتند. در همان روزهای اول سازمان مجاهدین خلق خبر تلویزیون الجزیره را تحت عنوان «تسخیر کامل شهر موصل توسط انقلابیون و عشایر عراق» منعکس کرد. این که نیرویی چون مجاهدین در سطح منطقه به حمایت و حتی همکاری با داعش بپردازند چیز غریب و دور از انتظاری نیست.

حزب کومه لهی زحمت کشان، در روز اول بحران طی اطلاعیه ای اعلام کرد که زمان مناسبی برای تحکیم وضعیت در کردستان عراق است و به حکومت کردی پیشنهاد داد که: «در این اوضاع و احوال، لازم است حکومت اقلیم و همهی نیروهای سیاسی جنوب کردستان با عمل و تصمیمی یک دست از مردم مناطق بریده شده از کردستان پاسداری بکنند و نگذارند آتش این جنگ مرتجعانه و نژادپرستانه به مردم این نواحی زیان وارد سازد. اکنون برای برگرداندن نواحی بریده شده از کردستان به آغوش اقلیم کردستان و محافظت کردنشان در برابر داعش، زمان اتحاد است.» عبدالله مهتدی رهبر این حزب در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه در مورد منابع مالی نیروی داعش گفت: «شایعاتی هست که می گویند قطر از این نیرو حمایت می کند اما دلیل معتبری در این مورد در دست نیست و این نیرو با گروگان گیری و برخی سرمایه دارن عرب تامین می شود»! کومه لهی زحمتکشان همچنین اعلام کرده است که: «ما بهعنوان کومه لهی زحمتکشان پشتیبانی خود را از حکومت اقلیم برای پاسداری کردن از مردم جنوب کردستان اعلام میداریم و آماده هستیم برای مصون ماندن این تجربهی تاریخی از خطر تروریست و نژاد پرستان، هرگونه همکاری را به هر طریق ممکن تقدیم بداریم.» چنین اظهار نظراتی از سوی جریانات ناسیونالیستی و پرو  امپریالیستی مانند حزب کومه لهی زحمتکشان جدید نیست و این حزب مدتها است به همان نسخهی کهنهی همراهی با نیروهای ارتجاعی در قدرت رو میآورد. یک روز اتحاد علیه صدام با چلبی و آمریکا و حالا اتحادی خواسته یا نا خواسته با مالکی و جمهوری اسلامی به بهانهی دفاع از حکومت اقلیم کردستان. ماهیت طبقاتی چنین نیروهایی هر چند خودشان در قدرت نباشند روشن است. این ها اساساً به دنبال جا و سهمی برای خود در این دنیای ستم گرانه و مناسبات استثماری آن می گردند.

اما روی سخن ما با کسانی است که دنبال راه هایی میانه در این آشفته بازار می گردند و بار دیگر و برای چندمین بار به انتخاب میان بد و بدتر متوسل می شوند تا در میان نیروهای ارتجاعی امپریالیستی، بنیادگرای اسلامی و دولت های مرتجعِ منطقه یکی را بر دیگری ترجیح دهند. زمانی لنین در جریان جنگ های امپریالیستی جهانی اول تنها کسی بود که مقابل احزاب قوی سوسیال دموکرات دربارهی ماهیت ارتجاعی جنگ امپریالیستی ایستاد و اعلام کرد که باید ماهیت واقعی این جنگ را روشن کرد و سفسطه جوییها و عبارت پردازیهای «میهن پرستانه»ی این طبقات در اشاعهی جنگ را بی رحمانه افشا کرد. امروزه نیز نیروهای کمونیست و انقلابی باید ماهیت انواع و اقسام دولت ها و نیروهای ارتجاعی حاکم یا بیرون از حاکمیت، زیر فرمان آمریکا یا هر قدرت امپریالیستی دیگر را افشا کرد و هشدار داد که هرگونه نزدیکی با قدرتهای و گروههای ارتجاعی در هر دو طرف این معادله، تنها زنجیرهای بردگی مردم منطقه را محکمتر خواهد کرد. علت این که جوانان از ملیتهای مختلف زیر پرچمهای تاریک داعش و طالبان و اسلامیها در منطقه میجنگند فقط در ناعادلانه بودن این سیستم و فساد و رشوه خواری دولت های ایران، عراق، سوریه و لیبی و مصر و غیره نیست. بلکه بیش از آن بیانگر فقدان یک آلترناتیو کمونیستی انقلابی در صحنه است. آلترناتیو کمونیستی که درک روشنی از صحنهی سیاسی منطقه و جهان داشته باشد و در صحنهی تضادهای پیچیدهی جریانات متعدد ارتجاعی و بورژوایی و پروامپریالیستی بتواند راه یک انقلاب سوسیالیستی واقعی، سرنگونی انقلابی همهی این دولتها، قطع نفوذ امپریالیستها در منطقه و اتحاد انترناسیونالیستی پرولتاریای منطقه را نشان بدهد. این چیزی است که فقدانش در چنین اوضاعی به شدت احساس میشود و مادامی که چنین نیرو و قطب کمونیستی در منطقه و جهان شکل نگیرد، نیروهایی مانند داعش امکان و فرصت جذب و بسیج تودههای مردم از جمله کارگران و زحمتکشان را خواهند داشت. نیروهای کمونیست و انقلابی واقعی حتی اگر در اقلیت باشند و بسیار کوچک باشند باز هم نباید تودههای مردم را به سوی انتخاب میان «بد و بدتر» سوق دهند و نخواهند داد و به صحنهی آرای تضادهای ارتجاعی تبدیل نخواهند شد.

وظیفهی هر فرد و گروه مترقیای است (کمونیستها که جای خود دارند) علیه ورود جمهوری اسلامی به جنگ در عراق یا هر نقطهی دیگر موضع گیری کرده و در میان توده های مردم حس انزجار نسبت به این «ماموریت» ارتجاعی و خدمت به نظام امپریالیسم جهانی را برانگیزد. عوامفریبیهای سران امنیتی و نظامی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را که میخواهند این حرکت نفرت انگیز سپاه پاسداران را در ورود به جنگهای ارتجاعی «منافع ملی» و «امن کردن ایران» توجیه کنند باید افشا کرد. مردم باید بدانند که میان ماهیت جمهوری اسلامی و داعش هیچ تفاوتی موجود نیست. جنایت های جمهوری اسلامی علیه خلق عرب در خوزستان را باید افشا کرد. بسیاری از جوانان عرب در اعتراض به جمهوری اسلامی وارد بیراههی خدمت به سلفیها شدهاند. این جوانان و همهی مردم از کرد و عرب و فارس و ترک و ترکمن باید بدانند که راه «مردم» از راه تمام این مرتجعین – چه جمهوری اسلامی ایران یا رقبای «سنی» آن – جدا است و باید آن را جدا کرد. افقهای کوته نظرانهی دینی و ملی و قومی فقط رنج و بدبختی برای اکثریت مردم به بار میآورند. افق «مردم» باید گذر کردن از مرزهای ملی، قومی، دینی و جنسیتی و نژادی و ایجاد یک اتحاد انترناسیونالیستی بزرگ بر اساس منافع طبقاتی باشد. به ویژه کارگران و فعالین کارگری باید علیه تبلیغات ضد سنی و ضد عرب و بزرگنمایی «ملی» که از سوی بلندگوهای امنیتی و نظامی ایران تبلیغ میشود، موضع گیری کنند. جنگ ایران و عراق را فراموش نکنیم که صدها هزار جوان را روی مین ها و به جنگ ارتجاعی فرستادند و زحمتکشان ایران و عراق را مجبور کردند که همدیگر را بکشند و کشته شوند تا تخت سلطنت خمینی و صدام محکم شود.

در این میان زنان باید مقدم بر همه علیه ماجراجوییهای نظامی جمهوری اسلامی موضعگیری کنند، زیرا در جنگ میان مرتجعین اسلامی ایران با مرتجعین اسلامی عراق یا هر جای دیگر، زنان قربانیان درجهی اول هستند.

ضروری است در چنین شرایطی نیروهای کمونیست و انقلابی ضمن افشای ماهیت داعش و دیگر نیروهای بنیادگرای اسلامی در منطقه، علیه نقش رژیم جمهوری اسلامی و تمایلش برای متحد شدن با امپریالیسم آمریکا و دخالتگری و توسعهطلبی در عراق و سوریه و غیره به افشاگری و تبلیغ دست بزنند. به رژیم نباید اجازه داد تا با دامن زدن به جنگ شیعه و سنی و با گرفتن ژست های ضدِ «افراطی گری» اسلامی بندهای ارتباطش با امپریالیستها را تقویت کرده و به گسترش نفوذش در منطقه بپردازد. نباید به رژیم مجال داد تا با پنهان شدن پشت چهرهی تاریک ارتجاعیون داعش، در افکار عمومی بخشیهایی از مردم به ترمیم و تطهیر چهرهی متعفن و سرکوبگرانهاش بپردازد. نباید به رژیم مجال داد تا با دستآویزکردن بنیادگرایان سنی مذهب، اعتراض ملل تحت ستم مانند عربها و بلوچهای ساکن ایران را کتمان و سرکوب کند. این همان رژیمی است که هنوز در داخل مرزهای خودش قوانین وحشیانهی اسلامی چون سنگسار را اجرا کرده و از هر منبری صلای دین و جهل و خرافه را سر میدهد و هر سال گشتهای ارشاد و امر به معروفش را به جان زنان میاندازد.

باید ماهیت واقعی و ارتجاعی این جنگهای جنایتکارانه را برای مردم روشن کرد. مردم عراق طی دهههای گذشته طعم سیاستهای مرتجعین و امپریالیستها را چشیدهاند. میلیونها کودک عراقی سالها قربانی تحریمهای امپریالیستی شدند، میلیونها عراقی آواره شدند، صدها هزار نفر از کارگران و زحمتکشان عراقی کشته و زخمی شدند و در سیاه چالهای ابوغریب زندگیشان تباه شد و امروز نباید اجازه دهند که بار دیگر جنایتکاران جدید و قدیم در هر لباسی بار دیگر صحنه گردانِ اوضاع شوند.

از زمان سرنگون شدن دولت سوسیالیستی چین پس از مرگ مائوتسه دون در سال 1976 (1355) و احیای سرمایه داری در آن کشور، چندین دهه است که جهان از فقدان یک انقلاب واقعی سوسیالیستی و وجود یک دولت سوسیالیستی واقعی در جهان در رنج است و هیچ انقلاب دیگری که به استقرار یک دولت سوسیالیستی بیانجامد نشده است. باب آواکیان لطمات فاجعه بارِ این فقدان بزرگ را در مقالهای تحت عنوان «چرا خواهان قدرت دولتی هستیم؟ چرا به قدرت دولتی نیاز داریم؟» این طور تشریح میکند:

«در این جهان، انواع و اقسام قدرتهای دولتی ارتجاعی بر مردم تحمیل شده؛ در كشتارهای دوطرفه به خاطر منافع كسانی كه قدرت دولتی دیگری در اختیار دارند و به امپریالیسم و ستم و استثمار دیگری خدمت میكنند، به این سو و آن سو تازانده میشوند. این در مورد بخشهای گستردهای از دنیا صدق میكند. بدون قدرت دولتی پرولتری هیچ كاری با این وضع نمیتوان کرد. این مشکلات دقیقاً به دلیل آن که مردم خود را از چنگال امپریالیسم خلاص نکرده و یک قدرت دولتی پرولتری برقرار نکردهاند، به طور تصاعدی رشد کردهاند و رشد میکنند. وقتی كه این مسائل را ببینید و درك كنید – منظورم یك درك معوج از پشت یك منشور بورژوایی یا رویزیونیستی نیست بلكه از یك موضع كمونیستی است – فوراً با این واقعیت روبهرو میشوید كه نیاز عاجل و آشكاری به انقلاب پرولتری و استقرار قدرت دولتی پرولتری است. بله، این انقلاب باید از مراحل گوناگون عبور كند. ولی در اساس، و در تحلیل نهایی و بنیاداً، هدف ما باید انقلاب پرولتری و قدرت دولتی پرولتری باشد كه نخستین جهش بزرگ به سوی هدف نهایی یعنی دنیای كمونیستی به حساب میآید. دنیا هر نوع دولتی را تجربه کرده است. ... اگر میخواهید بفهمید كه چرا «بدون قدرت دولتی همه چیز توهم است» باز هم میگویم به چیزهایی فكر كنید كه باید شما را دیوانه كند. و اگر كمونیست باشید، شما را دیوانه خواهد كرد. پیش از هر چیز فكر همین چیزها بود كه شما را به سمت كمونیسم كشاند. زیر بار سنگین این وضعیت دریافتید و فهمیدید كه در محدودهی نظام موجود هیچ راه حلی برای این مصائب وجود ندارد. همهی این چیزهای نفرت انگیز در ابعادی عظیم در حال گسترش است و ما اساساً هیچ كاری در مورد آن نمیتوانیم انجام دهیم زیرا هنوز قدرت دولتی پرولتری نداریم؛ زیرا این فکر که میتوان بدون قدرت دولتی كاری در این مورد انجام داد، در واقعیت توهمی بیش نیست. ببینید در نتیجهی فقدان قدرت دولتی پرولتری چه اوضاعی را شاهدیم. گسترش شرایط اقتصادی و اجتماعی بس وحشتناك. اشاعهی بنیادگرایی دینی از جمله در میان تودههای تحتانی. منكوب شدن تودهها زیر فشار ستم و حقنه کردن عامدانهی جهل به آنان. علت اوضاع كنونی این است كه ما نتوانستیم انقلاب كنیم. ...»

 

تمام ساختارهای سیاسی منطقه که بعد از جنگ جهانی اول و دوم تحت قیمومیت امپریالیست های غربی به سرکردگی آمریکا ساخته و پرداخته شد در حال فروپاشی است و جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان آن را از هم گسیختهتر از هر زمان کرده است. امپریالیستها و دولتهای محلی مانند دولت عراق و حتا دولت ایران توان و قدرت مقابله با چنین شرایطی را ندارند. قَدرقدرتی این دولتها و ارتشهایشان توخالی است. تضادهای درونیشان آنها را تضعیف میکند و فرصتهای مهمی را برای نیروهای کمونیست انقلابی ایجاد میکند که در میان تودههای جان به لب رسیده از این همه ستم و استثمار سازماندهی کنند و جنبشی برای انقلاب بسازند، انقلابی که این دولتها را درهم شکسته و به جای آنها دولتهای طراز نوین سوسیالیستی مستقر کند.•

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست- لنینیست- مائوئیست)

خرداد 1393

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در