Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 64  دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹       
انگل‌ها را سرنگون کنیم

انگل‌ها را سرنگون کنیم

اطلاعيه حزب کمونيست ايران (م.ل.م) در باره انتخاب روحانی به رياست جمهوری

 

همانطور که در اطلاعيه ی پيش از انتخابات حزب کمونيست ايران(م.ل.م) در سرمقاله شماره 63 نشريه حقيقت با عنوان «يادداشت های انتخاباتی» گفتيم:

«اين انتخابات در واقع خريدن فرصت و اکسيژن رسانی به رژيم جمهوری اسلامی است و نه توده های جان به لب رسيده ی مردم. تک تک جناح ها و اعضای اين رژيم، تا آخرين نفس هايشان در حفظ اين نظام از هيچ جنايتی و از هيچ دروغ و ترفندی دريغ نخواهند کرد. حتا آنان که در حبس اند (موسوی و کروبی و...) اگر فرصتی بيابند بار ديگر به صف اول تهاجم به مردم و انقلابيون قرار خواهند گرفت. اين انتخابات هيچ نيست جز انتخاب يکی از سرسپرده گان متشرعين، طبقه ی سرمايه داران و ملاکان بزرگ ايران و مراکز مالی و صنعتی نظام سرمايه داری جهانی.»

اين بار نام حسن روحانی يکی از مهره های با سابقه و مورد اعتماد نظام جمهوری اسلامی از صندوق ها بيرون آمد. در آخرين روزهای قبل از انتخابات، سران رژيم به دست و پا افتادند تا تنور انتخابات را داغ کنند.  باندهای رفسنجانی و خاتمی از روحانی حمايت کردند، کانديداهای اصول گرا در «مناظره»های تلويزيونی، خود را «منتقد» نشان دادند، خامنه ای ضمن اذعان به وجود مخالفين نظامش گفت، «حتی اگر با نظام مخالفيد به خاطر کشورتان بياييد رأی بدهيد» او همچنين گفت «تعداد بيشتر شرکت کنندگان در انتخابات، کشور را در مقابله با بيگانگان (تو بخوان برای معامله با قدرت های امپرياليستی)  قويتر خواهد کرد.» خامنه ای در روز رأی دادن نيز برخلاف دور گذشته که احمدی نژاد کانديدايش بود گفت «حتی نزديکان و اعضای خانواده من هم از رأی من خبر ندارند.»

 

رسانه های غربی نيز سهم خود را در گرم کردن تنور انتخابات ادا کردند.  بی بی سی بخش فارسی نقش اتاق فرمان انتخابات را به عهده گرفت و در مصاحبه با مخالفين جمهوری اسلامی (از اپوزيسيون ليبرال، ملی مذهبی و اصلاح طلبان مقيم در خارج کشور تا کسانی که خود را سرنگون طلب ميدانند) بر «اهميت اين انتخابات» تاکيد کرد. اين بار ديگر خامنه ای برخلاف دوره های پيشين پند و اندرز نمی داد که معيار برای رئيس جمهور خوب کسی است که دشمن از او تعريف نمی کند. اين بار آماج انتقادات خامنه ای افرادی هم چون رفسنجانی و خاتمی نبود. اين بار وی تصميم  گرفت برای رويارويی با بحران های چند گانه ای که نظامشان را در بر گرفته با جناح های ديگر جمهوری اسلامی اتحادی مافيايی را تشکيل دهد.

 

عدهای از دلالان و مشاطه گران رژيم، از طيف ملی-مذهبی و توده ای-اکثريتی پس از حذف رفسنجانی انتخابات را تحريم کردند اما بلافاصله پس از انتخاب روحانی باز به دروغپردازی های معمول خود پرداختند که: «مردم با درايت صحنه ی سياسی کشور را عوض کردند»! در جواب به اين گونه عوامفريبی ها و خودفريبی ها بايد گفت، نه تنها  «صحنه» عوض نشده است بلکه صحنه هنوز در دست دشمنان قسم خورده ی اکثريت مردم است. ثانيا، نتايج انتخابات را نه رأی مردم بلکه توافق ها و قول و قرارهای ميان باندهای مختلف رژيم تعيين کرد.

 

مانند کليه ی انتخابات پيشين اين بار نيز تفاوت جدی ميان کانديداهای رژيم موجود نبود. همه ی آنها با وعده ی حل بحران بين المللی جمهوری اسلامی، حل مسئله ی هسته ای، پايان بخشيدن به تحريم ها و محاصره ی اقتصادی ... پا به عرصه ی اين شوی انتخاباتی گذاشتند و بدون اين که خون از بينی کسی بيايد بازی تمام شد و در پايان تمامی جناح ها و باندهای حاکميت گويی از برآمد اين سناريو رضايت داشته و جملگی از درايت رهبری حرف زدند. رفسنجانی با لبخند اعلام کرد که «حماسه ی سياسی رهبر متحقق شد» و محمدرضا خاتمی «مشارکت» از رهبر خواست که اثر اين «حماسه ی سياسی اش» را با آزاد کردن کروبی و موسوی و رهنورد دو برابر کند. اگرچه جناح خامنه ای- سپاه پاسداران در آغاز اين بازی با کنار گذاشتن افراد کارکشته تری چون هاشمی رفسنجانی و خاتمی به نوعی از مانور قدرت نمايی دست زد، اما در ادامه با بيرون آوردن نام شخصيت سرسپرده تر و منعطف تری چون حسن روحانی از صندوق ها کوشيد هم جناح های موسوم به اصلاح طلب و معتدل را برای يک دوره ی چهار ساله ی ديگر در سفره ی چپاول و سرکوبش شريک کند و هم اعتماد بخشی از مردم به رژيمش را جلب کرده و برای يک دوره ی ديگر به توهم و اسطوره ی تغييرپذير بودن و «دمکراسی پذير» بودن جمهوری اسلامی دامن بزند. در پايان اين شوی تحميق و فريب، تمامی جناح های حکومت و ايدئولوگ های رسمی و غير رسمی اش کوشيدند با ارائه ی يک چهره ی انعطاف پذير و قابل گفتگو و مذاکره از جمهوری اسلامی در سطح بين المللی، در صحنه ی داخلی نيز با محبوب القلوب کردن رهبری و دولتش، شکل جديدی از صنعت سرپوش گذاشتن بر جنايات رژيم و «رهبری» را به کار ببندند.

 

 پيام های تبريک از سوی سران غربی يکی پس از ديگری روانه ی تهران شد. به ويژه سخنگويان دولت آمريکا اعلام کردند: «ما به رأی مردم ايران احترام می گذاريم و به آنها برای حضور در اين فرايند سياسی تبريک می گوييم، شجاعت آنها باعث شد تا صدايشان شنيده شود.» و اضافه کردند، «ايالات متحده همچنان آماده است که با حکومت ايران در جهت دستيابی به راه حلی ديپلماتيک بر سر نگرانی های جامعه ی جهانی در باره ی برنامه ی هسته ای اين کشور به طور مستقيم مذاکره کند.»  پس از پيام های دولت های غربی سران همه ی جناح های رژيم، از رهبر گرفته تا مجلس و قوه ی قضائيه و نيروهای مسلح و حوزه های جهليه اعلام کردند که آماده همکاری همه جانبه با دولت جديد و «بيعت» با او هستند.

 

اما اين گونه اتحادها در درون رژيم مشکلات اين دولت مستاصل را حل نخواهد کرد و قادر به حل تضادهای بنيادين اين دولت کهنه نخواهد بود. هر کدام از اين جناح ها منافع عميق اقتصادی و سياسی و روابط بين المللی مستقل خود را دارند که در تقابل و تضاد با يکديگرند. حتا اگر اين رژيم موفق به تنش زدايی با قدرت های غربی شده و درهای اقتصاد ايران را به روی سرمايه های غربی بيش از پيش باز کند، نتيجه اش هيچ نخواهد بود مگر تشديد شکاف های طبقاتی و ستم  و استثمار اکثريت مردم. فهم اين واقعيت نياز به هوش و درايت زيادی ندارد. کافی است نگاهی به بحران جهان سرمايه داری بيندازيم.

 

در چهارچوبه ی نظام سرمايه داري٬ در هيچ نقطه از دنيا حتی در کشورهای سرمايه داری اروپا و آمريکا٬ مردم نميتوانند از طريق انتخابات سرنوشت خود را در دست بگيرند. زيرا سرنوشت انتخابات را طبقات حاکم تعيين ميکنند.  طبقات حاکمه ی سرمايه دار ميتوانند اختلافات حادی ميان خود داشته باشند، اما ماهيت و محدوده های انتخابات را آنان تعيين می کنند. منافع طبقه ی حاکمه تعيين ميکند که کانديداهای موجه چه کسانی هستند و موضوعات موجه کدام هستند. ميدان انتخابات نه تنها عرصه ای نيست که بتواند ذره ای از منافع توده های مردم را برآورده کند بلکه شرکت در انتخابات در واقع رأی دادن عليه منافع توده های مردم است. دولت از طريق انتخابات توده های مردم را به ميدان منافع طبقه ی حاکمه و شرايط آن ميکشد. در واقع بازی های انتخاباتی پهنه ی مهم و عمومی ترين عرصه از عملکرد دستگاه های ايدئولوژيک دولت و ديکتاتوری سرمايه داری برای تحميق وسيع توده های تحت ستم و استثمار جهت توجيه هژمونی و بقای اين دولت و اين طبقات است.

 

با اين انتخابات، هيئت حاکمه ی ايران ميتواند تا چند صباحی تخم اميدهای واهی را در دل مردم بکارد؛ ميتواند احکام درست را وارونه کرده و تاريخ را تحريف کرده و يک دوره ديگر توده ها را مسخ کند. اما يک چيز را نميتواند تغيير دهد: واقعيت مادی و پر تضاد اين جامعه را. نميتواند اين واقعيت را تغيير دهد که اکثريت جامعه ثروت توليد ميکنند اما اين ثروت توسط مشتی سرمايه دار انگل به تصاحب در ميآيد، نميتواند اين واقعيت را تغيير دهد که تار و پود اقتصادی اين کشور وابسته به نظام سرمايه داری جهانی است و هرچه بيشتر در آن تنيده شود، شکافهای طبقاتی بيشتر خواهد شد، نميتواند اين واقعيت را تغيير دهد که سرکوب زنان يکی از ستونهای اين نظام است، نميتواند دست از سرکوبگری و ستم ملی بکشد. اينها تضادهايی عينی و واقعی هستند که جمهوری اسلامی به رغم هر فرايند و هر تحولی مقابل روی خود دارد و در عرصه ی عمل اين تضادها است که هر روز بيش از روز قبل توده های وسيع مردم از طبقات و اقشار مختلف جامعه خصوصا کارگران، کشاورزان، زنان، ملل تحت ستم و جوانان را به ضديت با اين رژيم و در سطحی عامتر به ضديت با اين سيستم اقتصادی- سياسی ميکشاند.

 

همين واقعيت های مادی و بستر تحقق آنها ضرورت و امکانِ مادی سرنگونی انقلابی دولت جمهوری اسلامی را فراهم ميکند. بايد بر اين واقعيت ها تکيه کنيم و با رويکردی علمی و با يک نقشه و استراتژی روشن سياسی اين امکان را تبديل به واقعيت کنيم. اگر توده های مردم را با يک برنامه و افقی که واقعا ميتواند شرايط شان را تغيير دهد آگاه نکنيم، اگر توده های وسيع مردم را در جنبشی برای انقلاب سازمان ندهيم، همين هيئت حاکمه ی مرتجع، فاسد و بحران زده ميتواند با سرکوب و تحميق توده ها به طرق مختلف (و از جمله شعبده ادواری انتخابات) بر عمر خود بيفزايد و نسل های بيشتری را قربانی حاکميت پوسيده ی خود کند.

 

 

سرنگون باد رژيم جمهوری اسلامي!

زنده باد انقلاب!  زنده باد کمونيسم!

حزب کمونيست ايران (مارکسيست-  لنينيست-  مائوئيست)

26خرداد ماه 1392

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در