Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 64  دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹       
انتخابات و طبقات مختلف

انتخابات و طبقات مختلف

 

چرا «راه کارگر» از تجربه نمی‌آموزد؟

 

در جريان انتخابات رياست جمهوری اخير و انتخاب روحانی که يکی از مهره های سرسپرده و کارکشتهی نظام جمهوری اسلامی است٬ يک بار ديگر «راه کارگر» رأی دادن ميليونها نفر از تودههای مردم را با شادی و شعف «نه بزرگ مردم ايران به خامنه ای» اعلام کرد و گفت: «با وجود همه ی بگير و ببندها، تهديدها و «مهندسی»ها، مردم ايران يک بار ديگر انتخابات را به رفراندومی عليه رهبر جمهوری اسلامی و کارنامهی سياسی او تبديل کردند.» و تاکيد کرد: «اگر مردم نميتوانند با صراحت بگويند که چه ميخواهند، هر فرصتی را بکار ميگيرند تا بگويند چه نميخواهند.» («نه بزرگ مردم ايران به خامنه ای، اعلاميه ی هيئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) 26 خرداد 1392)

 

به راستی بايد از «راه کارگر» پرسيد چرا «رهبر» جمهوری اسلامی و کارنامه ی سياسی وی را از نظام جمهوری اسلامی جدا ميکند؟ آيا اين همان خط ملی- مذهبی ها نيست که در دوران مبارزه عليه رژيم پهلوی با شعار «شاه بايد سلطنت کند و نه حکومت» (که مصداق آن در جمهوری اسلامی ميشود «جمهوری اسلامی بدون ولايت فقيه») افقِ معينی را برای مردم ترسيم ميکردند؟ افقی که هيچ نبود مگر حفظ نظام سلطنت اما اصلاحِ نقش شاه؟ آيا ما مجاز نيستيم بپرسيم فرق جهانبينی سياسی «راه کارگر» با جهانبينی سياسی  نهضت آزادی چيست؟ کافی است به کارنامه ی سياسی «راه کارگر» در زمينه ی انتخابات رياست جمهوری در جمهوری اسلامی از سال 1376 به اين سو نظری بيندازيم. هر چهار سال يک بار با بيدار شدن اميدهای خفته ی «راه کارگر» در مورد اصلاح نظام، اين جهانبينی عريانتر ميشود و هم پوشانی های فکری ميان اين سازمان و جريان ملی- مذهبی ها نمايانتر ميشود.

 

سرمقاله ی نشريه ی آتش (شماره 20) تحليلی واقعی از اين انتخابات داده و به درستی مينويسد: «اين انتخابات پيروزی مردم نبود. رفرميست هايی که دوباره به ياد «نه بزرگ» و ستايشگر حرکت خود به خودی، پر از وهم و حتا جوگير شدن بسياری از اهالی شدهاند، با اين تحليل آبکی اما زيرکانه نشان ميدهند که در برابر منافع پايه ای مردم قرار گرفته اند که چيزی نيست جز سرنگونی انقلابی رژيم، از طريق يک مبارزه ی تا به آخر و سازمان دادن جامعه ای نوين. پرستش حرکت خود به خودی مردم و ياوه هايی مانند اين که «اين رأی آری به روحانی نبود بلکه نه به خامنه ای بود» مرتبا توسط نيروها و افراد راست و سازشکار و يا مرتجع بيان ميشود و فقط يک هدف دارد: دور کردن ذهنيت مردم از اين که راه ديگری به جز صندوقهای رأی وجود دارد. اظهار نظر خودفروختگانی مانند فرخ نگهدار که فردای انتخابات در بی بی سی ادعا کرد که «با اين انتخابات شکاف ميان مردم و حکومت مقداری به هم آمد» و به مردم توصيه کرد که «نبايد زياده خواهی کنند چون ممکن است حکومت دوباره سخت بگيرد ...» نشان از نگرانی مرتجعينی دارد که به هر قيمت در پی حفظ ساختارهای دولت اسلامی از گزند مبارزات مردم اند. (http://n-atash.blogspot.nl/)

 

به تحليل زير از راه کارگري ها دقت کنيد:

«نتيجه ی نمايش انتخابات رياست جمهوری رژيم اسلامی در عمل تبديل شد به «نه» بزرگ عليه دستگاه ولايت فقيه و سياست هسته اياش درسطح ملي. چه آن پانزده ميليونی که انتخابات را تحريم کردند (که بسيار عالی ميشد که اين تحريم به يک تحريم سراسری تبديل ميشد و اکثريت مردم را در بر ميگرفت) و چه آن ميليونها نفری که در آخرين ساعات در انتخابات شرکت کرده و به نماينده ی ولی فقيه يعنی به سعيد جليلی رأی  ندادند، در يک هدف مشترک بودند: مخالفت آشکار با رهبر نظام، يعنی ولی فقيه که قدرت اصلی را در حکومت در دست دارد. مجموع آرای ريخته شده برای حسن روحانی که به تنهايی از ديگر کانديداهای حکومتی بيشتر بود، نه به معنای تاييد شخص روحانی و يا جناحی از حکومت، بلکه تودهنی محکمی بود به رأس هرم قدرت يعنی شخص خامنه ای و سياست هايش». (يوسف لنگرودی- سايت راه کارگر هيئت اجرايی)

 

واضح است که ادعای نگارنده ی سطور فوق که معنای رأی ندادن 15 ميليون نفر را هم سنگ با رأی دادن ميليونها تن از مردم قرار ميدهد پوچ و بی پايه است و باز هم از عينک خودفريبی «راه کارگر» گذر کرده است. در اين جا نيز طول موج «راه کارگر» با طول موج ملی- مذهبی ها و اکثريتی- توده ايها که رئيس جمهور شدن روحانی را گُل پيروزی «مردم» به دروازه ی «رهبر» ميدانند، بر روی هم افتاده است. بر خلاف ادعای آقای لنگرودی، اکثريت آنانی که رای دادند مردمی هستند که در نهايت ناآگاهی و استيصال يا صرفا عادت به زندگی در نظام جمهوری اسلامی به گرداب فريب انتخاباتی افتادند. ببينيم نشريه ی آتش در مورد ميليونها نفری که رأی ندادند چه مينويسد:

«اما صحنه ی انتخابات 92 حکايت از وجود نيروی گسترده ی ديگری ميکرد. نيرويی که با وجود محاصره و بمباران تبليغاتی رژيم و رسانه های امپرياليستی، با وجود عجز و التماس خامنه ای که اگر نظام را قبول نداريد به خاطر کشور رأی دهيد، با وجود تهديد و ارعاب، با وجود محروم بودن از تشکل و يا هرگونه تريبون قانونی، به اين نظام اعتماد نکرد و رأی نداد. ... بخش بزرگی از اين عده با سطح و سطوح مختلفی از آگاهی نسبت به ماهيت اين رژيم، نسبت به شکاف بزرگ و پرنشدنی ميان خود و دولت جمهوری اسلامی به پای صندوق های رأی نرفتند. اين بسيار خوب است.»

 

انتخابات تمام شد و در فاصله ای کوتاه توهمات بسياری از رای دهندگان که عليه منافع خود پای صندوق های رأی رفته بودند٬ ريخت اما توهمات «راه کارگر» و روشنفکران سست پايه و کسانی که هنوز راه حل را در چارچوبه ی نظام موجود می جويند٬ نريخت. «راه کارگر» با عزم راسخ بر موضع خود مانده است. حتا بعد از روشن شدن برنامه ای که بر مبنای آن روحانی رئيس جمهور شده است و روشن شدن اين که چگونه اين انتخاب يک مهندسی بزرگ برای اتحاد و ائتلاف ميان باندهای اصلی نظام برای نجات نظام و بازی دادن مردم بوده است، «راه کارگر» باز هم نوشت: ««نه» قدرتمند مردم و نقش آن در به هم ريختن صف بندی های حکومتي.» (سايت خبری راه کارگر 22 ژوييه 2013)

 

اما پس از معرفی کابينه ی روحانی «راه کارگر» ديگر از قدرت و عظمت «نه» بزرگ تجليل نکرد و در نهايت شرمندگی در مورد ترکيب کابينه ی روحانی گفت: «حتی وزارت کار را به علی ربيعی سپرده است که از بازجوهای خشن اوايل دهه ی شصت و يکی از کارکشته ترين چهره های امنيتی است که با اتکا به تجارت خانه کارگر می تواند در مهار تشکل های کارگری و حرکتهای مستقل کارگری نقش داشته باشد. به هر رو دولت «تدبير و اميد» دولت تدبير برای مهار مردم و اميدِ گشايش رابطه با آمريکا، غرب و کشورهای همسايه و به ويژه محور تهران- رياض است.  ترکيب کابينه بيان سياست هايی است که عمدتآ به سياست های هاشمی رفسنجانی معروف است».  اما اين نوع افشاگری های «راه کارگر» از وزرا دير و بيمايه است زيرا صحن مجلس اسلامی و نشريات جناح های حاکميت از اين گونه افشاگری ها پر است و طرفين از افشای پرونده های جنايت يکديگر کم نمی آورند و عليرغم هشدارهای «رهبر» و سران نظام که «اسم نياوريد و نکنيد» همه چيز، از دزدی های کلان تا اين که فلان وزير پيشنهادی عامل کشتار 67 و مردم مشهد در سال 71 (پور محمدی) بود روی ميز است!

 

تا انتخابات بعدی چهار سال مانده است! اما جای نگرانی نيست. در اين فاصله «راه کارگر» فرصت های زيادی برای بيان خط سياسی اش که تبديل به پاندولی ميان جناحهای «بد و بدتر» مرتجعين حاکم شده است خواهد داشت. کافی است به موضعگيری آقای شالگونی، در مورد کودتای نظاميان در مصر عليه رژيم اسلامگرای مُرسی که توسط همين نظاميان و در اتحاد با همين نظاميان به قدرت رسيده بود نظری بيندازيم. سايت «راه کارگر» سخنان شالگونی را تحت عنوان «اولين انقلاب مردمی عليه يک دولت اسلامي؛ موج دوم انقلاب مصر آغاز شده است» منتشر کرده است: «جنبش ضداستبدادی مردم کشور ما در سال 88 تاثير شگرفی بر مردم مصر و ترکيه داشت تا آنها چهره ی حاکميت اسلام را بشناسند. آن چيزی که سالها طول کشيد تا مردم ما چهره ی واقعی حاکميت اسلام بشناسند مردم ترکيه و مصر خيلی سريع متوجه آن شدند و عليه آن شوريدند. وقتی 16 تا 22 ميليون رای برای استعفای محمد مرسی جمع آوری شده، اين يک خواست دمکراتيک مردم است. حق فراخوانی مردم امری کاملآ دمکراتيک است. در اين حرکت انقلابی مردم٬ هفده ميليون نفر در راهپيمايی های روزهای اخير شرکت کرده اند. اين بزرگترين راهپيمائی تاريخ مصر است و يک نويسنده ی چپ مصری نوشته است که اين بزرگترين راهپيمايی تاريخ بشر است.»

 

به راستی چرا اين نوع «چپ»ها توهمات خطرناکِ توده های مردم نسبت به شاخه های مختلف مرتجعين را تئوريزه و زينت ميکنند؟ بينش اينها منطبق بر بينش چه طبقه ای است؟

هرچند «راه کارگر» از واژه هايی چون انقلاب، کمونيسم و سوسياليسم زياد استفاده ميکند اما ديدگاه و سامانه ی فکری اش بيان ديدگاه طبقات «ميانی» جامعه (ميان پرولتاريا و بورژوازی) است که به لحاظ سياسی متزلزل و سازشکار است و نظريه پردازان آن هميشه به دنبال يافتن «راه سومی» ميان انقلاب و ضد انقلاب، راهی بين پرولتاريا و بورژوازی هستند. هرچند چنين «راهی» موهوم و غير قابل تحقق است اما بازتاب جايگاه اين طبقه در جامعه است و هميشه احزابی خواهند بود که مبلغ آن باشند. سياست و عملکرد گروه هايی مانند «راه کارگر» در واقع بازتاب نيروی ايدئولوژيک عادت و گرايش خود به خودی اين قشرها به سوی «نظم و ثبات» است. نيروهای حاکم و احزاب بورژوايی، همواره اين نيروی ايدئولوژيک عادت و گرايشات خود به خودی را که به ويژه در ميان قشرهای ميانی زياد است مورد استفاده قرار ميدهند و به ميدان سياست ميآورند که مانع از بالفعل شدن پتانسيل انقلابی و «مخرب» توده های تحت ستم و استثمار شوند.

 

جهانبينی «راه کارگر» مانع آن است که از واقعيات مادی صحنه ی مبارزه طبقاتی و تجربه ی بارها تکرار شده بياموزد.

 

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در