Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 63  چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ نوامبر ۲۰۱۹       
از مشقت خانه های داکا تا اردوهای کار در یونان

از مشقت خانه های داکا تا اردوهای کار در یونان

 

خون کارگران مهاجر در رگ های اقتصاد بحران زده ی یونان جاری است

 

آوریل 2013. سرویس خبری جهانی برای فتح.

 

 در 17 آوریل ماجرایی درز کرد که در روستای نیامانالودا Nea Manaloda سرکارگران یونانی با تفنگ شکاری و هفت تیر به روی 200 کارگر توت فرنگی چین که اکثراً بنگلادشی بودند و حقوق 6 ماه عقب مانده خود را طلب می کردند آتش گشوده اند. عطف به "الماس خونین" سییرا لئون این میوه هم لقب نوِ "توت فرنگی خونین" گرفت. این پاسخ مسلحانه ی جنایت بار که 29 نفر را به بیمارستان فرستاده و برخی از آنان را به شکل وخیمی مجروح کرد، پرتویی بر شرایط کارگران مهاجر در اروپای مدرن افکنده است.

عکس های قرار گرفته روی اینترنت سرپناه هایی با سقف هایی از ورق های پلاستیکی، فاقد آب لوله کشی یا برق را نشان می دهد که کارگران مهاجر از آسیا و آفریقا ده نفر ده نفر در آنها می خوابند. این "خانه ها" در واقع محل نگه داری بوته های توت فرنگی هستند. کارگران باید از آب یک حوض بنوشند و از یک بشکه برای حمام استفاده کنند. از 22 یورو (29 دلار) وعده داده شده برای هر شیفت 8-7 ساعته (که در واقع معمولاً 2 برابر این طول می کشد)، کارگران کشاورزی بایست به مالکین مزارع "اجاره" نیز پرداخت کنند؛ آنها به گروه های حقوق بشر گفتند که همچنین باید به مافیای محلی بابت "حفاظت" پول بدهند و جز این انتخابی ندارند که غذای خود را از مغازه های کوچک کارفرما - مالک خریداری کنند. بر اساس گزارش ها، دریافت واقعی آنها در روز تا 5 یورو کاهش می یابد. برخی دیگر می گویند که باید بخشی از دستمزد خود را در کاسۀ آن ترانسپورتر های مهاجر بریزند که آنان را به یونان رسانده اند.

چرا بنگلادشی ها زندگی شان را برای ورود به اروپا به خطر می اندازند تا با دستمزد ناچیز یا بردگی بدون دستمزد کار کنند و با خشونت روسای استثمارگر و نئو نازی ها که در پی اخراج آنان از یونان هستند مواجه شوند؟ زیرا در عوض 38 دلار درآمد ماهانه در کارخانه پوشاک داکا، به آنها گفته می شود که در اروپای سرمایه داری می توانند 14 برابرِ وطن خود درآمد داشته باشند، وطنی که امپریالیسم بر اقتصادش چیره و آن را معوج کرده، منابعش را به غارت برده و دستمزد ها را آنقدر پایین نگاه داشته که گذران زندگی را غیرممکن کرده است. آنها غالباً قدم در این راه می گذرانند تا بتوانند پولی را برای خانواده های خود پس بفرستند. همچنین ممکن است در چنگال های کسب و کار پر رونقِ مولتی میلیارد دلاری تجارت انسان در اروپا بیافتند که در واقع پوشش و سپری هستند برای شبکه های واردات کارگر ارزان توسط کارفرمایان.

این است سرمایه داری مدرن یونان: دروازه ورودی اروپای مدرن، شکارچی کارگران بسیار فقیر و عمدتاً غیرقانونی خارجی. صنعت کشاورزی، توت فرنگی را "طلای سرخ" می نامد اما طلا از کار استثمارشده ی این کارگران حاصل می شود و نه از میوه.

در سال 2008 کارگران کشاورزی مهاجر در مانالودا در اعتراض به شرایط خود و درخواست دستمزد بیشتر اعتصابی را سازماندهی کردند. آنها شدیداً سرکوب شدند. در 2012 دو مزدور آدم کشِ مزرعه نهایتاً و بعد از آنکه یک مصری 30 ساله که خواستار دستمزدش بود را وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دادند بازداشت شدند. آنها سر او را به پنجره ی ماشین کوبیده و بدنش را دور روستا روی زمین کشیده بودند. ماموران شهرداری نیز متهم هستند که به کارگران مهاجر مدارک شناسایی تقلبی فروخته اند. هدفشان این بود که از یک طرف مانع از آن شوند که کارگران خارجی به کشور دیگری بروند یا به کشور مبداء بازگردند و در کشتزارهای محلی بمانند و از طرف دیگر می خواستند استخدام کارگران بدون اجازه ی اقامت را برای مالکین یونانی راحت کنند. برخی از این مالکین به جرم استخدام افراد "غیر قانونی" محاکمه شده اند ولی نه به جرم پرداخت دستمزدهای برده دارانه در شرایط غیر انسانی و همراه با خشونت.

یکی از نویسندگانِ نشریه ی سیاست چند فرهنگیMulticultural politic  شرح می دهد که «نیامانالودا روستایی کوچک است در شبه جزیره ی پلوپونس Peloponnese، با جمعیت بومی قریب به 3500 نفر و همچنین 1500 مهاجر با اصلیت خارجی... این ها فقط بنگلادشی نیستند. بلکه از دهه 80 میلادی به این سو کارگران مهاجر از پاکستان، مصر، بلغارستان، رومانی، آلبانی و کشورهای دیگر بالکان نیز آمده اند. در همین حین که اکثر روستاهای یونانی بر اثر فشار اقتصادی زمین گیر شده اند، این شهرک و منطقه وسیع تر اطراف آن افزایش و رونق صادرات را تجربه کرده است. نیا مانالودا پاسخگوی 90 درصد تولید توت فرنگی یونان است که عمدتاً به سوئیس، آلمان و روسیه فروخته می شود. مشهور است که عواید کشاورزان محلی سالانه 30 درصد رشد دارد.»

در سال 2011 نخست وزیر سوسیال دموکرات سابق یونان جورج پاپاندرو٬ در کنفرانس وزارت توسعه مناطق روستایی، "معجزه ی" مانالودا در کشاورزی و بهره برداریِ قوی را مورد ستایش قرار داد و پرسید: چگونه می توان این "معجزه" را به دیگر بخش های در حال احتضار اقتصاد یونان تسری داد.

طبق گزارشی "یونان در لبه تیز بحران منطقه یورو" است و دولت در تلاش برای برآورده کردن شرایط مقرر شده از سوی اتحادیه اروپا برای دریافت بسته 9 میلیارد یورویی کمک (نجات) مالی بین المللی است. همانطور که یک گوینده تلویزیون می گفت با اینکه دولت یونان "از پرتگاه سقوط نکرده" است، اما در همین حال از هر سه یونانی یک نفر زیر خط فقر رسمی زندگی می کند و طبق آمار رسمی، نرخ بیکاری برابر 27 درصد است ضمن آنکه بسیاری در مشاغل بسیار بی ثبات به کار مشغولند. اقتصاد غیر رسمی طبق قوانین متفاوتی کار می کند و بخش های روستایی معروف به آن هستند که قوانین کار یونان را دور می زنند. بیش از 40 درصد کارگران مناطق روستایی کارگران مهاجر هستند. آنها با دسترسی کم یا بدون دسترسی به حقوق پایه ای، آماج راحتی برای استثمار بیرحمانه هستند. حمله ای که در مانالودا به کارگران مهاجر شد بر خشم اجتماعی مردم یونان که پیشاپیش به لحاظ سیاسی علیه دولت یونان هستند، افزود.

اما هم زمان، در بحبوحه این بحرانِ شدید که گریبان تمام بخش های لایه های میانی و تحتانی را گرفته است، سیاستمداران راست گرای افراطی و گروه های ضربت آنان با اشاره ی آشکار به کوره های آدم سوزی هیتلر، به شکل فعالی علیه مهاجران سم پراکنیِ نژاد پرستانه می کنند. حزب نئو نازیِ "سپیده دم زرین" دارای هجده کرسیِ پارلمانی است و سوگند خورده است که قدرت سیاسی را به دست گیرد. ظهور ایدئولوژی های نژادپرستی و فاشیسم در دوران بحران های سرمایه داری چیز جدیدی نیست. در این میان کسانی که نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که مسبب این بحران خود سیستم است و بدون چنین درکی می خواهند بحران را توضیح داده و راه برون رفت از آن را جستجو کنند، به طور خودانگیخته و زشت به مهاجرین به خاطر اشغال مشاغلی که اصلا یونانی ها یا سایر اروپایی ها غالباً به آن تن نمی دهند، حمله می کنند. 

بحران مالی و سیاست های رسمی ارتجاعی علیه مهاجرین که با افکار نژادپرستانه و فاشیستی مردم را علیه مهاجرین بر می انگیزند بسیار جدی است. اما به هیچ وجه "مسئله ای یونانی" نیست. بریتانیا پر است از زنان نظافت چی مهاجر که دستمزدهای فلاکت بار دریافت می کنند؛ در هلند دولت، ائتلافی تشکیل داده که شامل حزب بشدت دست راستی ضد مهاجرین است؛ و نخست وزیر پیشین فرانسه نیکلای سارکوزی 700 کولی را اخراج و به رومانی که خود عضوی از اتحادیه اروپا است بازگرداند. اسپانیا به داشتن "گل خانه های سالاد" معروف است که مهاجرین آسیب پذیر را به کار می گیرند و ایتالیا به خاطر بردگان "گوجه فرنگی" اش. هر دو کشورِ اسپانیا و ایتالیا مجری فعالِ سیاست های منفورِ محاصره و به دام انداختن کسانی هستند که در قایق های پر از شکاف و سوراخ از دریای مدیترانه می گذرند تا در کشورهای امپریالیستیِ "شمال" برای یک زندگی بهتر استثمار شوند. آنان از کشورهایی می آیند که همین کشورهای امپریالیستی نقش کلیدی در رشد معوج اقتصادهایشان داشته اند. 

 

 

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در