Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 59  دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹       
نامه : درس‏های قیام آمل مربوط به امروز است، بدون قدرت سیاسی همه چیز توهم است

نامه  : درس‏های قیام آمل مربوط به امروز است،  بدون قدرت سیاسی همه چیز توهم است!

 

حرکت سربداران دو مشخصه اصلی داشت. يکم، اتحاديه کمونيست‏ها با اين حرکت در واقع پرچم کمونيست‏ها و طبقه کارگر را به ميدان آورد و به جامعه اعلام کرد که در آن مقطع حساس از زورآزمائی ميان انقلاب و ضد انقلاب اين کمونيست‏ها هستند که مي‏توانند و بايد مسئوليت رهبری توده‏های مردم را بر دوش بگيرند. و دوم، با اين حرکت اعلام کرد که بدون قدرت سياسی همه چيز منجمله حفظ دستاوردهای انقلاب ضد سلطنت توهم است. و قدرت از لوله تفنگ بيرون مي‏آيد. طبقات سرمايه‏دار حاکم، ارتش و اسلحه و نقشه‏ی جنگی خود را دارند و قدرت سياسی خود را با کمک اين‏ها حفظ می کنند. طبقه کارگر  هم تحت رهبری پيشاهنگ کمونيست خود برای سرنگونی اين نظام و کسب قدرت سياسی و استقرار نظام سوسياليستی بايد ارتش، اسلحه و نقشه جنگی خود را داشته باشد و باقی مردم را نيز در اين راه متحد کند. اين تنها راه پيروز شدن انقلاب است. انقلاب نه به آن معنای دروغين که يک دارودسته جای دارودسته‏ی قبلی را بگيرد و همان روابط اقتصادی، سياسی، فرهنگی را ادامه دهد. بلکه به معنای سرنگونی دولتِ طبقات قدرتمند اقتصادی و سياسی و گذاشتن دولت طبقاتی متفاوت بر جای آن. دولتی کاملا و اساسا متفاوت. دولتی که ستون فقراتش پرولتاريا، زنان، دهقانان فقير و بی زمين، ملل تحت ستم، زحمتکشان شهر و روستاست. برنامه‏ی سياسي‏اش تحقق فوری کليه‏‏ی حقوق سياسی و اجتماعی دموکراتيک همه‏ی اقشار مردم است و اساسي‏تر از آن سرنگون کردن روابط اقتصادی استثماری و استقرار سوسياليسم است. انقلاب يعنی اين. به اين انقلاب فقط از طريق جنگ انقلابی مي‏توان رسيد. و فقط برای آن جنگی بايد جنگيد که اين برنامه‏ی سياسی و اجتماعي‏اش باشد.

 

مبارزه مسلحانه‏ی انقلابی سربداران شکست خورد. کتاب پرنده نوپرواز از دلايل اين شکست تحليل مي‏کند تا راه را برای اتخاذ استراتژی و خط مشی پيروز باز کند. کتاب با تکرار گفته‏ی مارکس تاکيد مي‏کند که "قهر انقلابی” هم بايد بطور علمی سازمان يابد. قيام شكست خورد چرا كه اهدافی كه از آن انتظار داشت تحقق نيافت. قيام آمل به حريقی كه انتظار مي‏رفت تبدل نشد. استراتژی قيام اشتباه بود. زيرا نيروی سربداران قبل از تبديل شدن به ارتش قدرتمند و گسترده با دشمن در يكی از مراكز قدرتش وارد درگيری تعيين كننده شد و در جدال نابرابر و ميدان نامساعد شكست سختی خورد.

 

چنانچه قيام آمل بصورت يک نبرد بزرگ از يک استراتژی جنگ درازمدت عملی مي‏شد مطمئنا موفقيت بزرگی بود. طبق قوانين جنگ خلق عمليات نظامی در آمل مي‏توانست جزء عمليات‏های زود فرجام و تعرضی باشد كه هدفش ضربه زدن به دشمن، تاثيرات تبليغی در بعد منطقه ای و سراسری و جذب نيرو و تامين برخی تداركات نظامی و مالی باشد. مائو در شش اثر نظامی بر نكته مهمی انگشت مي‏گذارد. او در جمعبندی از شكست قيام‏های شهری گوناگونی كه حزب كمونيست چين در دهه 20 و سالهای اول دهه 30 ميلادی سازمان داد، اتخاذ آن استراتژی و تمايل به كسب پيروزی سريع را به پر بها دادن به نقش نيروهای بورژوا در انقلاب ربط مي‏دهد. کتاب پرنده نوپرواز مي‏گويد، ما شاهد چنين تمايلاتی در ميان سربداران هم بوديم. انتظار كسب پيروزی سريع، ربط داشت به بهائی كه به ديگر نيروهای طبقاتی چون مجاهدين در گسترش قيام در ديگر شهرها و مناطق می داديم. حال آنكه از نظر طبقاتی اين قبيل نيروها  اصولا دارای هدف سياسی درهم شکستن دولت کهن نيستند که بخواهند مطابق بر الزامات آن توده‏ها را به ميدان جنگ با نظام حاکم بکشند. اگر كمونيست‏ها خصلت طولانی بودن پروسه كسب قدرت سياسی را نفهمند، نه مي‏توانند پرولتاريا را به سطح يک طبقه آگاه و سازمان يافته‏ی رهبر انقلاب برسانند و نه اين‏ ‏که ديگر اقشار مردم را در اتحاد با انقلاب سوسياليستی بسيج کنند.

 

در جنبش چپ، اغلب کسانی که صحبت از «مبارزه مسلحانه توده‏ای» کرده و با مبارزه مسلحانه گروه‏های کوچک انقلابی مخالفت مي‏کنند منظورشان آن است که توده ها خودبخود بايد به مبارزه مسلحانه روی بياورند. در حالي‏که مبارزه مسلحانه برای كسب قدرت سياسی زاده‏ی مبارزات خودبخودی توده ای نيست. حتی بطور خودبخودی از دل مبارزه سياسی انقلابی تحت رهبری يك حزب بيرون نمي‏آيد. شروع جنگ خلق همواره گسستی آگاهانه از شرايط پيشين است، گسستی است از شرايط مبارزه سياسی حتی زمانی كه اين مبارزه انقلابی به صورت غير قانونی و مخفی پيش مي‏رود. اين گفته به معنای كم بها دادن به روند مبارزات سياسی انقلابی نيست. برعکس، دوره تدارك سياسی برای آغاز جنگ بسيار مهم است. نكته اين است كه تدارك سياسی برای آغاز جنگ انقلابی نمي‏تواند يك تدارك رفرميستی و اكونوميستی باشد. جنگ انقلابی ادامه سياست انقلابی به طرق و ابزاری ديگر است. بنا براين در دوره تدارك، بايد فعاليت‏های سياسی آگاه‏گرانه و سازمان‏گرانه در ميان توده ها را بر پايه كاملا انقلابی صورت داد. از درون مبارزات توده اي‏ی كه با هدف دست يافتن به خواست‏های قسمی جريان می يابد – حتی زمانی كه تحت رهبری كمونيست‏ها باشد –  مبارزه مسلحانه انقلابی در هيچ شکلی بيرون نمی ‏آيد.

 

حرکت سربداران و قيام 5 بهمن در تكامل اتحاديه كمونيست‏های ايران نقش تعيين کننده‏ای داشت. همان طور که کتاب پرنده نوپرواز مي‏گويد، تجربه سرچشمه درس‏های مهم زندگی است. تجربه انقلاب 57 وشكست آن و تجربه قيام سربداران و جنگ‏های کردستان را بايد توشه ادامه راه کنيم. متاسفانه جو غالب در جنبش چپ ايران اين طور نيست که از اين تجارب جمعبندی کنند و طرح های نو در بيندازند. با يک گرايش قوی رفرميستی روبرو هستيم که نقشی برای قهر انقلابی در  پيشبرد مبارزه طبقاتی و انقلاب نمي‏بيند. اين گرايش در جنبش کارگری بسيار قوی است. بسياری از گروه ها صحبت از سرنگونی مي‏کنند اما از سرنگونی درهم شکستن ماشين دولتی منظورشان نيست. در ادبيات سياسی آنان تبليغ و ترويج «قدرت از لوله تفنگ بيرون می آيد» جائی ندارد. اين بی توجهی در شرايط کنونی که در چشم انداز ايران تلاطمات سياسی و نظامی به چشم مي‏خورد بسيار خطرناک است. به کل خاورميانه نگاه کنيم. به سوريه نگاه کنيم. همه به زبان اسلحه حرف می ‏زنند.

 

 آگاه کردن همه‏ی اقشار تحت ستم جامعه، زنان، کارگران، دهقانان به خصوص جوانان به مسئله قدرت سياسی و ضرورت مبارزه قهرآميز برای کسب قدرت سياسی اضطراری است. به خصوص لازم است کارگران به اين حقيقت آگاه شوند که موضوع عمده در مبارزه طبقاتی اين نيست که به لحاظ اقتصادی به آنان اجحاف می شود. بلکه موضوع اصلی آن است که از قدرت سياسی محروم‏اند. با آغاز يک دوره جنگ و انقلاب در سطح جهان به خصوص در خاورميانه روبروئيم و ايران نيز تبديل به نقطه جوش ديگری در اين منطقه خواهد شد. هيچ يک از جنبش‏های انقلابی مهم مانند مصر و تونس تبديل به انقلاب نشدند. بايد کاری کنيم که در ايران انقلاب حرف آخر را بزند ...

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در