Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 59  دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹       
سه گزارش از:‏ کمیته‏ی بزرگ‏داشتِ سی‏امین سال‏گرد قیام سربداران در آمل

سه گزارش از:کمیته‏ی بزرگ‏داشتِ سی‏امین سال‏گرد قیام سربداران در آمل

 


کميته ی بزرگ داشت سالگرد "قيام آمل" به مناسبت سی امين سال اين قيام جلساتی را در پالتاک برنامه ريزی کرده است تا از اين راه و به نوبه­ی خود نسل جوان را با اين رويداد تاريخی آشنا کند. اين کميته از جوانانی ساکن در چندين کشور مختلف تشکيل شده که طی فعاليت­های سياسی خود با اين قيام آشنا شده­اند. اعضای اين کميته هم شامل فعالين سياسی است و هم از جوانانی تشکيل شده که در پرتو خيزش سال 88 با سئوالات جدی روبرو شده و ضمن آشنايی با قيام آمل و ابعاد آن در جستجوی نقادانه­ی پاسخ­های خود هستند. اين کميته قبل از فرارسيدن سي­امين سالگرد قيام آمل، در مشورت با بازماندگان "سربداران" و فعالين قديمی "اتحاديه­ی کمونيست­های ايران" که در تداوم بازسازی سياسی و تشکيلاتی اتحاديه‏، «حزب کمونيست ايران م.ل.م» را ساختند و همچنين برخی ديگر از بازماندگان اين جريان، تصميم به اين کار گرفتند. در اين دور از مشورت­ها، کتاب پرنده‏ی نوپرواز و ساير اسناد و مدارک اين قيام، دست آوردها و جمع­بندي­های حزب کمونيست ايران (م.ل.م) و انتقادات و مخالفت­ها مورد بررسی قرار گرفت و اميدواريم چنين روندی برای تمام جريانات کمونيستی و انقلابی ادامه يابد تا نسل حاضر در صحنه­ی مبارزه در مسير پُر پيچ و خم انقلاب توشه­ای پربار برگيرد.  برای اين کار ما با امکانات محدود ولی ياری بسياری از رفقای قديمی و فعال در جنبش اتاقی با نام 5 بهمن آمل ايجاد کرديم و جلسات را در اين اتاق مجازی پيش برديم. جلسه­ی اول، يکشنبه 29 ژانويه 2012 برگزار شد.

 

موضوع جلسه­ی اول «بيان خاطراتی از برخی رفقای رهبری قيام آمل» بود با روايت رفقا: جابر کليبی، نوال محسن، امير حسن پور و مريم جزايری. رفيق شهرزاد مجاب نيز برای سخن‏رانی در اين جلسه دعوت شده بود که امکان حضور در اين جلسه را نيافت.

 

سخن­ران اول رفيق جابر کليبی بود که عمدتا به دو موضوع در بحث­هاي­شان پرداختند. موضوع اول اين بود که چرا برگزاری چنين برنامه­هايی و برنامه­های مشابه اهميت دارد؟ رفيق جابر تاکيد زيادی بر نقش گرفتن نسل جوان و همراهی نسل مبارز پيشين برای رساندن پيام انقلاب و دست­آوردها و مبارزات نسل قبلی به نسل جديد و نسل­های آتی کرد. رفيق جابر تأکيد کرد که با توجه به شرايط فعلی جنبش چپ و نيروهای کمونيست و اوضاع سيستم سرمايه­داری جهانی لازم است که بيشتر و بيشتر به بررسی مبارزات انقلابی و به خصوص مبارزات قهرآميز مانند قيام آمل پرداخته شود.

 

موضوع دوم بحث رفيق جابر تاکيد بر اهميت نقش محوری "سيامک زعيم" رهبری اصلی اتحاديه کمونيست­ها بود. جابر کليبی از دوران قبل از انقلاب روابط نزديکی با سيامک زعيم داشت و بر سر مسائل مختلف با وی در تماس بود. ايشان بخش­هايی از مبارزات سياسی و اختلافات خطی در دوران قبل از انقلاب با سيامک را در پروسه­ی بحث­هايی که داشتند برشمردند. وی به قطع ديدارها و انقلاب و سپس بروز خط راست در اتحاديه کمونيست‏ها اشاره کرد و اين که در آن دوران واقعا متاسف شده بود. سپس آخرين ديدارش با سيامک زعيم و قطع ارتباط­شان تا اين که در خارج از کشور با خبر مي­شود که چه اتفاقی افتاده و رفيق سيامک زعيم دستگير و جان باخته است. رفيق جابر تاکيد مکرر داشت که به اين قيام و رفيق سيامک زعيم بسيار کم پرداخته شده و بايد به ابعاد گوناگون اين قيام و نقش مشخص سيامک زعيم در آن بيش از اين پرداخته شود.

 

سخن­ران بعدی رفيق نوال محسن بود. ايشان همسر حسين رياحی از رهبران اصلی اتحاديه کمونيست‏ها بود. نوال محسن با بيان گرم خود خاطراتی از آشنايی و زندگی با حسين رياحی برای حاضرين در اتاق نقل کرد که هم حاوی درس­های ارزشمندی بود و هم بيان­گر استواری زنی که در سخت­ترين شرايط، همکار و هم­سنگر حسين رياحی بود. گفتنی است که زبان اصلی نوال عربی است و فارسی را آموخته است. او از مبارزات خود و حسين و بسياری ديگر از هم نسلان­شان در عراق و دوران قبل از انقلاب سخن گفت، از فعاليت در راديو بغداد و راديو ميهن پرستان و صدای گرم و قوی و استوار حسين رياحی که از آن راديو به افشای رژيم شاه مي‏پرداخت. از آشنايي­های شان با خلق فلسطين و سفر زنده­ياد حسين رياحی از عراق به فلسطين. از ماه­های تدارک قيام آمل و سربداران و جا به جايي­های شان گفت، از شکست قيام و سپس دستگيری حسين رياحی و شرايط سخت خروج خودش از ايران گفت. اعدام حسين  رياحی به عنوان يک رفيق مبارز پايان بخش خاطرات نوال محسن بود.

 

سخن­ران بعدی رفيق امير حسن پور بود که به بيان خاطرات خويش از کاک اسماعيل ( رفيق پيروت محمدی ) پرداخت. رفيق امير ضمن اشاره به تاکيدات رفقا جابر و نوال در مورد ضرورت برگزاری جلسات اين­چنينی از آشنايی و رفاقت قديمی و عميق خود با کاک اسماعيل گفت و نقشی که وی به عنوان فرمانده­ی نظامی قيام آمل ايفا کرده بود. رفيق امير خصلت­های ويژه­ی کاک اسماعيل را برشمرد و او را فرمانده­ای پرشور و آگاه معرفی کرد و بسيار تحريک آميز اين جملات را به کار برد: «کاک اسماعيل از خانواده­ای فئودال بود و زماني­که با علم رهايي­بخش کمونيسم آشنا شد، به طبقه­ی خود خيانت کرد و در اولين گام­های مبارزاتی به تقسيم زمين­های خانوادگی خود ميان دهقانان و رعيت­های بي‏زمين پرداخت». رفيق امير تاکيد کرد که اين نگاه و اعمالی اين چنينی از سوی کاک اسماعيل او را ميان مردم بسيار محبوب کرد و توانايي­های بالای او در رهبری مبارزات مردم از او چهره­ای متفاوت ساخته بود. روحيه­ی انترناسيوناليستی کاک اسماعيل هم از نکات مورد بحث امير حسن­پور بود و اينکه گسست از ناسيوناليسم کُرد چگونه با آشنايی با کمونيسم صورت مي­گيرد. رفيق امير در بخش­هايی از سخن­رانی خود انتقادی از کاک اسماعيل در مورد نداشتن روي‏کرد و سياست قاطع در زمينه‏ی درهم شکستن جو فئودالی در مورد مسئله زنان در جنبش آن دوره کرد. اين نقد رفيق امير در بخش پرسش و پاسخِ جلسه به چالش کشيده شد.

 

سپس رفيق مريم جزايری به بيان خاطراتی از رفيق سورنا درخشان (مراد) پرداخت. رفيق مراد در زمان قيام آمل از اعضای کميته دائم اتحاديه کمونيست‏ها بود.

 

در اين جلسه همچنين شعرهايی از سوی رفقای جوان خوانده شد که يکی از آن­ها چنين ­گفت:

 

تاريخ را درمي­نوردند

                          يک صد جنگجو!

از درّه­ای به درّه ای

                       و از تلاری به تلاری

آری اين خشم زمان است که چنين ره می پويد

       و دليران­اش دست به کار زايش نفی­يی نوين.

سکوتِ مشترک

     همهمه­ی نبردی است به مجرای زمان

خشاب در خشاب بوی باروت مي­دهند

                                                         و فردايی که چشم به بلندای واپسين خيزشان دوخته است.

      درختان به بدرقه­ی غمگين ماه به پچپچه نشسته­اند

                                                 و جنگل زادگاهی است که به ردّی از خون ترک­اش می­کنند

           تا با چنين حجمی از " بودن "

                                حجمی از " شدن "

                 به جشن مقرّر آفتاب ره بسپارند

   و در مذبحی ديگر گونه    

                حرف را زندگی کنند و مرگ را دريابند 

در آوردگاه پنجم بهمن

بهمن حماسه­ها

بهمن همه اميدها

بهمن مکرّر دوباره­ها

             دوباره­ها

                       و دوباره­ها..........

 

دومين جلسه­ی پالتاك «سی­امين سالگرد قيام آمل» تحت عنوان «درس­ها و خاطرات قيام آمل» بود و با شركت رفقا امير حسن پور، استی پيروتی، شيرين، شهاب سيروان.

 

امير حسن­پور ضمن تبريک سي­مين سال گرد قيام آمل، ابتدا به مسائل به جا مانده از جلسه­ی قبل اشاره کرد مانند ترکيب جنسيتی نيروی سربداران و اشکالات آن و انتقادات طرح شده پيرامون نظرات وی پرداخت. رفيق امير تاکيد کرد که، عدم گسست عميق از گرايشات پاتريارکال معضل عمومی جنبش کمونيستی در آن زمان بود و نقد تبارزات آن ضروری است و بخشی از نگاه به گذشته و راه‏گشائی برای آينده است.

 

موضوع مورد بحث رفيق امير «خشونت انقلابی و خشونت ضد انقلابی» در پرتو تجربه ی سربداران بود. وی ضمن برشمردن انواع خشونت مانند مرد عليه زن، والدين بر کودک، جنگ ميان دولت­ها به جنگ طبقاتی يا جنگ دولت­ها عليه مردم توجه کرد. او دو نظر رايج در ميان اپوزيسيون را تشريح کرد. اول طرفداران نفی خشونت که هر نوع خشونتی را رد و محکوم مي­کنند بدون توجه به اين واقعيت که خشونت جزئی از جامعه‏ی طبقاتی است. به نظر وی طرفداران نفی خشونت از متفکرين بورژوازی قرن 17 هم عقب مانده­تر فکر می کنند زيرا بيان ايشان اين است که « خشونت خشونت می آورد ». برای ايشان خشونت هم علت است و هم معلول. از نظر اين دسته خشونت دور باطلی است که بايد شکسته شود و شکستن آن يعنی اين که مردم خشونت نکنند که درواقع يعنی خلع سلاح مردم. امير گفت کمونيست‏ها مانند سربداران خواهان برافکندن جنگ و خشونت هستند اما مي‏دانند که برای از بين بردن آن بايد خشونت انقلابی به کار برده شود. يعنی خشونتی که هدفش زير و رو کردن بنيان جامعه و رسيدن به جامعه‏ی بدون تمايزات طبقاتی است که خشونت را از بين مي‏برد. رفيق امير گرايش دوم در اپوزيسيون را طرفداری از خشونت بدون توجه به اهدافِ سياسی آن دانست. در اين‏جا مثال سازمان مجاهدين خلق را زد که اهدافِ سياسی شان، جنگ‏شان را نيز غيرقابل دفاع مي‏کند و خصلت مترقی ندارد. امير گفت، سربداران و قيام آمل و رفقای سربدار اسلحه را تقديس نمي­کردند و آوانتوريست نبودند. بلکه برنامه‏ای داشتند که اين جنگ در خدمت آن بود. سربداران خواهان برقراری يک جامعه­ی نوين بود. رفيق امير ادامه داد که 30 سال پيش سربداران تشخيص درستی داد که تضاد بين مردم و رژيم ديگر به صورت سياسی حل نمي­شود و بايد از طريق نظامی حل شود. امروز هم اين سئوال مطرح است و اين تضاد با تضادهای منطقه­ای و بين­المللی گره خورده است. اين تشخيص و اين سئوال در رابطه با سربداران و بررسی قيام آمل مهم است و آن وقت درک از خواست آن­ها مبنی بر جامعه­ی نوين روشن­تر می ­شود.

 

رفيق امير در خاتمه به تفاوت جنگ سربداران با جنگ نيروهای ارتجاعی و رژيم پرداخت. او موارد مهمی را طرح کرد مانند اين که "رابطه­ی رهبری و اعضا و رابطه­ی فرماندهی نظامی و واحدها دموکراتيک و انقلابی بود. رابطه­ی کل نيرو با مردم انقلابی بود. عنصر طبقه و تکيه و اهميت به طبقه­ی زحمت­کش و طبقه­ی کارگر مهم بود. وی گفت زنان نيز در ميان نيروهای مسلح سربداران حضور داشتند اما به طور عموم در آن زمان درک و نگاه سربداران به مساله­ی زن اشکال داشت. اين­ها مواردی بود که رفيق امير در تمايز سربداران و جنگ آن­ها با ديگر نيروها و رژيم بيان کرد.

 

سپس نوبت به رفيق شهاب سيروان رسيد که به سخن­رانی در مورد درس­های قيام آمل برای نسل جوان بپردازد. سخن­رانی وی در وبلاگ پرنده­ی نوپرواز و آدرس زير قابل دست رسی است: http://parandenoparvaz.blogspot.com/2012/03/blog-post_23.html

 

مجموعه­ی بحث­های شهاب در مورد شرايط رشد و تحصيل نسل خود يعنی نسل بعد از انقلاب بود و مسائلی که شکست انقلاب برای اين نسل به دنبال داشت. سپس به بررسی نقش مبارزه در اين نسل و آشنايی با تجربه­ی سربداران و قيام آمل و مطالعه­ی کتاب پرنده­ی نوپرواز پرداخت. او از تاثيری که اين کتاب تاريخي-انتقادی بر جوانان مي­گذارد گفت و به طور مشخص بر شفاف شدن درک رفقای جوان از ماهيت دشمن و مبارزه­ی تا به آخر با آن.

 

رفيق استی پيروتی سخن­ران بعدی بود که به بيان خاطرات خود از دوران عضويت در اتحاديه­ی کمونيست­های ايران پرداخت و در قالب خاطرات به طور زنده و نافذ خط و کيفيت اتحاديه و رفقای شاخص اين جريان مانند کاک صلاح شمس برهان را بيان کرد. رفيق استی از دوران دانشجويی خود در ترکيه و تفاوت­های دانشجويان جذب شده به خط اتحاديه در کنفدراسيون احياء گفت و از شور و تا به آخر حرکت کردن رفقای نزديک به اين خط. از اين که چگونه در مبارزه طبقاتی کشورهايی که در آنجا دانشجو بودند شرکت مي­کردند و چگونه با ايران ارتباط برقرار مي‏کردند. او از بازگشتش به ايران و تشکيل تشکيلات پيشمرگه زحمت کشان کردستان که شاخه‏ی اتحاديه کمونيست‏ها در کردستان بود گفت. از رفقای بسياری ياد کرد. از رفيق کاک اسماعيل و سوسن اميری. از حسين رياحی، بهروز فتحی و رفقای ديگر. از فعاليت در کارخانه­ها و کوره­پزخانه‏ها برای آگاه کردن و سازماندهی کارگران. از تلاش­ها برای کمک رسانی به سربداران و گروه جنگل. از شنيدن خبر قيام و جان باختن کاک اسماعيل و اعدام رفقا گفت. از شورای چهارم اتحاديه گفت. شورائی که بعد از وارد آمدن ضربه سراسری به تشکيلات اتحاديه در سال 1362 برگزار شد. از اختلافات درون شورای چهارم حرف زد. از بازسازی اتحاديه که خود عمليات پر فراز و نشيب و حيرت‏انگيزی بود گفت. و بالاخره جمع بندی از تئوری و پراتيک گذشته اتحاديه و قيام آمل.

 

گفت و گوی صريح در مورد اشتباهات و اختلافات يکی از نقاط قوت ما در برگزاری اين سری برنامه­های پالتاکی بوده که بدون مشکل از سوی تمام رفقای سخن­ران پذيرفته شد و به نوعی بيان­گر خط انقلابي- انتقادی آن­ها در برخورد به گذشته­ برای حرکت به پيش است.

 

رفيق ديگر سخن­ران شيرين (از اعضای گروه پزشكی سربداران) بود که گفت از اينکه نسل جوان اين برنامه را اجرا مي‏کند بسيار خوشحال است و ادامه داد، «از من خواسته شده است خاطراتی از آن زمان بگويم. اما هر روز آن مبارزه برای من خاطره است. به خصوص از نظر ايدئولوژيک. اولين روزها مثل پيک نيک بود اما وقتی درگيري‏های نظامی با نيروهای مسلح رژيم شروع شد آواره‏ی کوه و دشت شديم و صدای انقلاب به همه جا رسيد.»

 

رفيق شيرين گفت، «هرچند خط سربداران دچار التقاط و گيجی بود اما پاسخ کاملا درست و مسئولانه به شرايط آن زمان بود.» وی آن حرکت الهام‏بخش را با امروز که توده‏ها به ميدان مبارزه آمده‏اند و ظرفيت عظيمی را برای مبارزه به نمايش گذاشته‏اند مقايسه کرد و ضمن انتقاد گفت: «متاسفانه امروز چپ جوابگوی اوضاع نيست.» رفيق شيرين در مورد زنان سربدار گفت، «اول ما 5 نفر بوديم که به عنوان تيم پزشکی به جنگل رفتيم. اين که ما را فقط در تيم پزشکی گذاشته بودند نشانه اشکال ديدگاه بود. اما اين اشکال با مبارزه زنان درست شد. به خصوص وقتی که در دور دوم سوسن اميری به نيروهای جنگل پيوست زنان نقش فعال‏تری داشتند.»

 

وی گفت شک ندارد که انقلاب بر دوش زنان پيش خواهد رفت.

 

جلسه‏ی سوم اتاق با موضوع « رهايی زن و انقلاب اجتماعی» در تاريخ تاريخ 11 مارس 2012 با سخنراني‏های عميق، پرمحتوا و آموزنده‏ی رفقا مريم جزايری، ناصر مهاجر و شهرزاد مجاب برگزار شد. سؤال‏ها، نقدها و پاسخ‌های سخنرانان بر عمق و محتوای مباحث بازهم افزود. ... به جرات مي‏توان گفت اين جلسه سطح مباحث و مشاجرات درون جنبش چپ، به حول مسئله‏ی ستم جنسيتی را يک سر و گردن بالاتر برد. اميدواريم که شمار فزاينده‏ای از فعالين جنبش زنان و جنبش چپ به اين مباحث گوش داده، اسناد و کتابهای معرفی شده در اين جلسه، کتابهای تاريخی در دستِ انتشار را مطالعه و بررسی کنند و جوشش فکری بزرگی حول اين موضوع بزرگِ مربوط به رهايی بشريت به راه افتد.

 

محور بحث بررسی سير تحولات خطی و عملی اتحاديه کمونيست های ايران تا حزب کمونيست ايران )م.ل.م) در مورد ستم بر زن بود. اما ... اهميت خطير اين مباحث بر بستر اوضاع به‌شدت متلاطم ايران و خاورميانه قابل فهم است. هدف صرفا بررسی يکی از تجارب بسيار مهم جنبش کمونيستی ايران برای دادن يک ترازنامه نيست. اما بدون اين تجارب نمي‌توانيم فردای خودمان را هموار کنيم و به چالش‏هايی که اوضاع منطقه و ايران در مقابلمان مي‏گذارد پاسخی درخور بدهيم. برای راهگشايی، هم بازبينی تاريخی لازم است و هم نگاه به اوضاع امروز با ديدی نوين. به‌خصوص آن‏که در تمام جنبش‏های خاورميانه جاي‌گاه زن ميدانِ نبردِ ميان نيروهای طبقاتی و سياسی مختلف است؛ نگاه کنيد به عراق، به مصر، به تونس و ايران که جای خود دارد.

 

در جريان جلسه نيز سخنرانان بر اين نکته تاکيد مي‌کردند که هدف، کمک به بازکردنِ راهی برای پاسخ‌گويی به چالش‏های امروز است. شورشهای اجتماعی بزرگی رخ داده و بيشتر از آن در راه است و زنان نقشی مرکزی در آنها دارند. در چنين اوضاعی نبايد ميدان را به جابه‌جايی قدرت ميان انواع و اقسام مرتجعين داد. با نگاهی به اين اوضاع ضرورت اين جلسه و جلسات مشابه واقعا احساس می شود.

 

مريم جزايری در نيمه‌ی اول سخنانش تصويری از خط و عمل سازمان انقلابيون کمونيست (مارکسيست- لنينيست) در مورد مسئله زنان داد. اين سازمان بعدها در اتحاد با گروه‏های ديگر تبديل به اتحاديه‌ی کمونيست‏های ايران شد (در سال 1355)

 

در دهه‌ی 1350 اين سازمان نفوذ زيادی در کنفدراسيون (جنبش دانشجويی خارج از کشور) داشت و يکی از دلايل بسيار مهمِ حضور پرتعداد و چشم‏گيرِ زنان در آن، خط پيشروی اين سازمان بود. مريم تاکيد کرد که پيشرو بودن خط و عمل‏کرد اين سازمان در زمينه‌ی زنان متاثر از جنبش‏های انقلابی نوين در دهه‏ی 1960 به‌خصوص متاثر از «انقلاب کبير فرهنگی پرولتاريايی» در چين سوسياليستی بود. «انقلاب فرهنگی» اعلام اين بود که در کشور سوسياليستی هنوز بقايای تمايزات اجتماعی و اقتصادی گذشته و افکار کهن موجود است؛ بنابراين هنوز انقلاب لازم است. اين انقلاب بايد بر روی شکاف‌های اجتماعی باقيمانده از گذشته تکيه کند و آن اقشاری را که روی لبه‌ی بُرندهی اين شکاف‌ها قرار دارند به‌عنوان نيرويی رهايي‌بخش به ميدان آورد. بقايای شکاف بينِ زن و مرد يکی از آن بازمانده‏هاست که انرژی عظيمی را برای تداوم انقلاب فراهم مي‌کند. اعلان جنگ به مردسالاری و پدرسالاری در جامعه‌ی سوسياليستی چين که رهايي‏بخش‏ترين جامعه‏ی موجود در آن زمان بود شور و هيجانِ زيادی را در جنبش‌های چپ و فمينيستی دنيا به پا کرد؛ و اين فکر را به ميان آورد که احزاب کمونيست و جنبشِ کمونيستی نيز مصون از مردسالاری و پدرسالاری نيستند و مبارزه عليه‌ی ستم بر زن حرکتی مختص «بيرون» از اين سازمان‌ها، احزاب و جنبش‌ها نيست. (جزئيات اين مبارزه در فصل آخر کتاب «نيمی از آسمان» شرح داده شده است)

 

اين فضای عمومی بر همه‌ی صفوف جنبش نوين کمونيستی ايران تاثير گذاشت و به‌خصوص در سازمان انقلابيون کمونيست (بعدها، اتحاديه‌ی کمونيست‌های ايران) تاثيرات زيادی داشت. زنانِ سازمان انقلابيون کمونيست نقش مهمی در مبارزه عليه مردسالاری و پدرسالاری در اين سازمان و به‌طور کلی در جنبش دانشجويی آن زمان داشتند. مريم گفت: سنتِ خوبِ مقابله‌ی زنان با عقب‌ماندگی نظری و عملی در سازمانِ خود، به بخشی از هويت اين جريان تبديل شد که تا کنون ادامه دارد.

 

پس از مريم، رشته سخن را ناصر مهاجر در دست گرفت تا سيامک زعيم و (برای اولين بار) سندی را که حاوی آرای او در زمينه‌ی مبارزات زنان ايران است معرفی کند. سيامک تئوريسينِ اصلی و از بنيان‌گذاران اتحاديه‌ی کمونيست‏ها بود؛ و از رهبرانِ اصلی قيام سربداران در آمل به سال 1360. او 7 بهمن 1360 در جريان همان قيام به اسارت نيروهای نظامی جمهوری اسلامی درآمد و در سال 1363 اعدام شد.

 

سندِ موردِ بحثِ ناصر متنِ سخنرانی سيامک درباره‌ی تاريخ مبارزات زنان ايران است. اين سند ضميمه‌ی يک کتابِ دو جلدی است که به کوشش مهناز متين و ناصر مهاجر منتشر خواهد شد. عنوان عمومی کتاب، خيزش زنان در اسفند 1357 است. جلد اول، بازيابی يک جنبش و جلد دوم همبستگی جهانی عنوان‌گذاری شده است. انتشار اين کارِ بزرگ، نشان از اين دارد که اين دو رفيق چپ و انقلابی چقدر در کارِ از زير آوار تحريف در آوردنِ اپيسودهای مهم از تاريخ مردم و جلوگيری از فراموشی پيگيرند.. ناصر گفت که خودش و مهناز متين در جريان پژوهش در مورد برنامههای برگزاری هشت مارس 1357 با کسانی که در ارتباط با اتحاديه‌ی کمونيست‌های ايران بودند گفتگو داشتند؛ و در جريان اين تحقيق به پيشينهی مباحث زنان درون اين گروه حساس شدند: «در اين جستجوها و پرس و جوها با سندی روبه‌رو شدم. سندی که تاريخ ندارد. ... به‌يقين مي‌توان گفت اين سخنرانی در يک جلسهی حزبی يا گروهی ارائه شده. منطقا بايد در سالهای 52-53 نوشته شده باشد. ... به هر حال پرسشی را که در ذهن ما ايجاد کرد، اين بود که تا آن زمان ما هيچ متنی از نسل انقلابيون بعد از 28 مرداد درباره‌ی مبارزات زنان ايران در دست نداريم ...»، «وقتی سند را نگاه مي‌کنيم متوجه ميشويم با نويسندهای روبه‌رو هستيم که جنبش تنباکو و جنبش مشروطه را ميشناسد. کتابهای تا آن زمان موجود را ميشناسد. ... آشناست با روزنامههای آن دوره که روی مسئله زن حساسيت داشتند و تحول جامعه ايران را در گروی تحول زن ايرانی ميدانستند: مثل صور‌اسرافيل، ملانصرالدين. آگاه‌ست که اولين نشريه‌ی زنان ايران نشريه‌ی دانش است. ... آگاه‌ست که جمعيت نسوان وطنخواه، پيک سعادت نسوان، جمعيت بيداری نسوان در ايران وجود داشته؛ و اينها چه نقشی داشتند که حساسيت نسبت به تغيير موقعيت زن را به درون جامعه ببرند ...»

 

ناصر مهاجر گفت که آگاهی تاريخی بالای اين سند او و مهناز متين را حساس کرد که شناخت بيشتری از شخصيت سيامک زعيم پيدا کنند. وی به‌شدت ابراز تاسف کرد از اين‌که در مورد سيامک زعيم که بي‌ترديد از چهرههای درخشان جنبش کمونيستی ايران بود، کم و ناقص يا شايد بتوان گفت اصلا نوشته نشده است. بيشترين اطلاعات را در مورد وی برادرش کوروش زعيم، عضو جبهه ملی ايران، داده است. ناصر گفت سيامک در يکی از خانوادههای سياسی ايران بزرگ شد. «جدش يکی از سه بازرگان بزرگ ايران بود که در تجارت تنباکو بودند و در همبستگی با جنبش تحريم تنباکو اين سه نفر در کاشان و تهران و اصفهان هم زمان انبار تنباکويشان را سوزاندند. عموی او «سيد حسن زعيم» جزو نمايندگان مجلس 5 و 6 بود که لايحه استيضاح سردار سپه (رضا پهلوی) را نوشتند و به مجلس دادند. ... جزو معدود کسانی بود که با جريان رضاخان همراه نشد و هشدار دادند که به قدرت رسيدن رضاخان پايان مشروطيت خواهد بود ...»

 

 پس از سخنان ناصر، مريم نيمه‏ی ديگر سخنانش را ارائه داد. که حاوی نقدی سخت،  صميمانه و راه‌گشا به سير قهقرايی خط و عمل اتحاديه‌ی کمونيست های ايران در زمينه‌ی مبارزات زنان بود (دوره‌ی پس از استقرار جمهوری اسلامی).

 

پيش از رسيدن به فصلِ «قهقرا» مريم تصويری گويا و زنده از فعاليت‌های مهم و الهام‌بخشِ اتحاديه‌ی کمونيست‌ها برای سازمان دادن مبارزات زنان  پس از استقرار جمهوری اسلامی داد؛ و مشخصا به تشکيل «جمعيت زنان مبارز» و انتشار نشريه‌ی «زن مبارز» و نقش الهام بخش اين تشکيلات در تقويت شورش 5 روزه‌ی زنان در اسفند 57 عليه‌ی فرمانِ حجاب اجباری خمينی اشاره کرد. تبديل اين «اوج» به «افت» بَعدی است که ما را قانع مي‌کند که واژه‌ی «قهقرا» را مريم به جا استفاده کرده است؛ و وقتی به سال 1360 می رسد و می گويد: «گسست اتحاديه‌ی کمونيست‌ها از خط راست به اين کابوس پايان داد. گسستی که در قيام سربداران فشرده شد»، اهميت پر و بال گرفتن پرنده نوپرواز را ـ بازگشت اتحاديه به اصل خويش و عزم صعود به قله‏هايی نوين را با تمام وجود حس می ‏کنی.

 

مريم گفت که اتحاديه پس از شکست قيام آمل ضربات سختی خورد به‌طوری ‌که تقريبا نابود شد. اما انرژی آن قيام به شمار کمِ بازماندگانِ اتحاديه امکان داد که نه ‌تنها تشکيلات اتحاديه را  بلکه در سطحی کيفيتا عالی ‌تر خط کمونيستی انقلابی اين سازمان را بازسازی کنند. کاری که فقط با سلاح نقد ممکن شد؛ و يکی از سلاح‏های نقد در زمينه‌ی خط و عمل اتحاديه‌ی کمونيست‌ها در زمينه‌ی ستم جنسيتی و رابطه‌ی رهايی زن با رهايی اجتماعی بود. اين کار در جزوه‌ای فشرده شد به نام «پرولتاريای آگاه و مسئله‌ی زن» (منتشره  در سال 1366). اما پس از تشکيل حزب کمونيست ايران (مارکسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) اين کنکاش‌ها ادامه يافت؛ از جمله در زمينه‌ی ستم جنسيتی. و نه فقط در خط و عمل خود اين جريان بلکه در کل جنبش کمونيستی بين‌المللی. اين تلاش‏ها در افکار و آرايی بازتاب يافت که به تزهای پيشنهادی اين حزب مشهور است.

 

پس از مريم، شهرزاد مجاب رشته سخن را به‌دست گرفت و تزهای هفت‌گانه را تشريح کرد: 1- ستم جنسيتی معلول ستم طبقاتی نيست! 2- توليد فقط توليد وسايل معاش نيست! 3- طبقه‌ی کارگر مرد نيست! 4- سرمايهداری بدون استثمار زن قادر به توليد و بازتوليد نيست! 5- مساله‌ی زن، يک مساله‌ی بورژوايی نيست! 6- مساله زنان يک مساله‌ی رفرميستی نيست! 7- تنها راه رهايی زنان سوسياليسم است، اما!

 

شهرزاد بيش از سه دهه در عرصهی نظری وعملی جنبش زنان فعال بوده و به تاريخ جهانی مبارزه‌ی زنان و جدالهای نظری مربوط بدان، کاملا آشناست. او تاکيد زيادی بر اهميت اين جلسه و مباحثی از اين دست داشت. شهرزاد در تشريح تزهای هفتگانه گفت که اين تزها محصول کار جمعی بسيار دقيق و چند ساله‏ی حزب است. برای رسيدن به آن‌ها آثار مربوطه‏ی مارکس و انگلس و ... مطالعه شده، تجارب 160 ساله‌ی جنبش کمونيستی دراين زمينه در حد امکان بررسی شده، آثار فمينيست‏ها و دانش توليد شده توسط آنان در زمينه‌ی مکانيسمهای ستم جنسيتی، جايگاهش در سوخت و ساز نظامهای طبقاتی به‌خصوص نظام سرمايه‌داری در حد امکان خوانده و بررسی شده است؛ و نقدهاي‌شان به جنبشِ کمونيستی و تجارب کشورهای سوسياليستی قرن بيستم در حد امکان مورد توجه قرار گرفته است.

 

در انتهای تشريح تزها، شهرزاد رابطهی ميان اين تزها و «چهار گسست» را که مارکس به‌عنوان شاخص نظام سوسياليستی و پيشروی به سوی جامعه‌ی کمونيستی تعيين کرده است، نشان داد؛ و بر گفتههای مارکس و انگلس تاکيد کرد که انقلابِ کمونيستی فرآيندِ راديکالترين گسست از مناسبات سنتی مالکيت و راديکالترين گسست از ايدههای سنتی است.

 

شهرزاد شنوندگان را دعوت کرد که اين تزها و اسنادِ پشتوانه‏ی آنها را مطالعه کنند. به‌طور مشخص، دو مجموعهی انتشار يافته از سوی حزب کمونيست ايران (م.ل.م) با عناوين: «کمونيسم و مساله‌ی زنان، جهت گيری ‌های نوين» و «جنبش کمونيستی و مساله‌ی زن، تجربه‌ها و نقدها» (از اميد بهرنگ.)

 

در جواب به سؤال يکی از حضار که پرسيد: «شما با اين تزها چه می خواهيد بکنيد؟» شهرزاد جواب داد که اينها تزهای پيشنهادی است، برای راه افتادن بحث و جوشش فکری به حول اين مسئله با هدف سنتز يک درک پيشرفته و راه‌گشا برای کل جنبش کمونيستی ايران، جهان و جنبشِ رهايي‌بخش زنان. برای راه‌گشايی عملی، افکارمان بايد روشن باشد و ...

در بخشِ بعدی، سؤالات، انتقادات و نظرات مهمی از سوی حاضرين طرح شد که حول آن‌ها بحث درگرفت و بر غنای جلسه افزود که امکان درج تمام آن‌ها در اين گزارش مختصر وجود ندارد. شما مي‌توانيد فايل صوتی سخنراني‌های اين جلسه را از وبلاگ «پرنده‌ی نو پرواز» دريافت کنيد.۱

 

 در اين جلسه هم‌چنين از طرف برگزارکنندگان انتشار دو کتاب بسيار مهم در سال گذشته در حيطه‌ی مبارزات زنان تبريک گفته شد ...: کتاب سال صفر نوشته‌ی آذر درخشان که از طريق تماس با سازمان زنان ۸ مارس (ايران- افغانستان) قابل تهيه است۲ و کتاب پيک سعادت نسوان  که به کوشش ناصر مهاجر و بنفشه مسعودی منتشر شده است و در کشورهای آلمان و کانادا امکان خريداری آن از طريق کتاب‌فروشي‌ها مي‌باشد، علاقمندان هم‌چنين از طريق تماس با  ايميل نشر نقطه مي‌توانند در اين مورد راهنمايی دريافت کنند.۳

 

پيش از برگزاری اين جلسه نمآهنگی از طرف يکی از رفقای جوان در جهت معرفی اين برنامه‌ی پالتاکی تهيه و منتشر شده بود۴ که انتقادات و نظرات  زيادی را برانگيخت ...

با تشکر ويژه از رفقای سخنران که دعوت ما را برای برگزاری اين مبحث چالش برانگيز پذيرفتند و سپاس از همه‌ی عزيزانی که با حضورشان، يا اطلاع‌رسانی و يا کمک‌های فنی و ... امکان برگزاری هرچه بهتر اين جلسه را فراهم آوردند.

 

كميتهی بزرگداشت سی امين سالگرد قيام آمل

 


1. http://parandenoparvaz.blogspot.com/2012/03/blog-post_15.html

http://www.4shared.com/mp3/kIdtBkBu/01_-_5bahman-11mars2012-enghel.html

http://www.4shared.com/mp3/xL-MegGo/02_-_5bahman-11mars2012-enghel.html

http://www.4shared.com/mp3/ZUqdIphM/03_-_5bahman-11mars2012-enghel.html

http://www.4shared.com/mp3/Vn0Vsvcc/04_-_5bahman-11mars2012-enghel.html

2. http://www.8mars.com/zan_dem_iran@yahoo.ca

3. Nashrenoghteh@yahoo.com

4. http://www.youtube.com/watch?v=8iezLlxNfk4

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در