Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 55  سه-شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۱۲ نوامبر ۲۰۱۹       
تجسم دوباره‏ی انقلاب و کمونيسم

تجسم دوباره انقلاب و کمونيسم

سنتز نوين باب آواکيان چيست؟

 

متنی که ملاحظه می کنيد در بهار سال 2008 از سوی تنی چند از کمونيست های برجسته (از رهبران حزب کمونيست انقلابی آمريکا) به صورت سخنرانی در نقاط مختلف آن کشور ارائه شد. ترجمهي اين متن به فارسی با هدف آشنا کردن خوانندگان حقيقت با خدمات باب آواکيان به نوسازی و علمی تر کردن تئوری های کمونيستی صورت می گيرد. بدون شک اين فقط يک معرفی است اما شرح موجزی از سنتز نوين می باشد. به دليل طولانی بودن مطلب، آن را در چند قسمت و در شماره های مختلف حقيقت منتشر کرديم. بخش اول اين متن تحت عنوان « بشريت نياز به انقلاب و کمونيسم دارد» در حقيقت شمارهی 49؛ بخش دوم تحت عنوان «نقش و قدرت بالقوهی آگاهي» در حقيقت شماره ی 50 و بخش سوم و چهارم تحت عناوين: «سنتز نوين: مفاهيم سياسی – ابعاد بين المللي» و «سنتز نوين: ديکتاتوری و دموکراسی در گذار به کمونيسم» در حقيقت شماره 51 و در حقيقت شماره ی 52 تحت عنوان «هسته ی مستحکم با کشامدی (الاستيسيته) بسيار» منتشر شدند. در شماره ي54 قسمت پايانی فصل چهارم و همچنين قسمتی از فصل پنجم را خوانديد. در اين شماره متن را به پايان می رسانيم. اين متن به زودی در شکل جزوه منتشر خواهد شد.

 

در باره‏ی «امکان انقلاب» در آمريکا

در انتهای اين سخن مهم است اشارهای به يک سوال بسيار بزرگ کنيم: آيا امکان پيروزی در کشوری چون آمريکا هست؟ مقالهی بسيار مهمی در رابطه با اين مسئله در نشريه انقلاب تحت عنوان «در بارهی امکان انقلاب» منتشر شد که در اينجا بخشی از آن را نقل می کنم:

«باب آواکيان در سخنان خود تحت عنوان "به ميدان آوردن راهی ديگر" ... توجه را به واقعيتی جلب می کند و می گويد: "دو کار را ما نميدانيم چگونه انجام دهيم – يکی، روياروئی با سرکوب و ديگری، کسب پيروزی در شرايطی که امکانش فرا ميرسد. علت اشاره به اين ناتوانی دوگانه اين است که توجه شما را به اين واقعيت جلب کنم که بهتر است روی اين ها کار کنيم – البته به طرق مناسب و نه نامناسب." وی در مورد کسب يپروزی در شرايطی که امکانش فرا ميرسد ميگويد:" در مورد مسئلهی کسب پيروزی بايد آن را بطور جدی در دست بگيريم و رويکردی جدی و نه کودکانه نسبت به آن داشته باشيم و روشی را در پيش نگيريم که کار ارتجاع را (که در طبقه حاکمهی امپرياليستی تجسم مييابد) در تمرکز قدرت  و درهم شکستن هر تلاشی برای به دنيا آوردن يک جهان نوين، تسهيل کند." آواکيان برای تاکيد بيشتر بر اين جهت گيری به نقل از مقالهای تحت عنوان "برخی نکات مهم در مورد جهت گيری انقلابی و در مخالفت با ژستهای کودکانه و تحريف انقلاب" (منتشره در نشريه انقلاب شماره 55- ژوئيه 2007) ميگويد: "انقلاب موضوعی بسيار جدی است و بايد رويکردی جدی و علمی نسبت بدان داشت. نميتوان رويکردی ذهنی و فردگرايانه داشت که بازتاب استيصال و ژستگيری است و با رشد و گسترش يک جنبش انقلابی تودهای – که هدفش يک جهان بنيادا متفاوت و بهتر است و روشهايش بايد در خدمتِ به دنيا آوردن چنين جهانی باشد – در تضاد قرار ميگيرد. انقلاب و بخصوص انقلاب کمونيستی عمل تودههای مردم است و فقط ميتواند چنين باشد – عمل سازمانيافته و رهبري شدهی توده هائی که مداوما آگاه ميشوند تا تمام نظامها و روابط ستم و استثمار را محو کنند و بشريت را به ورای آن ببرند."»

در همين مقاله آواکيان رفقا را فرا ميخواند که در رابطه با مسئلهی «کسب پيروزی در زمانی که شرايطش فرا ميرسد» در عرصه تئوريک و مفهوم نيز مطالعه و مشاجره کنند. و ميگويد: «قبلا در رابطه با مسئلهی کسب پيروزی، کسب قدرت سياسی هنگامی که وضعيتی انقلابی به ظهور ميرسد و ميليونها تن از مردم انقلابی پا به صحنه ميگذارند صحبت کردهام. در پرتو آنچه قبلا گفتم (در "برخی نکات مهم در مورد جهت گيری انقلابی و در مخالفت با ژستگيری کودکانه و تحريف انقلاب") و با اساس يا الگو قرار دادن آن – وبا نگاهی از موضع استراتژيک و نه فوری – بايد نقش و رابطهی ديالکتيکی دو خط سير را درک کنيم. اينها خط سيرهای جدا هستند و تنها با وقوع تغييرات کيفی در اوضاع ... اين دو خط سير به يکديگر ميپيوندند. تا آن زمان تنها بطور جداگانه ميتوان آنها را به طريقی صحيح تکامل داد و بايد تکامل داد. ... خط سير اول که نقطه تمرکز اصلی و محتوای کار کنونی ماست عبارتست از کار سياسی، ايدئولوژيک، تشکيلاتی. جهتگيری جبهه متحد تحت رهبری پرولتاريا، چشم دوختن به ظهور يک اوضاع انقلابی و پا به صحنه گذاشتن مردم انقلابی در مقياس بزرگ و تدارک سياسی برای آن، راهنمای اين فعاليت است. منظورمان از "تسريع در عين انتظار" تکامل يک اوضاع انقلابی را کشيدن يعنی اين. خط سير دوم اشاره دارد به تکامل تئوری و جهتگيری استراتژيک برای کسب توانائی مواجهه با اوضاع و کسب پيروزی وقتی که دو خط سير ميتوانند و بايد به يکديگر ملحق شوند. اين شرايط با تغيير کيفی در صحنه عينی سياست و با ظهور اوضاع انقلابی و مردم انقلابی ... بوجود ميآيد. آنچه امروز مناسب است عبارتست از توجه کردن در عرصه تئوری و تفکر و درک استراتژيک، آموزش عميق و همه جانبه از تجارب گوناگون. نياز به مطالعهی تجارب گوناگون و سنتز آنها با چشم انداز استراتژيک صحيح است تا بتوانيم دانش خود را بالا بريم و درک تئوريک و مفهوم استراتژيکمان را عميقتر کنيم.»

آواکيان نکتهی مائو را در مورد اينکه در مواجهه با همهی مسائل و مشکلات بايد خود را از قيد موهومات و قراردادها رها کرد و تفکر انتقادی و خلاق را که پايه در اصول و روشهای علمی دارند در پيش گرفت، گسترش ميدهد و بر اين جهتگيری اساسی تاکيد بسيار ميکند. (19)

در مورد اين موضوع پيشنهاد ميکنم جزوهی «انقلاب و کمونيسم: يک شالوده و جهتگيری استراتژيک» را که مقالهی فوقالذکر بخشی از آن است را مطالعه کنيد. اين مقاله تحت هدايت متد باب آواکيان نگاشته شده است.

نتيجهگيری

اين بود رئوس سنتز نوين: ترسيم دوباره و نوين انقلاب و کمونيسم که رسيدن به جامعهای بنيادا متفاوت و نهايتا کمونيستی، بدون استثمار و بدون روابط ستمگرانه ميان مردم را هدفگيری کرده است. اين سنتز نوين يکبار ديگر انقلاب را «ايدئولوژيزه» کرده و بر صحنه گذاشته است و آنگونه که باب آواکيان ميگويد بطور عينی «منبع اميد و جسارتی است که بر شالودهی مستحکم علمی قرار دارد.» (20)

ضروی است که آن را در دست بگيريم و تبديل به نيروی ايدئولوژيک و سياسی قدرتمندی برای تغيير جهان کنيم و در همان حال بطور مستمر و کاملتر با اين منظومهی گسترده، غنی و تکامل يابنده و همچنين متد و رويکرد باب آواکيان درگير شويم.

برای به پايان رساندن مطلب، نقل قولی را از اثر باب آواکيان تحت عنوان «دموکراسي: آيا به چيزی بهتر از آن نميتوان دست يافت؟» ميخوانم. در اينجا او به روياپردازی در مورد آيندهی کمونيستی که برايش ميجنگيم ميپردازد:

«اينکه در جامعهی کمونيستی آينده تضادهای اجتماعی چه اشکالی داشته و چگونه حل خواهند شد را صرفا ميتوان حدس کرد و در موردش روياپردازی کرد. مثلا، نيروهای توليدی پيشرفته را که نيازمند درجهی بالائی از تمرکز هستند با تمرکززدائی و ابتکار محلی (که معلوم نيست به چه معنا خواهد بود) چگونه ترکيب کرده و تضادشان را با چه رويکردی حل خواهيم کرد؟ در جامعهی کمونيستی بزرگ کردن نسل جديد چگونه خواهد بود؟ همانطور که ميدانيم در جامعهی کنونی اين کار به شکل اتميزه و با واسطهی روابط ستمگرانه در خانواده انجام ميشود. به تکاملِ عرصههای ويژهی دانش يا تمرکز بر پروژههای خاص چگونه توجه خواهد شد بدون آنکه اين عرصهها تبديل به «قُرُق ويژهي» افراد خاص شوند؟ ميانِ بالا بردن سطح مردم در کسب مهارتها و دانش همه جانبه با ضرورت ايجاد تخصص تضاد خواهد بود. اين تضاد چگونه حل خواهد شد؟ رابطهی ميان ابتکارات و پيشههای فردی افراد و مسئوليتها و خدمات اجتماعيشان چگونه خواهد بود؟ به نظر ميآيد همواره اينطور خواهد بود که در مورد هر مسئلهی خاص يا هر موضوع مورد جدل، گروهی از آدمها درک صحيحتر و يپشرفتهتری خواهند داشت (که بنا بر قاعدهی عمومی در ابتدا در اقليت خواهند بود). اما اين مسئله چگونه در خدمت منافع عمومی قرار خواهد گرفت بدون اينکه گروهها به «گروههای ذينفع» تبديل شوند؟ در آن زمان ديگر کشورهای متفاوت نخواهيم داشت اما رابطهی ميان عرصهها و مناطق مختلف چگونه خواهد بود و تضاد ميان آنها که ميتوان «تجمعات محلي» نامگذاريشان کرد و تجمعات عاليتر، تا سطح جهانی، چگونه حل خواهد شد؟ معنای کُنکرتِ شهروند جهانی بودن چه خواهد بود – بخصوص بر حسبِ مکان زندگی، کار و غيره؟ آيا مردم به نوبت از يک نقطهی جهان به نقطهای ديگر خواهند «چرخيد»؟ تقابل تنوع زبانی و فرهنگی با اتحاد جهانی بشريت چگونه حل خواهد شد؟ آيا در آن زمان مردم با وجود درکی که از تاريخ خواهند داشت قادر به باور اين امر خواهند بود که زمانی جامعهای چون زندان کنونی وجود داشت و خود را حدِ نهايتِ دستآورد بشر اعلام ميکرد؟ اينها و سوالات بسيار ديگر را امروز صرفا با گمانهزنی و روياپردازی ميتوان پاسخ گفت اما حتا طرح اين سوالات و تلاش برای تصور راه حلها – در جامعهای که تمايزات و تخاصمات طبقاتی و سلطهی سياسی ديگر موجود نيست – برای هر کس که منافعی در نظم کنونی ندارد فوقالعاده رهائی بخش است.» (21) 

آيا اين آينده ارزش آن را ندارد که زندگی خود را وقف بوجود آوردنش کنيم؟

پرچم سنتز نوين را برافرازيم! بخشی از رهاکنندگان بشريت شويم.

پايان

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در