Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
رصد امواج گرانشی، انقلابی در فیزیک کیهان شناسی

رصد امواج گرانشی، انقلابی در فیزیک کیهان شناسی

 

از نشریه آتش شماره 53- فروردین 1395

 

روز 22 بهمن خبر کشف فوق العاده ای اعلام شد. این خبر، هم جهان علم و دانش را به شدت تکان داد و هم تاریک اندیشان دین و خرافه را. این کشف بی نظیر که کران تا کران افق های انسان را در برملا کردن اسرار کیهانی گسترش می‏دهد فقط دو روز مرکز توجه مدیای جهان سرمایه داری بود و پس از آن به پشت درهای «تخصصی» رانده شد زیرا مشغله مدیای جهان هرچه کوتاه تر کردن افق های انسان است.

پژوهشگران فیزیک اعلام کردند در شهریور 1394 دو رصدخانه لیگو (ثبتِ لیزری امواج گرانشی) که در دو نقطه از آمریکا قرار دارند، امواجی را ثبت کردند که یک میلیارد و سیصد سال پیش در نتیجه ادغام دو سیاه چاله واقع در فضایی ورای کهکشان شیری ساطع شده است.

این کشف، سه نقطه عطف در علم فیزیک است: یکم، اولین بار است که امواج گرانشی به طور مستقیم رصد می شوند (صد سال پیش، به طور غیرمستقیم و تئوریک توسط انیشتین پیش بینی شده بودند). دوم، اولین بار است که یک سیاه چاله دوقلو رصد می شود. سوم، این کشف، قانع کننده ترین مدرک اثباتی را در مورد سیاه چاله هایی که انیشتین وجودشان را پیش بینی کرده بود تولید کرده است.

امواج گرانشی، امواجی هستند که با سرعت نور در فضا منتشر می شوند و باعث انقباض و انبساط بافت فضا-زمان می شوند. دانشمندان بیش از 50 سال با انجام آزمایش های مختلف به دنبال اثبات یا رد آن بودند. این کشف درهای جدیدی را به روی کشف اجسام آسمانی و حرکات و فعل و انفعال های کیهان باز کرده است. اما مهم تر از همه امکان شنیدن «مهبانگ» (بیگ بنگ) را فراهم می کند. مهبانگ، انفجار بزرگی است که سرآغاز پیدایش تمام کیهان از جمله کهکشان ما و زمین است. کشف اخیر راه را برای درک بهتر و تعریف روشن تر «مهبانگ» و چگونگی رخداد آن باز کرده است. بنابراین، جهان دین و خرافه باید منتظر زلزله های دیگری باشد.

تئوری نسبیت عام انیشتین

اینشتین در اوایل قرن بیستم پس از مطرح کردن تئوری نسبیت عام، پیش بینی کرده بود نیروی جاذبه نتیجه خمیدگی بافتِ فضا- زمان است و نقاط فضا- زمان از هم نزدیک تر و دورتر می شوند. طبق این تئوری، دو جسم به طرف هم جذب می شوند زیرا بر روی بافت خمیده فضا- زمان حرکت می کنند. این کاملاً با نظریه گرانشی (نیروی جاذبه یا نیروی هم کشش) نیوتون متفاوت است. بنابراین، اگر این اجسام روی مستقیم ترین خط نیز حرکت کنند، به علت خمیدگی فضا- زمان به سوی هم جذب می شوند. به این ترتیب، در تئوری نسبیت عام، گرانش مقوله ای مربوط به شکل هندسی فضا- زمان یعنی مربوط به خمیدگی آن است و نه هیچ نیروی دیگر. این خمیدگی، با حضور یک جرم در فضا شکل می گیرد. مانند انحنایی که با افتادن یک جسم سنگین بر روی یک صفحه پلاستیکی، در آن صفحه پلاستیکی به وجود می آید. حرکت این اجرام در فضا- زمان، موجب تغییر در انحنا می شود و این تغییر در انحنا در واقع تبارز تغییر مکان این اجرام است. برخی اوقات شتاب حرکت این اجرام تغییراتی را در این انحنا ایجاد می کند که به شکل امواجی که با سرعت نور به بیرون ساطع می شوند بروز می یابد. نام این ها امواج گرانشی است.

انیشتین پیش بینی کرده بود اگر در ناحیه ای از کیهان، جاذبه به یک باره تغییر کند (مثلاً در اثر انفجار یک ستاره) امواج انرژی گرانشی با سرعت نور در کیهان منتشر شده و موجب آن می شوند که فضا تاب بردارد یا کش بیاید.

 این امواج مهیب پس از طی صدها میلیون سال نوری بسیار خفیف شده و تا کنون غیرقابل رصد بودند. اما با درست شدن رصدخانه بسیار حساس لیگو این امر امکان پذیر شد.

تا کنون اجسام آسمانی از طریق ابزار نوری «مشاهده» می شدند. مشکل در آنجا بود که سیاه چاله ها که بیش از نود درصد فضا را تشکیل می دهند با این ابزار غیرقابل بررسی هستند. زیرا سیاه چاله ها همه چیز را در خود فرو می بلعند. اما اکنون به قول یکی از دانشمندان لیگو (پروفسور دیوید ریتز گخ)، «برای اولین بار کیهان به زبان امواج جاذبه با ما سخن می گوید و قابل شنیدن است.»

پروفسور آلبرت وچچیو از دانشگاه بیرمنگام و یکی از پژوهش گران لیگو می گوید: «تا کنون ما از طریق نور، کیهان را مشاهده می کردیم و از این طریق فقط بخشی از رخدادهای کیهان را می توان دید. امواج گرانشی اطلاعات کاملاً متفاوتی در مورد مقوله های موجود در کیهان حمل می کنند. به این ترتیب یک راه جدید گوش دادن به کانال مخابراتی باز شده است که به کشف مقوله هایی که هرگز تا کنون دیده نشده است کمک خواهد کرد.»

این رخداد سهمگین را با لیگو که ابزار فوق العاده حساسی است دریافت و ثبت شد. این ابزار حساس که دو بازوی چهار کیلومتری قائم بر یکدیگر است و با اشعه لیزر کار می کند، قادر است هرگونه تغییر در فاصله میان منظومه شمسی (سامانه خورشیدی که زمین یکی از سیارات آن است) و نزدیک ترین ستاره ای که 4 سال نوری از آن فاصله دارد تا اندازه یک موی انسان ثبت کند. چند هفته پس از تقویت و راه اندازی لیگو، امواج ساطع شده از ادغام سهمگین دو سیاه چاله در یک میلیارد و سیصد میلیون سال پیش، به مدت فقط 02 میلی ثانیه دریافت شد. در واقع صدایی مانند «چلیپ» بود. یک میلیارد و سیصد میلیون سال پیش انفجار مهیب ناشی از یکی شدن دو سیاه چاله، در نقطه ای ماورای «ابر ماژلانی» (که دور کهکشان راه شیری می چرخد) در نیمه کره جنوبی آسمان رخ داد.

پروسه راستی آزمایی این کشف چند ماه طول کشید. پس از ثبت امواج گرانشی در شهریور ماه توسط «لیگو» دانشمندان چندین ماه کار خستگی ناپذیر و دقیق انجام دادند تا مطمئن شوند مشاهده ثبت شده منطبق بر الگوهای تئوریک است.

 این کشف، مدار علمی پیش بینی کردن بر اساس دانش قبلی و با تحلیل علمی، کشف و اثبات درستی پیش بینی را بهتر کرد.

خبر بد دیگر برای جهان دین و خرافه، پرتاب سفینه گایا در 27 آذرماه گذشته توسط آژانس فضایی اروپا به فضا است. در این سفینه فضایی دقیق ترین تلسکوپ جهان نصب شده است. تلسکوپ درون این سفینه قرار است پنج سال تمام تا عمق 6/ 1 میلیون کیلومتری فضای اطراف زمین را رصد و اطلاعات جمع آوری شده را به زمین مخابره کند. این سفیه در محلی از کهکشان که نقطه ال 2 -لاگرانژ نامیده می شود مستقر خواهد شد. اینجا نقطه ای در اعماق فضا است که نیروی جاذبه زمین و خورشید یکدیگر را کاملاً خنثی می کنند. به همین علت، سفینه گایا در فضا از آرامش بیشتری نسبت به ایستگاه فضایی بین المللی (آی. اس. اس) که همواره در حال گردش به دور زمین است، برخوردار است. نکته بسیار قابل توجه آن است که وجود چنین نقطه ای در کیهان (یعنی جایی که نیروی جاذبه زمین و خورشید یکدیگر را کاملاً خنثی می کنند) در قرن هجدهم توسط ستاره شناس ایتالیایی ژوزف لویس لاگرانژ به طور تئوریک محاسبه شده بود. به افتخار اوست که این نقطه، نقطه لاگرانژ نامیده شده است.

پیروزی علمی رصد امواج گرانشی از جهات گوناگون برای انقلاب اجتماعی نیز اهمیت دارد. حداقل به چند جنبه از آن می توان اشاره کرد.

1- این کشف یک بار دیگر درستی روش علمی در دست یافتن به هدف (هدفی که آن نیز به طور علمی تعریف شده بود) نشان داد. دانشمندان لیگو بر پایه تئوری انیشتین و پیش بینی های علمی وی که از درستی نسبی آن ها اطمینان داشتند جستجوی خود را آغاز کردند و مرتباً ابزار پیشرفته تری ساختند و در طول راه درک خود را در جوانب و جهت های مختلف تکامل دادند. مارکس نیز با نقد نظام سرمایه داری به مختصات جامعه آینده ای که هنوز ساخته نشده اما ضروری، ممکن و مطلوب است پی برد و رسیدن به آن تبدیل به هدف انقلاب های کمونیستی شد. و در جریان عملی کردن این هدف، نه تنها مختصات آن جامعه بلکه پیچ و خم های راه رسیدن به آن نیز روشن تر شد و تئوری ها نیز تکامل یافتند تا اینکه امروز به قله «سنتز نوین کمونیسم» رسیده اند.

2- رشد و گسترش تفکر علمی به رشد و گسترش تفکر علمی در رابطه با جامعه و تغییر رادیکال آن خدمت می کند. هنگامی که چارلز داروین، فرگشت (تکامل انواع گوناگون موجودات زنده) را کشف کرد، مارکس با هیجان فوق العاده ای به آن خوشامد گفت و حتا به داروین پیشنهاد کرد که می خواهد کتاب کاپیتال را به او تقدیم کند اما داروین که بورژوا لیبرال ترسویی بود قبول نکرد. وی حتا نسخه ای از کتاب کاپیتال را که مارکس با دست خط خود برایش فرستاده بود ورق نزد. در حالی که بنا به گفته دانشمند بزرگ بیولوژی تکاملی «استفن جی. گولد»، داروین با نخواندن کاپیتال خود را از روش علمی مارکس که می توانست کمک عظیمی به دقیق تر کردن تشریح فرگشت کند محروم کرد. اما مارکس و انگلس عمیقاً درک می کردند پیشرفت دانش بشر در زمینه های گوناگون خدمت عظیم به پرولتاریا و هدف انقلاب کمونیستی است. پس، از کار بزرگِ داروین با هیجانی بسیار استقبال کردند، از آن آموختند و از این منظر نیز ثابت کردند به واقع نمایندگان فکری و پیشوایان انقلابی ترین طبقه عصر ما هستند.

3- در زمانه ای که حاکمان نظام طبقاتی سرمایه داری بی مهابا خرافه دین را در مقابل تفکر علمی در میان توده های مردم به ویژه کارگران و زحمتکشان رواج می دهند، این کشف جدید مصالح جدید و قدرتمندی را در اختیار فعالین کمونیست قرار می دهد که توده های مردم را متوجه پوشالی بودن داستان های خیالی قرآن و انجیل و ادیان دیگر در مورد جهان و هستی کنند.

4- هرچند بدون کارِ تولیدی پرولتاریا و زحمتکشان جهان، هیچ امکانی برای فراغ بال دانشمندان به وجود نمی آید که بتوانند به طور متمرکز بر روی گسترش افق های دانش کار کنند اما اکثریت مردم جهان حتا از شادی و بهت و اعجاز این گونه اکتشافات محروم اند. کافی است نگاه کنید ببینید چند دقیقه برنامه تلویزیونی قابل فهم در توضیح این کشف بزرگ در کانال های تلویزیونی ایران و حتا اروپا و آمریکا به نمایش درآمد! سرمایه داری به طور مؤثر، اکثریت مردم جهان را از حوزه این شگفتی ها که به زندگی انسان غنای بی مانند می دهد، اخراج و محروم کرده است. نام این وضعیت جدایی کار فکری و یدی در جامعه است.

کمونیست ها در جریان کارآگاه گرانه با توده های کارگر و زحمتکش و دیگر ستمدیدگان این نظام طبقاتی باید آنان را نسبت به این انقلاب های علمی آگاه کنند. این کار بخشی از تلاش کمونیست ها برای گسترده کردن افق های دید توده ها و تقویتِ «آرزو پردازی» انقلابی در آنان است. ارتقاء دانش علمی توده های مردم به ارتقاء آگاهی و دانش آنان در مورد وجود و کارکرد تضادهای بزرگی که در زیربنای جامعه قرار دارند و سرچشمه تولید ستمدیدگی آنان است خدمت می کند. کسب دانش علمی توده ها را توانمند می کند که به جهان با کنجکاوی و جستجوگری بی وقفه و تفکر انتقادی و روش انتقادی نگاه کنند و در مورد آینده ای که ممکن و لازم است آرزو پردازی کنند. اگر قدرت تخیل انیشتین (اما تخیلی که پایه و اساس علمی داشت و نه هپروت دینی) نبود امروز پژوهشگران قادر نبودند صدای انفجاری را که یک میلیارد و سیصد میلیون سال پیش در آسمان صورت گرفت بشنوند. در عرصه انقلاب اجتماعی نیز ما نیاز به توانمندی علمی و آرزو پردازی علمی داریم. انقلاب کمونیستی ممکن است و تنها راه حل وضعیت دنیای کنونی است. کمونیست هایی که در میان توده های مردم کارآگاه گرانه می کنند، همانطور که از هر تکان سیاسی در جامعه برای تبلیغ و ترویج این راه حل و قانع کردن و جذب توده های مردم به این راه و سازمان دادن آنان حول تحقق این راه استفاده می کنند باید از انقلاب های علمی نیز در کارآگاه گرانه سود بجویند و هرگز فکر نکنند این ها جدا از کار سیاسی انقلابی کمونیستی است.

 

شهره گروسی

 

 

شرح عکس پایین از چپ به راست: دو سیاه چاله که دور هم می چرخند و درهم فرو می روند و امواج گرانشی را به اطراف می فرستند. رصدخانه لیگو که مانند دو بازوی حرف انگلیسی «ال» ساخته شده است امواج را دریافت کرد.

wave-1050

e17_4_medium

شرح عکس بالا: ردیف بالا امواج مشاهده شده یا ثبت شده توسط لیگو و ردیف پایین امواج محاسبه و بازسازی شده دانشمندان که تطابق 90 درصدی با اصل را نشان می دهد.

 

شرح عکس پایین: تقابل دو جسم با یکدیگر

جسم سبکتردر یک مسیر دایره ایی بطرف جسم سنگین تر سقوط می کنم

tumblr_mgle5zempq1qaphrco1_500

gpb_circling_earth

شرح عکس بالا: انحنا در فضا و زمان بخاطر جرم زمین

ماهواره به خاطر قرار گرفتن دراین انحنا به طرف زمین سقوط میکند.اما اگر هنگام قرارگرفتن در انحنا دارای شتاب باشد انگاه در یک مسیر دایره ای به سوی زمین سقوط میکند  

 

 

 

ضمیمه

 

یک جهان بینی علمی، یک کنجکاوی بی حد و مرز درباره جهان

آردی اسکای بریک*

گزیده ای از مقاله «علم و انقلاب» - نشریه انقلاب 2015

 

 

علم به مثابه یک روش قدمت زیادی در تاریخ بشر ندارد و موضوع تازه ای است. ... بنابراین، مردم به طور کلی عادت ندارند واقعیت را به شکل علمی بفهمند و آن را تغییر دهند. پیش از این، در تمام طول تاریخ نوع بشر، انسان از طریق امتحان و خطا که یک رویکرد ابتدایی است، به درک جهان طبیعی و اجتماعی می پرداخت و سعی می کرد با هر روشِ دم دست از مسایل اطراف خود سر در بیاورد و در این راه انواع و اقسام توضیحات رازآلود و ماورالطبیعه اختراع می کرد تا برای پرسش های موجود در مورد ناشناخته ها پاسخی فراهم کند. به طور مثال، مردم فکر می کردند رعد و برق، خشم خدایان یا چیزی از این دست است و تا مدت های طولانی درک علمی از علت واقعی بروز رعد و برق نداشتند. ...

خوب است کمی در مورد اینکه علم چیست صحبت کنیم و از آن راز زدایی کنیم. مشغله علم، واقعیت مادی است. نه فقط طبیعت بلکه کلیت جامعه بشری نیز در حوزه علم می گنجند. علم به همه این عرصه ها می تواند بپردازد. علم یک ابزار بسیار قدرتمند است. علم، روش و رویکردی است برای کسب توانایی تشخیص حقیقت، برای تشخیص آنکه چه ایده ای بازتاب واقعیت است. واقعیت آن طور که واقعاً هست. پس، علم بسیار متفاوت از دین یا عرفان یا امثال آن ها است که تلاش می کنند واقعیت را با توسل به نیروهای خیالی توضیح دهند و هیچ گونه دلیل و مدرک واقعی برای تحلیل خود ارائه نمی دهند. برعکس، برای علم ارائه گواه و مدرک الزام آور است. علم، یک پروسه مبتنی بر دلیل و مدرک است. بنابراین، برای درک هر مساله ای در جهان یا برای سر درآوردن از اینکه چگونه می-توان واقعیت را تغییر داد نیاز به علم است. قلمروی علم تمام گستره تجربه مادی انسان را در بر می گیرد. برای مثال، برای درمان یک بیماری یا در تلاش برای درک دینامیک های اکوسیستمِ یک جنگل استوایی یا صخره مرجانی یا برای انقلاب کردن و رهایی بشریت، نیاز به علم است. علم به ما این امکان را می دهد که واقعیت ماجرایی که در بطن هر یک از این پروسه ها در جریان است را درک کنیم و بفهمیم چگونه می توان آن را تغییر داد.

در جایی خواندم که نیل دوگراس تایسون در زمینه ی فراگیر کردن علم گفته است، علم به ما امکان می دهد به جای فرار از مشکلات با آن ها روبه رو شویم و راه حل پیدا کنیم. به نظر من این نیز نکته مهمی است. علم به انسان امکان آن را می دهد از واقعیت مادی سر درآورد. در واقع علم به ما این امکان را می دهد که در هر زمینه ای که صحبت از واقعیت مادی می کنیم (از بیماری گرفته تا اکوسیستم طبیعی یا یک نظام اجتماعی که انسان ها تحت آن زندگی می کنند) مؤلفه های واقعیت های مادی را تحلیل کنیم و خصلت های تعیین کننده و تضادهای زیربنایی آن ها را کشف کنیم. پس اگر قصدمان تغییر است باید بفهمیم که پایه های ایجاد تغییر چیست. ...

... تمام هستی، چه جهان طبیعی و یا جهان اجتماعی، در طول زمان تغییر کرده اند و هنوز هم در حال تغییر هستند. اگر می خواهیم زندگی تغییر کند، اگر می خواهیم سازمان یابی جامعه عوض شود، اگر می خواهیم جهان تغییر کند، اگر خواهان تغییر هر چیزی در طبیعت یا جامعه هستیم، باید روش علمی به کار بریم زیرا این تنها راهی است که به طور عمیق می توانیم واقعیت را، بر پایه مشاهدات و کنش های منظم آن، بر پایه دست کاری کردن واقعیت و مشاهده دگردیسی های آن کشف کنیم. از این طریق است که می توانیم واقعیت پدیده ها را بفهمیم، دریابیم چرا پدیده ها و فرآیندها این گونه هستند، چگونه این طور شده اند و چگونه می توان آن ها را تغییر داد. باز هم تکرار می کنم که این پروسه، پروسه ای مبتنی بر جمع آوری شواهد است و صرفاً «تو چه فکر می کنی» و «من چه فکر می کنم» نیست. ما نیاز به شواهدی داریم که در طول زمان انباشت شده اند. این پروسه می تواند نشان دهد که واقعیت از چه تشکیل شده، چگونه شکل گرفته و در حال حاضر چگونه می توان آن را عوض کرد و یا بیشتر عوض کرد.

... بدون مجهز بودن به علم، انسان همیشه مستعد فریب خوردن، سردرگمی فکری و عجز در تشخیص درست از غلط و حقیقت از دروغ است. ... علم برخلاف خیال پردازی و خوش خیالی، متکی بر شواهد عینی است و یک پروسه و روش منظم آنالیز و سنتز است. آنالیز، تجربه و دانش یک بازه زمانی را تجزیه می کند. حال آن که سنتز، دوباره آن ها را در سطحی عالی تر و به طریقی منظم تر جمع میکند و از تجربه انباشت شده، درس های بزرگ تر و اساسی تر می گیرد.

به این دلیل، اگر می خواهیم جامعه ای را به طور ریشه ای عوض کنیم نیاز به تئوری انقلابی و علمی داریم. ما صحبت از تغییر رادیکال در جامعه می کنیم. کلمه «رادیکال» یک کلمه لاتین است که معنایش «ریشه» است. یعنی به ریشه مشکلات رفتن، در سطح و ظاهر مسایل و یا جوانبی از آن نماندن. برای کشف این مساله که قوانین عمیق تر سیستم چیست اند و تضادهای درونی سیستم در اعماق چگونه کار می کنند که موجب بروز مشکلات شده و همچنین امکان تغییر آن را به وجود می آورند باید مانند یک دانشمند خوب به لایه-ها و سطوح عمیق تر نگاه کنیم. ...

... بیایید قبل از هر چیز کاربرد علم را با صحبت در مورد این سؤالات بررسی کنیم: اینکه نوع بشر در کجا ایستاده، وضعیت جهان امروز چیست و وضعیت جامعه ای که در آن زندگی می کنیم چیست؟ ...

بیایید به رنج هایی که انسان ها می کشند نظری بیندازیم. علمی نخواهد بود اگر فکر کنیم که رنج کشیدن بشر را می توانیم کاملاً محو کنیم. ما همیشه از دست دادن ها و مرگ را خواهیم داشت و غمگین خواهیم شد، همیشه شکلی از بیماری و اشکالی از فجایع با تأثیرات منفی بر انسان ها وجود خواهد داشت. ... اما این را می توان گفت که دست یافتن به جهانی که مانند جهان امروز مشخصه اش این همه رنج-های غیرضروری نباشد، ممکن است.

... تقریباً هر روز می شنویم یک نفر دیگر، سیاه، لاتین، مرد غیرمسلح به دست پلیس در خیابان کشته شده است. هیچ اقدامی در این مورد نمی شود! مقامات کشور هر بار عملکرد پلیس را تأیید می کنند. زیرا این عملکرد در وجود این سیستم تعبیه شده است. برای حفظ نظمشان، برای اینکه دستگاهشان نرم و راحت کار کند به آن نیاز دارند. این چه سیستمی است! ... هنوز به زنان به عنوان یک انسان کامل نگریسته نمی شود. دائماً تحقیرشده و از آنان انسان زدایی می شود، مثل عروسک و ابژه جنسی با آنان رفتار می شود، یعنی چیزی کمتر از انسان کامل. مرتباً به آنان تجاوز می شود و مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. ...وجود جهانی با جنگ های بی انتها هم غیرقابل تحمل است. با وجود این سیستم هرگز نخواهیم توانست به ورای جنگ های امپریالیستی، ارتشهای اشغالگر، بارش رعب و وحشت و رنج های بی شمار بر سر مردم برویم که به خاطر منافع یک طبقه سرمایه دار (لایه نازکی از جمعیت بشری) صورت می-گیرد. ...حتا در ابعاد سیاره ای نیز وضع غیرقابل تحمل است. باید فریاد زد :آهای آدم ها! بحران محیط زیست واقعی است! ... باید بدانیم، عجز ما در برخورد سریع و در مقیاس بزرگ (مقیاسِ به اندازه کافی بزرگ) به این وضعیت اضطراری به علت سلطه این سیستم و این شکل از سازمان یابی اجتماعی است. برای درهم پیچیدن طومار این سازمان یابی اجتماعی که امروز حاکم است و عمل میکند و گذاشتن یک سازمان یابی اجتماعی کاملاً نوین به جای آن که بتواند مبارزه ای نفس گیر را برای حل این مشکلات آغاز کند، باید دست به انقلاب بزنیم. ...

یک تحلیل علمی به روشنی به ما نشان می دهد که این سیستم به دلیل ساختارش، به دلیل ماهیتی که دارد این نوع معضلات، سرکوب ها، ستم ها و بی عدالتی ها را مرتباً بازتولید خواهد کرد و تا زمانی که اجازه دهیم سیستم سرمایه داری پابرجا بماند این ها بازتولید خواهند شد. ... اگر از علم برای تحلیل این موضوع استفاده کنید هرچه بیشتر خواهید فهمید که این سیستم نمی تواند خود را تعمیر کند و اساساً قادر نیست این نوع خشونت ها را کنار بگذارد. ... علم به شما می تواند نشان دهد که ستم بر زن در ریشه ساختارهای زیربنایی سیستم سرمایه داری و همچنین سیستم های ستم گرانه و استثمارگرانه ی پیشین تعبیه شده است. بله سرمایه داری به بخش های کوچکی از زنان اجازه می دهد که به اصطلاح از نردبان اجتماعی بالا بروند. همین را در مورد مردم سیاه می توان گفت. ... جنگ های امپریالیستی یکی دیگر از تضادهای غیرقابل حل این سیستم است. ... برای اینکه ماشینِ این سیستم به طور مکرر راه اندازی چنین جنگ هایی را ایجاب می کند و این برای تداوم سیستم، گسترش و استحکام آن ضروری است.

بنابراین باید این واقعیت را قبول کنیم که ستم ملی، ستم بر مردم اقلیت، ستم بر زن، جنگ های امپریالیستی، اشغالگری ارتشهای متجاوز و غیره را در نهایت در چارچوب این سیستم نمی توان حل کرد. علم می تواند این مساله را تحلیل کند و نشان دهد که چرا هیچ یک از این تضادها را نمی توان در چارچوب ساختارهای سرمایه داری - امپریالیسم حل کرد. چنین تحلیلی را باب آواکیان طی چند دهه بارها ارائه داده و به گونه ای ژرف بر این واقعیت پرتو افکنده است که سیستم موجود اصلاح ناپذیر است، نمی توان آن را تعمیر کرد، به جای تلاش برای وصله پینه کردنِ اینجا و آنجای سیستم باید برای یک انقلاب واقعی تلاش کرد. ..

درک این مسایل بسیار مهم است و برای درک عمیق این مسایل، به علم نیاز است تا بفهمیم صرفاً نمی توان حاکمان را «قانع» کرد که تغییر کنند ... یا اگر فکر می کنید صرفاً با قدرتمند کردن عده ای از زنان یا دختران در این بخش و آن بخش خواهید توانست بار سنگین ستم ساختاری (سیستمیک) بر زنان را در این کشور یا در جهان براندازید باید بگویم خود را فریب می دهید. اگر فکر می کنید مردم صرفاً با بیان اراده شان خواهند توانست جلوی بروز جنگ را بگیرند و بالاخره جنگ های امپریالیستی را پایان دهند باید بگویم خود را گول می زنید. اگر فکر می کنید متقاعد کردن سرمایه داران به اینکه ممانعت از فرسایش محیط زیست برای تجارت آنان خوب است یا اگر واقعاً کره زمین را نجات ندهیم فرزندان و نوه های خودشان زجر خواهند کشید ... اگر فکر می کنید با این کارها بحران جهانی محیط زیست حل خواهد شد دارید خود را گول می زنید.

آیا باید اعتراض کرد؟ بله. مسلماً، اعتراض ها بسیار مهم هستند. برای توده های مردم در اینجا و سراسر جهان بسیار مهم است که روشن باشند و روشن کنند که این خشونت ها و بی عدالتی های وقیحانه را تحمل نخواهند کرد، همدست آن نخواهند شد و دیگر ذره ای از آن را قبول نخواهند کرد. اعلام اینکه خیر! ما دیگر تحمل نخواهیم کرد بسیار مهم است. اما باید فراتر از این رفت و درک کرد که در سازمان و عملکرد اقتصادی و سیاسی سیستم های مختلف تضادهای درونی ساختاری هست و انبوه این تضادهای زیربنایی است که سرچشمه تولید بی عدالتی ها و خشونت های وحشتناک می باشند و این تضادها توسط سرمایه داران و در چارچوب سیستم سرمایه داری قابل حل نیستند. برای حل آن ها، نیاز به یک اقتصاد متفاوت، یک ایدئولوژی متفاوت، یک جهان بینی متفاوت و اهداف اجتماعی متفاوت داریم. نیازمند به میدان آمدنِ نیروهای اجتماعی متفاوتی هستیم که این ها را اعمال کنند، نیازمند قدرت دولتی هستیم. ...

 

توضیح:

* آردی اسکای بریک، یک کمونیست انقلابی و مروج سنتز نوین کمونیسمِ رفیق آواکیان است. و خود نیز دانشمند رشته بیولوژی تکاملی است.

«آتش»

 

https://www.youtube.com/watch?v=CSf04BOa1NA

تشریح رصد امواج گرانشی توسط برایان گرین

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 رصد امواج گرانشی، انقلابی در فیزیک کیهان شناسی
 نوشته
 نشریه آتش ـ شماره 53
 در تاريخ
 2016-03-23
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در