Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
کدام انتخاب برای کدام زندگی؟

کدام انتخاب برای کدام زندگی؟

نشریه «آتش» شماره 50

 پرده ی اول: وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در اوایل ماه آذر اعلام میکند که داعش علاوه برکشورهای غربی، ایران را نیز در لیست حملات خود قرار داده و قصد دارد در ایام «اربعین حسینی» در شهرهای ایران عملیات کند. در ادامه پس از اینکه «قدرت بلامنازع» جمهوری اسلامی به رخ کشیده می شود، به مردم هشدار می دهد که در صورت مشاهدهی هر مورد مشکوکی فورا با شماره های «دفتر اطلاعات مردمی» تماس بگیرند.

پرده ی دوم: خیابان های شهرهای بزرگ، ورودی های مترو و میدان ها در قرق زره پوش ها و نیروهای مسلح قرار می گیرند و شبیه شهرهای میلیتاریزه شده میشوند. گشت های خیابانی دست به تفتیش مردم می زنند تا «بمب های احتمالی» را کشف کنند. در سحرگاه، مردمی که عازم کار روزانه هستند بازرسی و پرس و جو میشوند و شب هنگام در ایست های بازرسی که خیابان های بزرگ را به دو بخش تقسیم کرده، بار دیگر به عنوان «عناصر مشکوک» با خشونت تفتیش و بازخواست می شوند. خودروها در جستجوی نشانه ای از حضور داعشی ها، زیر و رو می شوند. فضایی مشابه فضای حکومت نظامی بر شهرهای بزرگ حاکم می شود.

پرده ی سوم: سیمای جمهوری اسلامی فیلم هایی به ظاهر مستند از عملیات شبه نظامیان شیعهی وابسته به خود در عراق و سوریه علیه نیروهای داعش پخش می کند که به مقرهای داعش حمله برده و گام به گام مناطقی را از وجود آنان پاک می کنند. هم زمان فیلمی از یک داعشی اسیر شده را نمایش میدهند که میگوید: «هر ایرانی که ببینیم سرش را فورا قطع میکنیم. چون ایرانیها رافضی و مرتد هستند و یهودی های مسلمان اند». وقتی بازجو از او میپرسد پس چرا به یهودی ها در اسرائیل ضربه نمیزنید پاسخ میدهد: «لجستیک ما را اسرائیل، عربستان و قطر تامین میکنند». همراه با پخش این فیلم به مردم یادآوری میکنند که با فداکاری و خون سربازان گمنام جمهوری اسلامی، آنان در آسایش و امنیت قرار گرفته اند.

پرده ی چهارم: بر بستر فضای ایدئولوژیک و عملیاتی شکل گرفته توسط جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعاتاش، دو وضعیت روحی روانی و سیاسی در جامعه شکل میگیرد: 1 _ حس رعب و وحشت از امکان حضور داعش و از فضای تیره ی جامعه و 2_ به دنبال منجی گشتن برای نجات از این وضعیت، و با همه ی نفرت از جمهوری اسلامی آن را پناهگاه «ناگزیر» دیدن.

آیا این نمایش سر تا پا دروغ و عوافریبی است؟ مسلما این دو وجه اصلی و برجسته در سیاست های تبلیغاتی جمهوری اسلامی است. اما جمهوری اسلامی با  ضرورت هایی واقعی روبرو است که به روش خود به آن ها پاسخ میدهد. این ضرورت ها کدامند؟

جمهوری اسلامی یک پای جنگ های ارتجاعی در منطقه است که امروزه شکل رو در رویی با نیروهای داعش را نیز به خود گرفته است؛ و این میتواند پیامدها و یا امکان دست زدن به اقدامات انتقام جویانه از سوی داعش را درون مرزهای جمهوری اسلامی به همراه داشته باشد. امضای قرارداد هسته ای و تفاهم میان جمهوری اسلامی و امپریالیست های غربی به خصوص آمریکا، امضای قرارداد و تفاهم برای قالب بندی مجدد ایران در چارچوب نظام جهانی سرمایه داری است. امری که سهل و آسان جلو نرفته و جامعه را وارد یک دوران پر تلاطم خواهد کرد. تضادهای درون هیئت حاکمه به شکل هایی حاد از نو سر بلند کرده است. هنگامی که حسن روحانی به دولت فرانسه به خاطر کشتار مردم پاریس توسط داعش پیام تسلیت فرستاد، روزنامه های معروف به راست افراطی (مانند روزنامهی وطن امروز) عنوان بیشرمانه و غیر انسانی «بفرمائید شام» را استفاده کرد و تلویحا از جنایت پاریس ابراز خشنودی کرد. برخی از منتسبین به این جناح در سخنرانی هایشان گفتند که باید دسته جات چریکی درست کرد تا همین کار را در آمریکا انجام بدهند! در زمینهی ایدئولوژیک و ارزش های دینی و استفاده از آن، آخوندی از یک جناح در میزگرد تلویزیونی تکه ای میاندازد و میگوید: «تفاسیر قرآنی از حجاب متفاوت است» و روز بعد بیلبوردهایی در سطح شهر به چشم میخورد که یک بسیجی خطاب به غیب میگوید: «حاجی اینجا روسری ها عقب نشینی کرده.... دشمن محاصره مون کرده...»! یک جناح توافق هسته ای (برجام) را هوشمندانهترین اقدام کابینه‌‌ی روحانی میداند و جناح مقابل که در نتیجهی تغییر و تحولات جاری امکان به بیرون پرتاب شدن و یا تضعیفِ موقعیتاش در قدرت سیاسی است، این اقدام را تسلیم شدن به امپریالیست ها میخواند. و هر دو با اتکاء به اظهارات ولی فقیه! یک جناح، قبلهاش روسیه و پوتین میشود و ذکر خیر او و جناح دیگر از ائتلاف علیه داعش صحبت میکند بدون دادن اعتبار به پوتین. این ها همه بیان اختلافاتی واقعی درون هیئت حاکمه است. اگرچه این جناح ها هنوز میتوانند در کنار هم و درون یک دولت همزیستی کنند اما سیاست های متفاوت شان در چگونگی مدیریت جامعه و به گردش در آوردن چرخ های نظام استثمار و ستم و حفظ آن، دوری و نزدیکی با کدام قدرتهای امپریالیستی، تحکیم ارزش های عقب ماندهی دینی و غیره مرتب این مرتجعین را با هم سرشاخ میکند و مانعی در برابر استقرار نظم و ثبات دلبخواه برای کلیت نظام شان میشود.

جنبهی دیگری که رنگ و لعاب امنیتی جامعه را پر رنگ تر می کند، دو انتخابات آتی مجلس اسلامی و مجلس خبرگان رهبری است. برخی مفسرین غربی این انتخابات را یکی از مهم ترین انتخابات در جمهوری اسلامی میدانند. رقبا از هم اکنون صف کشی کرده، ائتلاف ها و احزاب جدید شکل گرفته و همه خیز برداشته اند تا در مجلس آتی دست بالا را بگیرند و قوه قانون گذاری را از آن خود کنند. تضادها بر سر نقش و موقعیت نهاد ولایت فقیه و خامنه ای بالا گرفته و اخیرا رفسنجانی صحبت از تشکیل گروهی برای تعیین رهبری کرده است. قابل توجه است که این گروه به هیچکس به جز خامنه ای پاسخگو نمیباشد! اگرچه سابقا نیز اعلام نارضایتی از نقش و اختیارات ولی فقیه درز پیدا میکرد اما امروز به طور بی سابقه ای مخالفت خوانی با  نهاد ولایت فقیه در لابلای مباحث فقهی و سیاسی به مطبوعات و مجلات رسمی راه یافته و همراه با آن اعلام نظراتی در مورد جدایی دین و دولت و سکولاریسم. صحبت هایی مانند اینکه: «بزرگترین پایگاه مخالف بودن با اصل ولایت فقیه در حوزه های علمیه است ...در حوزهی علمیهی قم وجود دارد و ابراز نمیشود در حوزهی علمیهی نجف وجود دارد ابراز هم میشود. بنابراین ما نمیتوانیم بگوئیم ولایت فقیه معیار اسلام است. ولایت فقیه یک نظریهی فقهی است مثل سایر نظراتی که بین فقها وجود داشته و عده ای موافق و عده ای مخالف آن بوده اند...ما در قانون اساسی عنوانی به اسم «حکم حکومتی» نداریم. حکم حکومتی یک بحث نظری فقهی است. آن چه در قانون اساسی داریم تشخیص مصلحت نظام است... اعتقاد داشتن به ولایت فقیه یک امر شخصی است و نباید وارد این عرصه شد...سکولاریسم با لائیسیته فرق دارد. ما امروز سکولاریسم را در بین حوزویان هم میبینیم...ممکن است کسی دیندار باشد اما سکولار باشد و معتقد باشد نیازی به ایفای نقش دین در حاکمیت جامعه وجود ندارد. حزب اتحاد ملت ایران اسلامی هم در بردارندهی نیروهایی است که ممکن است نقش دین در حاکمیت را پر رنگ یا کمرنگ ببینند....» (1)

اما این ماجرا سوی دیگری هم دارد.

وقتی قرارداد هسته ای به امضاء رسید در شهرهایی از کشور بخش هایی از مردم هلهله کنان به خیابان ریختند و دلار هزار تومانی به نشانه ی بهبود وضعیت اقتصادی و رفع گرانی و تورم به دست گرفتند. دیری نگذشت که آب پاکی روی دستشان ریخته شد. دلار مرز 3600 تومان را رد کرد، بهای مایحتاج اولیه سیر صعودی گرفت، قیمت بنزین آزاد شد که به روی زندگی مردم تاثیر مهمی خواهد داشت. بهای نفت ایران در بازار بین المللی به حدود 30 دلار سقوط کرد. کاهش بهای نفت در ساختار اقتصادی وابسته به امپریالیسم که نفت ولایت فقیه واقعی آناست، فشار بسیاری به روی کل اقتصاد و بودجه کشور میآورد. برخی کارشناسها به احتمال رسیدن بهای نفت حتا به 20 دلار اشاره میکنند.

با تصویب قطعنامهی شورای حکام (بالاترین مقام آژانس بینالمللی انرژی اتمی) مبنی بر بسته شدن پرونده‌‌ی ابهامات فعالیت های اتمی ایران در روز سه شنبه 24 آذر، بار دیگر بازار فریب و وعده از طرف روحانی و سایر مقامات جمهوری اسلامی رونق گرفت. هرچند اینبار سوءظن و بی اعتمادی بیشتر از آن بود که مردم بخواهند به خیابان آمده و شعارِ «روحانی متشکریم» را سر دهند. ادعا میکنند که تا دی ماه تمام تحریم ها برچیده خواهد شد و کشور گل و بلبل میشود. جدا از اینکه این ادعایی دروغین است، این مساله که در نتیجهی گشایش های میان جمهوری اسلامی و امپریالیستها و هجوم سرمایه های خارجی به کشور این اقتصاد ورشکسته تکانی خواهد خورد و دوره ای از ثبات حتا نسبی اقتصادی برقرار می شود، در میانه‌‌ی کشمکش های ارتجاعی و پرتلاطم منطقه ای، رقابت های امپرپالیستی و رقابت های درون هیئت حاکمهی جمهوری اسلامی، امری ناروشن است. اما حتا در اینصورت نتیجهاش فقر و بندگی بیشتر توده های مردم، عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی و ملیتی و جنسیتی و نابودی بیشتر محیط زیست خواهد بود.

مجموعهی این عوامل و معضلات کنونی مقابل روی جمهوری اسلامی حتا بیشتر از «امکان حملهی داعش به ایران»، توضیح دهندهی شکل های تازه ای از سرکوب و ایجاد رعب و وحشت است که جمهوری اسلامی اتخاذ کرده است.

جمهوری اسلامی در طول حاکمیت ضد مردمی اش یاد گرفته که با ابزار دوگانهی سرکوب و فریب، بحران هایش را از سر بگذراند. اگر زمانی دشمن عمده آمریکا و اسرائیل بودند و یا تحریم ها و با این عناوین مردم را سر کار گذاشتند، وعده دادند، سرکوب کردند و بردند و خوردند، امروز داعش این نقش را برایشان بازی میکند. به تجارب تاریخی باید توجه کرد: تمام طول حیات جمهوری اسلامی تاریخ ساختن و پرداختن خطراتی واقعی و یا غیرواقعی برای نظام شان بوده تا از این رهگذر هم به حداکثر بخش هایی از مردم را پشت خود به صف کنند و هم هر صدای مخالفتی را به همین بهانه ساکت کنند. این تاریخ کثیفِ دولت جمهوری اسلامی است. اسلام سیاسی در عصر کنونی از ایران و با روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شد و به بهای تباهی یک انقلاب مردمی و با جنگی تمام عیار علیه تمام مردم ایران. زن و مرد. کرد و ترکمن. کارگر و دانشجو. جمهوری اسلامی خود پدرخواندهی بزرگ و یک زمینه ساز عروج بنیادگرایی دینی در خاورمیانه و ظهور جریاناتی چون داعش بوده است. امروز دشمنی میان جمهوری اسلامی و داعش نه تخاصم میان دو نیروی بنیادا متفاوت بلکه تضادی است میان دو نیروی ارتجاعی و دینی که بر سر منطقهی نفوذ و میزان نفوذ، سهم بری از نظام ستم و استثمار و جای گیری در این نظام، رهبری «امت» با شیعه گری یا سلفی گری و امثالهم رو در روی هم قرار گرفته اند. تضاد میان این دو کوچک ترین ارتباطی با توده های مردم که اصلی ترین قربانیان این کشاکش های ارتجاعیاند ندارد. اما هر کدام در شرایط فقدان نیرویی انقلابی در صحنهی خاورمیانه ای پرآشوب، تلاش دارند تا توده ها را علیه دیگری تبدیل به سیاهی لشگر سیاست و برنامه های ضدبشری خود کنند.

امروز قدرت های امپریالیستی و دولت های مرتجع منطقه، به بهانهی داعش در حال پیشبرد اهداف کلان و خرد خود هستند. امپریالیست ها خاورمیانهی با ثبات را میخواهند تا جریان یابی نفت و کنترل آن در میان رقابت های امپریالیستی بدون مانع صورت گیرد و داعش سد و مزاحمی در تحقق این امر است. دولت های بزرگتر منطقه مانند جمهوری اسلامی، ترکیه، عربستان سعودی در این کشاکش ارتجاعی به دنبال پیدا کردن دست بالا در منطقه اند. دولت اسلام گرای اردوغان فاشیست که دارای روابط پنهان و آشکار با داعش است و سرکوبگر مردم کردستان، تحت عنوان مبارزه با داعش و تعلیم نیروهای کُرد به کردستان عراق لشگر کشی میکند. جمهوری اسلامی به حضورش در سوریه و در دفاع از بشار اسد فاشیست ادامه میدهد چون به داشتن متحدینی این چنینی در منطقه نیاز دارد. در جنگ ارتجاعی ای که سوریه به ورطهی آن در غلتیده، در کنار بمباران های امپریالیستی، دولت ارتجاعی بشار اسد، جنایت های داعش، ارتش آزاد سوریه، انواع و اقسام هیولاهای بنیادگرای وابسته به این و آن دولت منطقه، پای جمهوری اسلامی هم در میان است. جمهوری اسلامی نیز همراه دیگر جنایت کاران درگیر در این جنگ مسئول بیش از 250 هزار کشته، صدها هزار مجروح، بیش از 12 میلیون آواره از جمعیت 23 میلیونی سوریه، نابودی شهرها و روستاهای این کشور و از بین رفتن میراث های باستانی بشریت است. اگر روزی دادگاهی مردمی برای بررسی جنایت های صورت گرفته در سوریه و مجازات مسببیناش برگزار شود، بیشک جمهوری اسلامی در صف متهمین ردیف اول خواهد نشست.

پردهی بعدی این نمایشنامه را چه کسی خواهد نوشت؟

دایره تفکر مخرب بد و بدتر گسترده شده و علاوه بر رویکرد به جناح های ارتجاعی درون هیئت حاکمه، امروز به جمهوری اسلامی و داعش تسری پیدا کرده است. این آش زهرآگینی است که جمهوری اسلامی برای جامعهی ما پخته است. مردم را در برابر انتخابی قرار میدهند که هیچ حاصلی برای آنان ندارد و تنها به تقویت نظام ستمگر جمهوری اسلامی خدمت میکند. این چرخهی مرگبار باید درهم شکسته شود و راه دیگری در برابر جامعه گشوده بشود. اما این کار فقط با مبارزه و به راه اندازی جنبش های توده ای علیه سرکوب، علیه گسترش فقر، علیه سیاست های جنگی جمهوری اسلامی در منطقه، علیه سرکوب زنان و ملل ستمدیده، علیه دخالت دین در عرصه عمومی و خصوصی و... و در راستای درهم شکستن قهرآمیز این دولت ارتجاعی میسر خواهد بود. این جامعه نیاز مبرم به یک انقلاب تمام و کمال دارد: مبارزه ای آگاهانه، سازمان یافته و با اتحاد انقلابی میان همهی مردم ستمدیده و رهبری یک حزب کمونیست. مبارزه ای برای دستیابی به جامعه ای که دیگر در آن نه از جنگ های ارتجاعی اثری است، نه از ستم و استثمار، نه از سرکوب و اختناق، نه از جهل و خرافه و تباهی. این یک انتخاب است. انتخاب میان زندگی بردهوار، پر از خفت و خواری و زندگی ای آزاد، شاداب، بی دلهره که شایسته بشریت است.

پردهی بعدی این نمایشنامه، میتواند با دستان شما نوشته شود.

 

 (1) مجلهی مهرنامه آبان 1394 مصاحبه با علی شکوری راد دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی. (این تشکیلات تازه تاسیس همان حزب مشارکت است که امروز این نام را بر خود گذاشته است).

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 کدام انتخاب برای کدام زندگی؟
 نوشته
 نشریه آتش ـ شماره 50
 در تاريخ
 2015-12-22
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در