Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
حرکت امپراتوری آمریکا برای مواجهه با چالش های اوج یابنده

 

حرکت امپراتوری آمریکا برای مواجهه با چالش های اوج یابنده

لاری اورست. نشریه انقلاب. 6 آوریل 2015

 

گزیده

... بسیاری در ایالات متحده و ایران به این توافق به عنوان پیروزی صلح بر جنگ می نگرند و آن را جشن گرفته اند.

این معامله (و مباحث حول آن) ربطی به از بین بردن علل رنج و محرومیت مردم، نزاع ها و جنگ های این منطقه ندارد. ربطی به از بین بردن سلاح های هسته ای در این منطقه ندارد. ایالات متحده آمریکا هنوز هزاران سلاح هسته ای در این منطقه دارد. اسراییل صدها سلاح هسته ای دارد که حتا حاضر نیست آن را قبول کند و تن به بازرسی و کنترل بین المللی بدهد. این معامله بر سر حفظ آن روابط اجتماعی و اقتصادی و نظم سیاسی است که مسبب به راه افتادن امواج قتل و کشتار مردم این منطقه و گسترش نجومی فلاکت آنان و سرچشمه ی عروج و گسترش بنیادگرایی اسلامی است. 

 

گشایش یک حرکت استراتژیک بزرگ

برای ایالات متحده، برنامه هسته ای ایران به نوبه ی خود موضوع مهمی است. به نظر می آید توافق هسته ای گام اول در یک حرکت استراتژیک (و قمار) بزرگ توسط دولت اوباما است که هدف آن مواجهه و حل تضادها و چالش های متعددی است که امپریالیسم آمریکا در سطح جهان و خاورمیانه با آن ها روبرو است. به یک کلام، تیم اوباما امیدوار است که این معامله هسته ای به گفته ی اوباما بتواند پلی باشد برای ورود ایران به «جامعه ی ملل». یعنی ایران، پس از 36 سال انفراد و تضاد حاد میان دو کشور، بیش از گذشته در نظم های منطقه ای و جهانی که تحت سلطه ی آمریکاست ادغام شود. اگر این نقشه به ثمر بنشیند (و این «اگر»، اگر بزرگی است) ایران می تواند از کشوری که در زمره ی دردسرهای بزرگِ امپریالیسم آمریکاست تبدیل به کشوری مهم در صحنه ی جهان بشود که یاری رسان برنامه های آمریکاست تا مخالف آن.

اگر این جا به جایی با موفقیت انجام شود می تواند ارتعاشات بزرگی را در سطح جهانی و منطقه ای ایجاد کند. می تواند دست ایالات متحده را در رویارویی هایش با روسیه و در رقابت های فزاینده اش با چین تقویت کند و کار این دو قدرت را در کشیدن ایران به مدار خود سخت کند. در خاورمیانه، ایالات متحده با تضادهای انفجاری و مهارنشدنی به ستوه آمده است و تیم اوباما امیدوار است که نزدیکی با ایران کلیدی باشد برای مواجهه با این مسایل. آنطور که روزنامه نیویورک تایمز نوشته است، سازش با ایران می تواند «کلید ایجاد نظم جدیدی در منطقه ای باشد که رئیس جمهوری های آمریکا را به مدت چند نسل به ستوه آورده است.»

حاکمان ایران نیز نیازمند رسیدن به این توافق بودند. آنان قبول کردند که دو سوم سانتریفیوژهای خود را حذف کنند، غنی سازی را فقط تا سقف 3.67 انجام دهند (سلاح هسته ای نیازمند اورانیوم غنی شده ی 90 درصدی است)، تغییرات بزرگی را در تسهیلات و راکتورهای هسته ای خود بدهند و بازرسی سرزده را مجاز بشمارند. مدت زمان این محدودیت ها نیز ده سال تعیین شده است.

این معامله خطر حمله نظامی آمریکا به ایران را کم خواهد کرد. رژیم ایران به طور عاجل نیازمند آن است که تحریم های اقتصادی برداشته شوند. اقتصاد آن وابسته به فن آوری خارجی، واردات و ورود سرمایه است و قطع ارتباط آن با نظام اعتباری و بانکی جهان به واقع اقتصاد را فلج کرده است و مانع توسعه و مدرانیزاسیون آن شده است. احیای اقتصاد ایران می تواند مانع بروز یک انفجار اجتماعی دیگر  مانند آن چه در جریان انتخابات سال 88 روی داد بشود.  

جمهوری اسلامی ایران اهدافی بزرگتر از به رسمیت شناساندن حق غنی سازی و برداشتن تحریم ها را دارد. جهادگرایی سنی و تلاطمات منطقه ای منافع ایران را به خطر انداخته است و حاکمان ایران به دنبال آن هستند که ایران را تبدیل به یک کشور قدرتمند با رشته های پیوند بین المللی کنند و به نقش آن به عنوان یک بازیگر مهم در خاورمیانه مشروعیت ببخشند. راه رسیدن به این اهداف می تواند از طریق تخفیف تنش های میان ایران و ایالات متحده و دست یابی به بازارهای تجاری و مالی جهان گشوده شود.

 اما هیچ یک از این ها تضمین شده نیست. هنوز معلوم نیست این معامله آنگونه که تیم اوباما بر روی آن شرط بندی کرده است موفق شود. نیروهای قدرتمندی در طبقه ی حاکمه آمریکا و همچنین متحدین کلیدی آمریکا مانند عربستان سعودی و اسراییل با این قرارداد و حرکت استراتژیک اوباما مخالفت های حاد و جدی دارند. به طور مثال ژنرال سابق دیوید پترائوس معتقد است که ایران، خود یک مساله است و نه راه حل. در گذشته اسراییل تهدید کرده بود که اگر به ایران اجازه غنی سازی اورانیوم داده شود به طور یک جانبه به تسهیلات هسته ای آن حمله خواهد کرد.

حتا اگر این توافق نهایی شود و ایران و آمریکا به تعامل گسترده تری برسند هیچ تضمینی نیست که نتایج همان هایی باشد که پیش بینی کرده اند. ایران جاه طلبی هایی دارد که همساز با جاه طلبی های آمریکا نیست. معامله می تواند موجب حرکات غیرمنتظره ی اسراییل و عربستان سعودی علیه ایران و انشعاب آنان از آمریکا شود و ممکنست تضادهای منطقه ای و جهانیِ دیگری وارد معادله شوند.

تغییر جهتی که نتیجه ی تغییرات بزرگ و ضرورت فوق العاده است

 

امپریالیست های آمریکایی به مدت 36 سال عمیقا با جمهوری اسلامی ایران تخاصم داشته اند. تخاصمی که به فاصله ی کمی بعد از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی پس از انقلاب 1357 شروع شد و در طول زمان بیشتر شد. چرا؟ نه به این علت که حاکمان ایران تئوکرات های مستبدی هستند که مردم ایران به ویژه زنان را سرکوب کرده اند. بلکه به این علت که دستور کار و جاه طلبی هایی دارند که به طرق گوناگون با منافع جهانی و منطقه ای ایالات متحده ناسازگار است. حاکمان جمهوری اسلامی ایران همواره بخشی از نظم سرمایه داری جهانی بوده اند اما مانند رژیم شاه، آشکارا سگ زنجیری آمریکا نبوده اند. آن ها پیوندهای بین المللی و نفوذ منطقه ای ایران را گسترش دادند. به طور مثال در سوریه. آنان در این منطقه استقرار حاکمیت اسلامی را تشویق کرده و از نیروهای اسلامیِ ضد ایالات متحده حمایت کرده اند. از جمله در فلسطین، لبنان و عراق. در سال 2002 وجود برنامه ی مخفیِ غنی سازیِ هسته ایِ ایران بر ملا شد و این امر بر تنش های میان جمهوری اسلامی و آمریکا افزود. ایران چه به دنبال تولید سلاح هسته ای باشد یا نباشد، صرفِ داشتنِ ظرفیت فن آوری در تولید آن، برای این منطقه عامل بی ثبات کننده محسوب می شود.

بنابراین عادی سازی روابط میان ایالات متحده و ایران بیانِ یک چرخش بنیادین است. چرا چنین امری اکنون اتفاق می افتد؟

از زمان پایان جنگ جهانی دوم تا کنون، یعنی به مدت 70 سال ایالات متحده قدرت امپریالیستی مسلط در جهان و در 25 سال گذشته پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق تنها ابرقدرت امپریالیستی جهان بوده است. اما میدانِ بازی جهانی به سرعت در حال تغییر است و ایالات متحده با چالش های جدیدی مواجه است. چین به سرعت در حال تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی جهانی است و در حال گسترش نفوذ اقتصادی، سیاسی و نظامی اش در جهان از جمله در خاورمیانه است. هم زمان، روسیه تلاش کرده است که نفوذ خود را در اروپای شرقی (جایی که ایالات متحده و روسیه به طرز خطرناکی بر سر اوکراین با یکدیگر سرشاخ شده اند) و همچنین در آسیای مرکزی و خاورمیانه احیاء کند. ایالات متحده به دنبال آن بوده است که با صعود روسیه و چین مقابله کند.

ایران یک قدرت جهانی نیست اما دارای مکان جغرافیایی استراتژیک و ذخایر انرژی عظیم است. بنابراین دولتی است که اتحادش با این یا آن قدرت می تواند بر تناسب قوای جهانی تاثیر بگذارد. در سال های اخیر، زمانی که روابط میان ایران و آمریکا خصمانه بوده است، روسیه و چین رشته های پیوند خود را با ایران گسترش داده اند. فقط به یک بعد مساله نظر بیندازیم: اکنون، چین یکی از سرمایه گذاران عمده در بخش نفتی ایران (و عراق) است. بنابراین یک عنصر حرکات اولیه اوباما در این بازی شطرنج آن است که ایران را به سمت مدار آمریکا بکشد و مانع از تعمیق اتحاد میان چین، روسیه و ایران (و دیگر کشورها) بشود.

وقایع خاورمیانه به طرق دیگری نیز با تصویر جهان مرتبط اند. این منطقه چهار راه نظامی و تجاری میان آفریقا، اروپا و آسیا و گلوگاه مهمی برای نفت و سوخت طبیعی جهانی و کنترل آن از زمان پایان جنگ دوم جهانی، همواره یک عنصر کلیدی در سلطه ی جهانی ایالات متحده آمریکا بوده است. اما اکنون نظم منطقه ای زیر فشار و در خطر از هم گسیختن است. خیزش، تلاطم و جنگ های داخلی در سراسر منطقه در حال گسترش است و سوریه، لیبی، یمن و عراق را در بر گرفته است. خیزش های اخیر مصر، بحرین و تونس را به تکان در آورده است. این تحولات ثبات متحدین اصلی آمریکا در منطقه، مانند عربستان سعودی را  که بزرگترین ذخایر نفتی جهان را داراست به خطر انداخته است. این وضعیت می تواند نیروهای ایالات متحده را بیش از پیش به گرداب منطقه بکشد و مانع از تحقق سیاست اعلام شده ی تیم اوباما شود که می خواهد توجه و منابع ایالات متحده را به منطقه ی آسیا-پاسیفیک جا به جا کند، زیرا آن جا به طور فزاینده تبدیل به مرکز ثقل اقتصاد جهان شده است. 

محاسبات دولت اوباما این چنین است که معامله با ایران برای هر دو جبهه بسیار ضروری است. کم کردن تنش با ایران می تواند احتمال درگیری آمریکا در یک جنگ منطقه ای دیگر را کم کند. معامله با ایران می تواند راهگشای همکاری هایی شود که ایالات متحده و ایران دارای منافع مشترک هستند. برای مثال، در زمینه ی مهار نیروهای جهادگرای سنی آنگونه که هم اکنون در جنگ علیه داعش در عراق در جریان است. (این امر می تواند آزمونی برای همکاری های بیشتر باشد.) ایران پتانسیلا می تواند رسیدن به معاملات سیاسی در سوریه و یمن را تسهیل کند. اگر اینها تحقق یابند، آزادی عمل ایالات متحده در تمرکزبر اروپا و منطقه ی آسیا-پاسیفیک بیشتر خواهد شد.

اوضاع چنین است و این ها ضرورت های بزرگی برای ایالات متحده هستند. زیر فشار این ضرورت ها ایالات متحده مسیر خود را عوض کرد و وارد معامله با ایران شد. به این علت است که ایالات متحده و متحدین آن برای اولین بار به طور موثر حق ایران به غنی سازی اورانیوم و مشروعیت جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختند. این کاری است که پیش از این، ایالات متحده به طور صریح انجام نداده بود. به این دلیل روزنامه ی نیویورک تایمز جمعبندی می کند که اوباما، با این فرض که می توان ایران را از سرمای بیرون به درون آورد و این کار می تواند جلوی وقوع فاجعه را بگیرد و تبدیل به یک منفعتِ استراتژیک بزرگ برای امپریالیست های آمریکا شود، «حاضر شده است که در زمینه ی روابط آمریکا با اسراییل و ریاست جمهوری خودش قمار کند.»

 

 واکنش ها

اما این به معنای آن نیست که معامله با ایران عملی خواهد شد یا آنگونه که طراحی شده است عملی خواهد شد. در درون هیئت حاکمه ی آمریکا مباحث جدی در مورد حکمت این سیاست وجود دارد. از جمله گفته می شود که این سیاست می تواند باعث تقویت بیشتر ایران و تضعیف ایالات متحده و اسراییل شود. بر سر این که آیا ایالات متحده با قاطعیت کافی در خاورمیانه عمل می کند یا خیر مناقشه هست و اساسی تر از آن، در مورد اینکه در دوران متلاطم و غیرقابل پیش بینیِ کنونی، چگونه باید کشور را متحد و امپراتوری را رهبری کرد مناقشات بزرگ در درون هیئت حاکمه ی آمریکا موجود است. تصویب این معامله می تواند تبدیل به عرصه ی جنگ جناح های مختلف هیئت حاکمه ی آمریکا بر سر اختلاف های بزرگتر شود.

فارغ از اینکه کدامیک از طرفین مناقشه پیروز شوند، حاکمان ایالات متحده هر زمان که احساس کنند که منافعشان در گروی حمله به جمهوری اسلامی است، می توانند روش های قبلی را در پیش بگیرند. در همان حال، این توافق به معنای آن نیز نیست که جمهوری اسلامی دست از پیگیریِ جاه طلبی ها، نقشه ها و ضرورت های خود خواهد کشید.

نتانیاهو، نخست وزیر تازه انتخاب شده ی اسراییل، به این معامله حمله کرد و گفت هیچ کس نمی تواند به اسراییل بگوید که «امنیت» خود را چگونه تامین کند. عربستان سعودی از آن هراس دارد که این توافق به ایران مشروعیت بخشیده و باعث گسترش نفوذ آن در منطقه و موجب از بین رفتن نفوذ عربستان سعودی در منطقه و حتا از بین رفتن مشروعیت عربستان به عنوان کلید دار واقعی اسلام شود. ممکنست عربستان سعودی برنامه غنی سازی هسته ای خود را به راه اندازد. اخیرا، عربستان سعودی دست به ایجاد یک نیروی نظامی عربی در این منطقه زده است که هدفش جنگ با ایران و متحدین ایران است. این نیروی نظامی اکنون در جنگ یمن در حال آبدیده کردن خود است. بنابراین، معامله ی آمریکا با ایران به جای تخفیف تضادها می تواند موجب اوج گیری تنش ها میان اسراییل، عربستان سعودی، کشورهای خلیج و مصر از یک سو، با ایران و متحدین آن در سوی دیگر شود. امری که پیامدهای غیر قابل پیش بینی دارد.

 

منافع امپریالیست ها منافع ما نیست!

اوباما در سخنانی که به مناسبت اعلام این معامله ایراد کرد، مکررا تاکید کرد که توافق با ایران، توافقی است برای تقویت «منافع» ایالات متحده آمریکا. این به چه معنا است؟ منظورش از منافع ایالات متحده، حفظ سلطه ی امپریالیستی آن بر ایران، منطقه خاورمیانه و جهان است. روشن است که ممکن است بهترین انتخاب برای رسیدن به این هدف، از طریق جنگ باشد.اوباما در همان حال که او صحبت از صلح با ایران می کند، بمباران شهر تکریت در عراق را هدایت می کند، از بمباران یمن توسط عربستان سعودی حمایت می کند، در افغانستان مشغول جنگ است و در سراسر این منطقه حملات پهبادی و دیگر جنایات جنگی را پیش می برد.

اما بسیاری از مردم (از جمله کسانی که صمیمانه مخالف جنایت های امپریالیسم آمریکا و اسراییل هستند) در ضدیت با نخست وزیر نسل کش اسراییل (نتانیاهو) و جمهوری خواهان آمریکا گرایش به آن دارند که پشت سر اوباما و مواضع او قرار گیرند. همانطور که آلن گودمن در مقاله ی اخیر در نشریه «رولوشن» نوشت:

«این چارچوب و این موضع گیری یک مشکل اساسی دارد: کاملا منافع و شایسته ترین آرزوهای صدها میلیون نفر از مردم آفریقای شمالی و خاورمیانه را نادیده گرفته و کاملا در جهت خلاف آن حرکت می کند.

«مردم این منطقه در دیگ جوشان جنگ های ارتجاعی و ستم گری بیرحمانه گیر کرده اند. جنگی که تخاصم دو نیروی ارتجاعی به وجود آورده است: امپریالیست های غربی که خود را «دموکراسی های غربی» لقب داده اند و نیروهای ارتجاعی بنیادگرای اسلامی که شکل های «بدیلی» از ستم و استثمار را به مردم ارایه می دهند. رسانه های غربی توده های مردم این منطقه را شیطانی تصویر کرده و از آنان انسان زدایی می کنند. اما صدها میلیون نفر مردم این منطقه مردم ما هستند. منافع آن ها (و منافع مردم جهان) در گروی پایان دادن به کلیه ی ستم های موجود است. در جهان امروز رسیدن به چنین هدفی پایه های زیادی دارد و راهی برای رسیدن به آن موجود است. این راه، راهی پر پیچ و خم است اما تنها بدیل ممکن در مقابل جهنمی است که مردم در آن زندگی می کنند. این راه، از هر واقعیتی واقعی تر است.» (به نقل از «منافع بشریت از «مناطره» ایران غایب است، آلن گودمن).

Revolution/revcom.us article (“Missing from the ‘Debate’ over Iran: the Interests of Humanity!”

ترجمه و تکثیر از حزب کمونیست ایران (مارکسیست-لنینیست-مائوئیست)

13 آوریل 2015

www.cpimlm.com

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 حرکت امپراتوری آمریکا برای مواجهه با چالش های اوج یابنده
 نوشته
 نشریه Revolution ـ لاری اورست
 در تاريخ
 2015-04-13
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در