Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
امنیت؟

امنیت؟

 

مقامات جمهوری اسلامی از این که داعش را به همان اسمی که دارد (دولت اسلامی) بنامند، به شدت پرهیز میکنند. آنها در تبلیغات رسانهای و منبریشان، داعش را تکفیریها میخوانند و هنگام مصاحبه با خبرنگاران خارجی وقتی در مورد «دولت اسلامی...» از آنان سوال میشود عصبی شده و میگویند: «ما این عنوان را قبول نداریم. این نیرو نه دولت است و نه اسلامی». اما چیزی که اینان را پریشان میکند دولت بودن یا نبودن داعش نیست. بلکه وجه اشتراک ایدئولوژیکشان است که قادر به برائت از آن نیستند. داعش نیرویی است تا مغز استخوان وابسته به ایدئولوژی و راه و روش «اسلام ناب محمدی» و مجری احکام و قوانین صدر اسلام که جمهوری اسلامی بیش از 36 سال قصد پیاده کردن آن را داشته است. اما جمهوری اسلامی در این راه کاملا موفق نبود به دو جهت: یکم الزامات و ساز و کار جمهوری اسلامی به عنوان دولتی متعارف در جهان امپریالیستی کنونی، بازگشت به صدر اسلام را از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و... ناممکن میکند. دوم، مقاومت و مبارزة مردم در شکلها و عرصههای مختلف پیوسته مانع بزرگی در برابر تصورات و طرحهای خیالی رهبران جمهوری اسلامی بوده است. فقط کافی است نگاه کنیم به قوانین و باید و نبایدهای رژیم در ارتباط با زنان. جمهوری اسلامی یکی از زن ستیزترین دولتهای جهان و بدعت گذار و مجری پس ماندهترین قوانین در این عرصه است. از یک سو ایدئولوژی ارتجاعی این نظام حکم میکند که زنان را به پستوهای خانه براند و از سوی دیگر نیازهای سودآوری سرمایهداری ایران، خارج از خواست و نیت فسیلهای مذهبی، استفاده از نیروی کار ارزانتر زنان، بهره بردن از سطح بالای دانش و تحصیلات زنان را به آنان تحمیل میکند. قواعد نظام پدرسالار دینی حکم بر سرکوب و منکوب کردن زنان میدهد. صدها لایحه و قانون علیه عفاف و حجاب تصویب میشود. اما همة این تدابیر مرتبا با مقاومت، نافرمانی و بی اعتنایی زنان روبرو شده است. و این کشمکش ادامه دارد.

جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت دینی، زمینه را برای رشد نیروهای بنیادگرای اسلامی در خاورمیانه مساعدتر ساخت. اگر خیزش مردم در سال 1357 توسط نیروهای مرتجع دینی و در زد و بند با قدرتهای بزرگ امپریالیستی سقط نمیشد، اگر آن خیزش به ایجاد یک دولت انقلابی که محو هر شکلی از استثمار و ستم و تبعیض را در دستور کار داشت میانجامید، بی شک خاورمیانه امروز رنگ دیگری داشت. عوامل گوناگونی در رشد بنیادگرایی دینی در خاورمیانه و شمال آفریقا در دهههای اخیر موثر بوده است: کارکرد تضادهای نظام سرمایهداری و جهانی سازی امپریالیستی؛ حرکات امپریالیستها در صحنه سیاسی و تقویت آگاهانه نیروهای بنیادگرا در دورة جنگ سرد در رقابت با شوروی سابق؛ کودتاهای طراحی شده توسط بخشی از امپریالیستها علیه نیروهای سکولار در منطقه که از دید امپریالیستها تهدیدی در برابر منافعشان به حساب میآمدند؛ فقدان دولت و قدرتهای واقعا انقلابی و سوسیالیستی که مشعل و الهام بخش ستمدیدگان باشند. به این عوامل باید «انقلاب اسلامی ایران» و شکلگیری دولت دینی جمهوری اسلامی را اضافه کرد که خود محصول چنین شرایطی بود و نیز تقویت کنندة آن. بنابراین در رشد و شکلگیری نیروهای واپسگرا و ارتجاعی مانند القاعده، بوکوحرام، داعش و... باید رد پای همة این عوامل و از جمله نقش ظهور جمهوری اسلامی را دید. در واقع تمام این نیروهای بنیادگرا و ضد بشری، وامدار جمهوری اسلامیاند. درک این مسئله در دورة کنونی و در مبارزه برای واژگونی انقلابی جمهوری ستم و استثمار اسلامی اهمیت حیاتی دارد.

سربلند کردن جریان «دولت اسلامی» (داعش) برای جمهوری اسلامی هم خطر است و هم فرصت. خطر است چون همسانی با داعش در ایدئولوژی و این ادعای مشترک که برای ایجاد حکومت الله روی زمین مبارزه میکنند، کار هیئت حاکمه ایران را در ترسیم مرز تمایز خود با داعشیها دشوار کرده است. فرصت است چون با پیشرویهای اولیة داعش و شیعه کشیهایی که راه انداخت، جمهوری اسلامی پوشش «مطلوبی» برای حضور نیروهایش در عراق و سوریه و همکاری با ائتلاف تحت رهبری امپریالیسم آمریکا علیه داعش پیدا کرده است. میتواند تبلیغ کند که همة این اقدامات برای حمایت از «جان و مال و ناموس و حفاظت از امنیت مردم» در برابر خطر تهاجم داعش به ایران است. جمهوری اسلامی از این طریق کوشیده بین خود و مردم (بین حاکم و محکوم) وجه اشتراک درست کند. شستشوی مغزی در این زمینه طوری صورت میگیرد که حتی این سوال ابتدایی که آیا واقعا داعش میتواند یا زمینة عینیاش وجود دارد که به این راحتی به تهران برسد و یا اصلا قصد چنین کاری را دارد، در محاق قرار میگیرد. جمهوری اسلامی جنجال و ترس میآفرید. در یک بازة زمانی از گوشه و کنار کشور این صدای مشترک شنیده میشود که: «داعش به زودی در خیابانهای تهران رژه خواهد رفت؛ داعش به پشت دروازة شیراز رسیده است و...» سپس مقامات کشوری و لشگری وارد گود میشوند و از دانة کپک زدهای که خود کاشتهاند ، برداشت میکنند. میگویند: «ما آنجا هستیم ـ در عراق و سوریه و لبنان و در مقابله با داعش ـ برای اینکه شما در زاهدان و تهران و اصفهان شب را راحت بخوابید.»، نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران باید در سیاست دخالت کنند «چون اگر امثال سردار قاسم سلیمانیها در آنجا نبودند، امروز داعش در خیابانهای تهران رژه میرفت...» (روزنامة شرق ـ 18 بهمن 93). آب را خودشان گل آلود میکنند تا بتوانند ماهی بگیرند.

اما دو واقعیت را باید تاکید کرد و در اذهان حک:

- جمهوری اسلامی در آنجا حضور دارد و میجنگد ولی نه برای منافع ما. بلکه برای حفاظت از منافع طبقه و دولت و ارزشهای ضدمردمی خودش. آنجاست تا نفوذ ارتجاعیاش را در میان پس ماندهترین نیروهای اجتماعی بسط دهد و از این نفوذ در زد و بند و چانه زنی با امپریالیستها بهره برد. آنجاست تا پایههای شکنندة این نظام پوسیده را محکم کرده و تداوم رنج و ستم تودههای مردم را تضمین کند. امروز جمهوری اسلامی جنایتهای تکان دهندة داعش را وقیحانه غنیمت شمرده و مدعی پاسداری از امنیت مردم میشوند. میگویند که میخواهند مانع آشفتگی خواب مردم شوند! در حالی که سالیان سال است که خواب راحت را از مردم ربودهاند. موجودیتشان مدیون سرکوب و کشتار و کنترل روزمره مردم و سلب امنیت جانی، روحی و روانی، شغلی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی از همین مردم است. معنای واقعی «امنیت» تحت این نظام، محرومیت بیش از 90 درصد کارگران از هرگونه امنیت شغلی است؛ به هرز رفتن نیرو و انرژی میلیونها جوان است که به جای اینکه خلاق و سازنده درگیر فعالیتهای تولیدی و علمی و هنری باشند گرفتار بیکاری و نومیدیاند؛ مشقت کودکان فلک زده و آسیب دیدة کار است که به جای نشستن پشت میز مدرسه در خیابانها پرسه میزنند و طعمة باندهای تبهکار و لومپن میشوند....

- داعش در قامت جمهوری اسلامی 36 سال است که در شهر و روستای این کشور رژه میرود. داعش تفاوت ماهوی با جریان اسلامگرایی که 36 سال قبل به رهبری خمینی جمهوری اسلامی را بنا کرد ندارد. فقط نسخة دیگری است از همان تاریکاندیشی و واپسگرایی داعشیها.

سیاست «داعش هراسی» و دروغ پردازیهای جمهوری اسلامی و تبلیغات شلاقی رسانههای رژیم مبنی بر «حفظ امنیت مردم» هم تاثیراتی بر فضای عمومی جامعه میگذارد و هم در نقاطی با گرایشات قشرهایی از طبقة متوسط (با حفظ انتقاداتی که به جمهوری اسلامی دارند) پیوند میخورد. از زبان سخنگویان این قشر میشنویم و میخوانیم که: «اگر داعش به ایران برسد چارهای نیست جز اینکه زیر پرچم جمهوری اسلامی با آنها بجنگیم..»؛ «هرچه باشد میان روسری و توسری تفاوت است!»؛ «هرچه باشد بمب در بازار زیر پایمان منفجر نمیشود...». اینها جنایت و کشتار را درجه بندی میکنند و در قیاس با جمهوری اسلامی نمرة بدتری به داعش میدهند! این بخش از جامعه که کماکان برای خود در نظم موجود جایگاهی تثبیت شده قائل است و کماکان دیگش بر این آتش میجوشد، در هراس از نمایش تیره و تاری که جمهوری اسلامی کارگردانی میکند به زیر پرچم نظامی میخزد که خود عامل اصلی تمام فجایع و ناامنیهای جامعة ماست. اینها هر گاه با افکار و راه حلهای انقلابی برای رهایی از بختک جمهوری اسلامی روبرو میشوند در گفتار و نوشتار از «تمام شدن عصر انقلابات» میگویند و مردم را از «خطر داعش» و «تجزیه کشور» میترسانند. این رفرمیسم بر زمینة پائین آمدن سطح توقعات و کمرنگ شدن افقهای رهائیبخش، تاثیرات منفی خود را در کوتاه مدت بر فضای کلی جامعه میگذارد و احساس و خواست موجود در میان تودههای ستمدیده را نسبت به یک دگرگونی رادیکال برای رهایی از رنج و فلاکت تضعیف میکند.

این وضعیت فکری پدیدهای مهم و بخشی از واقعیت عینی جامعه است که تغییرش یکی از چالشهای بزرگ مقابل روی کمونیستهای انقلابی است.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 امنیت؟
 نوشته
 نشریه آتش
 در تاريخ
 2015-03-10
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در