Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   سه-شنبه ۲۵ تير ۱۳۹۸ برابر با ۱۶ جولای ۲۰۱۹                    
 
یورش دوباره سرمایه داری به بدن زن – طرح جامع جمعیت

در سراسر جهان بر سر بدن زن جنگ است، در سطح بین المللی با یک فرهنگ نفرت و انتقامگیری از زنان از طرف مردان روبرو هستیم. هم زمان اخلاق ارتجاعی دینی و تجاوز جنسی تبدیل به فرهنگ رایج شده است. ...

 

 

یورش دوباره سرمایه داری به بدن زن – طرح جامع جمعیت

 

مهر 1393

وبسایت زنانی دیگر

http://z-degar.blogspot.nl/

 

مقاله «کنترل و مالکیت بر بدن زن» به قلم ویدا-الف از کتاب «یورش دوباره سرمایه داری به بدن زن» برگرفته شده است.

 

کنترل و مالکیت بر بدن زن

 

ما میدانیم که برای رهایی خود باید سیستمهای

 مسلط بر پیكر زنانه را به چالش بكشیم، خود را به

 عنوان یك هویت مستقل مطرح كنیم

 نه به عنوان یك كالای سكسی

 

     1- جهانی­سازی، تملک بدن زن و تشدید خشونت علیه زنان

 

در سراسر جهان بر سر بدن زن جنگ است، در هر گوشه­ی دنیا این بدن به این یا آن شکل به تملک درآورده می‌‌شود، کالا می‌‌شود و سرکوب می‌‌شود. در سطح بین المللی با یک فرهنگ نفرت و انتقامگیری از زنان از طرف مردان روبرو هستیم. هم زمان اخلاق ارتجاعی دینی و تجاوز جنسی تبدیل به فرهنگ رایج شده است. پورنوگرافی و تجارت سکس در سراسر جهان و با استفاده از آخرین تکنولوژی به عنوان یک مقولهی اجتماعی ایدئولوژیک گسترش یافته و به زنان پیام می‌‌دهد که دست آخر یک ابزار سکس هستند و نه بیشتر. روابط اجتماعی به ویژه نظام خانواده و رابطهی مرد و زن در همهی کشورها به سرعت دستخوش دگرگونی است و بر سر این که این روابط چه باید باشد تئوری بافی می‌‌شود، مجله و کتاب چاپ می‌‌شود و….

کارکرد نظام سرمایهداری همراه با مبارزات زنان درها را به روی ورود زنان به عرصهی اقتصادی باز کرده است. به ویژه در ربع قرن گذشته، جهانی سازی، اقتصاد جهان را تنگتر از همیشه به هم بافته و ظرفیت تولیدی آن را بهطور نجومی بالا برده است. نتیجهی آن تغییراتی بزرگ در روابط اجتماعی است که در کانون آن موقعیت زنان قرار دارد. زنان به ویژه در کشورهای تحت سلطه در شمار میلیونی وارد نیروی کار شدهاند که بهطور کمی و کیفی کارشان برای تولید مافوق سود، حیاتی است. همین مسئله موجب تغییرات بزرگی در ترکیب نیروی کار شده است. بسیاری از زنان روستایی به شهرها مهاجرت کرده و در شهرهایی مانند داکا در کشور بنگلادش پرولتاریای جدید را تشکیل می‌‌دهند. نیروی کار ارزان زنان برای صنایع ساحلی چین تعیین کننده است. در نتیجهی این تحولات، بافت سنتی خانواده از هم گسیخته شده است. زنان فیلیپینی در کشورهای خلیج کار می‌‌کنند و همسران­شان در فیلیپین خانه­داری می‌‌کنند، و در همان زمان تجارت سکس بخش مهمی برای به دست آوردن ارز خارجی برای دولت فیلیپین است. در چنین شرایطی است که خانواده و ارزش­های سنتی به عنوان ابزاری برای حفظ انسجام اجتماعی تقویت می‌‌شود. نظام سرمایهداری نیازمند حفظ روابط پدرسالاری است و در میانه­ی رشد تکنولوژیک و ورود صنایع به کشورهای موسوم به «جهان سوم» و زنانه شدن نیروی کار صنعتی، با رشد اسلام گرایی و دینگرایی و تقویت آن از سوی دولتها مواجه هستیم. حتا در کشوری مانند آمریکا تقویت حق مردانه، حمله به حقوق زنان از جمله حق سقط جنین، گسترش پورنوگرافی همه مرتبط است با تغییرات عظیمی که در ساختار سرمایهداری رخ داده است. زنان هندی که در جستجوی تحصیل و کار مجبورند از روستاهای خود بیرون بیایند، در شهرها زیر کنترل و خبرچینی فرقههای مذهبی هستند که هر گونه دست از پا خطا کردن را به ریش سفیدان روستا اطلاع می‌‌دهند. تجاوز جوانان فقیر هندی به دختر دانشجو صرفاً شهوت جنسی نیست، بلکه نفرت از زنی است که در جامعه آزادانه کار و رفت و آمد می‌‌کند. نفرت پسری که چندی پیش در کالجی در کالیفرنیا دست به کشتار دختران زد، به این جهت بود که هیچ­کدام حاضر به هم­بستری با او نشده بودند. این یک عقدهی مردانهی ضد زن است، در  شرایطی که زنان«جای» مردان را گرفتهاند.

ابعاد هولناک خشونت علیه زنان و تشدید آن در ربع قرن اخیر، ثمرهی کارکرد وارونهی نظام سرمایهداری است.

 

 چشمانم میگرید از اجاق سیاه مطبخ

که فرداها را ز دود میآلاید.

نگاهم به شمعدان نو عروسی ست

شاید بتواند بار نخست بنده نباشد

و آینهاش تمثال تساوی.

به رویای خویشم

 

تا روزی که از شمعدان به جز یک واژه نماند.

 

 

2-ریشه ها 

 

پدرسالاری، زن ستیزی، مالکیت و کنترل بر بدن زن از زوایای گوناگون ایدئولوژیک، سیاسی، رابطهی قدرت و... توضیح پذیر است. در این جا می‌‌خواهیم بهطور مختصر جنبهی زیربنایی آن را در  چارچوب نظام سرمایهداری و نیازهای آن توضیح دهیم.

موقعیت فرودست زن نسبت به مرد هم­زمان با تقسیم جامعه بشری

 به طبقات متمایز و شکلگیری سلسله مراتب اجتماعی و جنسیتی

 به ظهور رسید، اما بذرهای آن در تقسیم کار «طبیعیِ» قبلی که

 طبق آن تولید مثل بر عهدهی زنان قرار گرفته، وجود داشت.

 

 این وضعیت در تمام دورههای تاریخی پیشاسرمایهداری نقش مهمی در اسارت زنان ایفا کرد. اما در نظام سرمایهداری کیفیت جدیدی یافت. سرمایه آن را در ساز و کار خود ادغام کرد و تبدیل به یک نهاد سازمان یافته و بخشی مهم از زیربنای اقتصادی و روبنای سیاسی-ایدئولوژیک سرمایهداری شد. نیازهای رشد سرمایهداری، یک رابطهی جنسیتی جدید، یک نظم پدرسالارانهی جدید را طلب می‌‌کرد که بر اساس آن جنسیت و قدرت زایش زن به کنترل در آمده و خصوصی شود. محرک این نیاز، تأمین نیروی کار برای سرمایهداری بود. سرمایهداری سازمان کار مشخصی دارد که تولید کالا و تولید نیروی کار برای بازار دو جنبه آن هستند. این زناناندکه تولید نیروی کار را بر عهده دارند و قدرت زایش آنان بخش تعیین کنندهای از فرآیند تولید است. چرا که آنان به وجود آورندهی انسانهاییاند که کار خواهند کرد و اگر این تولید کننده نباشد، دیگر صحبت از تأسیسات نفت و گاز، صنایع خودروسازی، اسلحه سازی و... محال است. پس می‌‌بایست بدن زن به «ماشینی برای تولید نیروی کار" تبدیل می‌‌شد. این بدن «تحت انضباط» سرمایهداری قرار می‌‌گرفت و به انقیاد در می‌‌آمد. در نظام ماقبل سرمایهداری در اروپا که زادگاه سرمایهداری است، پدرسالاری فئودالی وجود داشت، اما تقسیم کار جنسیتی به صورت و کیفیتی که بعدها نیازهای سرمایهداری تحمیل کرد، نبود. با نابود شدن اجتماعات دهقانی و شکلگیری جوامع صنعتی و زمانی که تولید برای مبادله جایگزین تولید برای معیشت خانواده شد، تقسیم کار جنسیتی جدیدی شکل گرفت و در تکاملش برای نخستین بار طبقه بندی اجتماعی جدیدی به نام « زنخانهدار» به وجود آمد.

 

 

هر شیوهی تولیدی قوانین جمعیتی مختص به خود را دارد. توسعهی سرمایهداری نیاز شدیدی به افزایش نیروی کار داشت. اما جوامع اروپایی در سدههای 16 و 17 در بحران نیروی کار به سرمی بردند. میزان مرگ و میر در نتیجهی بیماریهای واگیردار، کاهش جمعیت بزرگی را به وجود آورده بود. از طرف دیگر بهره کشی بی­رحمانه از نیروی کار، موجب افزایش مرگ در بین طبقهی کارگر نوپا شده بود. مارکس در جلد اول کتاب کاپیتال از یک گزارش پزشکی نقل می‌‌کند که در انگلستان در حالی که متوسط سن در میان افراد مرفه جامعه 35 سال بود، این نسبت برای کارگران 15 سال بود. باید به سرعت نسل جدیدی از کارگران جایگزین می‌‌شدند. سرمایهداری دو راه برای حل این معضل پیش رو گذاشت: استثمار کودکان، ازدواجهای زودرس و قوانین و اجبار مربوط به آن. اینجا بود که مفهوم جدیدی از زن، وارد حوزهی عمومی جامعه شد: زن یعنی «مادهای خام» برای تولید نیروی کار سرمایهداری. در سدههای میانی زنان از شکلهای گوناگون برای جلوگيري از بارداری استفاده مي کردند و کنترل زيادي بر توليد مثل خويش داشتند. اما با ظهور سرمايه داري رَحِم آنها به قلمرو عموميِ تحت کنترلِ دولت و مردان تبدیل شد. کارزارهای بسیار و قوانین جدید از طرف طبقات حاکم برای کنترل تولید مثل زنان به راه افتاد و نظارت دولت بر رفتار جنسی مردم و تولید مثل آغاز شد. دین و کلیسا در پیشبرد این کارزارهای ارتجاعی و پوشش ایدئولوژیک دادن به آن، نقش اساسی ایفا کردند. فرهنگی غلبه یافت که هر شکل رفتار جنسی که منجر به تولید مثل نمیشد را کاری شیطانی به حساب می‌‌آورد. ازدواج پاداش می‌‌گرفت، تجرد تنبیه می‌‌شد. در تمام حکومتهای اروپایی برای پیشگیری از بارداری و سقط جنین، قانونِ اشد مجازات تعیین شد. حتا تا اواخر قرن 18در اروپا زنان به اتهام «طفل کُشي» اعدام مي شدند. عمل زایمان و سزارین که تا پیش از آن به وسیلهی زنان قابله صورت می‌‌گرفت از دست آنان خارج و به پزشکان مرد سپرده شد و یک اصل پزشکی جدید تسلط یافت: «در شرایط اضطراری، حیات طفل بر حیات مادر ارجحیت دارد». به زنانی که تن به این قوانین نمی‌‌دادند، اتهام جادوگری و هم­خوابگی با شیطان می‌‌زدند و آنان را می‌‌سوزاندند. (1)

در فرانسه قانوني وضع شد که هر زن حامله را موظف به نام نويسي مي کرد. شبکهی جاسوسي ویژهی يافتن مادران مجرد و محروم کردن­شان از هر نوع حمايت اجتماعي درست شد. حتا پناه دادن به چنين مادراني جرم به شمار می‌‌آمد. در فرانسه و آلمان، دولت قابلهها را مجبور مي کرد که جاسوس دولت شوند. آنان بايد همه ي تولدها را گزارش داده و پدران کودکاني را که خارج از پيمان رسمي ازدواج به دنيا مي آمدند، لو بدهند. اما اين کافي نبود؛ رابطهی جنسی هم بايد به مجاري خانواده مي افتاد. به کارفرمايان قدرت پليسي داده شد که اخلاق کارگران خود را کنترل کنند و هر گونه هم خوابگي خارج از ازدواج و فرزندان«حرام­زاده» را گزارش دهند.

 

بر اساس سازماندهي «خانواده»، سرمايهداري دستمزد کارگران

 را نيز بر مبناي توليد و بازتوليد خانواده تعيين کرد. اما زن

 خانوادهی کارگري نه حقي بر اين دستمزد خانگي

 داشت و نه بر فرزندان خود.

 

در قرن 19 سرمايه داري نقش جديدي را براي بردههاي زن که از آفريقا مي آورد، تعريف کرد: توليد نيروي کارِ برده براي مزارع بزرگ کشاورزی جنوب آمريکا که مواد خام صنايع پارچه بافي انگلستانِ سرمايه داري را تأمين مي کردند.(2)

 

به این ترتیب سرمايهداري جهاني در خاستگاه خود یا در

 مستعمرات اش، بدن زن را به ابزار بازتوليدِ کارگر

 و گسترش نيروي کار تبدیل کرد.

 

و با آن به عنوان"ماشين جوجهکشي طبيعي" و خارج از کنترل زن رفتار کرد. سرمايهداري نظم پدرسالارانهی جدیدی را تحميل کرد که بسيار سازمان يافتهتر از پدرسالاري دورههای پيشين بوده است. دیگر مانند زمانهای گذشته با پدرسالارانِ رئیس ایل و طایفه و در محدودههای منفرد رو به رو نبودیم، بلکه با کلان پدرسالار در رأس هرم قدرت سیاسی- اقتصادی و در مقیاسی جهانی مواجه بودیم.

 

3- نقش دین

 

جامعهشناسان فمینیست با بررسی نقادانه نقش زنان در خانواده،

 متفقا خانواده را محل اصلی ستم بر زنان میدانند، خواه  این

 سرمایهداری باشد که از آن بهرهمند شود، خواه مردان  و یا هر دو

آنان به عوامل گوناگون مربوط به جایگاه زنان در خانواده

 یعنی مادری کردن ، تقسیم کار خانگی و

 وابستگی اقتصادی توجه داشتهاند.

براي مشروعيت بخشيدن، تقویت و تحکیم اين روابط، دين همواره نقش مهمي بازي کرده و مي­کند. در سرشت همهی ادیان، زن ستیزی وجود دارد و نیازهای سوخت و ساز سرمایهداری قادر است از این سرشت بیشترین بهره را ببرد. بهطور مثال در جريان انقلابهاي ضد فئودالي در اروپا ضربات سختي به کليسا و روابط پدرسالاري که از ستونهاي نظام فئودالي بودند، وارد آمد. اما بورژوازي پس از به قدرت رسیدن و برای تحکیم و تکامل نظام اقتصادي و سياسي و ايدئولوژيک اش، کليسا و نهاد خانواده­ي پدرسالار را احياکرد و به خدمت گرفت. همراه با کارزارهای ارتجاعی بورژوازی علیه زنان در دوران پاگیری سرمایهداری، لوتر، رهبر پروتستانها، اعلام کرد: « زن براي افزايش نژاد انسان لازم است. آنان هر ضعفي هم داشته باشند، داراي امتيازي هستند که ضعفهاي­شان را باطل مي­کند: آنان َرحِم دارند که مي­تواند توليد مثل کند». از همان زمان تا به امروز دین و سرمایه دست به دست هم «خدایگان آسمان» را با خرافه، سنت، شریعت، اعمال ترس و وحشت از «آخرت» به جان مردم انداخته تا حاکمیت «خدایگان» زمینی (یعنی سود و قدرت سیاسی و اقتصادی) تداوم داشته باشد. به سخنی دیگر سودآوری، خانواده، مذهب و نظم ارتباط لاینفکی با یکدیگر دارند. در جوامعی مانند ما که دین و دولت در هم ادغام شده و دولت دینی حکومت می‌‌کند، روابط طبقاتی و جنسیتیِ ارتجاعی، به وسیلهی طبقهی حاکم، در پس پردهی احکام دین و شریعت، پنهان نگه داشته می‌‌شوند و هم­زمان به­واسطهی دین، تقویت و توجیه می‌‌گردند. دین و این حکومت دینی، با خودویژگیهایش، در واقع روبنای سیاسی و ایدئولوژیک ارتجاعی مناسبات متکی بر مالکیت خصوصی، کالایی شدن هر چیز از جمله بدن زن است.

وظیفهی زنان آگاه و چپ است که این واقعیت را بیش از پیش به صحنه آورده، مناسبات ریشه­ای جامعه و دین و قوانین ضد مردمی و ضد زن آن را به چالش بگیرند و پیشتاز پایه­گذاری جهانی از نوع دیگر شوند. 

          ویدا- الف

 

1- رجوع شود به کتاب «زن ستیزی-کهن ترین تعصب جهان»- اثر "جک هلند"– ترجمهی "منیره محمدی"

2- مستندات برگرفته از سایت 8 مارس (سازمان زنان ایرانی – افغانستانی) است. .www.8mars.com

 

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 یورش دوباره سرمایه داری به بدن زن – طرح جامع جمعیت
 نوشته
 سایت زنانی دیگر
 در تاريخ
 2014-11-22
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در