Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ می ۲۰۱۹                    
 
جنبش رهائی زنان و نوسازی جنبش کمونیستی

 

جنبش رهائی زنان و نوسازی جنبش کمونیستی

 

گزیده و ویرایش اطلاعیه ی حزب کمونیست ایران (م.ل.م) به مناسبت روز جهانی زن در سال 2007 

 

نزدیک به دو قرن از زمان کشف یکی از بزرگترین حقایق جامعه بشری می گذرد: درجه پیشرو بودن یک جامعه با درجه آزادی زنان آن جامعه سنجیده می شود!

 

دارودسته مرتجعی که سال 1357 در ایران بر مسند قدرت نشست، بیش از هر نیروی سیاسی- طبقاتی دیگر این حقیقت را دریافت و بر پایه ی آن عمل کرد. به طوری که برای عقب راندن جامعه و تحکیم نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پوسیده خود گام به گام آزادی و حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان را لگدمال و بردگی زنان را در قانون نیز ثبت کرد.

در مقابل این یورش ارتجاعی قرون وسطائی، جنبش زنان به راه افتاد. اما این جنبش از حمایت فعال جنبش کارگری و جنبش کمونیستی محروم ماند. اکثریت نیروهای چپ به شکل گیری تشکلات انقلابی زنان به دیده ی تحقیر نگریستند و ربطی میان مبارزه علیه ستم جنسیتی و مبارزه ی طبقه کارگر برای سرنگونی نظام سرمایه داری ندیدند. این کارنامه ی تاسف بار نیاز به نقد دارد. هنوز بسیاری که خود را کمونیست می دانند دست به نقد این کارنامه نزده اند. هنوز بسیاری از فعالین چپ و حتا عده ای از کمونیست ها درک نازل و نادرستی از رابطه میان این مبارزه اجتماعی مهم (مبارزه علیه ستم بر زن) و  انقلاب پرولتری دارند. به همین دلیل قادر نیستند در جنبش کارگری بر سر این مبارزه اجتماعی تاریخ ساز، دگرگونی و تحول فکری ایجاد کنند.

احزاب و سازمان هائی که خود را کمونیست می خوانند اگر نتوانند یک طرازنامه ی علمی از تئوری ها و خط ها و سیاست ها و عملکردهای خود در این زمینه ارائه دهند مطمئنا  نخواهند توانست در جنبش زنان تاثیرگذار باشند. کمونیست هائی که نقادانه به خود می نگرند مرتبا پیشرفت می کنند و قابل اعتماد و تحسین اند. این روش نشان گر آن است که خواهان دگرگونی جهان و به ذباله دانی افکندن روابط اجتماعی پوسیده جامعه طبقاتی اند.  نقد کمبودها و جبران عقب ماندگی ها موتور پیشرفت است. موتور زندگی و تحرک است.

حمله به آزادی و برابری زنان همواره از برنامه های مرکزی جمهوری اسلامی بوده است. در مقابل، جنبش کمونیستی فاقد برنامه و رزمندگی لازم در جواب به چالش های وقیحانه رژیم بوده است. باید مدام سوال کرد ریشه های فکری و طبقاتی این بی تفاوتی و بی عملی چیست؟ بدون شک این یک انحراف بورژوائی  و سازشکاری و امتیاز دادن به طبقات حاکم در یک عرصه بسیار مهم مبارزه اجتماعی است.

 پس از گذشت سال ها  و با وجود آشکار شدن اهمیت جنبش انقلابی زنان در دمیدن حیات نوین به صحنه سیاسی جامعه و تحرک بخشیدن به شور شورشگری علیه ارتجاع هنوز اطلاعیه های برخی از «فعالین جنبش کارگری» به مناسبت هشت مارس با «هشدار» به زنان و جنبش زنان شروع می شود مبنی بر اینکه مبادا جنبش زنان تبعیت از جنبش کارگری و «منجیان» خود را فراموش کند! باید به اینان خاطرنشان کرد که روز هشت مارس، روز هشدار به زنان نیست. روز شاد شدن از برخاستن برده ترین بردگان روی زمین است. روز درخواست شورش هر چه پیگیرانه و فراگیرتر علیه این نوع بردگی است. در این میان برخی سوسیالیست نماها  نیز حمایت خود از جنبش زنان را مشروط به "سوسیالیست" بودن آن می کنند. حال آنکه حمایت از شورش زنان علیه قیود بردگی شان و تشویق این شورش و تلاش در راه رساندن آن به سرانجام پیروزمند، خود یک محک تعیین کننده برای سوسیالیست بودن است. در قاموس این سوسیالیست نماها، سوسیالیسم همه چیز هست جز گسستن زنجیرهای بردگی زنان. باید به اینان گفت، این شمائید که باید سوسیالیست بودنتان را با دفاع پیگیرانه از شورش زنان علیه ستمدیدگی شان ثابت کنید و نه بالعکس. مانند بورژوازی به دنیا و رابطه ها وارونه ننگرید.

در میان چپ ایران یک گرایش بسیار مضر کارگر پرستی نفوذ کرده است که کاملا یک گرایش ضد مارکسیستی است. این گرایش تحت نام "کارگر" به جنبش انقلابی زنان حمله می کند و به این دلیل که این جنبش اجتماعی از دریچه یک تضاد خاص (ستم بر زن) نظم اجتماعی موجود را به چالش طلبیده آن را بورژوائی می خواند. هنوز از سوی برخی که خود را "چپ" می خوانند شنیده می شود که با تاسف می گویند: جنبش زنان ربطی به کارگر ندارد پس بورژوائی است! هنوز روی زنان سازمان های چپ فشار است که هنگام قدم گذاشتن در عرصه جنبش زنان با تاکید تکرار کنند که خواهان "سوسیالیسم" هستند و "فقط از حقوق زن زحمتکش" دفاع می کنند و اعلام کنند که "بخت جنبش زنان با دستیابی کارگران به خواسته هایشان گشوده می شود". روی آنان فشار است که حتما این آئین مذهبی را بجای آورند تا مبادا به "فمینیسم بورژوائی” آلوده شوند. 

اما این بیهوده گوئی ها نه ربطی به سوسیالیسم دارد و نه به طبقه کارگری که رسالتش نابودی نظم کهنه ی اجتماعی است. ترویج این افکار در مورد جنبش زنان تحت نام "کمونیسم" و "سوسیالیسم" و "جنبش کارگری" در واقع ضربه زدن به اعتبار کمونیسم به عنوان برنامه و ایدئولوژی رهائی بخش بشریت و طبقه کارگر به عنوان انقلابی ترین طبقه عصر ماست. اگر اجازه دهیم این افکار نادرست تحت نام کمونیسم و سوسیالیسم ترویج شوند، جنبش کمونیستی به مثابه یک جنبش پدرسالار متعلق به عصر کهنه، سوسیالیسم به عنوان جامعه ای که سلسله مراتب و امتیازات پدرسالاری جامعه سرمایه داری را بازتولید می کند و طبقه کارگر به عنوان دژ پدرسالاری شناخته می شود. حال آنکه جنبش کمونیستی جنبشی است که آینده ی تابناک بشریت را نمایندگی می کند و طرح نبردی است برای دفن نظم اجتماعی کهنه. سوسیالیسم جامعه ی گذار از سرمایه داری به کمونیسم است و طبقه کارگر طبقه ایست که رهائی اش در گرو نابودی همه و هر گونه امتیاز و ستم است.

فقط با محو نظام اقتصادی و اجتماعی و ایدئولوژیک سرمایه داری و جایگزینی آن با کمونیسم، رهائی زنان کامل می شود. حتا در سوسیالیسم نیز رهائی زنان کامل نمی شود. زیرا جامعه سوسیالیستی جامعه ایست در حال گذار. جامعه ایست که از سرمایه داری گسست کرده ولی هنوز به کمونیسم نرسیده است. در جامعه سوسیالیستی، استثمار از میان  می رود ولی هنوز تمایزات مهمی در میان انسان ها باقی می ماند: تمایزاتی که از جامعه سرمایه داری به ارث رسیده است. مبارزه برای محو کامل این تمایزات خصلت مبارزه را در جامعه سوسیالیستی رقم می زند. یکی از مبارزات مهم که پویائی رو به جلوی جامعه سوسیالیستی را حفظ می کند مبارزه زنان برای محو کامل تمایز و شکاف میان زن و مرد است. در تجربه کشورهای سابقا سوسیالیست دیدیم که پس از احیای سرمایه داری چگونه پدرسالاری به طور افسارگسیخته در آن جوامع رشد یافت و زنان را در اشکال جدید به موقعیت فرودست راند.

طبقه کارگر برای اینکه نشان دهد واقعا خواهان بنای جهانی نوین است باید تمام امتیازات و سلسله مراتب ستم گرانه درون جامعه را به چالش بطلبد و بدون ملاحظه آن را نقد کند. در این میان، فرودستی زن یکی از مهمترین وتعیین کننده ترین تمایزات جامعه طبقاتی است. مطمئنا آن بخش از جنبش کارگری را که چنین عمل نمی کند نمی توان یک جنبش سوسیالیستی محسوب کرد. روش هر جنبش و هر حزب نسبت به این مسئله یکی از محک های تعیین کننده برای تعیین خصلت آن است.

از نظر مارکسیسم ... رسالت طبقه کارگر بهبود وضع فعلی خودش نیست بلکه ساختن یک دنیای نوین است. دنیای نوین چیزی مجرد و بهشتی نیست. دنیای نوین یعنی روابط تولیدی و اجتماعی نوین میان انسان ها و افکار نوین در میان آنان. سوسیالیسم یعنی انقلاب در روابط اجتماعیِ میان انسان ها. در این میان، یکی از مهمترین روابط، رابطه میان دو نیمه ی جمعیت بشری است. سازمان اجتماعی سرمایه داری و تمام جوامع طبقاتی پیش از آن به گونه ایست که زن را در جایگاه فرودست و مرد را در موقعیت ممتاز قرار می دهد. این رابطه ی ستم گرانه میان مرد و زن، یکی از نهادهای ضروری نظام مالکیت خصوصی است. تولید اجتماعی در تمام جوامع طبقاتی به گونه ای سازمان یافته است که وابسته به موقعیت فرودست زن در خانواده و در جامعه است. سازمان اجتماعی مبتنی بر سلسله مراتب، چه در سرمایه داری و چه ماقبل آن، شامل فرودستی زن نسبت به مرد است. این فرودستی، در هر یک از این جوامع بر حسب نوع روابط تولیدی حاکم در آن ها، شکلی متفاوت به خود می گیرد. اما در هر حالت، رابطه زن با مرد در همه جوامع طبقاتی، رابطه فرودست با بالادست است.

 

  کسانی که جنبش رهائی بخش زنان را ضد سرمایه داری  نمی دانند و معتقدند جنبش زنان در صورتی "سوسیالیستی" می شود که به "جنبش کارگری" بپیوندد باید شناخت خود را از سرمایه داری و سوسیالیسم تکامل دهند.

 ستم بر زن بخشی لاینفک از سازمان تولید سرمایه داری است.  ستم جنسیتی یک نهاد کلیدی در شبکه ی پیچیده روابط تولیدی است. نهادی خاص برای سازمان دادن روابط تولیدی استثمارگرانه در جوامع سرمایه داری و ماقبل سرمایه داری است. به این معنا، ربطی مستقیم به روابط تولیدی دارد.

 کسانی که درکشان از "روابط تولیدی" محدود به رابطه خرید و فروش نیروی کار میان سرمایه دار و کارگر است قادر به درک این تبیین مارکسیستی از جایگاه ستم بر زن در نظام اجتماعی اقتصادی سرمایه داری نیستند. روابط تولیدی جامعه یک پدیده اجتماعی است. رابطه خرید و فروش نیروی کار میان سرمایه دار و کارگر تنها یک بخش از این روابط تولیدی اجتماعا سازمان یافته است. خرید و فروش نیروی کار میان سرمایه دار و کارگر بر بستر یک روابط اجتماعی پیچیده انجام می شود که جایگاه فرودست و نابرابر زن یکی از مولفه های مهم آن است. کالائی به نام نیروی کار نیز در یک فرآیند کلی اجتماعی تولید می شود که زنان از زمان زائیدن تا ارائه خدمات خانگی نقشی کلیدی در آن دارند. اما بر خلاف کارگر، نقش زن در این فرآیند تولید اجتماعی، پنهان می ماند. آشکار کردن این نقش نیاز به دخالت گری آگاهانه سیاسی و ایدئولوژیک در جامعه دارد.

روابط تولیدی روابطی است که میان انسان ها در فرآیند تولید برقرار می شود و ظرفیت، استعداد و ابتکار انسان ها را رشد داده و یا سد می کند. زمانی که روابط تولیدی به مانعی در مقابل رشد و شکوفائی نیروی انسان تبدیل می شوند، شورش انسان های تحت ستم و استثمار آن روابط را درهم شکسته و روابط نوینی جایگزین آن می شود. شورش زنان علیه ستم جنسیتی بخش تعیین کننده ای از شورش علیه روابط تولیدی کهنه است. پیچیدگی ستم جنسیتی در آن است که فقط از سوی طبقات استثمارگر بر زنان اعمال نمی شود بلکه از سوی توده های زحمتکش علیه توده های زحمتکش نیز اعمال می شود. به همین دلیل انگلس، زن را پرولتاریای مرد خواند. ندیدن این واقعیت و تقلیل دادن روابط تولیدی استثمارگرانه به رابطه ی میان کار و سرمایه، یک درک اکونومیستی از روابط تولیدی و اجتماعی استثمارگرانه است. بهمین دلیل بدون استثنا در تمام جنبش های سندیکائی و اتحادیه ای، مرد کارگر بازنمای کل طبقه است و گرایش مردسالاری جزئی از این جنبش هاست.

چنین درک اکونومیستی از روابط تولیدی استثماری به درک بورژوائی از سوسیالیسم نیز منتهی می شود. در درون احزاب و سازمان های چپ ایران اغلب دیده می شود که سوسیالیسم مترادف است با هر آنچه که "کارگری" است. در نگاه اینان، جنبش کارگری جنبشی ذاتا سوسیالیستی است و جنبش زنان تنها زمانی می تواند سوسیالیستی باشد که با جنبش "ذاتا" سوسیالیستی کارگری پیوند خورد. در حالیکه مبارزه کارگران برای شرایط کاری بهتر نه تنها "ذاتا" سوسیالیستی نیست بلکه بورژوائی است زیرا مبارزه ای است برای ایجاد یک رابطه مبادله کالائی عادلانه تر بین دارنده نیروی کار (کارگر) با دارنده ابزار تولید (سرمایه دار). درک اینان از "سوسیالیستی" کردن جنبش زنان این است که  جنبش زنان نیز شعارهای مطالبات اقتصادی برای زنان کارگر را پیش کشد. در دیدگاه آنان اگر جنبش زنان نیز به گونه ای خود را وارد این چارچوب، یعنی چارچوب مبارزه برای مبادله کالائی عادلانه تر بین دارنده گان نیروی کار (کارگر) و دارنده گان سرمایه کند سوسیالیستی می شود. اما این طور نیست! مبارزه برای فروش نیروی کار با شرایطی بهتر، البته مبارزه عادلانه ای است و جنبش زنان از برابری و حقوق زنان زحمتکش در این عرصه نیز حمایت می کند و باید بکند. اما مبارزه برای فروش نیروی کار کارگر با شرایطی بهتر را نمی توان یک مبارزه سوسیالیستی محسوب کرد زیرا هنوز در چارچوب مناسبات کالائی و قانون ارزش قرار می گیرد و لاجرم دارای افقی بورژوائی است.

سرمایه داری یک شبکه پیچیده از روابط تولیدی است که قانون ارزش و سود راهنما و فرمانده آن است و بر پایه تولید کالائی بسط یابنده پیش می رود. سرمایه داری قابلیت تولیدی و ابتکارات انسان ها در قالب این سازمان اجتماعی متحقق می کند. حال آنکه سوسیالیسم یعنی از میان بردن تمام شبکه پیچیده ی روابط تولیدی که بر قانون ارزش و تولید کالائی بسط یابنده متکی است. سوسیالیسم یعنی جایگزین کردن این سازمان اجتماعی با سازمان اجتماعی دیگری که در آن دیگر قانون ارزش و سود در فرماندهی نیست. بلکه برآورده کردن نیازهای همه جانبه اکثریت جامعه و تکامل جامعه بشری بسوی کمونیسم در فرماندهی است. سوسیالیسم قانون ارزش را از فرماندهی سازمان اجتماعی تولیدی سرنگون می کند. در سازمان اجتماعی سوسیالیستی، انسان ها نه به مثابه دارندگان کالا بلکه بر اساس برآورده کردن نیازهای جمعی با یکدیگر در فرآیند تولید اجتماعی روبرو می شوند. بنابراین مبارزه کارگران برای دست یافتن به وضعیت بهتر در چارچوب سازمان اجتماعی سرمایه داری، هنوز یک مبارزه سوسیالیستی نیست.

  

سرمایه داری جهانی مرتبا بازارهایش را بسط داده وبه طورمستمر ظرفیت تولید کردن انسان را تبدیل به نیروی کار (این کالای ویژه ی قابل خرید و فروش) می کند. زنان نیز از قاعده مستثنی نیستند. به همین جهت در مقیاس جهانی با "زنانه" شدن بازار کار مواجهیم. اما کشیدن زنان به بازار کار و تبدیل ظرفیت تولیدی وی به کالا مساوی با از بین بردن نهاد ستم بر زن نیست. سرمایه داری گرایش به آن دارد که اشکال فئودالی ستم جنسیتی را منحل کند تا زنان را به بازار کار بکشد اما ستم بر زن را در اشکال جدیدتر در شبکه پیچیده روابط تولیدی سرمایه داری ادغام می کند. بازار کار زنانه می شود اما پدر سالاری در اشکال نوین بازتولید می شود.

دقیقا به همین دلیل که ستم بر زن بخشی از روابط تولیدی و اجتماعی سرمایه داریست، رهائی زن با کسب آزادی و برابری و ریشه کن کردن شکل های فئودالی و مذهبی ستم جنسیتی کامل نمی شود.  جنبش رهائی زنان در ایران و در کشورهای تحت سلطه باید دست به مبارزه دموکراتیک برای ایجاد برابری در همه زمینه ها بزنند زیرا بدون این مبارزه نمی توانند انرژی زنان را که اسیر چنگال مناسبات عقب مانده ستم جنسیتی هستند رها کرده و برای راهگشائی برای سوسیالیسم و کمونیسم بسیج کنند. اما در همان حال باید افق های جنبش رهائی زنان را به ورای "برابری" گسترش دهند. پیشروان جنبش رهائی زنان برای آنکه مانع از توقف این جنبش در میانه راه شوند باید افق رسیدن به جامعه کمونیستی در سطح جهانی را در این جنبش پیش بگذارند و توده های زن را با این آینده آشنا کنند تا رزمندگی و عزم آنان برای سرنگونی دنیای کهن و ساختن دنیای نو صد چندان شود. البته در اینجا منظور از سوسیالیسم و کمونیسم همان درک رایج در جنبش چپ ایران نیست. بلکه جامعه  ای است که مارکس در نتیجه ی نقد سرمایه داری به خطوط کلی آن دست یافت. جامعه آینده ی کمونیستی جامعه ایست که با محو 4 عامل جامعه طبقاتی بوجود می آید: محو تمام تمایزات طبقاتی، محو تمام روابط تولیدی که شالوده این تمایزات طبقاتی را تشکیل می دهد، محو تمام روابط اجتماعی که منطبق بر این روابط تولیدی است و محو تمام افکاری که منطبق بر این روابط اجتماعی است. (مارکس – مبارزات طبقاتی در فرانسه)

قرار دادن افق سوسیالیستی و کمونیستی در راس هر جنبشی (از جمله جنبش کارگری) یعنی قرار دادن این 4 کلیت در افق آن. خصلت سوسیالیستی و کمونیستی جنبش زنان با مبارزه آن علیه کلیت نظام سرمایه داری (به آن صورت که مارکس می گوید و نه به آن صورت که اکونومیست های پدر سالار در جنبش چپ ایران می گویند) بروز می یابد و نه از طریق پیوستن آن به "جنبش کارگری" یا قرار دادن مطالبات کارگری در لیست مطالبات خود.

ستم  برزن با ظهورجامعه طبقاتی بوجود آمد و با محو کامل جامعه طبقاتی از میان خواهد رفت. از آنجا که ستم بر زن از چنین عمق تاریخی برخوردار است جنبش رهائی زنان انرژی و پتانسیل بزرگی برای سوق دادن کل جامعه بشری به سوی کمونیسم را در خود نهفته دارد. درک این پتانسیل فقط برای کسانی امکان پذیر است که واقعا وبه طورجدی برای افق سوسیالیسم در ایران و کمونیسم در جهان می رزمند. 

اگر جنبش کارگری به ورای مبارزات اقتصادی  نرود میان این جنبش و جنبش رهائی بخش زنان تنش مداوم حاکم خواهد بود. زیرا جنبش اقتصادی کارگران در چارچوب مبادله کالائی در جریان است. حال آنکه ستم جنسیتی در این چارچوب تولید و بازتولید می شود و بخشی از شبکه ی پیچیده تولید و بازتولید نیروی کار کارگر است. به دلیل همین خصلت ستم جنسیتی (نقش آن در شبکه پیچیده تولید و بازتولید نیروی کار کارگر) در جا زدن جنبش کارگری در چارچوب مبارزه برای "شرایط کاری بهتر" مانع از آن می شود که بتواند ریشه کن کردن نابرابری زن و مرد در همه شئون اجتماعی را در رئوس مطالبات خود قرار دهد. اگر جنبش کارگری به ورای جنبش اقتصادی و مطالباتی نرود و تبدیل به یک جنبش انقلاب اجتماعی نشود قادر به حل این تنش نخواهد شد.

زنان کارگر محرومترین و بی حقوق ترین و فقیرترین بخش طبقه کارگر می باشند که ساعات کار زیاد، حقوق نازل، محرومیت از قانون کار نصیبشان می شود. علاوه بر این، به عنوان زن در معرض توهین و تحقیر دائم جامعه مردسالار از جمله کارگران مرد و شبکه ی سنت و مذهب و افکار مسلط در جامعه می باشند. هیچ یک از این ها در جنبش کارگری فی الحال متشکل ایران انعکاس نیافته است. جنبش کارگری فی الحال متشکل عمدتا یک جنبش مردانه است. ساختار و افکار غالب بر آن به گونه ایست که پذیرای زنان کارگر نیست. امروزه کارگران کمونیست در حال دست و پنجه نرم کردن با این معضل بسیار مهم می باشند. جنبش کارگری، باید خواستار لغو تمام قوانین شریعت و قوانین تبعیض آلود ضد زن در جمهوری اسلامی باشد. این قوانین انعکاسی از روابط قدرت و روابط تولیدی جامعه می باشند که زنان کارگر بزرگترین قربانیان آن هستند. اما این ستم   فقط شامل حال زن کارگر نیست. بلکه عموم زنان را در بر میگیرد. بی اعتنائی به مطالبات عمومی جنبش رهائی بخش زنان تحت لوای محدود کردن خود به مطالبات "زن کارگر" نشانه نفوذ تفکرات پدرسالاری در میان فعالین جنبش کارگری است. کارگران کمونیست جمله مارکس را در "مانیفست کمونیست" فراموش نمی کنند که: انقلاب کمونیستی گسست از مناسبات سنتی مالکیت و افکار سنتی را در بر می گیرد. به عبارت دیگر، مانیفست کمونیست چنان بهائی به قدرت "افکار سنتی" در حفظ نظام سرمایه داری می دهد که آن را هم سنگ مالکیت خصوصی می گذارد. یکی از قوی ترین و ریشه دارترین "افکار سنتی" فرودستی زن نسبت به مرد است که بدون گسست از آن سخنی هم در مورد گسست از مناسبات مالکیت خصوصی نمی توان گفت.

در تمام جنبش های ملی، جنبش های اقتصادی کارگری و جنبش های دموکراتیک دانشجوئی، ایدئولوژی پدر سالاری همراه با روابط و تمایزات ملازم آن تولید و باز تولید می شود. زیرا ستم جنسیتی ریشه در اعماق روابط اقتصادی و اجتماعی طبقاتی دارد. بهمین جهت، هر جنبشی  حتا جنبش کمونیستی اگر در سطح بماند و به اعماق شبکه روابط تولیدی و اجتماعی و ایدئولوژیک سرمایه داری چنگ نیندازد از تاثیرات روابط پدرسالاری مصون نمانده و با جنبش رهائی بخش زنان در تنش مداوم خواهد بود.

ویژگی ستم جنسیتی گذر آن از حصارهای طبقاتی و همگانی بودن آن است. اما راه حل این ستم  جنسیتی نمی تواند ماورای طبقاتی و همگانی باشد. تنها برنامه و انقلاب اجتماعی که می تواند ضربات تعیین کننده بر این ستم وارد کرده و بالاخره آن را کاملا نابود کند برنامه و انقلاب اجتماعی کمونیستی است. هر چه جنبش رهائی بخش زنان عمیق تر شده و به ورای خواست آزادی و برابری رود، تنش میان آن با جنبش های بورژوائی بیشتر می شود. هر چه جنبش رهائی بخش زنان ایران در مورد ریشه های ستم جنسیتی و راه حل کمونیستی آن روشن تر شود، گروه های  راست و ملی مذهبی (که ... با حمایت جناحی از هیئت حاکمه جمهوری اسلامی کمپین یک میلیون امضا را به راه انداختند) و گروه های طرفدار آمریکا و بقیه جریاناتی که مانند اینان تلاش می کنند جنبش زنان را در چارچوب نظم موجود و نقشه های سیاسی طبقات حاکمه و قدرت های جهانی نگاه دارند، بیشتر افشا شده و تقلبی بودن ادعاهایشان در مورد آزادی و برابری زنان آشکار می شود.  به این دلیل برای تضمین استواری و پیشروی مداوم این مبارزه تاریخی جهانی، زنان کمونیست باید به ترویج و تبلیغ برنامه و ایدئولوژی کمونیستی بپردازند. تنها زمانی که یک هسته مستحکم کمونیستی در مرکز تغییر و تحولات جنبش رهائی زنان باشد می توان آن جنبش را به واقع به مثابه یک جنبش رهائی بخش فراگیر کرد و گسترش بخشید بدون آنکه از منحرف شدنش هراسید. بورژوازی همواره جنبش زنان را از حضور زنان کمونیست بر حذر می دارد زیرا می داند که این حضور، پیگیری و استواری جنبش رهائی زنان را تضمین می کند و سدی است در مقابل از هم گسیختگی و اضمحلال آن.

...

قدر مسلم آنکه جنبش کمونیستی ایران باید بیش از همیشه سنت پیشتازی جنبش کمونیستی بین المللی در جنبش رهائی بخش زنان را احیاء کند. جنبش کمونیستی باید تبدیل به قطبی شود که توده های خسته و بیزار از جهان پر از شکاف و ستم و تبعیض و نابودی، آینده ی خود را در برنامه و ایدئولوژی آن جستجو کنند. کمونیست ها باید حرف آخر را بر سر مسئله زنان و رهائی جامعه از این ننگ بشری بزنند. بردگان باید ببینند که آفتابشان کجاست. این آفتاب را از ورای مه غلیظی که تبلیغات ضد کمونیستی بورژوازی بین المللی ایجاد کرده، از ورای افق های کوتاهی که  گرایشات راست و اکونومیستی و رفرمیستی بعنوان کمونیسم شناسانده اند باید به آنان نشان داد.

 

امروز که شرایط جامعه متلاطم است و مرتجعین و امپریالیست ها خود را نماینده "آزادی" زنان قلمداد می کنند تا آنان را سیاهی لشگر طرح های جنایتکارانه و ارتجاعی و امپریالیستی خود کنند، باید پرچم سرخ فام کمونیسم را در پیشاپیش نبرد برای گسستن زنجیرهای بردگی زنان، مبارزه برای نابود کردن نهاد ستم جنسیتی، بلندتر از همیشه به اهتزاز درآورد.

حزب کمونیست ایران (مارکسیست – لنینیست – مائوئیست)

هشت مارس  2007

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 جنبش رهائی زنان و نوسازی جنبش کمونیستی
 نوشته
 سازمان زنان هشت مارس (ایرانی ـ افغانستانی)
 در تاريخ
 2013-02-22
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در