Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 زندان   چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اگوست ۲۰۱۹                    
 

 

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        نامه اي از ايران ـ 30 خرداد 1384

 

در مورد دور دوم انتخابات رياست جمهوري

 

 

 

نه بد مي خوايم نه بدتر!

نه چوبه دار بهتر!

 

ميخواهم براتون مقداري وضعيت دو سه روزه اخير را بگويم. وقتي اعلام شد احمدي نژاد به مرحله دوم انتخابات رسيده يك شوك عمومي واقع شد. براي اغلب مردم اين باور نكردني نبود. و من فكر ميكنم براي برخي مهره هاي مهم از درون همين هيئت حاكمه هم كه شايد مقداري بيشتر از بقيه از مرحله پرت بودند نيز اين شوك بود. مانند امثال كروبي.

احمدي نژاد چهره ناشناخته اي براي مردم عادي بویژه در شهرستانها بود. درست سه روز قبل از انتخابات توي اتوبوس بودم و وسط يك خيابان ديدم پارچه اي بسيار بزرگ كه توي چشم ميزد آويخته اند و شعاري رويش است با اين مضمون: «ستاد خود جوش احمدي نژاد و......» تقريبا همه مسافرين اتوبوس از هم مي پرسيدند: اين كيه ديگه؟ احمدي نژاد كيه؟. و توجه كنيد كه اين فقط سه روز قبل از انتخابات بود. (حس ششم به آدم مي گفت : گويا خبرهايي است!).

پس از اينكه اعلام شد احمدي نژاد به مرحله دوم انتخابات رسيده يك حالت رعب و وحشت توي مردم پيدا شد. بسياري مردم عادي ميدانند كه او يك آدمكش حرفه اي است. دوستي تعريف ميكرد كه همان شب كه نتيجه انتخابات مشخص شد يك همسايه شان كه زنداني سياسي سابق بوده (و امروز كاملا يك فرد عادي است) بحراني شد و آمد وسط چهار راه محل و فرياد زد:

«آي مردم اين طرف توي زندان تير خلاص به بچه ها ميزده!»

 

اغلب مردم صحبت از روزهاي تيره و تار آينده ميكنند. جوانان ميگويند اين فرد گفته خودم سر گذر مي ايستم و هر كسي مشروب الكلي نوشيده باشد را شلاق ميزنم. برخي ميگويند وي اعلام كرده ما حتما بمب اتمي خواهيم ساخت. بسياري ميگويند همه چيز تمام شد و برگشتيم به سالهاي دهه شصت. خلاصه مردم جدا نگران و ناراحتند.

در تحليل از چرايي اين مسئله برخي ميگويند همه چيز يك توطئه است و براي كشاندن مردم بيشتر به پاي صندوقهاي راي. البته ظواهر ماجرا دلايلي براي اين تفكر نشان ميدهد. طبق آمار خودشان 26 ميليون نفر از تقريبا 47 ميليون نفر واجدين شرايط، راي داده اند. اما اين آرا بين هفت كانديدا تقسيم شده است. يعني مثلا رفسنجاني كه نفر اول است چيزي حدود 5 ميليون و خرده اي. اين رقم ناچيزي است براي اينكه يك رژيم بتواند پز مشروعيت مردمي را بدهد. و مردم ميگويند بختك و لولوي احمدي نژاد را علم كردند تا آنهايي هم كه تحريم كردند (طبق آمار خودشان حدود بيست ميليون نفر تحريم كردند) بپاي صندوق بروند. اين اتفاق در سطوحي رخ داده. يعني نيروهاي طرفدار معين و يا كروبي مثل مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت امروز اعلام كردند كه براي ممانعت از يكدست شدن حاكميت و جلوگيري از «رجعت به فاشيسم» بايد همه ـ حتا اگر انتقادات مهمي هم به رفسنجاني دارند ـ روز جمعه بروند و به او راي بدهند. يعني تمامشان دوباره زير عبا «عالي جناب سرخپوش» خودشان گرد آمده اند.

 

متاسفانه اين تمايل در ميان بخشهايي از مردم هم ديده ميشود. همانهايي كه بشدت مرعوب شده اند. برخي از روشنفكران بزدل و  كوته بين امثال دولت آبادي و برخی كساني هم كه انتخابات را تحريم كرده بودند بيانيه صادر كردند كه اينبار فرق ميكند و بهمان دلايل پيش گفته بايد مردم به رفسنجاني راي بدهند. اکثریتی و توده ای های  همواره کاسه لیس قدرت که تکلیفشان معلوم است. باند ضد انقلابی سحابي ـ يزدي از نهضت آزادي  كه به خاطر حضور در كابينه معين خودشان را مسخره عام و خاص كرده بودند هم مي خواهند از رفسنجاني دفاع كنند.

به همين خاطر است كه اين تفكر كه همه اين ها توطئه و بازي است و براي كشاندن مردم بپاي صندوقهاي راي، قوت گرفته است.

متاسفانه كماكان تفكر مخرب، تسليم طلبانه و سخيف «انتخاب میان بد و بدتر» ميان بخشهايي از مردم نفوذ دارد. عليرغم اينكه خودشان ميگويند قبلا از اين تفكر در انتخابات دوم خرداد 76 و ميان خاتمي و ناطق نوري ضربه خورديم و تاوانش را هم داديم. با اين وجود بخش هايي از مردم همين را امروز دوباره در انتخاب ميان احمدي نژاد و رفسنجاني ميخواهند تكرار كنند. حالا هر قشري با توجه به منافع خودش.

برخي جوانان ميگويند اقلا رفسنجاني ديگر پاركها را زنانه و مردانه نميكند. برخي مسن ترها ميگويند اقلا رفسنجاني پخته و با تجربه است و بيحساب و كتاب به آب نميزند. برخي به شوخي (اما با مضموني جدي) ميگويند درسته كه قيافه رفسنجاني كريه است اما قيافه احمدي نژاد داد ميزند كه لات و آدمكش است و آدم پيش افكار بين المللي شرمنده ميشه كه اين فرد رئيس جمهور مملكتمان باشه.

همه اينها دلايلي ميشود براي انتخاب بين بد و بدتر. مدام بايد با مردم كار سياسي و افشاگري كرد. به آنها يادآوري كرد كه «سگ زرد براد شغاله!»

بايد يادآوري كرد كه امثال احمدي نژاد، نوچه ها و عوامل اجرايي اين رژيم بوده اند. بايد يادآوري كرد كه رفسنجاني استاد همه اينها بوده و فرمان شكنجه و اعدام هزاران انسان شرافتمند و آزاديخواه را رفسنجاني داده است. بايد يادآوري كرد فرمان كشتن دكتر سامي و قاسملو را رفسنجاني صادر كرده و احمدي نژاد اجرا كرده است. تفاوت بين آمر و عامل جنايت است و بس!

بقول آقاي رئيس دانا اگر احمدي نژاد تير خلاص مي زد رفسنجاني فرمانده آتشبار بود!

 

برخي ميگويند تفكر عاميانه مبتني بر تئوري توطئه، نظر صحيحي نيست. بنظر ميآيد واقعا صف آرايي هايي نوين و خطرناكتري درون هيئت حاكمه شكل گرفته است. متاسفانه بدليل سانسور وحشتناك امكان فهميدن همه جانبه مسائل موجود نيست. مثلا يك عضو ستاد لاريجاني امروز اعلام كرد كه: علت تغيير آرا به نفع احمدي نژاد، تحولات به وقوع پيوسته در ستادهاي قاليباف و لاريجاني بوده است. و ميگويد: «اين تحولات چهار روز قبل از انتخابات رخ داده است.» وي در مقابل سئوال خبرنگاران مبني بر اينكه اين تحولات چه بوده پاسخي نميدهد. هيچگاه مراكز قدرت و توطئه در اين كشور تا اين درجه متعدد نبوده است.

 

يك نظر كه بايد آنرا جدي تر از تئوري توطئه بحساب آورد موضوع روابط بين المللي و مشخصا آمريكا ـ ايران است. يعني نبايد سير تكوين اوضاع در كشور و دسته بندي ها و ائتلاف ها را مسئله اي دروني ديد. بلكه امروز بيشتر از هميشه اوضاع بين المللي و طرحها و سياستهاي آمريكا است كه اوضاع را شكل ميدهد. بر طبق اين نظريه در جريان اين انتخابات هم اين موضوع دخالت اصلي را داشت. يعني به اينصورت كه آن جناحي از هيئت حاكمه كه ولايت فقيه و خامنه اي را نمايندگي ميكنند، به اين نتيجه رسيده اند كه ميتوانند توسط برخي از اين كانديداها ـ مانند رفسنجاني در مقابل گرفتن امتياز از آمريكا - با اردنگي دك شوند. خاستگاه اين جناح نيروهاي بسيج و بخشهايي از سپاه و وزارت اطلاعات هستند. رفسنجاني امروز در بيانيه اي كه صادر كرد تلويحا به اين موضوع اشاره كرد. او از نيروهايي نام برد كه زماني جلوي خميني مي ايستادند و امروز كاسه داغتر از آش شده اند (بنظر مي آيد اشاره او به جريان معروف به حجتيه است). و اينكه مدافع صريح و آشكار احمدي نژاد از همان ابتدا مصباح يزدي بوده است.

اين نظر معتقد است در جريان يك اقدام سازمان يافته و تشكيلاتي در آخرين روزهاي پيش از انتخابات، اين جناح به اين نتيجه رسيد كه حالا كه آمريكا و ديگر جناحهاي داخلي ميخواهند ما را قرباني كنند، پس ما به اصطلاح پاتك ميزنيم و غيره. و اينطور بود كه جابجايي ها و تغيير آراي حيرت انگيزي صورت گرفت. شايد تنها حرف صحيحي كه كروبي زده باشد اينست كه گفت: «ساعت پنح و نيم صبح شنبه 28 خرداد  من شنيدم كه نفر دوم هستم. ساعت هفت و نيم صبح خبرهايي شنيدم كه فكر كردم جزو اصحاب كهف هستم. يعني 300 سال گذشته است. چون به اندازه همين قدر سال تغيير صورت گرفته بود و در دو ساعت!»

اينكه امثال كروبي و تمامي گردانندگان جمهوري جنايت جزو اصحاب كهف هستند شكي درش نيست.

به نظرم بحث قلابي «رجعت به فاشيسم» را راه انداخته اند تا مردم را بترسانند. 26 سال حاكميت جمهوري اسلامي نشان داد كه هر يك از جناحها هر زمان كه لازم بود از ديگري فاشيستي تر عمل كرد. نبايد فراموش كنيم كه نيمچه فضاي تنفسي كه اين سالها باز شده بود در درجه اول ناشي از عقب نشيني رژيم در مقابل مبارزات و نارضايتي هاي وسيع مردم بود كه به بحران درون حاكميت دامن زد. تجربه هم نشان داد كه هر اندازه اين شكاف و بحران بيشتر باشد امكان نفس كشيدن براي مردم بيشتر است. اين خشم و نفرت مردم است كه عرصه را بر حكومت تنگ كرده است. مشكل اصلي حاكمان منفور جمهوري اسلامي اين است كه بر دهانه آتشفشان نشسته اند و صحبت از فائق آمدن بر بحران و شكاف مي كنند.

اما امروز دوباره مسئله اينست كه از مردم بخواهيم انتخابات جمعه آينده را تحريم كنند. هيچ امضايي پاي اين مناسبات قدرت نگذارند و به رفسنجانی برای طرحهای خانمان براندازش مشروعیت ندهند. به آنها بگوئيم تفكر بد و بدتر خانمانسوز است و يكبار شما اين فريب را خورديد. به مردم بگوئيم بخودتان اعتماد داشته باشيد و بدانيد همه اين جنجال ها بر سر شماست. به مردم بگوئيم حالا كه كفتارها بجان هم افتاده اند، وقتش است كه حسابشان را برسيم.

 

فريب نخوريد!

انتخاب ميان آمر و عامل جنايت ربطي به مردم ندارد!

 

 

تکثیر از حزب كمونيست ايران (ماركسيست _ لنينيست _ مائوئيست)

31خرداد 1384

 

آدرس تارنما:

www.sarbedaran.org

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نه بد مي خوايم نه بدتر! نه چوبه دار بهتر!
 نوشته
 نامه ای از ایران
 در تاريخ
 2005-06-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در