Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۰۹ آوريل ۲۰۲۰                    
 
واقع بين باش

واقع بين باش! غير ممکن ها را طلب کن!


گزيده ای از بيانيه حزب کمونيست ايران (م.ل.م) به مناسبت اول ماه مه روز جهانی گارگر

 

امروزه پرسش اصلی اين نيست که ميزان شرکت کارگران در خيزش اخير چيست. سوال اين نيست که کارگران چه زمانی و در چه ابعادی در خيزش شرکت خواهند کرد يا چگونه مطالبات اقتصادی خود را پی خواهند گرفت. سئوال بر سر نقش سياسی طبقه کارگر در تحولات آتی است. آيا طبقه کارگر در نقش همدست بورژوازی ظاهر خواهد شد، يا رهبر انقلاب؟ آيا ديگر قشر ها و طبقات تحت ستم حول اهداف و سياست های رهائی بخشی که تاريخا اين طبقه می تواند نمايندگی کند متحد خواهند شد يا حول سياست های رهبران موج سبز؟ آيا اين طبقه با تکيه به نيروی خود و ديگر ستمديدگان قادر خواهد شد دولت ارتجاعی حاکم را قهرا در هم شکند و دولتی کيفيتا متفاوت و نوين بنا کند يا اينکه رهبران بورژوائی با اصلاح و ترميم دولت دينی، باری ديگر مردم را فريب خواهند داد؟  پاسخ به پرسش های فوق به خط و ميزان تلاش و درايت جنبش کمونيستی وابسته است.

 

کمونيست ها بدون خلاف جريان رفتن قادر نيستند با «غير ممکن های بزرگ» امروز مقابله کنند. بورژوازی بين المللی با تمام قوا تلاش می کند به مردم بقبولاند که کمونيسم رويايی بيش نيست و غير ممکن است. طی دو دهه گذشته بورژوازی احکام زيادی در مورد مرگ کمونيسم صادر کرد. اما  کارکرد نظام سرمايه داری و دهشت هايی که طی چند دهه اخير برای مردم جهان آفريده شد، اين احکام را باطل کرد. هم اکنون جهان با گرهگاه شگفتی روبرو شده است: از يک سو، کارکرد خودبخودی سيستم ورشکستگی سرمايه داری و نياز بشر به سامانيابی جامعه ای مبتنی بر تعاون و همکاری را به نمايش در آورده است. جامعه بشری به نقطه ای رسيده که شيوه ديگری از زندگی کاملا امکان پذير است. شيوه ای که در آن، افراد نوع بشر می توانند به شکل فردی و مهمتر از آن از طريق رابطه متقابل با ديگران در سراسر جهان، زنجيرهای سنگين سنت را به دور افکنند و به طرقی که تاکنون سابقه نداشته و حتی به طور کامل تصور هم نشده، شکوفا شوند و به راحتی بر فقر، نابرابری و هر گونه ستم و استثمار در گوشه و کنار جهان فائق آيند. از سوی ديگر، عامل ذهنی – يعنی موقعيت جنبش کمونيستی - با اين اوضاع عينی مساعد منطبق نيست.

 

جنبش کمونيستی بر سر دو راهی حساس و خطرناکی قرار گرفته است. يا کمونيستها با تکيه بر دستاوردهای موج اول انقلاب های پرولتری – مشخصا تلاش های پرولتاريا در قرن بيستم در زمينه ايجاد دولت های پرولتری در شوروی و چين – و جمعبندی نقادانه از تجارب مثبت و منفی و دستيابی به سنتز نوينی از علم کمونيسم نقش پيشاهنگی خود را باز خواهند يافت يا  به عنوان بقايای گذشته عمل کرده و درنتيجه قادر به تغيير جهان نخواهند بود. در دوره ای از تاريخ قرار داريم که کمونيست ها نيازمند رويکردی همانند رويکرد مارکس، لنين، مائو هستند تا بتوانند به شيوه ای علمی، زنده و خلاقانه امکان پذيری کمونيسم را دوباره در تئوری و پراتيک – البته در سطحی بالاتر – به اثبات رسانند.

 

نياز به آن است تا دوباره اثبات شود چرا موقعيت عينی پرولتاريا در جامعه اين پتانسيل را در اين نيروی اجتماعی فراهم ميکند که جامعه و جهان را به گونه ديگری سازمان دهد. جايگاه استراتژيک اين طبقه از موقعيت فی الفور و زندگی روزمره تک تک افراد آن يا صرفا جمعيت رو بفزونی اش و يا موقعيت ستمديدگی اش، سرچشمه نمی گيرد. اهميت پرولتاريا در آن است که در يک بعد تاريخي- جهانی ظرفيت آن را دارد که جامعه را به سوی شيوه توليدی نوين و سازماندهی اجتماعی کيفيتا متفاوتی رهبری کند و همراه با رها کردن همه اقشار و طبقات از جامعه طبقاتی خود را نيز رها کند و به مثابه يک طبقه از ميان برود. ولی اين توانايی بالقوه فقط توسط آگاهی کمونيستی و يک حزب سياسی انقلابی و مبارزه سياسی نقشه مند در جهت رهايی همه بشريت می تواند تحقق يابد. ...

 

اهميت پرولتاريا در موقعيت آن به عنوان يک طبقه نهفته است. اين موقعيت توسط اين يا آن بخش از کارگران يا منافع اين يا آن بخش از جنبش کارگری در هر مقطع مشخص تعيين نمی شود. منافع پرولتاريا به عنوان يک طبقه جهانی است که امکانات نوينی به روی نوع بشر می گشايد. تضاد اساسی جامعه امروزی بشر، تضاد ميان مالکيت خصوصی مبتنی بر استثمار کار مزدی با توليد اجتماعی است که سراسر جهان را در برگرفته. تنها انقلاب پرولتری می تواند موجب جهش کيفی در روابط اجتماعی شود: روابطی که بر پايه گسست از روابط مالکيت کهن و افکار کهن  شکل خواهد گرفت.  

 

فقدان درک علمی از نقش و جايگاه اين طبقه موجب آن شده که بسياری از کمونيست های سابق از تغيير جهان نا اميد شوند. برای عده ای نيز طبقه کارگر به اسم رمزی بدل شده تا محافظه کاری و عدم دخالت در سياست را توجيه کنند. اسم رمزی که با آن جنبش انقلابی جوانان را مرعوب کنند؛ تفکر خلاق روشنفکران را تحقير کنند؛ جنبش زنان را بی اهميت نشان دهند و طرح محدودترين خواسته های اقتصادی کارگران را اوج راديکاليسم قلمداد کنند. اين عده، طبقه کارگر – و بهتر است بگوييم آحاد کارگران – را به بتی بدل کرده که بايد مورد پرستش قرار داد. بتی که صرفا به دليل خاستگاه طبقاتی می تواند خود را در برابر تاثيرات بورژوايی و خرده بورژوايی بيمه کند.

 

در اين بينش نگرش طبقاتی و آگاهی کمونيستی جايگاه چندانی ندارد. اين درک های محدود، عاجز از مشاهده ظرفيت های انقلابی واقعی و متنوعی اند که در ميان قشرها و طبقات مختلف منجمله بخش های مختلف طبقه کارگر در هر مقطع از مبارزه طبقاتی بروز می يابد. اتخاذ چنين تفکرات زيانباری مانع از آن می شود که کمونيست ها بتوانند به وظايف خود در قبال خيزش توده ای اخير عمل کنند.

 

امروزه سر فرود آوردن در برابر «غير ممکن های بزرگ» در ارتباط با خيزش توده ای شکل مشخصی به خود گرفته است. به اين صورت فرموله می شود که نمی توان بر خيزشی که بر پايه تضادهای دو جناح حکومتی براه افتاده تاثير گذاشت؛ قطب بندی مجدد اين خيزش بر پايه منافع اکثريت ستمديدگان جامعه غير ممکن است؛ تلاش بی فايده است.  اين اظهار عجز شکل های راست و «چپ» به خود می گيرد. اما نتيجه ی هر دو تقويت رهبری بورژوائی بر خيزش مردم است. برخی در تئوری و عمل دنباله روی از بورژوازی را فرموله کرده و در انتظار آن بسر می برند که سرانجام بخشی از بورژوازی ايران بر سر عقل آيد و فضای دمکراتيکی برای آن ها فراهم کند تا راه برای فعاليت های سنديکايی و اتحاديه ای گشوده شود. چنين افرادی در بهترين حالت فکر می کنند که طبقه کارگر با طرح خواسته و مطالبات اقتصادی می تواند جنبش را راديکاليزه کند.

 

برخی ديگر تحت عنوان اينکه اين خيزش متعلق به طبقات ميانی است و «عنصری سوسياليستي» در اين مبارزه نيست، طبقه کارگر را از دخالت گری سياسی در اين خيزش بر حذر می دارند. بدين طريق هم مردم را به امان بورژوازی رها می کنند و هم مانع از آن می شوند که طبقه کارگر خود و ديگر طبقات را بشناسد و توان رهبری يابد. از نظر آنان خواسته های دمکراتيک مردم مبنی بر جدايی دين از دولت يا خواسته های آزاديخواهانه و برابری طلبانه زنان و جوانان ربطی به طبقه کارگر و راه حل های پرولتری ندارد. انگار کمونيسم فقط از دريچه تنگ مبارزات اقتصادی کارگران می تواند در جامعه طرح شود و مسائلی چون رهايی زن که مستقيما جامعه طبقاتی و مالکيت خصوصی را نشانه می رود، ربطی به کمونيسم و انقلاب اجتماعی ندارد.

 

واقعيت آن است که صرفا با طرح و به ميان  کشيدن مطالبات خاص طبقه کارگر، اين خيزش راديکال نخواهد شد. بطور مسلم طرح خواسته های مشخص دانشجويان، زنان، کارگران و ملل تحت ستم می تواند به گسترش خيزش جاری ياری رساند اما لزوما به قطب بندی سياسی جديدی نيانجامد. با راه حل های کلان نيروهای طبقاتی ديگر تنها از طريق جلو گذاشتن راه حل های کلان می توان رقابت کرد. تا زمانی که چارچوبه سياسی حاکم بر اين خيزش و محدوديت های ناشی از خود انگيختگی آن آگاهانه به مصاف طلبيده نشود و از چارچوبه ايدئولوژيک سياسی تضادهای ميان جناحهای حاکم خارج نشود و راه حل انقلاب پرولتری به معنای تنها راه حل واقعی، علمی و صحيح جلو گذاشته نشود، نمی توان آينده روشنی تضمين کرد. وظيفه انقلابيون کمونيست صرفا حمايت يا راديکاليزه کردن خيزش در چارچوبه سياسی کنونی آن نيست. بلکه اساسا خلاف جريان رفتن و تلاش برای تغيير جدی در چارچوبه ها و صف بندی های کلان سياسی موجود است. اين امر از پايه مادی قدرتمندی نيز برخوردار است. مدام در اين خيزش پايه راديکالی سربلند می کند که خواهان رهايی کامل است و زمينه را برای قطب بندی مجدد مساعد می کند.

 

 علاوه بر اين، معضل  آن نيست که اگر به جای شرکت قشرها و طبقات ميانی در خيزش اخير، کارگران اکثريت شرکت کنندگان را تشکيل می دادند، کمونيست ها موظف به انجام کار ديگری بودند. اين امر بيان گر درک محدود و اکونوميستی است. مسئله آنست که چگونه نيروهای ديگر منجمله طبقه کارگر را به ميدان همين مبارزه کشاند و با خط کمونيستی آن ها و ديگر قشرها و طبقات را رهبری کرد. انقلاب پرولتری عينا همان مبارزه پرولتاريا نيست. چنين انقلابی بايد بخش هائی از قشرهای مختلف مردم در بر گيرد. در صفوف پرولتاريا نيز حداقل برای مدتی، بعضی ها به زير پرچم ها و برنامه هايی جمع خواهند شد که طبقات ديگر را نمايندگی می کند. اما جريان کل مبارزه انقلابی، ديدگاه و منافع پرولتاريا بايد قويا مطرح شود و شمار عظيمی از مردم خاصه از صف پرولتاريا و نيز ساير قشرها جذب آرمانی شوند که تجسم اين منافع و ديدگاه است. بر اين پايه و اساس است که انقلاب را می توان پيش برد. حلقه کليدی در اين کار، و نيز در به ميدان آوردن توده های عظيم پرولتر به عنوان نيروی محوری مبارزه و انقلاب، فعاليت همه جانبه سياسی ـ ايدئولوژيک است که توسط يک ديدگاه و روش علمی کمونيستی، استراتژی انقلابی و سياست هايی که بر مبنای اجرای همين ديدگاه و روش شکل گرفته اند، هدايت می شود. جنبش کمونيستی ايران نيازمند خانه تکانی عظيم است. بدون تسويه حساب با درک های غلط و غير علمی به ارث مانده از گذشته، اين جنبش قادر به ايفای نقش پيشرو نخواهد بود. از اين زاويه مسلح شدن به سنتز نوين از علم کمونيسم نقش تعيين کننده ای در تبديل اين جنبش به پيشاهنگ آينده دارد. هم اکنون کمونيستهای ايران با شرايط نادری روبرو هستند. (در همين شماره به مقاله « خطاب به همه كمونيستهای ايران كمونيسم بر سر دوراهي: پژمردگی يا شكوفايي!» رجوع کنيد).

 

بپاخيزی توده ها يک بار ديگر فرصت تاريخی مهمی در مقابل ما قرار داده تا بتوانيم پيشروی های بزرگی سازمان دهيم و به پيشبرد انقلاب جهانی ياری رسانيم. سی سال پيش کمونيست های ايران بابت دزديده شدن انقلاب توسط دار و دسته مرتجع خمينی بهای سنگينی پرداختند. آنان نتوانستند رهبری لازم را برای مبارزات مردم فراهم کنند. ديگر نبايد چنان اشتباهی تکرار شود.  برای رها کردن انرژی توده ها و تقويت خلاقيت آنان و تبديل آنان به يک نيروی مادی موثر در دگرگونی و تحولات اجتماعی، وجود رهبری کمونيستی، ضرورتی تام و تمام است. حزب ما عزم کرده که با تمام قوا به چنين ضرورتی پاسخ دهد، غير ممکنها را ممکن سازد و  به مسئوليت عظيم و تاريخی پرولتاريای ايران پاسخ دهد. اول ماه مه فرصت مناسبی است برای اعلان اين تعهد و پيوستن به کسانی که هدف رهايی کامل بشريت را در دستور کار خويش قرار داده اند.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 واقع بين باش! غير ممکن ها را طلب کن!
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م ل م)
 در تاريخ
 2010-06-22
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در