Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   سه-شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷                    
 
دشمن را سرنگون می کنند، نه انتخاب!

دشمن را سرنگون می کنند، نه انتخاب!

اطلاعیه حزب کمونیست ایران (م ل م) پیرامون انتخابات ریاست جمهوری ایران و تحریم آن

38 سال رهبران جمهوری اسلامی ضمن اعمال سرکوب و ستم عریان بر علیه مردم، آنها را از «دشمن» و «بدتر شدن وضع» ترسانده اند اما رژیم اسلامی از بدو تولدش، بدترین دشمن و نمایندۀ همۀ دشمنان برون مرزیِ مردم ایران بوده است. رئیس جمهور آینده هر که باشد، تا زمانی که این دولت با روابط تولیدی و اجتماعیِ سرمایه داری و ایدئولوژی اسلامگرایش پا برجا است، روزی بدون تحقیر و سرکوب اکثریت مردم، بدون استثمار و فقر خُرد کننده، بدون تعقیب و وحشت امنیتی و در نطفه خفه کردن هر اندیشۀ مترقی، بدون ماجراجویی نظامی در فراسوی مرزها نخواهد گذشت. موجودیت جمهوری اسلامی و تمامی باندها و جناح های مختلفش با زندگی و منافع و آینده و رهایی اکثریت مطلق مردم ایران در تضاد بنیادین است. در سایۀ حیات دولت سرمایه داری اسلامی در ایران، زیستگاه مردم و محیط زیست با خطر نابودی روبرو است و دریاچه ها و تالاب ها خشک شد و جنگل ها و سواحل و کوهپایه ها به یغما خواهند رفت. دین خویان بهره مند از قدرت سیاسی و اقتصادیِ گسترده و نجومی، برای مشروعیت بخشیدن به این همه تباهی و ستم، در گوشه و کنار هر شهر و روستا و در هر کلاس و کوی و برزنی، تاریک اندیشی دینی و جهل و خرافه را تبلیغ و ترویج می کنند.

کاندیداهای بازی انتخابات جمهوری اسلامی که طبق سالهای گذشته چند چهرۀ تأیید شده، معتمد و وفادار به حکومت بودند در جریان رقابتهای تبلیغاتی و مناظراتشان به یکدیگر حمله کرده و گوشه هایی از جنایت و دزدی و رانت خواری خود و بستگان و نزدیکانشان را بر ملا کردند. اما واقعیت جنایات اقتصادی، سیاسی و امنیتی تمامی چهره های جمهوری اسلامی فقط هنگامی افشا و عریان خواهد شد که اسناد سی و چند سال قتل و غارت و شکنجه و اعدام از تاریکخانه های امنیتی شان خارج شده و به دست مردم بیافتد. افشاگری باندهای مختلف قدرت از یکدیگر صرفا برای «واقعی» جلوه دادن رقابت انتخاباتی شان نیست. به واقع پنهان کردن پوسیدگی رژیم جمهوری اسلامی از دید اکثریت مردم امکان پذیر نیست. حکایت جنایتها و دزدی های هر کدام از سران حکومت و نفرت از همه آنها امری رایج و همگانی در جامعه است. شمار قابل توجهی از توده های مردم به ویژه طبقات تحتانی جامعه خشمگینند و جَوّ توهم زای کارناوالهای تبلیغاتی و بازی های مناظراتی، تأثیر در آنها نداشته و منجر به اعتمادشان به کاندیداهای حکومت و وعده های آنها نمی شود. حتی برخی ناظران در نشریات رسمی مانند روزنامۀ شرق، بی تفاوتی عمومی نسبت به این انتخابات را به روحیات مردم در انتخابات های اواخر دوران پهلوی مانند کردند. همین وضعیت است که سیاستِ مبرا کردن خود از عملکرد 38 سالۀ جمهوری اسلامی را تبدیل به یکی از سیاست های مهم جناح های مختلف هیئت حاکمۀ جمهوری اسلامی کرده است. تا آنجا که احمدی نژاد کاملا خود را از همۀ کاندیداها و تلویحاً از فرآیند انتخابات جدا کرده و روحانی خط قرمزهایی مثل اعدام و زندان در 38 سال اخیر را پیش می کشد و در مقابل اسنادی از پیشنهاد روحانی برای اعدام در ملأ عام و در نماز جمعه ها رو می شود. انتخاب نه میان «بد و بدتر» و نه حتی «جنایتکار و جنایتکارتر» بلکه مثل همیشه میان بدترین جنایتکاران است. در جریان مناظره های تبلغیاتی تمام کاندیداها فقط در دو مورد توافق و اجماع عمومی داشتند: «برجام» را اجرا خواهند کرد و به هر وسیله دروازه ها را به روی ورود سرمایه های خارجی و بهره کشی سودآور آنان باز خواهند کرد و حضور نظامی و سیاسی ایران در سوریه و دیگر جنگها و بحرانهای خاورمیانه ادامه خواهد یافت.

رئیس جمهور آیندۀ ایران هر کس باشد، در درجۀ اول نمایندۀ دولت دیکتاتوری بورژوازی و حامی منافع سرمایه داران بزرگ، اسلامگرایان حاکم بر ایران و قدرتهای امپریالیستی است که برای چهار سال سکان هدایت دستگاه سرکوبگر و استثمار کنندۀ اکثریت مردم ایران را بر عهده خواهد گرفت. رئیس جمهوری آیندۀ جمهوری اسلامی هر کس باشد، اهداف اصلی و وظایف استراتژیکش هیچ ربطی به منافع و آیندۀ اکثریت مردم یعنی کارگران و زحمتکشان، روستاییان فقیر و جوانان بی کار، زنان و روشنفکران و هنرمندان دگر اندیش، ملل تحت ستم ساکن در ایران و مزدبگیران اقشار متوسط جامعه ندارد. وظیفۀ اصلی و استراتژیک او حفظ ساختارهای اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر بهره کشی و سرکوب مردم، روابط تولیدیِ وابسته به نظام جهانی سرمایه داریِ امپریالیستی و تداوم حاکمیت برآمده از اسلامگرایی و ایدئولوژی و اخلاقیات منحط دینی است.

ترکیب نزاع های حاد میان جناح های مختلف حکومت با نفرت عمومی مردم از این رژیم، کانوم اصلی قدرت و «مرکز ثقل» نظام که ولی فقیه و اطرافیانش هستند را به شدت نگران کرده است. به طوری که 9 روز مانده به انتخابات 29 اردیبهشت، خامنه ای «تکلیفِ شرعی شرکت پرشور در انتخابات» را کنار گذاشت و تهدید به سرکوب امنیتی کرد و از سیلی خوردن توطئه چینان سخن گفت.  جناح ها و باندهای مختلفِ حاکمیت همه بخشی از نظام جمهوری اسلامی و نمایندگان منافع سرمایه داری اسلامی در ایران هستند اما بر سر این که کدام یک و با چه برنامه ای می توانند به بهترین وجه حاکمیت طبقاتی شان را حفظ و تقویت کنند، با هم اختلاف نظر دارند. تمامی آنها در حفظ و تداوم روابط سرمایه داری و سرکوب و ستم بر مردم، متحد و متفق القولند اما اختلاف بر سر چگونگی تحمیل دیکتاتوری بورژوایی یا راه حلهایی است که برای خروج از بحرانهای مختلف نظام شان پیش می گذارند. هر یک از آنها به دنبال این هستند که در رأس قرار گرفته و دولت جمعی و منافع جمعی شان را نمایندگی کنند. اما این منافع جمعی سیاسی و اقتصادی در نتیجۀ از هم گسستگی نظامشان زیر فشار تضادهای حاد طبقاتی و اجتماعیِ درونی و زیر فشار تلاطمات کل نظام جهانی سرمایه داری، انسجام خود را از دست داده است. امروزه برای تمامیت جمهوری اسلامی نگه داشتن «مرکز ثقلی» که بتواند نیروهای گریز از مرکز این نظام را انسجام بخشد هرچه سخت تر شده است. انتخابات جاری، دعواها و افشاگری های دوران تبلیغات و حتی هشدار خامنه ای از «جامعه دو قطبی»، به وضوح این وضعیت را به نمایش می گذارد. نظام جمهوری اسلامی از گسل های مختلفی در حال شکافتن است. 

درک این واقعیت یعنی بحران در درون هیئت حاکمه و فشارهای فرسایندۀ و فزایندۀ داخلی، منطقه ای و بین المللی حکومت در پیش برد مبارزۀ انقلابیِ کمونیستی برای سرنگونی نظام و استقرار یک نظام سوسیالیستی که تنها آلترناتیو پیشرو در مقابل این رژیم است، اهمیت فوق  العاده دارد. این وضعیت زمینه ها و فرصت های استثنایی برای بردن آگاهیِ کمونیستی میان مردم به ویژه آنها که در چرخه فقر و محرومیت، بی حقوقی، تهدید و سرکوب دست و پا می زنند، فراهم می کند. همواره بخش قابل توجه 40 تا 60 درصد واجدین رأی شامل میلیونها زن و مرد کارگر، کارمند، معلم، دانشجو، هنرمند و غیره ننگ رأی دادن به جمهوریِ ستم و استثمار را نمی پذیرد. در میان آنها ظرفیت بزرگی موجود است تا برای سرنگون کردن این رژیم متشکل و متعهد شده و جلب این واقعیت شوند که منافع فوری و درازمدت اکثریت مردم ایران و حتی منطقه و جهان در  سرنگونی این رژیم و استقرار نظام سوسیالیستی است. بی تردید این کار نیازمند فداکاری های عظیم است اما مهمتر از هرچیز نیازمند آگاهی به هدف و نقشۀ راه صحیح برای طی کردن این مسیر پر فراز و نشیب و پیچیده است. 

سوسیالیسم رمز و راز نیست. انقلاب و نظام سوسیالیستی به معنای نابود کردن کنترل سیاسی، اقتصادی و فرهنگیِ طبقات استثمارگر و کارگزاران آنها به ویژه ارگان های نظامی و امنیتی به عنوان مجریان سرکوب و خشونت سازمان یافته است. به جای دولت و ارتش ارتجاعی حافظ منافع سرمایه داران، ساختارهای حکومتی و ارتش انقلابی که در جریان مبارزات همگانیِ میلیون ها نفر برای سرنگونی این رژیم و تحت رهبری پیشاهنگ کمونیست ایجاد می شوند، قدرت را به دست خواهند گرفت. پس از آن دولت سوسیالیستی گام به گام مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و ثروت های مادی جامعه را لغو خواهد کرد و مالکیت جمعی و اشتراکی جامعه را به وجود خواهد آورد. در دولت سوسیالیستی، آزادی و دموکراسیِ سیاسی به حداکثر از جمله با استفاده از فرآیندهای انتخاباتی، شکوفا خواهد شد تا به کمک آن کارگران و زحمتکشان همراه با متخصصین، دانشجویان، هنرمندان و روشنفکران بتوانند تمایزات طبقاتی و اجتماعی و افکار کهنه ای که این تمایزات را تولید می کنند را ریشه کن کنند. روابط اجتماعی و اقتصادی جامعه بر اساسی کمونیستی و نه بر اساس سلسله مراتبِ طبقاتی فقیر و ثروتمند، تحصیلکرده و بی سواد، «مرکز» و «پیرامون»، شهر و رستا، زن و مرد، ایرانی و مهاجر و غیره پی ریزی و استوار خواهد شد. دولت سوسیالیستی، دولتی بی دین و لائیک خواهد بود و از دخالت نهادهای دینی در امور اقتصادی و اجتماعی ممانعت خواهد شد، اما دینداران طبق قانون، آزادی بیان و اجتماعات خواهند داشت. دولت سوسیالیستی دارای ایدئولوژی رسمی، از جمله ایدئولوژی کمونیستی و مارکسیستی نخواهد بود اما پشتیبان علم و مروج اندیشۀ علمی در مقابل خرافه خواهد بود. در دولت سوسیالیستی شهروندی بر اساس هیچ شکلی از باور سیاسی و ایدئولوژیک و ملیت و جنسیت تعریف نخواهد شد و همۀ شهروندان علاوه بر برخورداری از حقوق شهروندی مانند حق کار، رفاه، مسکن، بهداشت، آموزش، فرهنگ و هنر از امکانات دفاع قانونی در برابر تعدیات دولت به حقوقشان برخوردار بوده و نهادهای جامعه مدنی ضامن حقوق مردم هستند. در نظام قضایی دولت سوسیالیستی، جرم و جرایم با آیین های دادرسی مترقی و غیر دینی و در دادگاه های علنی و پروسه های شفاف و در حضور نهادهای مردمی و هیئت منصفه، تعیین خواهند شد. هرگز هیچ فردی به علت نشر افکار و آرای ضد دولت سوسیالیستی مجرم شناخته نخواهد شد و تحت تعقیب قرار نخواهد گرفت. دولت سوسیالیستی حق تعیین سرنوشت ملل غیر فارس تا سر حد جدایی را به رسمیت خواهد شناخت و امکانات آموزشی و مادی برای تحصیل به زبان مادری و هنر و ادبیات ملل را در اختیارشان قرار می دهد. همجنسگرایان و ال.جی.بی.تی ها از حقوق مساوی شهروندی برخوردار خواهند بود. دولت سوسیالیستی تک تک مردم زحمتکش شهر و روستا، کارگر و دانشجو، کشاورز و صنعت کار و غیره را توانمند خواهد کرد تا آگاهانه و شورمندانه در شراکت با یکدیگر زندگی عمومی شان را ساخته و امکان آن را داشته باشند که محیط زیست و طبیعت را برای نسل های بعدی نگهداری کنند. بر خلاف اسلام گرایان حاکم در ایران که جنگ و کشتار مذهبی و تاریک اندیشی دینی در منطقه به راه انداخته اند، در جامعۀ آینده به جای تعصبات کور و عظمت طلبی ملی و دینی و دیگر پس مانده های جامعۀ طبقاتی، کارگران و زحمتکشان و همۀ ستمدیدگان جهان را به همبستگی انترناسیونالیستی و به انترناسیونالیسم پرولتری فرا خواهیم خواند تا در سراسر جهان در مقابل اقلیت طبقه سرمایه داران که در هر کشور و به طور کلی در جهان فعالیت اقتصادی و حیات میلیاردها انسان را کنترل می کنند، یک صف شوند.

انقلاب کمونیستی ضرورت عاجل بشریت امروز است. این است آن نقطۀ شروع و یا نقطۀ حرکت که کمونیست ها باید کار و فعالیت سیاسی و آگاهگرانه و تشکیلاتی خود را بر آن مبتنی کنند. از کف دادن این جهت گیری استراتژیک و هر گونه تزلزل و تردید در آن فقط به ولع و شهوت بدترین دشمنان کارگران و زحمتکشان و زنان و مردم تحت ستم ایران و جهان خدمت خواهد کرد.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی ایران!

زنده باد انقلاب، زنده باد کمونیسم!

حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنینیست مائوئیست) اردیبهشت 1396/ مه 2017

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 دشمن را سرنگون می کنند، نه انتخاب!
 در تاريخ
 2017-05-15
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در