Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
بیست و هفت سال پس از آن تابستان شوم...

بیست و هفت سال پس از آن تابستان شوم...

 

 

«از آن تابستان شوم که ارتباط عزیزانمان را با ما خانوادهها قطع کردند و زندانیان سیاسی ایستاده بر عقاید را با شقاوت بسیار، گروه گروه بیخبر کشتند و در کانتینرها ریختند و در کانالهایی در خاوران مدفون کردند، بیست و هفت سال میگذرد، ولی آن داغ و دادخواهی برای ما و این ننگ و بیدادگری برای دست اندرکاران دیروز و امروز جمهوری اسلامی هم چنان تازه است. پس از این همه سال، نه تنها هیچ مقام مسئولی به این جنایت و دیگر جنایتهای سی و هفت سال حکومت اسلامی برای حذف دگراندیشان پاسخی در خور و رسمی نداده است، بلکه با بیشرمی تمام، هم چنان خانوادهها را برای ساده ترین خواست خود مورد اذیت و آزار و توهین قرار میدهند و کسی پاسخگو نیست.» این حرف منصوره بهکیش یکی از مدعیان، علیه کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 است. او در ادامه می گوید امسال «اطلاعات از یکی دو روز قبل به تعدادی از خانواده ها زنگ زده و محترمانه تهدید کرده بود که به خاوران نیایند.» اما این فشارها و تهدیدها نمی توانند آن جنایت هولناک را از حافظۀ جامعه پاک کنند.

این بار اول نیست و بار آخر هم نخواهد بود. سال هاست رژیم تلاش دارد به طرق گوناگون جنایات دهه شصت و کشتار اسیران زندانی در تابستان 67 را که بسیاری شان هنگام دستگیری کمتر از هجده سال داشتند و سال ها از زمان حکم شان گذشته بود و به «ملی کِش» معروف بودند از خاطره ها محو کند. یک روز با خشونت، یک روز با دروغ، یک روز با سکوت یا تهدید. طی این 27 سال، رژیم، مرتبا خانواده جان باختگان را تحت فشار قرارداد تا جلو برگزاری مراسم دسته جمعی در گلزار خاوران را بگیرد. حتی یک بار دست به تخریب قسمتی از گورستان خاوران زد و کوشید با کاشتن درخت بر گورها آن جنایت فراموش نشدنی را از دیده ها پنهان کند؛ و روز دیگر مشاطه گران و قلم به مزد هایش را راه انداخت تا به مردم بقبولانند «بهتر است فراموش نکنید ولی ببخشید». اما هیچ کدام از این ترفندها کاری نشد و خاوران و خاوران های دیگر به صورت اسناد انکار ناپذیر جنایتگری جمهوری اسلامی پا بر جا ماندند.

و امروز پورمحمدی یکی از اعضای کمیتۀ مرگ در جریان کشتار 67 که بر مسند وزارت دادگستری کابینه روحانی نشسته به حرف می آید که: «حوادث سال 67 هم از بحث جنگ تحمیلی جدا نیست.» بله. یادآوری کشتار 67 بی شک به یادآوری خاتمۀ جنگ ایران و عراق گره می خورد؛ به ائتلاف رفسنجانی و خامنه ای در راس قدرت؛ به سکوت رضایتمندانۀ دولت های امپریالیستی در مقابل کشتاری که قرار بود به ثبات و آرامش میدان سودآوری آن ها کمک کند. اما فقط این ها نیست. به یاد می آوریم آن به اصطلاح «گشایش فضای فرهنگی» و دست دوستی دراز کردن به سوی بخشی از روشنفکران ناراضی اما متوهم و آمادۀ سازش را. به یاد می آوریم رونق فعالیت انتشاراتی به شرط تخطئه کردن آرمان گرایی و افکار کمونیستی و چپ و حمله به رادیکالیسم و انقلابی گری. به یاد می آوریم بیدار شدن جریانات بورژوا لیبرال و ملی ـ مذهبی از خواب زمستانی دهۀ 60 را. پرده های توهم و فریب و فرصت طلبی بر پا شدند تا آن جنایت لاپوشانی شود. تا جامعه روشنفکری حرفی از آن جنایت نزند که نزدند. هر چند که بسیاری از همان روشنفکران طی سال های بعد دزدیده شدند، به زندان افتادند و یا قربانی قتل های زنجیره ای شدند.

از کشتار زندانیان سیاسی 27 سال می گذرد. اوضاع امروز جمهوری اسلامی شباهت هایی با سال 67 دارد. اگر در آن سال، جمهوری اسلامی مجبور شد به قطعنامه 598 گردن بگذارد و با خاتمۀ جنگ، چرخشی مهم در مسیر حرکت جامعه ایجاد کند اینک با تفاهم هسته ای روبرو شده ایم و چرخش سیاسی ناگزیر دیگری به آغوش آمریکا و اردوی غرب با وجود همۀ پیچیدگی ها و موانعی که بر سر راهش وجود دارد. چرخش کنونی نیز در بطن خود احتمال بی ثباتی و به هم خوردگی اوضاع سیاسی و اجتماعی را حمل می کند و باز هم جمهوری اسلامی نیاز به رام کردن و خام کردن جامعه با حربۀ سرکوب و تطمیع و فریب دارد. باز هم جمهوری اسلامی نیاز به کشتن آرمان خواهی و انقلابیگری و سازش ناپذیری دارد. این وظیفه ای است که امروز بارش را به قول شاملو به " هر گاو گند چاله دهانی" از قماش مجله مهرنامه و افرادی همچون قوچانی و .... سپرده اند. به قلم به مزدان وقیحی که خادم قسم خوردۀ نظام اند؛ بخشی از دستگاه رسانه ای همین رژیم اند. مجلات این ها با حجم زیاد و جلد رنگی و چاپ نفیس متکی بر یارانه های دولتی کلان، انقلابیون چپ و کمونیست را به خاطر مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه و امپریالیسم آمریکا تروریست قلمداد می کنند؛ نسل به خون غلتیدۀ مبارزان انقلابی و کمونیست در دهۀ 1360 را باعث و بانی «به خشونت کشیده شدن» فضای سیاسی جامعه معرفی می کنند و چه گویا است که امسال در سالگرد کشتار سال 67 پشت جلدشان به تبلیغ «همایش 17000 قربانی ترور» اختصاص یافته است. تلاش این نشریات،  دور کردن مردم به ویژه نسل جوان از سیاست انقلابی و قهر عادلانه است.

طی 27 سالی که از کشتار زندانیان سیاسی می گذرد نسل های جدیدی پا به عرصه مبارزه علیه این رژیم گذاشته اند. سرکوب دانشجویان در تیرماه 78 و دهه 80 ، وقایع پس از انتخابات 88 و جنایت کهریزک، اعدام مبارزان جوانی همچون فرزاد کمانگر و وجود ده ها زندانی سیاسی دیگر در صف اعدام، پیش از هر چیز نشانۀ تداوم و پیگیری اعتراض و مبارزه علیه رژیم تبهکار اسلامی است. امروز که جمهوری اسلامی در تلاش است از طریق همراهی با امپریالیسم آمریکا و ایفای نقش بیشتر در جنگ های هژمونی طلبانه و نیابتی خاورمیانه موقعیت لرزان و بحرانی خود را سر و سامان بخشد، امروز که عناصر خوش خیال و گروه های فرصت طلب به این توهم دامن می زنند که شرایط رو به بهبودی است و مردم نباید دست به اقدام علیه رژیم بزنند، باید شعار فراموش نمی کنیم و نمی بخشیم را هر چه عمیق تر و گسترده تر در جامعه تبلیغ کنیم. باید این واقعیت را با صدای بلند اعلام کنیم که نصیب مردم چیزی جز تشدید فقر و بیکاری و ریاضت کشی، سرکوب ملیت ها و زنان و جوانان و تخریب محیط زیست نخواهد بود.

فراموش نمی کنیم و نمی بخشیم برای زنده نگاه داشتن حس انتقام نیست. بلکه راستای مبارزه ما رابه مردم نشان می دهد تا  آگاهانه و بدون توهم با این نظام طبقاتی روبرو شوند و دفنش کنند؛ که فراموش نکنند دست یابی به جامعه ای نوین و متفاوت و رها از استثمار و ستم نیازمند جسارت ها و  فداکاری ها است. بازگو کردن تاریخ کشتار 67، بازگو کردن اهداف سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی پشت این جنایت، برملا کردن چهرۀ نظام و طبقه ای که آمر و عامل این کار بود، همچنان بخش مهمی از تدارک سیاسی سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. شکل دادن به جنبشی که هدف انقلاب قهرآمیز اجتماعی بر تارکش نشسته باشد نیازمند فعالیت آگاه گرانه در مورد ریشه ها و اهداف و نتایج تک تک جنایات جمهوری اسلامی است.

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست_لنینیست_مائوئیست)

شهریور 1394

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 بیست و هفت سال پس از آن تابستان شوم...
 در تاريخ
 2015-09-05
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در