Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ جولای ۲۰۱۹                    
 
حقایقی که با خون تصویر می شوند

 

 

 

حقایقی که با خون تصویر می شوند

 

دربارۀ کشتار ژانویۀ 2015

 

از کشتار تکان دهندۀ اعضای هیئت تحریریۀ نشریۀ طنز «شارلی اِبدو» در پاریس تا اعدام خونسردانۀ برادران «کواشی» و ختم خونین ماجرای گروگان گیری در یک سوپر مارکت، فقط دو روز فاصله بود. دو روزی که افکار عمومی دنیا را متشنج کرد و فضای سیاسی فرانسه را یک باره به هم ریخت.

هفتم ژانویه 2015 کارتونیست های «شارلی اِبدو» با فریاد الله اکبر اعدام شدند. جرم شان شکستن تابوها و مقدسات بود. جرمی که تاریک اندیشان متعصب و مرتجعان مستبد در گوشه و کنار دنیا بر نمی تابند و به خاطرش انسان ها را سر می برند. جرم دست اندرکاران نشریۀ «شارلی اِبدو» این بود که به اصول اخلاقی و حرفه ای خود به عنوان طنزپرداز و به اصل  لائیسیته باور داشتند. «آزادی بیان و مطبوعات» و «اظهار آزادانۀ عقیده» را حق خود می دانستند و دستاوردی متعلق به همۀ انسان ها در همه جای دنیا. قتل آنان فرقی با اعدام وبلاگ نویسان دگراندیش به جرم سب النبی و کفر در نظام جمهوری اسلامی نداشت. فرقی با جنایاتی که به نام دین و به فرمان مفتیان و مقامات اعظم کلیسا و کنیسه و مسجد در طول تاریخ انجام شده نداشت. «شارلی اِبدو» نشریه ای بود که نه فقط تابوهای دینی و بنیادگرایان مذاهب مختلف به ویژه جهادگرایان اسلامی را به سخره می کشید بلکه احزاب رسمی و سیاستمداران و دولتیان مشهور را از تیغ تیز طنز بی نصیب نمی گذاشت. عریان شان می کرد؛ زیرشان را رو می کرد. بعضی از صاحبان قدرت، کارتونیست های «شارلی» را به لودگی متهم می کردند؛ برخی دیگر می کوشیدند به اتهام توهین و افترا مانع فعالیت شان شوند. چند سال پیش که این نشریه کارتون های مربوط به پیامبر اسلام را که در دنیا جنجالی خونین به پا کرده بود به نشانۀ دفاع از آزادی بیان بازتکثیر کرد، کم نبودند مقامات دولتی و فرهنگی فرانسه که کارتونیست های «شارلی اِبدو» را تحت عنوان تحریک گران بی مسئولیت محکوم کردند.

اینک اما بعد از کشتار هفتم ژانویه «همه شارلی شده اند»! حزب سوسیالیست حاکم و احزاب اپوزیسیون چپ و راست با شعار «وحدت ملی» و «دفاع از ارزش ها و اصول کبیر جمهوری» به میدان آمده اند. آمده اند تا شکاف های عمیق طبقاتی و اجتماعی را به کمک این جو سازی سنگین سیاسی و ایدئولوژیک بپوشانند. آمده اند تا میدان داری کنند و بر احساسات عمومی که آمیخته ای از هراس، طلب امنیت، بهت از تعصب و نفرت از خشونت و ترور است سوار شوند. سوسیالیست ها در صف به هم فشردۀ «نظم و قانون» برای ناسیونال فاشیست های «جبهۀ ملی» جا باز می کنند. می گویند: این ها هم حق دارند؛ رای آورده اند؛ بخشی از جمهوری هستند! و راست می گویند. بورژوازی «چپ» و میانه و راست و راست افراطی همه در یک قایق نشسته اند. هر یک به شیوۀ خود، در حفاظت و پیشبرد نظام سرمایه داری امپریالیستی ایفای نقش می کند. فعلا خیلی از توده ها به حرفشان گوش می دهند. خیلی از مردم منافع و امنیت و آیندۀ خود را زیر پرچم همین احزاب ـ جناح های مختلف طبقۀ حاکم ـ جست و جو می کنند. خیلی ها در «جنگ علیه تروریسم» و «رفع خطر جهادگرایان اسلامی» خود را با این ها هم صف می بینند. و این بزرگ ترین خدمتی است که گلوله های کلاشنیکف و فریادهای الله اکبر در خیابان «نیکلاس آپر» پاریس به طبقۀ سرمایه دار ـ امپریالیست فرانسه کرده است.

در این ماجرا نیز مثل بسیاری از وقایع امروز دنیا، دو نیروی منسوخ دست به کارند: سرمایه داری امپریالیستی و بنیادگرایی مذهبی. این دو نیرو، سد راه رهایی نوع بشرند. ماهیت، منافع طبقاتی، ارزش ها و باورهای این دو نیروی ضدمردمی، حکم به ادامۀ حفظ نظام استثمار و ستم و پدرسالاری و زن ستیزی و جنگ و جهل می دهد. این ها در هر واقعه ای، ساطور قصابی یکدیگر را تیز می کنند.

بنیادگرایی مذهبی خود نتیجۀ تضادهای ذاتی نظام جهانی امپریالیستی، نتیجۀ کارکرد پُر هرج و مرج این نظام است. نیروهای تاریک اندیشی که حول پرچم ارتجاعی دین پا گرفته اند و در گوشه و کنار دنیا گردن کشی می کنند، مستقیم و غیرمستقیم توسط نیروهای امپریالیستی رقیب و دولت های مرتجع تقویت می شوند. چه بدانند و چه ندانند، چه بخواهند و چه نخواهند به ساز این یا آن قدرت بزرگ می رقصند. وزنۀ سیاسی و ایدئولوژیک این یا آن ائتلاف امپریالیستی را سنگین تر می کنند. پشتوانه و یا بهانۀ اجرای طرح های منطقه ای و جهانی دولت هایی می شوند که ظاهرا به رویشان شمشیر «جهاد» کشیده اند.

قطب دیگر، قدرت های امپریالیستی اند که سیاست های سلطه گرانه و تجاوزهای نظامی و فریبکاری رسانه ای شان، عقده های رنج و محرومیت را در میان توده های مستاصل فشرده تر می کند. عدم اطمینان و نفرت از «تمدن و ارزش های غربی» را در دل های شان برمی انگیزد. و شمار زیادی را در این دنیای بحران زده، به جستجوی عدالت و هویت زیر پرچم اسارت و بردگی و جهل مذهبی می راند.

تعقیب و اعدام بنیادگرایان مسلح در ملاء عام (که میلیون ها نفر از طریق شبکه های تلویزیونی لحظه به لحظه اش را دنبال کردند) صرفا در خدمت قدرت نمایی یک دولت امپریالیستی نیست. صرفا به اعلام ثبات آن ها و محکم کردن پایه های اجتماعی شان و قشرهای خواهان نظم و قانون کمک نمی کند. این اقدام و تبلیغات همه جانبه و مستمری که حولش انجام می شود یک نتیجۀ فوری دیگر هم دارد: بهانه ای دیگر، انگیزه ای دیگر، فراهم می کند برای اربابان و عاملان بنیادگرایی و جهادیسم تا باز هم نقش و سهم خود را در اسارت توده های محروم و تهیدست بپوشانند. باز هم بر این واقعیت که خود مهره ای از ماشین عظیم و آدمخوار سرمایه داری اند پرده افکنند. باز هم بر ستمدیدگی قشرهای به حاشیه رانده شده، مهاجران و یا آن بخش شهروندان کشورهای امپریالیستی که هویت خود را در دین و ملت و منطقه ای دیگر از دنیا می جویند، سوار شوند و خود را حامی و منتقم زخم خوردگان معرفی کنند. باز هم از پیروان و عاملان خود «شهیدان قدیس» بسازند و برای مساجد و محافل و سایت های اینترنتی شان خوراک تبلیغاتی به دست آورند.

برای خارج شدن از دور باطل ستم و تحقیر و جهل و کشتار، پاک کردن مرزبندی های مصنوعی ای که نظام طبقاتی و باورهای جاهلانه و کهنه در میان توده های مردم کشورهای مختلف ایجاد می کند و انجام یک تحول اساسی در حیات جامعه بشری باید از شر این نظام جهنمی خلاص شد. باید بر این نظام و همۀ مصائبی که برای اکثریت اهالی دنیا به همراه دارد و حتی حیات کره ارض و محیط زیست را به خطر انداخته نقطۀ پایان گذارد. باید راهی کاملا متفاوت از بیراهه هایی که دو نیروی منسوخ امپریالیسم و بنیادگرایی مذهبی در برابر دنیا گشوده اند، راه انقلاب کمونیستی را ترسیم کرد. وقایع این روزهای فرانسه این حقیقت را به شکلی فشرده، بار دیگر به گوش جهانیان فریاد می کند.  

حزب کمونیست ایران (م.ل.م)

9 ژانویه 2015

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 حقایقی که با خون تصویر می شوند. دربارۀ کشتار ژانویۀ 2015
 در تاريخ
 2015-01-10
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در