Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   سه-شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
تلخيصي از اطلاعيه حزب کمونيست ايران (م ل م) در باره طرح رفراندوم

 

تلخيصي از اطلاعيه حزب کمونيست ايران (م ل م) در باره طرح رفراندوم

کاريکاتوري به نام فراخوان ملي براي رفراندوم

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 20 بهمن 1383

  

  کاريکاتوري از برنامه اصلاحات دوم خرداد تحت عنوان پر طمطراق و بغايت توخالي و مبهم "رفراندوم براي قانون اساسي نوين" بيرون آمده است. در ميان امضاهاي اوليه نام پاسداران سابق و بازوهاي دانشجوئي رژيم جمهوري اسلامي و ملي مذهبي ها بچشم مي خورد. بفاصله کوتاهي پس از علني شدن اين طرح، سرنشينان کشتي نوح تکميل شده و حکومتي هاي زمان شاه و فدائيان اکثريت و عده اي از « نخبگان» در تبعيد (در واقع "در انتظار")  نيز خود را به آن سنجاق کردند.

     اين طرح به سه دليل ارتجاعي و گنديده است. يکم، هدفش ايجاد تجمعي از  نيروهاي ارتجاعي و مردمي است. تنها کارکرد چنين ائتلافي، متحد و منسجم کردن نيروهاي ارتجاعي از يک طرف، و  فاسد و ناکارآمد و بي اعتبار کردن نيروهاي مردمي است. دوم، هدفش دور نگاهداشتن توده هاي مردم از ميدان مبارزه سياسي و ممانعت از ايفاي نقش شان به مثابه بازيگران اصلي در تعيين سرنوشت سياسي جامعه  است. بهمين جهت نقشي که براي مردم وعده مي دهد اين است که پاي طرح گنديده اينها را امضا کنند. سوم، به لحاظ سياسي به طرز موذيانه اي مبهم است اما با اتکا به تجربه طرح دوم خرداد خيلي روشن  مي توان ديد که هدفش کنار زدن  فوري ترين خواست سياسي مردم ايران يعني سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است. اين خواست عمومي و کلي مردم ايران است زيرا اين رژيم  پايمال کننده  اوليه ترين حقوق سياسي مردم ايران، عمده ترين عامل رواج و اشاعه فقر و ستم اقتصادي، نابودي جوانان، عمده ترين عامل اشاعه نابرابري ميان زن و مرد و اسارت زنان، اصلي ترين عامل دامن زدن به نابرابري ميان ملل مختلف ايران و سرکوب خلقهاي تحت ستم ايران، اصلي ترين عامل وابسته کردن ايران به قدرتهاي امپرياليستي، سرچشمه  رواج خرافه و به عقب راندن علم و دانش، و هزاران درد و مرض ديگر است. 

   

     عده اي از نويسندگان اين بيانيه (علي افشاري، رضا دلبري، زرافشان، عطري، محمد ملکي و عبدالله مومني) نامه اي نوشته و طرح خود را توضيح داده اند. آنان نوشته اند: « مزيت ويژه راهكار رفراندوم ظرفيت گسترده و فراگير آن براي پوشش تمامي بازيگران و نقش آفرينان عرصه سياست ايران اعم از جناح هاي مختلف حاكميت و اپوزيسيون مي باشد تا ديدگاه و متاع خود را در عرصه عمومي مطرح كنند و انتخاب نهايي را به داوري افكار عمومي بسپارند.»

 

    از اينها بايد پرسيد آيا "جناح هاي مختلف حاکميت " در 25 سال گذشته متاع ها و ديدگاه هايشان را "در عرصه عمومي" مطرح نکرده اند؟ آيا مردم ايران اين متاع ها و ديدگاه ها را رد نکرده اند؟ شما که به ديدگاه مردم وقعي نمي گذاريد چرا دم از "راي آزاد" مردم مي زنيد؟ آيا براي فريبکاري شما حدي موجود است؟

       منظور مدون کنندگان اين طرح از "تجديد نظر در ساختار قدرت" چيست؟ با وجود آنکه يکي از پاهاي اين طرح ملي مذهبي ها هستند اما اين طرح در واقع مي خواهد ميان بخشي از جناح هاي رژيم جمهوري اسلامي و  دو دسته بندي ديگر ائتلاف ايجاد کند. اين دو دسته بندي ديگر کدامند؟ اول، گروه هاي وابسته به رژيم شاهي که 25 سال پيش سرنگون شدند. دوم، طيفي از مخالفين رژيم جمهوري اسلامي در تبعيد که خود را متعهد به ممانعت از يک انقلاب ديگر کرده اند و اميدوارند که  در وحدت با جناح هائي از جمهوري اسلامي و گروه هاي سلطنت طلب، تبديل به گردانندگان و متوليان حکومت ارتجاعي آينده شوند. اينها شامل منشور 81 و رهبران فدائيان اکثريت و غيره مي باشند. مدون کنندگان طرح و مداحان و حاميان آن  دلايل گوناگوني را براي طرح خود مي شمارند. اما در ميان دلايل گوناگون يکي است که اينان را بيشتر از هميشه بسوي هم مي راند و آنهم فاکتور "نظم نوين خاورميانه" تحت سرکردگي مستقيم آمريکاست. ترکيب اين ائتلاف طوري است که قرار است پسند قدرتهاي امپرياليستي اروپا و آمريکا باشد و در واقع براي کسب مشروعيت خود نظر به آنها دارد. اينها مقاصد و آرزوهاي مدون کنندگان و مداحان و حاميان اين طرح است. اما ميان آرزوها و واقعيت ها فاصله زياد است و يکي از اين واقعيت ها وجود گرايش انقلابي قوي در ميان بخشي از جوانان و حضور بخش مهمي از نيروها و عناصر کمونيست و ضد امپرياليست – ضد ارتجاع است. مي توان و بايد اين طرح را در هم شکست. بدون ملاحظه کاري و اما و اگر. زيرا اين طرح بغايت ارتجاعي و ضد مردمي است.  طرح هائي که بخشي از هيئت حاکمه جمهوري اسلامي را يدک مي کشند و دنبال قيموميت قدرتهاي جهاني اند، کارکردشان آن است که مردم را از تغيير مايوس کرده و انرژي و اميدهايشان را به باتلاق هاي هرز بريزند. مگر اين را در تجربه هشت سال اصلاحات حکومتي نديديم؟ وظيفه نيروهاي ترقيخواه و مردمي (بخصوص جنبش دانشجوئي غير حکومتي) است که با جرات و صراحت مردم را از اميد بستن به اين طرحهاي زهرآگين برحذر کنند. 

 

     گفته مي شود رفراندوم چي ها خواهان "شکل گيري حکومتي دمکراتيک " شده اند. اما هر عاقلي مي داند که ارواح حکومت ها را شکل نمي دهند. آدمها اينکار را مي کنند. گفته اند قانون اساسي نوين بايد تدوين شود. اما چه کساني اينکار را خواهند کرد و چه خواهند نوشت! ظاهرا فاعل و محتوا مجهول است. اما اينطور نيست.  فاعل معلوم است و همان ائتلافي است که با اين طرح در حال شکل گيري است. محتواي اين طرح هم مجهول نيست. محتواي اين طرح کنار زدن پايه اي ترين خواست هاي  زحمتکشان و زنان و جوانان و روشنفکران و ملل تحت ستم کرد و ترک و ترکمن و عرب  است. اين طرح  حتا بطور ضمني به خواستهاي اين اقشار که بارها در جنبش هاي اجتماعي شان بيان شده اشاره نمي کند. در اين طرح تکليف جنايات 25 ساله جمهوري اسلامي معلوم نيست؛ نقش مردم و جنبش سياسي ضد رژيمي و جنبش هاي اجتماعي  آنان در اين طرح جائي ندارند؛ همه بايد کنار بنشينند و به مرتجعين و تسليم طلباني که خود را قيم مردم کرده اند اجازه دهند که کار را به انتها برسانند و در نهايت از طريق "راي آزاد" از ميان متاع هاي گنديده گروه هاي اين  ائتلاف يکي را  انتخاب کنند! مردم بايد به اين ها بگويند:  اين طرح گنديده مفت چنگ تان عاليجنابان!

 

      بدون شک احزاب و گروه ها و افرادي که دل در گرو سعادت مردم دارند در مقابل اين طرح موضع مخالفت صريح و جسورانه خواهند گرفت. بنيادهاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي جامعه ما ارتجاعي و پوسيده است و هر ثانيه از مردم قرباني مي گيرد. اين طرح ها و اين گونه ائتلافات خواهان حفظ بنيادهاي موجود هستند. نهايت پس ماندگي و خيانتکاريشان از همينجاست. اين جبهه ها نه تنها "ملي" و "فراگير"  نيستند بلکه مشي و منافع اقليت ناچيزي را بازتاب مي دهد. آن افرادي که به هواي رسيدن به دموکراسي پاي اين طرح ضد مردمي را امضا کرده اند بايد بدانند که  کليت جمهوري اسلامي در تضاد عميق با پايه اي ترين منافع اکثريت مردم قرار دارد. سرنوشت جامعه ما بايد توسط توده هاي مردم تعيين شود. براي ساختن آينده اول بايد  ساختارهاي سياسي خفقان آور موجود بدست مردم و تحت رهبري نيروهاي ضد ارتجاع ضد امپرياليست سرنگون شوند. اين فرآيند با مبارزات آشکار و پنهان اقشار و طبقات مختلف مردم شروع شده است و بايد بي وقفه و با کوشش و تلاش شبانه روزي بر آن دميد.

 

پيروز باد مبارزات و اعتراضات  توده اي مردم عليه رژيم جمهوري اسلامي!

نيروهاي ضد ارتجاع – ضد امپرياليست متحد شويد!

سرنگون باد رژيم جمهوري اسلامي!

 

حزب کمونيست ايران (م ل م)

 

www.sarbedaran.org

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 تلخيصي از اطلاعيه حزب کمونيست ايران (م ل م) در باره طرح رفراندوم کاريکاتوري به نام فراخوان ملي براي رفراندوم
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م ل م)
 در تاريخ
 2005-02-08
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در