Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
پیام اعلامیه ی شماره ی 17 میر حسین موسوی چیست؟

پیام بیانیه شماره ی 17 میر حسین موسوی چیست؟

 

در بحبوحه خط و نشان کشیدن های جانیان حاکم که مردم را تهدید به خون ریزی بیشتر و دامنه دارتری کرده و خود را آماده بر پائی محاکمه های صحرائی برای دستگیری و اعدام فوری مبارزین شورش های خیابانی می کنند، آقای موسوی بیانیه ای صادر کرده که جلب توجه زیادی کرده است. اما هم زمانی بیانیه موسوی با تهدیدات کریه و تبهکارانه حکام جنایت پیشه، مانع از آن شده که نکته مرکزی بیانیه موسوی که نگرانی وی از روند فروپاشی جمهوری اسلامی است، در مرکز توجه ها قرار گیرد. موسوی از ترس تهدیدات قداره بندان حکومت از موضع پیشین خود مبنی بر غیر قانونی بودن دولت احمدی نژاد عقب ننشسته است. بلکه هراس وی از آن است که به عوض جابجایی در دولت جمهوری اسلامی، کل دولت فرو بپاشد و نه از تاک نشانی ماند، نه از تاک نشان.

 

این بیانیه به فاصله ی کوتاهی پس از 6 دی و مبارزات رزمنده ی روز عاشورا منتشر شد و مرتبط است با وقایع خونبار، نوع حرکت مردم و شعارهایی که در آن روز  داده شد.

جنبش مردم در پیشروی های چندین ماهه اش و با هر خیز و افت، از موسوی و چارچوبه هایی که جریان فکری او تعیین کرده و با ابزار مختلف به مردم تحمیل می کرد، عبور کرده و در ذهنیت بخش های بیشتری از مردم (و نه همه ی مردم اما بخش های بزرگی از مردم) رهبری موسوی و محدوده های او مورد سوال و تردید جدی قرار گرفته است. در تظاهرات روز قدس، حرکت مردم بیشتر در چارچوبه های سیاسی رهبری «سبز» بود، اما  روز 13 آبان آغازی برای طرح دوباره ی شعارهای رادیکال و دست زدن به حرکت های تعرضی تر بود. همان زمان موسوی نسبت به شعارهای «انحرافی» مردم هشدار داد و نگرانی خود را از این بابت اعلام کرد. اگر در روز 13 آبان شعار «مرگ بر رهبر» یا شعارهای علیه ولایت فقیه، شعارهایی که در عمق خود و از نظر مردم کلیت نظام را نشانه می گیرد، بیشتر تکرار شد، در روز 16 آذر این نوع شعارها فراگیر شد و در مبارزات روز عاشورا تثبیت شد.

وقتی موسوی می گوید او فراخوان برای روز عاشورا را نداده بود با این وصف مردم به خیابان سرازیر شدند در واقعیت به این اشاره دارد که امور و رهبری به درجاتی از دست او نیز خارج شده است. هم موسوی و هم جناح های رقیب او خطرات بالقوه چنین وضعیتی را درک می کنند. حتا اگر هیچ توافق اعلام شده یا ناشده ای هم میان جناحین رقیب وجود نداشته باشد، اما بعنوان هیئت حاکمه ای با تجربه و کارآزموده می دانند تا وقتی که کنترل و مهار جنبش مردم در دست خودی هاست، همیشه فرجی برای نجات و ممانعت از فروپاشی نظام شان وجود دارد.

 بیانیه ی موسوی (که بر عکس بیانیه های دیگرش)  به فاصله کوتاهی پس از یک مبارزه ی مهم مردمی انتشار یافت و واکنش های سریعی که از درون بخش ها و عناصری از هیئت حاکمه ی جمهوری اسلامی و نیروهای ارتجاعی و سازشکار خارج از قدرت نسبت به  آن صورت گرفت، بیان یک وضعیت فوق العاده و تشویش مرتجعین از روند حرکت مردم پس از روز عاشورا و عواقب آنست. این خیزش با برخی خصوصیات برجسته اش نوید نبردهای جدی تر و رادیکال تری را در روزهای آتی داد، نبردهایی که می توانند به جای آب، آتش به خوابگاه مرتجعین بریزند و مسئله چگونگی تعیین تکلیف قطعی با کلیت نظام را بیش از پیش به صحنه بیاورند.

اگرچه موسوی در این بیانیه تصویر دیگری از حرکت مردم در روز عاشورا ترسیم می کند اما نیک میداند که در لایه های مختلف این خیزش چه خطراتی نهفته بود. او از «عزاداران حسینی» در این روز یاد میکند که بطور «مسالمت آمیز» و «یا حسین» گویان در این روز عزاداری کردند. اما میداند که برای نخستین بار در تاریخ ایران عاشورای سال 88، عاشورا نبود که جشن بزرگ مردم بود. میداند که دسته های «عزادار حسین» بخش نسبتا کمتری از مردم را تشکیل می دادند و بخش بزرگ مردم این روز را به دور از سنت ها و روش های مذهبی به روز مبارزه علیه ارتجاع مذهبی تبدیل کردند.

اگر موسوی آنطور که  میگوید تصاویر تکان دهنده ی این روز را مشاهده کرده است، یقینا تصاویر زنان بی ححابی را نیز دیده است که با شجاعت در بین جمعیت در حال بحث و جدل هستند. در تمام چند ماهی که جنبش مردم ادامه داشته به اندازه ی روز عاشورا چهره ی زنانی که حجاب برگرفته اند مشاهده نشده بود. این حرکت هنوز کم و نادر است اما میتواند بیان و آغاز حرکتی از نوع دیگر باشد و بسرعت فراگیر شود.

موسوی می گوید فیلم ها و تصاویری دیده است که «مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم، برادران خود را می بینند و....سعی میکنند بدانها آسیبی نرسد.». این درست است. اما بی تردید موسوی صحنه های دیگری نیز دیده است که یک محرک او برای تدوین بیانیه اخیرش بوده است. برای نخستین بار از شروع این جنبش، صحنه هایی از تنبیه اوباش بسیجی و دیگر نیروهای سرکوب توسط مردم، صحنه هایی از تعرض جوانان سنگ پران و عقب نشینی نیروهای سرکوب، صحنه هایی از به تصرف در آمدن مقرهای کوچک نیروهای نظامی توسط مردم و امثالهم به سراسر جهان مخابره شد. مردم، بطور خودجوش، اما در مبارزه ای از جان مایه گذاشته به روی خرافه ی مسالمت جویی خط بطلان کشیدند و در صحنه اعلام کردند که پاسخ خشونت ارتجاعی و غیرعادلانه را با خشونت عادلانه و مردمی خواهند داد. این، هرچند کوچک و نطفه ای، اما میتواند بیان و آغازگر حرکتی از نوع دیگر باشد و فراگیر شود که ویژگی اش موضع تعرضی مردم است. قرار نبوده امور اینگونه به پیش رود. بلکه قرار بر این بوده که «بسیجی های مهاجم» برادر باشند. اما هشیاری و خشم انقلابی مردم همه ی این محاسبات را به هم ریخته است.

پیام کلیدی موسوی پس از وقایع روز 6 دی (عاشورایی از نوع دیگر) به کل هیئت حاکمه جمهوری اسلامی اینست: «هنوز دیر نشده است». در میان ده ها نوشته و اظهار نظریه ای که در مورد بیانیه موسوی از جانب انواع و اقسام نیروها و افراد (چه از درون هیئت حاکمه و چه وابستگان به «سبز» و ریزه خواران آنها) انتشار یافته تا کنون کسی نگفته برای چه چیزی «هنوز دیر نشده است». اما پیام کلیدی موسوی در همین اظهاریه و نه در 5 ماده بیانیه اش نهفته است.

هنوز دیر نشده تا بتوانیم غول بیدار شده را به درون شیشه باز گردانیم؛

هنوز دیر نشده تا بتوانیم پشت پرده و با چانه زنی بر سر این بند و آن بند قانون انتخاباتی، مردم را از صحنه بیرون انداخته، در موضع انفعال و انتظار قرار دهیم و به ترمیم نظام از هم پاشیده بپردازیم؛

هنوز دیر نشده تا خط آشتی ملی را جا بیندازیم و با طرح کف اندر کف مطالبات، «قضاوت تغییر یافته مردم نسبت به نظام» و اعتماد ویران شده را به موقعیت قبل و آب رفته را به جوی باز گردانیم؛

اهمیت بیانیه ی اخیر موسوی در همین پیام و هشداری است که نسبت به خطر فروپاشی نظام، گسترده تر و خشماگین شدن بیشتر مبارزات مردم، خطر «حرمت شکنی» هایی بیشتر از شکستن «حرمت روز عاشورا» و «پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره» و ... می دهد. موسوی مثل همه ی مرتجعین نیاز به پشتوانه مردم دارد اما تا جایی که این مردم در خیابان «یا حسین یا حسین» بگویند، در برابر سرکوب گران ذلیل و درهم فرورفته ریخته باشند و تظلم خواهی و "مظلومیت" صحرای کربلا را از خود نشان دهند. مردمی که این چارچوبه ها را در هم بکشند و خود را از زیر سیاست های کنترل و مهار اینان بیرون بکشند دیگر به درد نمی خورند. باید تا دیر نشده مبارزات آنان را از نو به مجرای تضادها و اختلافات درونی هیئت حاکمه و چانه زنی های شان کشاند. چانه زنی بر سر اینکه همین دولت سرکوبگر ارتجاعی قوه ی قضائیه اش چگونه کار کند تا کارآمد تر باشد، همین سپاه و بسیج که دلیل وجودی شان سرکوب و کشتار مردم است چگونه عمل کنند تا مورد خشم عادلانه ی  مردم قرار نگیرد، همین قانون اساسی پوسیده و عقب مانده چگونه تفسیر شود که بتوان تحت عنوان «تنوع آرا و عقاید مردم» (که در واقع منظور تنوع آرا و راهکارهای درون راس هرم قدرت سیاسی است) برای مدتی دیگر مردم را سرکار گذاشت و همین اسلام تخدیر کننده و برده آفرین و ضد زن را چگونه رنگ و لعاب زد و رحیم و سخاوتمند نشان داد و ...

بند بند بیانیه موسوی منطبق بر چنین چیزی است. آقای موسوی همانطور که در زمان کاندیداتوری برای ریاست جمهوری هدف خود را نجات نظام جمهوری اسلامی از طریق برخی دست کاری ها و رنگ و لعاب زدن ها بر این ننگ سی ساله اعلام کرده بود، امروز نیز در مواجهه با پیشروی جنبش مردم و خطر بی اقتدار شدن رهبری ارتجاعی خودشان به میدان آمده و تا دیر نشده راهکار برای حفظ همین نظام ارائه میدهد.

مطالبات پایه ای مردم ما نه «به رسمیت شناختن بحران کنونی توسط جناح حاکم» است و نه بازگشت به صندوق رای و بازگشت به روزهای 22 خرداد. کف مطالبات مردم در شش ماه گذشته مرتبا بالاتر رفته است و امروز بی قید و شرط می خواهند که ولایت فقیه برود. اما این موج در اینجا نیز نمی ایستد. این مساله ایست که مردم ما باید هشیارانه به آن برخورد کنند. نه تنها از اینجا بازگشتی در کار نیست بلکه درجا زدن در این سطح هم ممکن نیست. شک نیست که خواست آزادی و برابری تمام شهروندان فارغ از اینکه زن هستند یا مرد، چه مذهبی دارند، دین دار هستند یا بی دین، و چه ملیتی دارند در قلب تک تک کسانی است که در خیابان ها علیه مزدوران آدمکش این نظام ارتجاعی حماسه آفرینی می کنند. شک نیست که جوهر آزادی خواهی در شش ماه گذشته در رگ های تک تک ما بیش از هر زمانی در زندگی مان به غلیان در آمده است. پس آن را در شعارهای روشنی علیه حجاب اجباری، برای استقرار آزادی اندیشه و مطبوعات، برای تحقق حق تشکل های مستقل مردمی، حق اعتصاب برای کارگر و معلم و کارمند و پرستار  فریاد خواهیم زد. شک نیست که جان فشانی قشرهای فزاینده ای از مردم علیه ظلم و جور، در شعار سرنگونی کلیت این نظام به روشنی تبلور خواهد یافت.

قطار تحولات سیاسی در ایران شتاب می گیرد و هر کس را که در مقابل آن بایستد به کناری پرتاب خواهد کرد.

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست – لنینیست – مائوئیست)

15

 دی 1388 برابر با 5 ژانویه 2010  

www.sarbedaran.org

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 پیام بیانیه شماره ی 17 میر حسین موسوی چیست؟
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م ل م)
 در تاريخ
 2010-01-05
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در