Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۱۱ دسامبر ۲۰۱۹                    
 
به مناسبت روز کومله

به مناسبت روز کومله

 

 

جنبش انقلابي کردستان نقشي مهم و اساسي در مبارزه عليه رژيم جمهوري اسلامي بازي کرده است. اين جنبش از ابتداي حاکميت  رژيم جمهوري اسلامي، مبارزه جانانه اي را عليه اشغال کردستان توسط نيروهاي نظامي آن (اعم از ارتش و سپاه پاسداران) و جنايات رژيم به پيش برد. اين جنبش بدليل غلبه خطهاي سياسي  و ايدئولوژيک نادرست بر احزاب عمده اين جنبش،  افت و خيزهاي زيادي داشته و تضعيف شده است. با اين وصف جمهوري اسلامي هيچگاه نتوانست براي خود جايگاه و پايگاهي در ميان مردم کردستان کسب کند و يکي از دلائل عمده اش مبارزات همين احزاب بود.

 

کومله

  يکي از سازمانهايي که از ابتداي حاکميت  رژيم  نقش مهم در رهبري مبارزات مردم عليه جمهوري اسلامي داشت، کومله بود. تشكيل كومله يكي از دستاوردهاي مبازراتي خلق كرد بود. كومله از يك نيروي كوچك شروع كرد و به نيروي عمده اي در جنبش كردستان تبديل شد. روشنفکران پيشرو و کمونيست  خلق كرد آغاز گر آن بودند.  در دوره انقلاب 57 كومله بعنوان سازماني در ميان مردم شناخته شد كه افراد صادق و مبارز و مطمئن در آن براي رهائي مردم گرد هم آمده اند.

ارزيابي تاريخي از كومله بايد در دو سطح انجام شود. اول، نقشي كه كومله در رابطه با جنبش ملي كرد ايفا كرد. و دوم، نقش آن در جنبش كمونيستي ايران. البته در نهايت اين دو را نمي توان از هم جدا کرد و بسيار به يکديگر مربوطند.

     در رابطه با مسئله رهائي ملي ملت كرد، كومله در جنبش كردستان ايران کيفيت بالاتري از راديکاليسم و پيگيري به جنبش کردستان داد. براي اولين بار درون جنبش كردستان تشکيلاتي بوجود آمد كه  سعي مي کرد مسئله ملي را از ديدگاه زحمتكشان مطرح  کند. چيزي كه نيروهائي چون حزب دمكرات با آن مخالف بودند. پس از انقلاب 57 كومله توانست نيروي نظامي بزرگ و منظمي را سازمان دهد. اين نيروي پيشمرگ از آگاهي سياسي و نظم و ديسپپلين بالائي نسبت به نيروهاي مسلح عشايري برخوردار بود. هر چند در ابتدا کومله خط پيشروئي در زمينه مسئله زنان نداشت، ولي کيفيتا بيشتر از حزب دموکرات در بيداري سياسي زنان كرد نقش داشت.

     مخفي کاري بيش از اندازه کومله باعث شد که تا زمان حمله اول  جمهوري اسلامي به كردستان در سال 8531 موجوديت خود را علني نكند. قبل از سقوط رژيم شاه 19 اعلاميه داده بود اما هويت ايدئولوژيك سياسي خود را اعلام نكرده بود. اين مخفي كاري افراطي بويژه در مناطقي از كردستان  به ضرر كومله و جنبش چپ در آستانه انقلاب 57 تمام شد. تجربه گرائي زياد يکي ديگر از ضعف هاي کومله بود که مانع از آن مي شد که بهاي لازم را به وجود يک حزب سياسي پيشاهنگ و ضرورت حياتي بالا بردن آگاهي سياسي  همه جانبه  توده هاي مردم بدهد. کومله به  كار تئوريك و مسائل تئوريك نظري كه جنبش کمونيستي ايران و جهان و جنبش کردستان داشت بسيار کم بها مي داد و به کار تئوريک به صورت کاري روشنفکري که ربطي به پيشبرد پراتيک انقلاب و مبارزات توده ها ندارد مي نگريست. مباحث مهم در حد اعلام مواضع طرح مي شد و از پشتوانه تئوريكي محكمي برخوردار نبود. عليرغم اين ضعفها كومله توانست در آن مقطع نقش بسيار انقلابي ايفا كند و جنبش كردستان را گامي به جلو سوق دهد. و معيارهاي نويني در آن جنبش جا بيندازد. مسلما اين خدمات جدا از تعلقات ايدئولوژيك كومله نبود. بنيان گذاران کومله خود را متعلق به چپ انقلابي در سطح ايران و جهان مي دانستند؛  چپي كه تحت تاثير رهبري مائو بود و مخالف سوسياليسم قلابي حاکم بر شوروي بود.

     اما وجه ديگر مسئله ارزيابي از نقش كومله در جنبش کمونيستي است. نقش و مسئوليتي را كه در آن مقطع تاريخي بر دوشش بود بر عهده نگرفت بلكه مسيري را انتخاب كرد كه موجب ضربات جدي به جنبش كمونيستي در ايران شد. كومله به خاطر نقش و جايگاهش در مبارزات انقلابي مردم كرد و همچنين نفوذ توده اي كه كسب كرده بود مورد احترام گسترده كمونيستهاي انقلابي در سراسر ايران بود. همه بنوعي چشم اميد به كومله داشتند كه در سر و سامان بخشيدن به جنبش كمونيستي ايران كه آنزمان اساسا حول خط سه متشكل شده بودند پيشقدم شود و نقش مهمي ايفا كند. اما كومله خود را از اين مسئوليت كنار كشيد. دلايل اينكار خود به بررسي جداگانه اي نياز دارد. اما عمدتا مربوط بود به بحراني كه كل جنبش كمونيستي بين المللي را  پس از سرنگون شدن مائوئيستها در چين در سال 1976  و احياء سرمايه داري در آنجا، گرفته بود.

     آنچه كه تاريخ بعدي كومله را رقم زد وحدتش با جريان موسوم به «اتحاد مبازران كمونيست» و تشکيل «حزب کمونيست ايران» در سال 1361 بود. اين واقعيتي بود كه در جنبش كمونيستي ايران هميشه جاي يك حزب انقلابي واقعي خالي بود. و هر حركتي به سمت تشكيل آن مثبت بود. اما حزبي كه آن زمان تشكيل شد آن حزب واقعي مورد نياز كمونيستها نبود. در برنامه آن حزب مهمترين مسائل ايدئولوژيك درون جنبش كمونيستي بين المللي و جنبش کمونيستي ايران يا مسكوت گذاشته شد يا از كنارش رد شد يا بر سرش سازش شد. وقتي ميوه تلخ آن نوع تشكيل حزب ببار نشست بسياري از افراد کومله آن را نقد کردند اما هنوز حاضر نيستند به ريشه هاي ايدئولوژيک سياسي شکست حزب کمونيست ايران بپردازند. حزب ما مفصلا اين ريشه ها را تحليل کرده است و حتا در اوج موفقيت حزب کمونيست ايران و قبل از ببار نشستن ميوه هاي تلخ فرجام کار را پيش بيني کرده بود.

 کومله که از سال 1361 تحت نام سازمان کردستان حزب کمونيست ايران (کومله) فعاليت مي کرد پس از پايان جنگ ارتجاعي ايران_عراق دستخوش تحولات و انشعابات متعددي شد. حزب ما در گذشته و در دوره هاي مختلف به سرچشمه هاي اين انشعابات و ضعف هاي سياسي _ ايدئولوژيک اين جريان پرداخته است.

     اولين  انشعابي که در اين حزب صورت گرفت به "فراکسيون کمونيسم کارگري" معروف شد.  هنوز تاثيرات و ضرباتي که جريان «کمونيسم کارگري»  به جنبش انقلابي در کردستان زد، زدوده  نشده است . هنوز آب سردي که طراحان اين جريان بر آتش مبارزه مسلحانه پاشيدن و صداي ناهنجار شيپور "ئاش به تال"(تسليم طلبي ) را به صدا در آورد فراموش نشده است. سر چشمه رشد چنين گرايش مخربي  به دوره تشکيل « حزب کمونيست ايران» در سال 62 بر ميگردد که بسياري از دستاوردها و شناخت جنبش کمونيستي بين المللي را تحت عنوان نابرازنده "مارکسيسم انقلابي " نفي کرد،  به دستاوردهاي مبارزه مسلحانه کومله  در سالهاي 57-61  در کردستان فقط بصورت سرمايه و اعتبارنامه نگاه کرد  و همزمان زهر رفرميسم بورژوائي را در کام اين جنبش چکاند. اين مسئله بار ديگر واقعيتي را که رفيق مائو بر آن تاکيد داشت خاطر نشان ميکند:

"اگر خط حزب درست باشد، حتي اگر در ابتدا يک سرباز هم نداشته باشد ، سرانجام سربازاني خواهد يافت . اگر قدرت سياسي نداشته باشد ، آن را به دست خواهد آورد. ولي چنانچه خط حزبي نادرست باشد، حتي اگر قدرت سياسي سراسري و منطقه اي را کسب کند و ارتشي هم داشته باشد، سرانجام با شکست و سقوط روبرو خواهد شد".

     وجود يک خط غلط و غير پرولتري راه را براي گرايشات غلط ديگر باز کرد. امروز در سالگرد روز پيشمرگ کومله بسياري از مردم کردستان، همه کساني که اهميت و نقش آن مبارزات انقلابي را فراموش نکرده اند به آن فداکاريها و جانبازيها به عنوان گنجينه اي ارزشمند براي تداوم راه مينگرند. ياد آوري آن مبارزات و درسگيري از آن براي نسل جوان اهميت حياتي دارد.

 

 

تغيير اوضاع و ظهور مسائل نوين

     يکي از مسائلي که طي چند سال اخيرجامعه  کردستان ايران با آن روبرو گشت، تغييرو تحولات در کردستان عراق و حضور نظامي امپرياليسم آمريکا در منطقه است. به قدرت رسيدن  طبقات بورژوا _ ملاک در کردستان عراق و عقد اتحادشان با امپرياليسم آمريکا، گرايشات ناسيوناليستي و پراگماتيستي را در جنبش کردستان ايران بشدت تقويت کرد.  جناحي از کومله که تحت نام  سازمان زحمتکشان  انقلابي کردستان ايران (کومله ) فعاليت مي کند ( تحت رهبري  عبدالله مهتدي)  و  زماني داعيه نمايندگي طبقه کارگر کردستان را داشت، الگوي حاکمان جديد کردستان عراق را براي خود برگزيده است. ازسوي ديگر حزب دموکرات کردستان ايران به بوش جنايتکار به مناسبت انتخاب دوباره اش به رياست جمهوري آمريکا پيام شادباش ميفرستد. حزب دموکرات کردستان معتقد است که ماجراجوئي هاي نظامي آمريکا مبشر عصر نوين دموکراسي در خاورميانه است. اين دو حزب اميدوارند که در جريان مداخله نظامي و سياسي آمريکا در ايران، مانند حزب دموکرات کردستان عراق (به رهبري بارزاني) و اتحاديه ميهني کردستان (به رهبري طالباني) تبديل به متحدين ارتش آمريکا شوند و از اين رهگذر در چارچوب رژيم ارتجاعي جديدي که  آمريکا قصد دارد بجاي رژيم ارتجاعي جمهوري اسلامي در ايران شکل دهد، سهمي از قدرت نصيبشان شود. منظور کومله و حزب دموکرات از برقراري حکومت فدرالي در ايران، اين است.

     سوال اينجاست که آيا امپرياليسم آمريکا که خود باني و مسبب همه ستمگري ها در جهان و از جمله ستم ملي است ميتواند باعث رهايي خلق کرد از يوغ ستم ملي گردد؟ نه و هزار بار نه! کساني که مي خواهند در راه تحکيم حاکميت آمريکا تلاش کنند و سياست" خاور ميانه بزرگ" امپرياليسم آمريکا را تقويت کنند و شريک قدرت با ساير طبقات بورژوا_ملاک در ايران شوند در واقع منافع اکثريت مردم کرد بخصوص کارگران و دهقانان و ساير زحمتکشان را لگدمال مي کنند و تنها منافع قشر بسيار نازک  طبقات استثمارگر و ملاکين  کردستان را نمايندگي مي کنند.

     اما بخش ديگري از کومله که تحت نام سازمان کردستان حزب کمونيست ايران(کومله) فعاليت مي کند (به رهبري عليزاده) خط مرز ميان دوست و دشمن را مخدوش نکرده و  موضع صحيح و صريح و بدور از خيال پردازي در مقابل  حضور امپرياليسم آمريکا در منطقه و جناياتي که در منطقه جاري است اتخاذ کرده است . مسلما اتخاذ چنين موضعي باعث تقويت حس انترناسيوناليستي در ميان زحمتکشان منطقه و جهان خواهد شد. عده اي  که طرفدار خط دفاع از آمريکا هستند مي گويند مهم نيست کومله حزب کمونيست چه موضعي مي گيرد چون «بي عمل اند» . اما حتا اگر اين درست باشد که نيست آيا بهتر نيست حزبي  بي عمل باشد تا جاده صاف کن سرمايه داري جهاني و قدرت هاي خونخوار؟  شک نيست که  داشتن مواضع صحيح بخودي خود  مسائل و مشکلات مردم جهان وخلق کرد  را حل نمي کند. اما گام تعيين کننده اي در  در روشن کرد راه از چاه ؛  تشخيص دوستان و دشمنان پرولتاريا و  زحمتکشان است!

     اما ما در جهاني به سر ميبريم که نياز به ايدئولوژي علمي پرولتري داريم تا بتوانيم واقعا راهگشا باشيم و  توده هاي زحمتکش را  به سوي پيروزي واقعي  رهنمون شويم.  دشمنان طبقاتي ما عليه ايدئولوژي کمونيستي فريبکاري و تبليغات زيادي براه انداخته اند اما ما براي ساختن جهاني عاري از ستم و استثمار بايد اين ايدئولوژي را بلند کنيم و در عين حال با تصوير کاريکاتوري و مضمون بغايت بورژوائي و مذهبي که جرياناتي مانند کمونيسم کارگري از کمونيسم ارائه مي دهند مقابله کنيم.

ايدئولوژي کمونيسم در کوره مبارزه طبقاتي بين المللي پرولتاريا مرتبا تکامل يافته و مانند هر علم ديگر مرتبا عرصه هاي ناشناخته مربوط به حيطه انقلاب و تغيير جامعه طبقاتي به جامعه عاري از هر گونه ستم و استثمار و تمايز را در نورديده است. بايد به اين دستاورد عظيم طبقه بين المللي مان تکيه کنيم. جوانان، زنان و ساير زحمتکشان کرد بايد به اين سلاح  دست يابند. اشاعه دادن اين ايدئولوژي در ميان توده هائي که به يک جامعه  آزاد از قيد ستم و استثمار نياز دارند، بخش مهمي از مبارزه طبقاتي است. دست يافتن به اين علم با توجه به کارزاري که دشمنان ما عليه کمونيسم به راه انداخته اند امري ساده نيست اما هيچ چيز رهائي بخشي ساده بدست نمي آيد بخصوص وقتي که  ماشين عظيم سرکوب و تبليغات طبقات استثمارگر مانع از آن است که توده هاي مردم به اين ايدئولوژي رهائيبخش خود دست يابند.

     يکي از ضعف هاي  کومله حزب کمونيست، کم بهايي مفرط آن، در دوره هاي مختلف، به  مبارزه ايدئولوژيک_ سياسي در جنبش کردستان و ايران بود و هست. مسئله اينجاست که بدون يک تئوري انقلابي نمي توان يک جنبش انقلابي داشت. تئوري انقلابي يک آئين مذهبي که يکبار براي هميشه آموخته مي شود و بعد بايگاني مي شود و سالي يک بار بيرون کشيده مي شود نيست. تئوري انقلابي پرولتاريا مرتبا در عمل تکامل مي يابد و بايد تکامل بيابد وگرنه به درد نمي خورد. اين تئوري علمي در جريان نبردهاي تاريخ ساز 150 سال گذشته مرتبا تکامل يافته، تغيير کرده، از يک نقطه عطف به نقطه عطف ديگر جهش کرده است. موضع کومله در قبال اين علم و تکاملات آن مبهم و تاريک است. و همين ابهام مانع از آن است که بتواند راه حل هاي موفقيت آميز براي مشکلات سياسي و عملي مقابل پاي امروزش بيابد. تئوري انقلابي راهگشاي عمل انقلابي است. تئوري انقلابي مرتبا بايد در هر سياست بکار بسته شود تا يک نيروي انقلابي را از ميان پيچ و خم ها هدايت کند. در جنبش کردستان، ناسيوناليستها و پراگماتيستها  يک درک نادرست را اشاعه مي دهند که گويا  تئوري انقلابي يک آئين اخلاقي بدرد نخور است و قوانين مربوط به سياستها و تاکتيکهاي روز از جاي ديگري ناشي مي شود (مثلا از زيرکي و مهارتي که با تقليد از سياستمداران دولتهاي همسايه يا بورژوازي غرب حاصل مي شود).  در حاليکه واقعيت ندارد و تئوري کمونيستي کاملا به عمل و سياست هاي روز ربط دارد. اما تا زماني که يک جريان کمونيستي واقعي در عمل نشان ندهد که چگونه تئوري انقلابي کمونيستي قادر است در همين صحنه پيچيده سياست راه پيشروي پرولتاريا را باز کند و قطب با نفوذ پرولتاريا را  متمايز از قطب هاي بورژوائي بسازد، اين استدلال غلط هوادار و دنباله رو پيدا خواهد کرد. کاريکاتور سازي هاي جريان کمونيسم کارگري از تئوري کمونيستي به ناسيوناليستها و پراگماتيستها کمک مي کند که راحت تر سياست هاي بورژوائي را روسفيد کنند.

     فقر تئوري ضعفي بود که همواره گريبانگير کومله بود. اين ضعفي است که لنين عليه آن مرتبا هشدار مي داد و خلائي است که اگر خودبخودي پر شود هميشه (بدون استثناء) توسط خط بورژوائي پر مي شود.  در دوره هائي که جريان کومله دچار بحران ميشد ما هيچگاه شاهد يک خط برنده صحيح نبوديم و هنگامي که انشعابي دراين سازمان بوقوع مي پيوست ما غير از سکوت و نسبت دادن انشعاب به مسائل فرعي (واقعي يا غير واقعي) چيزي نميديديم. علاوه بر اينها، تغييرات مهمي در سطح جهان و منطقه صورت گرفته و پاسخگوي اين شرايط بودن و پيشروي کردن نياز به يک تئوري پيشرفته و تيز دارد. نه تنها تئوري هاي کمونيستي بايد ماهرانه براي تحليل تغييرات بکار گرفته شوند بلکه خود اين تئوري ها بايد از اين رهگذر تکامل يابند وگرنه نمي توان يک جنبش انقلابي را رشد و گسترش داد.

     تجارب و دستاوردهاي کومله عليرغم  اين ضعف ها، نه تنها براي خلق کرد بلکه براي همه مبارزين و خلقهاي ستمديده  ايران الهام بخش بوده و ما با وفاداري به اصل علمي کمونيسم که بايد از همه تجارب مهم  نقادانه آموخت، در عين نقد ضعفهايش از آن آموخته ايم. کومله نيز براي ادامه مبارزاتش نياز دارد که با افقي وسيع تر به علم کمونيسم و تجارب  انقلابات پرولتري قرن بيستم و احزاب مارکسيست – لنينيست - مائوئيست جهان که امروزه در تشکيلات بين المللي به نام " جنبش انقلابي انترناسيوناليستي" متحد شده اند، بنگرد.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 به مناسبت روز کومله
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م ل م)
 در تاريخ
 2005-02-19
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در