Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
يک سيرک واقعی

يک سيرک واقعی!

انتخابات رياست جمهوری اسلامی

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 22 ارديبهشت 1384

 

يك سيرك واقعي! انتخابات رياست جمهوري اسلامي با سيرك تفاوتي ندارد. در اين فرصت مي توانيد «ترين»هاي هر رشته را از نزديك ببينيد. منفورترين نامزد. وقيح ترين نامزد. دروغگوترين نامزد. بي دست و پاترين نامزد. خالي بندترين نامزد. دلقك ترين نامزد. بندبازترين نامزد. در يك گوشه هاشمي رفسنجاني را زير نورافكن مي بينيم كه در هر حال گرفتار هراس و ترديدي پايان ناپذير است. او از عمق بحران خبر دارد و مي داند كه اگر آمريكا به حكومت آتي روي خوش نشان ندهد زير پايش خالي است.

آنطرفتر لاريجاني ايستاده كه سالها مسئول دستگاه تبليغات فاشيستي رژيم بوده اما حالا خواب نما شده و يكشبه به اين اعتقاد رسيده كه ايدئولوژي معيار مديريت خوب نيست. اما خطابه كروبي را گوش كنيد كه لخت و عور وسط گود ايستاده و به مردم مي گويد من تا آخرش هستم و كوتاه نمي آيم. مردم از اين خطابه جدي به ويژه وعده 50 هزار تومان ماهانه براي هر جوان ايراني روده بر شده اند. ژنرال قاليباف را ببينيد كه مسلسلش را پشت كت و شلوار خارجي شيك پنهان كرده و به مردم مي گويد كه از همان اولش هم مخالف سركوب دانشجويان بوده است. معين را ببينيد كه از تماشاگران درخواست مي كند به نمايش او نگاه كنند چون با بقيه فرق دارد. اما مردم نمايش بي سرانجام او را با شركت بازيگر خالي بند ديگري قبلا ديده اند. توكلي را ببينيد كه از يك گوشه صحنه وارد مي شود و مي گويد من در نمايش قبلي مخالف اقتصاد دولتي بودم و طرفدار اقتصاد آزاد. بعد بالانس مي زند و ادامه مي دهد كه حالا طرفدار اقتصاد دولتي هستم و مخالف اقتصاد آزاد. و در همين حالت از گوشه ديگر صحنه خارج مي شود. آقاي شهردار تروريست را نگاه كنيد كه ظاهرا شعبده بازيهايش را فراموش كرده و بي سر و صدا مانده است. محسن رضايي را ببينيد كه مي گويد حتي كابينه اش را هم تشكيل داده است اما هيچكس به جوكهايش نمي خندد. و از بيرون چادر صداي ابراهيم يزدي هم به گوش مي رسد كه همچنان خواهان استخدام در اين سيرك و اجراي برنامه است.

تناقض و درماندگي! اين نخ تسبيحي است كه گفتار و ژست هاي همه نامزدها را به هم مرتبط مي كند. آقايان از تجربه خاتمي و فريبكاري دوم خرداد و بي اعتمادي گسترده مردم جمعبندي كرده اند كه اينبار نبايد سطح توقع جامعه را بيخود بالا برد! بنابراين همه شان مجبورند يك مشت حرفهاي كلي بزنند و تاكيد كنند كه اگر سر كار بيايند اين يا آن مشكل را در حد امكان كمتر مي كنند نه اينكه آن را از بين ببرند! نتيجه بازي مسخره انتخاباتي اين شده كه در كلي گويي و هيچ نگويي همه نامزدها عين هم شده اند و اين بازار سرد انتخابات را بي مزه تر از هميشه كرده است. تناقضي كه بيخ خر آقايان را گرفته اينست كه از يك طرف مي گويند مردم با سياست كار ندارند و مشكلاتشان سياسي نيست و فقر دغدغه رفاهي و اقتصادي دارند. اما از طرف ديگر جرات نمي كنند حرف از تحقق ابتدايي ترين خواسته هاي اقتصادي مردم و رفع معضلاتشان بعد از انتخابات بزنند! واضح است كه اكثريت مردم ديگر علاف اين حرفها نمي شوند. حرف كوچه و خيابان اينست كه دعواي نامزدها بر سر نحوه سامان دهي اقتصاد و برنامه هاي رفاهي و آموزشي و طرح هاي آتي گسترش تكنولوژيك كشور نيست. دعوايي اگر باشد بر سر اينست كه كدام مهره ها و كدام بخشهاي اين دولت مرتجع بهتر مي تواند مناسبات با قدرتهاي امپرياليستي را تنظيم و محكم كند و گليم كل نظام اسلامي را بهتر از آب بيرون بكشد.       

همانطور كه گفتيم دوره نهم انتخابات رياست جمهوري اسلامي دوره «ترين»هاست. تبليغات در اين دوره نيز بي سابقه ترين است. بدون اغراق تبليغات رسانه هاي گروهي جمهوري اسلامي براي گرم كردن تنور انتخابات هيچگاه چنين پر دامنه و شبانه روزي نبوده است. اينها ديگر هر ترفندي كه از ستادهاي انتخاباتي و رسانه ها در آمريكا و اروپا ديده اند را كپي مي زنند. مخلوط كپيه برداري از عوامفريبيهاي امپرياليستي با تبليغات چماقي و خرافي جمهوري اسلامي معجون تهوع آوري درست كرده است. در آغاز كار صدا و سيما قول داد كه مناظره نامزدها را به سبك آمريكا برگزار خواهد كرد. در حضور خبرنگاران و تماشاگران. دكور صحنه را هم مي خواستند مثل آمريكايي ها بچينند. اما حتي جرات اين صحنه سازي را هم نداشتند. به جايش لحن اخبار و گزارشات را انتقادي كرده و سعي مي كنند در بين نامزدهاي انتخاباتي رعايت بيطرفي را بكنند. مثلا همه شان را بخاطر وعده و وعيدهاي مسخره اي كه مي دهند به يك اندازه دست مي اندازند! و البته همزمان از مردم مي خواهند كه در چنين انتخابات سرنوشت سازي با چنين مهره هاي دلقكي شركت كنند. برنامه هاي تلويزيون مربوط به هر رده سني كه باشد مستقيم يا غير مستقيم پاي انتخابات را وسط مي كشد. اين روزها ورزشكاران و بازيگران جوياي نام را به مصاحبه دعوت مي كنند و سر بزنگاه از آنان مي خواهند كه در مورد انتخابات رياست جمهوري و ضرورت شركت در آن به اصطلاح نظر خودشان را بدهند! و اين بخت برگشته ها مجبورند جلوي دوربين نقش بازي كنند و عين همان جملات و نظراتي كه هزاران بار در روز از زبان مقامات رژيم اسلامي مي شنويم را تكرار كنند. صدا و سيما به سراغ نوجوانان دبيرستاني مي رود و با آنان طوري در مورد هيجان و لذت «راي اول» صحبت مي كند كه انگار صحبت از اولين تجربه جنسي است. براي دختران دانش آموز هم «جشن تكليف سياسي» جور كرده اند. شبيه همان جشن تكليفي كه در مدارس جمهوري اسلامي به تقليد از دين يهود براي دختران نه ساله مي گيرند و به آنان اعلام مي كنند كه ديگر بايد حجاب را رعايت كنيد و براي ايفاي نقش كنيز و برده جنسي مرد آماده شويد. وقت آن رسيده كه طبق سنت اسلامي مورد تجاوز قرار گيريد. پيام «جشن تكليف سياسي» براي دختران نوجوان هم مشابه همين است: آماده شويد تا مورد تجاوز سياسي رژيم اسلامي قرار بگيري. آماده شويد تا با شركت در انتخابات، بردگي خود را تضمين كنيد.

حساس ترين. اين هم يكي ديگر از «ترين» هاي اين انتخابات است. خامنه اي و جنتي و يونسي و موسوي لاري همه از حساس ترين انتخابات دوران حيات جمهوري اسلامي حرف مي زنند. اكثر اينان مساله حساسيت را به اوضاع منطقه و فشارهاي بين المللي بر رژيم اسلامي ربط مي دهند. جوهر تبليغات هماهنگ مقامات و نهادهاي رژيم اينست كه با يك «مشاركت حداكثري» در انتخابات مي توان اربابان غربي را قانع كرد كه جمهوري اسلامي بي ثبات و متزلزل نيست و كماكان مي تواند نوكر مناسبي براي امپرياليستها در منطقه بحراني خاورميانه باشد. با اين حساب تصميم رژيم روشن است. اينان پيشاپيش شركت بيسابقه مردم در اين انتخابات برگزار نشده را اعلام كرده اند! اما مساله به اين سادگي حل نمي شود. مشكل اصلي عدم مشروعيت اين رژيم تبهكار در جاي جاي جامعه ايران است. مشكل اصلي نفرتي است كه كوچه و خيابان را انباشته است و ميليونها مردمي كه به حق نظام ستم و استثمار اسلامي و مقامات و مزدورانش را باعث رنج و فلاكت و بردگي و بي آيندگي خود مي دانند. اين واقعيت را خامنه اي در سفر اخيرش به استان كرمان ناخواسته به زبان آورد آنجا كه گفت: حساسيت اوضاع ايران به خاطر فشارهاي بين المللي نيست بلكه اين علت است كه دستاوردها و نعماتي كه تحت نظام اسلامي حاصل شده براي مردم ملموس نيست!!! بي پايه بودن اين نظام منفور را خود حكومتي ها مي دانند. قدرتهاي امپرياليستي كه خواهان تامين و تضمين منافع حداكثري شان در ايران هستند هم اين را مي دانند. توده هاي مردم هم مي دانند. اين وضع چقدر مي تواند دوام  داشته باشد. مردم راي خود را در خيابان و با ابزار مبارزه و مقاومت مستقيم خود داده اند. مردم اين راي را در خيزش اهواز داده اند كه امروز پس لرزه هايش هم رژيم را به وحشت انداخته است. اگر مي خواهيد ميزان ترس جمهوري اسلامي را بفهميد همين بس كه مسابقات فوتبال در اهواز را معلق كردند چون از هرگونه تجمع مردم هراس دارند. مردم راي خود را از زبان كارگران حق طلب در مراسم اول ماه مه (روز جهاني كارگر) امسال دادند كه رفسنجاني را مجبور به لغو سخنراني در حضور خود كردند. مردم راي خود را در مبارزات روزمره و مستمر خود در تجمعات كارگران و دانشجويان و معلمان و پرستاران و دهقانان در محيط كار و در مقابل ادارات دولتي مي دهند.

با وجود اين واقعيات چرا دستگاه تبليغاتي جمهوري اسلامي اينچنين لجام گسيخته بر طبل انتخابات مي كوبد؟ آيا اين فقط آب در هاون كوبيدن است؟ نه. از تاثير تبليغات نبايد غافل بود. رسانه هاي گروهي كماكان سلاح موثر  رژيم محسوب مي شوند. اين رسانه ها براي پا گذاشتن در دام انتخابات فكر و انگيزه و استدلال مي سازند و بر بخشهاي متزلزل و آماده فريب خوردن در جامعه تاثير مي گذارند. آنان را به تغيير و اصلاح شرايط اميدوار مي كنند و منطق انتخاب از بين «بد و بدتر» را در ذهنشان زنده مي كنند. اتفاقا همين بخشهاي جامعه بيش از همه مستعد هستند كه بعدها به دنبال طرح احتمالي قدرتهاي بزرگ و مجامع بين المللي براي انجام تغييرات سياسي در ايران سينه بزنند. چون اينها به قدرت توده هاي مردم براي تغيير شرايط و تعيين سرنوشت خود باور ندارند و تنها نقش و امكان خود را انتخاب از بين قدرتهاي ضد مردمي موجود در سطح جامعه و يا در سطح بين المللي جستجو مي كنند. جمهوري اسلامي روي مشاركت اين بخش از جامعه در نمايش انتخاباتش حساب باز كرده است. اين بخش با ابراز تمايل خود به رفتن پاي صندوق هاي راي نقش معيني در دلسرد كردن و بي روحيه كردن بخشهايي از مردم كه تصميم به تحريم انتخابات گرفته اند بازي مي كند. خيلي از كساني كه حتي حاضر نيستند در صندوق هاي راي جمهوري اسلامي تف هم بيندازند به خود مي گويند چه فايده؟ غير از مزدوران رژيم و خودشاني ها بالاخره يك مشت احمق هم هستند كه به حوزه هاي راي گيري مي روند و تحريم را كمرنگ مي كنند. اين يك چالش واقعي است.

شعار تحريم انتخابات با وجود اينكه بيان خواست سياسي ده ها ميليون نفر در جامعه است و ضرورت و اهميت بسياري كه دارد به تنهايي و  به خودي خود نمي تواند بازي انتخابات رژيم را بر هم بزند و به شكست بكشاند. شعار تحريم انتخابات تنها زماني موثر است و جنبه عملي به خود مي گيرد كه با مجموعه اي از مقاومتها و مبارزات مستقيم سياسي از جانب قشرها و طبقات مختلف مردم همراه شود. بدون مبارزه عليه قدرت سياسي حاكم و عليه تبعيضات و اجحافات و بيعدالتي ها و ستمگري هاي گوناگون عليه كارگران و زحمتكشان شهر و روستا، عليه زنان و جوانان، عليه ملل و خلقهاي ستمديده، نمي شود انتظار داشت كه تحريم انتخابات شق القمر بكند. تحريم براي اينكه تاثيرگذار باشد بايد در تجمعات خياباني فرياد شود. بايد بر ديوارهاي كارخانه و دانشگاه و مدرسه نقش بندد. بايد وبلاگ ها و سايت ها و اتاق هاي چت را پر كند. بايد همراه شعارهايي باشد كه بيان اتحاد و همبستگي مبارزاتي بخشهاي مختلف جامعه با يكديگر است. بايد روح خواست اساسي توده هاي مردم يعني سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي در اين شعار جاري شده باشد. تنها با اين قدرتنمايي مبارزاتي است كه حتي مي توان بخشهاي متزلزلي كه بيهوده دل در گرو «جناح هاي خوب» در بين قدرتهاي داخلي و خارجي دارند را از ميانه راه برگرداند و با اكثريت مردم همراه كرد و حتي فرصت طلباني كه به اميد گرفتن امتيازات واهي مي خواهند وارد بازي دشمنان مردم شوند را به فكر انداخت و از ادامه اين بيراهه باز داشت. اين سيرك فريبكارانه را اينچنين مي توان بر هم زد و بر سر سردمدارانش خراب كرد.  

 

www.sarbedaran.org

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 يک سيرک واقعی! انتخابات رياست جمهوری اسلامی
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م ل م)
 در تاريخ
 2005-04-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در