Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
بيانيه كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی:

بيانيه كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی:

 

وظيفه ساختن جنبش انقلابی خلق را بر دوش گيريد

چراغ سبز آمريكا به قتل عام مردم  فلسطين و لبنان

 

هزاران بمب مدرن ساخت آمريكا عامدانه بر سر شهرها، دهات، مسجدها، كليساها، فرودگاهها و كارخانجات شير، انبار غله، نيروگاهها و زيربناهای ارتباطي، افكنده شد. اعلاميه های اسرائيلی بر مردم لبنان فرياد می زنند تا خانه و كاشانه خود را قبل از آنكه موشكها و بمب ها بر سر آنها ريخته شود ، ترك كنند. آنهايی كه فرار می كنند بهمراه  خودروهايشان در ميان راه  درهنگامی كه در كنار پلها و جاده های ويران و تخريب شده گير كرده اند بمب باران ميشوند، در حالی كه بسياری  از آنها پرچمهای سفيد با خود حمل می کنند. زمانيكه اين اعلاميه نوشته می شود، در حدود 1000 لبنانی جان خود را توسط بمب های ساخت آمريكا و ديگر سلاحهای امريکايی که دراختيار اسرائيل گذاشته شده، كشته شده اند و بيش از يك چهارم كل جمعيت كشور لبنان خانه و كاشانه خود را ترك كرده و هر روز بر تعداد آنها افزوده می گردد.

  اسرائيل در بيش از نيم قرن از زمان موجوديتش. نقش سگ هار منافع امپرياليستی را به مثابه دولت صهيونيستی بر پايه ای مذهبی بازی كرده است. اسرائيل تا چه مدت بدون كمك های چند بيليون دلاری آمريكا دوام خواهد آورد؟ نقش ژاندارمی اسرائيل امروز در منطقه گسترش يافته است. چرا كه اين مسئله با اهداف ژئواستراتژيك كانون تروريسم جهانی در واشنگتن كه در نتيجه جنگها و جنايات از خون خلقها درياها ساخته اند،‌ارتباط دارد. به همان اندازه كه امروز قتل عام مردم لبنان وحشيانه، خوار و پست است، به همان اندازه نيز می تواند پيش درآمدی بر جنگ بسيار گسترده تری به مثابه بخشی از برنامه جهانی برای ترسيم دوباره نقشه سياسي، اقتصادی و اجتماعی خاورميانه ای باشد كه بر منافع امپرياليسم آمريكا منطبق است. مسئله تنها كنترل منابع نفتی نيست. مسئله تسلط بيشتر آمريكا بر منطقه استراتژيكی از جهان است و تلاش برای در هم شكستن اراده و روحيه مقاومت ملتی است كه تنفرش از امپرياليسم آمريكا و بخصوص از چماقداران مسلح صهيونيستی اش اندازه ای ندارد. امپرياليسم آمريكا همچنين خواستار كنترل (يا تغيير) رژيمهايی مانند سوريه و ايران را كه كاملا تحت فرمانش نيستند می باشد.

  از سال 1982 كه تجاوز و بمباران هوايی شهرهای لبنان آغاز شد، تا کنون باعث كشته شدن 20000 نفر شده است.

   در همان سال توسط فالانژيستها با حمايت ارتش صهيونيستی شارون ‏ صدها نفر فلسطينی در اردوگاههای پناهندگان در صبرا و شتيلا در لبنان  قتل عام شدند. حزب الله در اين زمان به مثابه جنبشی شيعه در ميان لبنانيها تشكيل شد تا در مقابل اسرائيل كه جنوب لبنان را اشغال كرده بود بجنگد‏. اما در عين حال به مثابه نيرويی برای محدود كردن مقاومت فلسطينی ها در آنجا نيز عمل كرد .ماهيت متضاد حزب الله و اجتناب از حل بنيادی اشغال فلسطين توسط اسرائيل، سبب شد که عملا به حفاظت از ثبات شكننده ای كه  محصول صهيونيسم – امپرياليسم در منطقه بود، خدمت كند.

  در چنين شرايطی ترور ماشين دولتی اسرائيل حملات خود را متوجه كرانه غربی و غزه نمود، و مبارزين و مردم غيرنظامی فلسطين را قتل عام كرد، ديوار ” آپارتايد“‌ را ساخت تا دو منطقه و مردمان آنها را بطور فيزيكی از هم جدا كند و مناطق مهاجرنشين يهودی را كه به فلسطينی ها اختصاص داده بودند‏ گسترش دهد، كشاورزی و زندگي‏، زيربنا و هزاران خانه را ويران كند، و از طريق سيستم كنترل واختناق، آنهايی را كه در زندانهايش قرار ندارند به نوعی ديگر به اسارت در آورد.

   در اوايل 2006 با انتخاب حماس كه نشانی از ورشكستگی تلاشهای امپرياليستی برای گنجاندن آنها با اسرائيل بود- اسرائيل و ارباب آمريكائيش را از نظر سياسی  و نظامی بر آن داشت تا مذاكرات در مورد ” صلح“ بين المللی را  كنار گذارند و از اين موقعيت استفاده کردند تا كمر دولت فلسطينی را بشكنند و تلاش كند تا يكبار و برای هميشه مقاومت مسلحانه فلسطين را در مقابل ترورهای روزمره اسرائيل در هم شكند. بارش بمب ها بر سر لبنان به منظور از بين بردن حزب الله  قدم ديگری در راستای ” نقشه راه“  می باشد. هدف بدست آوردن صلح نيست، بلكه هدف ادامه جنگ است، آنها می خواهند  از طريق قتل عام مردم و تخريب كشور‏، حق كشتن هر كسی به هر بهانه عوامفريبانه ای را  بدست آورند. گاهی به بهانه صلح  و گاهی ديگر به بهانه پايان بخشيدن به ” تروريسم“‌، و يا به بهانه ( تلويحا خونين) درد زايمان دمكراسی در خاورميانه، آنگونه كه  خانم رايس دلال كنونی بوش‏ درسفرش گفته است. اين در حاليست كه حتی نزديكترين رسانه های جهانی به جناح بوش، افكار عمومی را برای جنگ داخلی در عراق‌ آماده می كنند، جاييكه دمكراسی مدل آمريكايی چيزی جز يك شوخی مرگبار نيست و درهمين زمان تهديد برای تنبيه كردن سوريه و ايران بالا می گيرد.

  مردم در سراسر جهان در مقابل اين بی عدالتی که تازه ترين نمونه جنگ ترور و تخريبی است كه توسط واشنگتن و تل آويو رهبری شده است و دستان آغشته و ذليل قدرتهای اروپايی در دادن اين ” چراغ سبز“ برای قتل عام مردم در آن نيز سهيم بوده اند، به خشم آمده اند. بازيگران مهم در لبنان همچون فرانسه برعکس جنگ عراق، منافع خود را بهتر در اين می بينند كه به ائتلاف آمريكا بپيوندند.  سازمان ملل بطور شرمگينانه ای  حتی از تصويب قطعنامه ای درمحكوم كردن اسرائيل به منظور كشتن اعضای خودش در پست های غير نظامی اشان در لبنان عاجز ماند چرا كه آمريكا قدرت وتو و تسلط كامل بر اين نهاد را دارد.

  از زمانی كه بايد توهمات در مورد دخالت نهادهای بين المللی برای به عقل آوردن بزرگترين غارتگران دنيا،را بكنار گذاشت مدت زيادی گذشته است، درست همانگونه كه تظاهر كنندگان در بيروت با نشان دادن خشمشان عليه ساختمان سازمان ملل اين مسئله را به طور قدرتمندی بيان كردند.

  براستی آتش بسی كه با پا درميانی امپرياليسم آمريكا، ، نوشته می شود، يعنی آنهايی كه آشكارا حق استفاد از بمبهای خوشه ای را در نقض آشكار از توافقنامه های گذشته مثل كنوانسيون ژنو، برای خود محفوظ می دارند، و به جنايت عليه بشريت می پردازند، قابل اطمينان است؟    

  ما بايد خشم خود را به مخالفت سياسی آگاهانه برای متوقف كردن جنايات شان تبديل كنيم و برای مبارزه ای كه در پيش است آماده گرديم. منافع مردم تحت ستم و استثمار خاورميانه را به معنای حقيقی آن در نظر گيريم و عليه جوابهای ساده انگارانه بجنگيم تا خيانتی را كه مردم مكررا از آن رنج برده اند را بازتوليد نكنيم و قهرمانانه مقاومت كنيم. هيچ نيروی ارتجاعی بر پايه مذهبی و يا قومی قادر نيست كه طيف وسيع مردم و مليتهای مختلف خاورميانه را متحد كند- از فلسطين اشغالی تا عراق اشغال شده، تا كردستان، تركيه، ايران و هر جای ديگری – و راه حل واقعی و پیگیر ضد امپرياليستی را بوجود آورد. قدرت جمعی ما بايد در مقابل اين جنگ زشت و در دفاع از مردم محاصره شده لبنان و فلسطين باهم تركيب شود. جلادان خيلی مدرن (های تك) برای رسيدن به اهدافشان می توانند از طريق تنبيهات عمومی ترور عظيمی بپا كنند، اما آنها هرگز قادر نخواهند بود تا اعتماد مردم خاورميانه را بدست آورند. اين مشكلی است كه آنها هرگز توانايی حل آنرا ندارند.    عدم اعتماد و تنفر بايد به نيروی سياسی آگاهی تبديل شود كه كل سيستم ناعادلانه امپرياليستی و اجزاء ارتجاعی كه زندگی بر مردم فقير و نافرمان را تنگ كرده است، مستقيما نشانه رود. تنها جنبش انقلابی كه می تواند توده های تحت ستم در خاورميانه را متحد كند که هر نوعی از رهبری مذهبی و رژيم تئوكراتيك را رد کند و بدنبال آن باشد که  قدرتهای نو-استعماری  و رژيمهای دست نشانده  (چه از روی رغبت و چه بدون رغبت) را كه در سرتاسر منطقه پراكنده اند و همچنين اسرائيل بعنوان مركز فرماندهی امپرياليستی در منطقه، را در هم شكند. تنها اين جنبش انقلابی است که شانس آنرا دارد كه بتواند بر اين دايره كابوس چپاول، جنگ و مرگ پايان نهد. 

امپرياليستها  بطور شرم آوری سطوح بالايی از تجاوز و حشيگری عليه بشريت را به نمايش در می آورند تا  حرکت مردم  را خنثی كرده و  تفكرات مهلكی مبنی بر قدرت مطلق بودن خود در ميان آنان الغا كنند اما قانون ” هركجا كه ستم  هست مقاومت نيز هست“ چيزی است  كه در كنترل آنها نيست. ما نبايد يك سانتيمتر در مقابل اين محاسبه يا از بين رفتن و يا تن دادن در مقابل سركوب مبارزات خلق به عقب بنشينيم.

سياستی نوين برای رهبری مبارزات انقلابی مردم بايد تحقق يابد که منجر به نگرش نوينی شود. نگرشی در مورد چگونگی تغيير جامعه، دوستان و دشمنان مردم چه کسانی هستند، به چه كسانی بايد اتكاء نمود، چه بايد كرد تا امپرياليستها بيرون افكنده شوند و در مقابل سلطه جهانی آن ايستاد. نه ناسيوناليسم و نه مذهب هيچكدام قادر به انجام چنين كاری نيستند.

فقر و فلاكت روزمره ای كه توسط امپرياليسم در خاورميانه  بوجود می آيد دائما  گوركنان خود را نيز بوجود می آورد. با وجودی که نيروی اجتماعی انقلابی باالقوه ای موجود است، اما هنوز از آگاهی لازم برخوردار نيست و بيان سازمانيافته ندارد و بايد داشته باشد. چنين پيشروی رهايی بخشی به ايدئولوژی پرولتری انترناسيوناليستی ماركسيسم – لنينيسم – مائوئيسم احتياج دارد. از ميان آنانيكه از اين سيستم و جنگهای ناعادلانه ای كه توليد می كند، نفرت دارند، مبارزين و رهبرانی لازم است كه  جرات يافته، قدم به پيش نهاده و اين مسئوليت را بر دوش گيرند.

مدتها زمان آن فرا رسيده است كه بتوان مقابله با تفرعن مهلك و كشنده امپرياليستی را با  نيروی آگاه و قدرتمند مردم ستمديده منطقه كه منافعش در آينده ای كاملا متفاوت از امپرياليستهاست را،به امری عمومی بدل ساخت. آينده ای كه می تواند بر بستر شرايط ديوانه وار كنونی و با تكامل انقلاب در كشورهای منطقه به مثابه بخشی از مبارزه جهاني، سيستم سرمايه داری – امپرياليستی شرور كنونی را سرنگون كند و جهان كاملا نوينی را بسازد.

كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی

 8 اوت 20

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 بيانيه كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی: وظيفه ساختن جنبش انقلابی خلق را بر دوش گيريد چراغ سبز آمريكا به قتل عام مردم فلسطين و لبنان
 نوشته
 كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی
 در تاريخ
 2006-08-23
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در