Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 هنر و ادبیات   چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ ژوئن ۲۰۱۹                    
 

نظري نقادانه به "خانه دوست كجاست" و "باشو، غريبه كوچك"

از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)

 

بتازگي يكي از علاقمندان صداي سربداران، مطلبي را برايمان پيرامون چند فيلم اخيرا بنمايش در آمده ارسال داشته. رفيق ما چند معيار اساسي را در بررسي مضمون و محتواي اين آثار محور نقد قرار داده است:

يكم، برخورد به توده مردم و رابطه ميان قهرمان داستان با آنها.

دوم، برخورد به نقش و جايگاه زن.

سوم، برخورد به مذهب و تاحدودي گرايشات ناسيوناليستي.

چهارم، مسئله مناسبات طبقاتي و رابطه شهر و روستا در هر يك از اين آثار.

براي نويسنده اين يادداشتها روشن بوده كه با آثار خلق شده تحت يك رژيم مستبد ارتجاعي سر وكار دارد، بنا بر اين انتظار و توقع عجيب و غريبي از فيلمنامه نويس و كارگردان و كلا سينماگران دخيل در اين كار نداشته است. ما امشب بخش هائي از اين يادداشتها را برايتان مي خوانيم؛ و در ادامه مطلب در هفته آينده به يك بررسي كوتاه از نقش زن در آثار سينمائي بهرام بيضائي فيلمساز ايراني كه چندي پيش در كشور منتشر شده مي پردازيم. اين بررسي را منقدي تيز بين بنام شهلا لاهيجي نوشته و حاوي نكات پر ارزشي در باره نقش و جايگاه زن در سينماي ديروز و امروز ايران است. در عين حال، نوشته شهلا لاهيجي نقطه نظري نادرست را هم نمايندگي مي كند كه به آن هم برخورد خواهيم كرد. اما اينك بپردازيم به يادداشتهاي يك رفيق بعد از تماشاي چند فيلم ايراني.

در فيلم هائي كه اخيرا بروي پرده مي آيد، روستا جائي ويژه دارد. يعني موضوعات اغلب بنوعي به روستا ربط پيدا مي كند. حال اين كار چقدر آگاهانه ـ و بر طبق يك سياست واحد تبليغي، فرهنگي است ـ معلوم نيست. فكر نمي كنم اينطور باشد. علت را بايد بيشتر در معضلات و پيچيدگي هاي واقعي و ملموسي جست كه كل جامعه با آن مواجه است و ريشه هاي معيني در رابطه بين شهر و روستا دارد. در واقع همين شرايط عيني است كه در فيلمنامه ها منعكس مي شود. البته منظورم اين نيست كه اين انعكاسي كامل و تماما واقعي است؛ و مهمتر آنكه حقيقت نهفته در رابطه نابرابر شهر و روستا و راه حل آن نيز اساسا بنمايش در نمي آيد. براي اينكار نياز به سينماگران مسلح بديدگاه علمي و انقلابي از جامعه است؛ و صد البته محيط و امكاناتي كه اجازه آفرينش چنين آثاري را بدهد. البته فيلم هائي هم هستند كه سوژه روستا را رها كرده و عمدتا به شهر چسبيده اند. بعضي شان جزء فيلمهاي رئاليستي محسوب مي شوند و لاجرم دوربين را روي آلونك ها و محلات فقير نشين مي چرخانند، و برخي ديگر جنبه سمبليك دارند و مجموعه اي غير واقعي را براي القاء ايده هاي واقعي طبقاتي فيلمساز روي اكران برده اند. در اين جا به دو فيلم پرطرفدار مي پردازم ـ البته طرفداران هر يك مي توانند متفاوت باشند: به فيلمهاي "خانه دوست كجاست؟" اثر عباس كيارستمي؛ و "باشو، غريبه كوچك" اثر بهرام بيضائي.

عباس كيارستمي، "خانه دوست كجاست؟" را طبق روال هميشگيش حول مسئله كودكان ساخته و پرداخته است. قهرمان يا قهرمانان داستان، بچه مدرسه اي هستند و مناسبات موجود ـ خصوصا مناسبات بين بزرگترها و كوچكترها در خانواده و در محيط (كه در اين فيلم محيطي روستائي است) ـ از اين دريچه به ديد تماشاگر مي رسد. "خانه دوست كجاست؟" حكايت يك روز زندگي پسر بچه اي است 8 ـ 7 ساله بنام احمد احمد پور. فيلم از كلاس درس امروز شروع و به كلاس درس روز بعد ختم مي شود. محمد رضا نعمتي همكلاسي و هم نيمكتي احمد است كه براي سومين بار مشقش را در ورق كاغذ مي نويسد، نه در دفتر. همين مسئله باعث مي شود كه معلم با او دعوا كرده و مشقش را پاره كند. احمد از اين ماجرا شديدا ناراحت ميشود. بعد از تعطيل مدرسه، آنها با هم كمي بازي مي كنند. البته اسباب بازيهايشان چيزي جز گاو و گوسفند واقعي نيستند. بعدا وقتي احمد به خانه مي رود و مي خواهد مشقهايش را بنويسد متوجه مي شود كه اشتباها دفتر مشق محمد رضا را هم با خود آورده. و مشكل اينجاست كه دوستش در ده ديگري زندگي مي كند. احمد تصميم مي گيرد دفتر را به او برساند، اما مادرش از اينكار جلوگيري مي كند. بالاخره بعد از مدتي كشمكش و در اوج نگراني، احمد به بهانه گرفتن نان، دفتر را زير پيراهنش پنهـان كرده و بطرف ده محمد رضا براه مي افتد. تقريبا تمام راه را مي دود. تازه در آن ده كه "پشتو" نام دارد با مشكل ديگري روبرو مي شود: او خانه دوستش را بلد نيست. "پشتو" ده نسبتا بزرگي است. خلاصه پس از يكي دو ساعت اين در و آن در زدن و وقت تلف كردن شب هنگام نوميد به ده خودشان باز مي گردد. البته نان هم تمام شده و طبيعتا پدر و مادرش نيز حسابي عصبانيتشان را بر سرش خالي مي كنند. صحنه بعد صبح فرداست. معلم در كلاس مشغول خط زدن مشقهاست. احمد هنوز پيدايش نيست. محمد رضا باز هم مشقش را روي يك ورق كاغذ نوشته است. او سخت پيچ و تاب مي خورد و دلهره دارد. معلم بتدريج به ميز او نزديك مي شود. در همين موقع احمد سر مي رسد، او مشق دوستش را هم برايش در دفتر نوشته تا از تنبيه معلم خلاصش كند و چنين نيز مي شود. فيلم پايان مي يابد.

كيارستمي موفق شده فيلمي بسازد كه 90 دقيقه تماشاگر را مجذوب خود كند؛ و همانطور كه گفتيم حول اين داستان از هر فرصتي براي بنمايش گذاشتن مناسبات درون خانواده و اجتماع استفاده شده؛ هر چند اين نمايش عميق نيست. از منحصر بودن اسباب بازي بچه ها به حيوانات و اينكه بچه مدرسه اي در ده بيش از هر چيز بايد پابپاي پدر و مادر كار كند و اگر وقت اضافه آورد به درس و مشق بپردازد كه بگذريم، در فيلم صحنه اي وجود دارد كه احمد را در تب و تاب گريز از ده خود و رساندن دفتر مشق به ده ديگر نشان مي دهد. همين موقع پدر بزرگش كه در قهوه خانه نشسته او را مي بيند وصدا ميزند، و مجبورش مي كند كه به خانه برگردد تا سيگار وي را برايش بياورد. بعدا معلوم مي شود كه هدف پدر بزرگ صرفا تربيت كردن احمد بوده و اصلا مسئله سيگار در بين نبوده است. پدر بزرگ مي گويد: پدر مرحومش او را هر پانزده روز يكبار كتك مي زده و چنانچه كار بدي هم نمي كرده بالاخره بهانه اي براي كتك زدن بدست مي آورد تا ايشان مفيد بحال جامعه واقع شود.

فيلم "خانه دوست كجاست؟" خود را بطور مستقيم در تضاد باسيستم موجود قرار نمي دهد و انتقاد ها در سطح باقي مي ماند. تا آنجا كه به مسئله ستم به زن مربوط مي شود؛ در فيلم كيارستمي تنها يك صحنه وجود دارد كه مادر احمد را مشغول كار خانگي نشان مي دهد. دوربين بروي كار وي تامل مي كندـ تاملي عامدانه ـ اما از اين فراتر نمي رود و بنظر نمي رسد كه قصد برجسته كردن موضوعي اينچنيني را در فيلم داشته باشد. اين صحنه بيشتر نقد شدت كار مادر احمد را معنا مي دهد تا نقد ستم بر زن را.

و اما در زمينه جهت دادن و پيام فيلم: "خانه دوست كجاست؟" بر روحيه همكاري و رفاقت ميان بچه ها تاكيد مي گذارد و اينرا در مقابل فرد گرائي رايج و تبليغ شده در جامعه طبقاتي، درون نظام آموزشي، قرار ميدهد. "خانه دوست كجاست؟" عليه روحيه مبصربازي، شاگرداول بازي، خودشيريني و امتياز طلبي چاپلوسانه بقيمت عقب راندن سايرين است. خلاصه كنيم، "خانه دوست كجاست؟" با توجه به تمامي نقاط قوت و ضعفش، فيلم خوبي است.

اينك مي خواهم در باره فيلم موثر"باشو، غريبه كوچك" ساخته بهرام بيضائي برايتان بنويسم. باشو، پسر بچه اي است كه خانواده اش را در جريان جنگ ايران و عراق از دست داده است. او جنوبي است. فيلم هم با صحنه جنگ و توپ باران آغاز مي شود. باشو، بيزار از جنگ، خود را پشت يك كاميون پنهان مي كند؛ بي آنكه بداند كاميون راهي كجا است. ساعتها مي گذرد و سرانجام باشو خود را در يكي از روستاهاي شمال ايران مي يابد. در آنجا زن جواني كه نائي نام دارد و با ده بچه اش مشغول كار است، باشو را مي بينند. اول از تيرگي پوستش متعجب مي شوند، بعد سعي مي كنند با او حرف بزنند، ولي باشو فرار مي كند. راه دوري نمي رود ـ در واقع همان اطراف پرسه مي زند. نائي سعي مي كند به او آب و نان بدهد. باشو دوباره فرار مي كند ولي در خفا بر مي گردد و نان و آب را برمي دارد. اين قضيه ادامه مي يابد. باشو مذاق جنوبي دارد و از غذاهاي شمالي خوشش نمي آيد ولي چاره اي نيست. بالاخره يك روز نائي او را گير مي اندازد و پيش خودشان نگهش مي دارد. پسرك كم كم به آنها عادت مي كند، اما دائما خانواده اش را در خاطر مجسم مي كند.

همسر نائي براي كار به شهر رفته و اهالي ده بطور يكپارچه به او اعتراض ميكنند كه چرا اين غريبه را پيش خودت نگه داشته اي. يكي مي گويد: اين پسرك كيست؟ ديگري مي گويد: چرا نانخور آورده اي؟ سومي مي گويد: شوهرت كار ميكند و تو نانخور اضافي مي آوري؟ كاسب ده اعتراض ميكند كه اول قرض هايت را بده، بعد از اين كارها بكن. يكي هم هست كه براي نائي دلسوزي ميكند كه تو اينهمه زحمت ميكشي كه اين نره خر بخورد. خلاصه سيل مخالفت با باشو در ده براه افتاده. بچه هاي همسن و سال پسرك هم او را مسخره ميكنند. رنگ پوست، زبان غريبه و فرهنگ متفاوتش مايه دلخوري اهالي است. اما در اينجا نقش نائي تعيين كننده ميشود. او به مخالفت ها اعتنائي نميكند و خلاف جريان ميرود. نائي بر نگهداري از باشو پافشاري مي كند. ميكوشد راهي براي صحبت با او بيابد، كم كم به وي علاقمند ميشود. باشو هم رابطه بهتري با اين خانواده برقرار ميكند و گوشه اي از بار كارهاي روزمره را به دوش ميگيرد. از نگهداري مزرعه گرفته تا مقابله با شغالها و گراز دشمن محصول. نائي تصميم گرفته كه باشو را عضوي از خانواده خود كند. تنها نگراني وي نظر شوهرش است. بنابراين براي او نامه اي مينويسد و مسئله را با وي در ميان ميگذارد. شوهر نظر مساعدي نشان نمي دهد، اما نائي اين مخالفت را در نظر نمي گيرد. باشو با تصميم نائي و بواسطه حركت خلاف جريان اين زن در آنجا ميماند. مناسبات و آداب و سنن و عقيده رايج و ناعادلانه موجود در اين حيطه در مقابل اراده و مبارزه اين زن شكست ميخورد، نابود نميشود و حتي ممكن است دوباره تهاجم كند و پيروز شود (البته اين را بيضائي در فيلمش نشان نداده) ـ اما مسئله آن است كه پايداريش زير سوال ميرود؛ و اين مهمترين پيام فيلم "باشو، غريبه كوچك" است. البته فيلم ريزه كاري هاي ديگري هم دارد كه حول حركت و تصميم زن قهرمان داستان معنا مي يابد. مثلا اينكه براي نائي، غريبه بودن يا باصطلاح غيرعادي بودن فرهنگ، زبان و رنگ باشو اهميتي ندارد. او حاضر است عليرغم همه اينها با اهالي ده و با شوهرش به مقابله برخيزد ـ نائي اين ظرفيت را دارد كه دست به هر كاري در جهت تحقق هدفش بزند. با وجود اينكه در "باشو، غريبه كوچك" همچنان حيطه كار و تفكر زن، سنتي باقي مي ماند و رئاليسم فيلمنامه اجازه پا فراگذاشتن نائي از دايره خانه و كار خانگي و بچه داري را نمي دهد، اما شك نيست كه اين فيلم، تصوير و نقشي متفاوت از زن را نسبت به ساير آثار سينمائي رايج به جامعه عرضه ميكند. البته "باشو، غريبه كوچك" ايرادات مهمي نيز دارد. يكي از مهمترين آنها يكدست و بي تضاد نشان دادن اهالي روستاست. گرچه اين كار باعث برجسته تر شدن نقش نائي و حركت خلاف جريان او شده، اما اصولا تصويري منفي از مردم بطور كلي ـ خصوصاً آنجا كه بحث از زحمتكشان روستاست ـ ارائه ميشود: اشكال عمده در ارائه اينگونه تصوير آن است كه مردم، نماينده و حافظ نظم كهن و مناسبات غلط و ناعادلانه معرفي ميشوند. ميدانيم كه سلطه ارتجاع و تيغ سانسور امكان ربط دادن حفظ و تقويت مناسبات غالب با قدرت سياسي را از فيلمساز گرفته، اما اين واقعيت نمي تواند دليلي بر منفي جلوه دادن نقش مردم باشد. اينكار در واقع فيلمساز را به دست خود از نيروي تعيين كننده در مبارزه عليه مناسبات ارتجاعي ـ يعني نيروي توده ها ـ دور مي سازد. در "باشو، غريبه كوچك"، زن، قهرمان توده ها نيست؛ بلكه قهرماني در مقابل توده هاست و اين با حقيقت نبرد عليه ستم و استثمار در بطن جامعه خوانائي ندارد. نكته قابل توجه ديگر در اين اثر، مسئله ملي و ناسيوناليسم فارس است. بيضائي در فيلمش بروي تضاد واقعي ميان زبان و آداب و رسوم خلق هاي مختلف انگشت ميگذارد و به تفرقه و جدال مخرب و غيرمنطقي ميان توده هاي منقسم در نواحي گوناگون جغرافيائي برخورد ميكند. اما آنجا كه پاي پيام و ارائه رهنمود به تماشاگر پيش مي آيد، "باشو، غريبه كوچك" قادر به ارائه اتحاد آزادانه، داوطلبانه و برادرانه طبقات ستمديده نيست. "باشو، غريبه كوچك" از سطح اتحاد حول ناسيوناليسم ايراني ـ ناسيوناليسمي كه خواه ناخواه حول برتري ملت فارس شكل گرفته و نتيجتاً در خود مفهومي ستمگرانه را حفظ كرده ـ فراتر نمي رود. پيام بيضائي چيزي در حد "ما گل هاي خندانيم، فرزندان ايرانيم" است؛ حال آنكه مشكل فقط با ارائه راه حل طبقاتي براي مسئله ملي ـ يعني ارائه منافع مشترك طبقات تحت ستم و استثمار ـ رفع خواهد شد. بهرحال، بيضائي را بخاطر "باشو، غريبه كوچك" با توجه به نقش متفاوت و خلاف جرياني كه از زن عرضه كرده، بايد ستود.

در برنامه هفته آينده هنر و انقلاب، به كاستي هاي موجود در تصوير قهرمان زن در اين اثر از دريچه نقد "جزوه سيماي زن در آثار بهرام بيضائي" نوشته شهلا لاهيجي بيشتر خواهيم پرداخت.      

 

www.sarbedaran.org

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نظري نقادانه به "خانه دوست كجاست" و "باشو، غريبه كوچك"
 نوشته
 از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)
 در تاريخ
 1991-10-31
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در