Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 هنر و ادبیات   چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اگوست ۲۰۱۹                    
 

رگــه موسيقـي عصيانــگر جامائيكــا

 

از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)

 

بجرئت ميتوان گفت كه نواي رگه بر دنياي موسيقي امروز بشدت تاثير نهاده است. اين موسيقي كه تنها حدود 20 سال سابقه دارد حتي در دورافتاده ترين صحراهاي آفريقاي مركزي هم بگوش مي رسد. بوميان استراليا آنرا باآلات موسيقي خاص خود مي نوازند. در تمام كشورهاي اروپا جزء پر شنونده ترين آهنگهاست. و موسيقيدانان پنج قاره از آن تاثير گرفته اند. تاثير ترانه هاي رگه در نقاط مختلف جهان نشانه نفوذ ترنم اين موسيقي به اعماق قلب توده هاست. زادگاه موسيقي رگه جامائيكا از جزاير درياي كارائيب است. جزيره اي كوچك و گرمسيري، كه نقطه تلاقي دو فرهنگ قدرتمند يعني فرهنگ آفريقا و فرهنگ آمريكاي شمالي بحساب مي آيد. آتش رگه در گرماي سرخ كارائيب فروزان شده است.

اواسط دهد 1960 ميلادي درد كشنده مهاجرت روستا به شهر جامائيكا را فراگرفته بود. مردمي كه از تپه هاي سرسبز كنده شده و به جهنم آشفته زاغه هاي شهر كينگستون رها گشته بودند، موسيقي رگه را آفريدند. تراكم ميليونها نفر در شهر هاي سراسر جهان معلول از هم گسيختگي شديد شيوه هاي كهن زندگيست. بهترين ترانه هاي رگه بجنگ اين شرايط ناهنجار و نكبت بار نوين ميرود و درست بهمين دليل است كه سريعا توجه جوانان عاصي و انقلابي كشور هاي تحت سلطه و محلات فقيرنشين كشور هاي امپرياليستي را بخود جلب ميكند. اواخر دهه 1950 ميلادي سرمايه هاي آمريكائي مناطق روستائي جامائيكا را داغان كردند. در جريان جنگ جهاني دوم كه معادن بوكسيت جامائيكا كشف و بعد از آن آمريكائيان با تمركز استخراج معادن حاكميت اقتصادي انگليسي ها را كه در شكل مجتمع هاي كشاورزي اعمال ميشد كنار زدند. كمپانيهاي آمريكائي و كانادائي توليد آلمينيوم زمينهاي دهقانان را غصب كرده و در سراسر تپه هاي جامائيكا دره هاي غارت شده را برجاي گذاشتند. با ركود در كار شركتهاي توليد شكر بريتانيا و رشد توريسم عده بيشتري مجبور به ترك زمينها شدند و براي ادامه حيات موج وار بسوي پايتخت سرازير گشتند. بر تلهاي زباله، حلبي آباد هاي بندر كينگستون بنا شد. در اسكله ها و برخي مجتمع هاي جديد آمريكائي كار پيدا مي شد ولي اين مشاغل بقدري محدود بود كه بسياري به مهاجرت خويش ادامه دادند.

طي دو دهه 1950 و 1960 يك هشتم جمعيت جامائيكا مهاجرت كرد. در حال حاضر فقط دو و نيم ميليون نفر از 4 ميليون اهالي جامائيكا در اين جزيره زندگي مي كنند.

طي آن سالها جامعه بشدت  قطبي شد بطوريكه درسال 1969 تقسيم در آمد در جامائيكا بطور نسبي از هر جاي جهان نامتعادلتر بود. بقول جورج ايلزاك هنرمند رگه: "جامائيكا واقعا جهنم سياهان در بهشت سفيدها بود." تعداد كثيري از جوانان بيكار و بي آينده كه اغلب امكان مهاجرت از كشور را هم نداشتند با فرهنگ و كالاهاي آمريكائي و اغواگريهاي رسانه هاي انگليسي زبان بمباران ميشدند. در گيرو دار همين تقابل وتداخل فرهنگها بود كه رگه بمثابه  انفجار خشم توده ها در مقابل چشمان امپرياليسم آمريكا ظاهر شد. توده هاي ستمديده موسيقي هاي صادراتي آمريكائي را گرفته و بشيوه خود تغييرش دادند. موسيقي رگه با استفاده از ضرب موسيقي وارداتي آمريكائي درست شد. اما چيزي كاملا متفاوت را عرضه كرد. خشم و عصيان زاغه نشينان را. خيزشهائي كه طي دهه 1960 ميلادي در سطح جهان بوقوع مي پيوست در جامائيكا نيز بازتاب يافت. موج جنبش رهائي سياهان در ايالات متحده به كينگستون هم رسيد و بسياري از مردم، آنرا باخود آشنا يافتند. اعضاي گروه ويلرز كه از مشهور ترين گروههاي موسيقي رگه بحساب مي آمد نخست با ساز وبرگ چريكي و اونيفورم هائي نظير حزب پلنگان سياه آمريكا بر صحنه ظاهر مي شدند. البته بعد ها قوانين بورژوائي بازار مو سيقي باعث شد كه آوازهاي عاشقانه بيمزه و آهنگهاي پاپ حوصله سر بر نيز در قالب رگه توليد شود. اما بطور كلي بهترين موسيقيدانان  رگه غالبا جنگجوياني فرهنگي عليه سيستم ستمگر هستند.

آنها در مقابل مسيحيتي كه استعمار برايشان به ارمغان آورده بود به جهانبيني و فلسفه سنتي آفريقائي روي آوردند. اگرچه اين فلسفه سنتي نيز جوانب مذهبي و خرافي و ارتجاعي بسياري را شامل ميشود اما عليه ايدئولوژي استعمارگران نقشي مبارزه جويانه اي ايفا نموده است. در ترانه اي از باب مارلي يكي از مشهور ترين خوانندگان رگه كه در سال 1981 بطرز مشكوكي از جهان رفت ميشنويم كه:

 

دلم ميخواهد كليسا رابمباران كنم

ميداني كه واعظ دروغ بهم ميبافد

مبارزان راه رهائي در جنگند

چه كسي ميخواهد در خانه بماند؟

 

طرفداران فلسفه سنتي آفريقائي كه برخود نام راستافار گذاشته اند بهيچوجه نميخواهند منتظر زندگي خوشي كه مسيحيت بعد از مرگ وعده ميدهد بمانند. اين مكتب، آزادي سياهان را همينجا روي كره ارض طلب ميكند و با خلق ترانه هائي، توهمات مسيحيت كه بر جهانبيني و مبارزات ستمديدگان آفريقا و آمريكاي لاتين تاثير ميگذارد را بباد استهزا مي گيرد. در يكي ديگر از ترانه هاي رگه چنين ميشنويم:

 

آنها وعده شيريني در بهشتي را ميدهند كه بعد از مرگ در انتظار ماست

اما از گهواره تا گور هيچگاه صداي فرياد هايمان را نميشنوند

پس با اطمينان با همان اطميناني كه به درخشيدن آفتاب دارم

ميروم تا حقم را بگيرم ـ آنگاه آنان كه باد ميكارند توفان درو ميكنند

چرا كه من ترجيح ميدهم مرده مردي آزاد باشم تا زنده عروسكي يا زنده برده

 

رگه جاي خود را در قلب و مغز مردم باقدرت زيبائيهايش باز كرده است. بسياري از توده هاي سياه، هنرمندان رگه را بعنوان نمايندگان سياسي خود قلمداد مي كنند. بسياري از اين هنرمندان تحت فشار توده ها آثاري كاملا سياسي و در عين حال هنرمندانه خلق كرده اند. بواسطه همين نفوذ سياسي ومعنوي در ميان توده ها، زندگي هنرمندان رگه شديدا در معرض تهديد قرار دارد. هرگونه زياده روي آنها ميتواند به حبس و آزارشان منجر شود. افراد پليس بسياري از هنرمندان رگه را بارها بقصد كشت كتك زدند. اين هنرمندان مدتها در زندان بسر برده و از پخش ترانه هايشان تحت عنوان خلاف نظم عمومي بودن جلوگيري شده است. در چند سال گذشته حداقل ده نفر از اينان بطرز مشكوكي جان سپرده اند. يكي از راديكالترين خوانندگان رگه بنام پيتر تاش اهل جامائيكا دو سال پيش بهمراه همسر و فرزندانش به رگبار مسلسل بسته شد و بقتل رسيد. اما همانطور كه  يكي از ترانه هاي رگه خطاب به سيستم امپرياليستي ميگويد: "تو ميتواني درخت راقطع كني ـ ولي هرگز، هرگز پيروز نخواهي شد ـ چرا كه ريشه اي هم هست ـ و تو نميتواني از شر ما خلاصي يابي"در اينجا ترجمه بخشي از ترانه "بيدار شويد ـ بپاخيزيد" از آثار پيتر تاش و باب مارلي را مي آوريم:

 

بيدار شويد، بپاخيزيد، براي حقتان از نبرد باز نايستيد

خيلي ها فكر ميكنند كه هديه بزرگي از آسمانها برايشان فرستاده خواهد شد

مشكلات رفع خواهند گشت و همگان را خوشي و خرمي خواهد بود

اما مگر نمي دانيد كه زندگي مان چگونه است

پس حقتان را در همين دنيا بجوئيد

راه برايتان روشن شده است

 واعظ بگوشم ميخواند كه بهشت در جهان ديگر است

ميگويد من ميدانم، تو نمي داني كه معني زندگي واقعي چيست

ديگر از اين بازي سجده و تسليم خسته شديم

حوصله مان سر رفته است

ما ميدانيم و مي فهميم كه خداي قادر همين موجود زميني است

ميتوان عده اي را براي مدتي فريب داد

اما نميتوان همه را براي هميشه گول زد

ديگر راه برايمان روشن شده است

بيدار شويد، بپاخيزيد، براي حقتان از نبرد باز نايستيد.

 

www.sarbedaran.org

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 رگــه موسيقـي عصيانــگر جامائيكــا
 نوشته
 از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)
 در تاريخ
 1990-03-26
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در