Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 کارگری   پنجشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
روايتي از سنديكاي كارگران پروژه اي آبادان و حومه

روايتي از سنديكاي كارگران پروژه اي آبادان و حومه

 

محمد صفوي

نوشته زير بخشي از مقاله اي است كه نخستين بار در نشريه «كار -  مزد» شماره 2 در سال 1379 منتشر شد. اين مقاله به شكل گفتگوي «خديجه مهيمني» با «محمد صفوي» درج شد. ما بخشهائي از اين نوشته را كه مستقيما به تجربه سنديكاي پروژه اي ارتباط دارد در اختيار خوانندگان حقيقت قرار مي دهيم.

 

£ ...هر موضوعي در رابطه با سنديکا كه به خاطر مي آوريد و بازگوئي آن را براي خوانندگان مفيد مي دانيد، براي مان بگوئيد؟

¢ «سنديكاي مستقل كارگران پروژه اي (فصلي) آبادان و حومه» بي شك يكي از تجربه هاي گران بهاي جنبش صنفي كارگران ميهن ماست. براي كسي چون من كه تنها عضو ساده اي از آن سنديكا بوده ام بسيار دشوار است كه راجع به آن بگويم. اميدوارم كارگران با تجربه و با سابقه اي كه در راس اين حركت بزرگ صنفي بودند – و خوشبختانه تعدادي از آنها در قيد حيات هستند – روزي در مورد جزئيات اين حركت عظيم و پر بركت كارگري، تجربه هاي خود را به روي كاغذ بياورند. و اما آن چه كه من با تكيه به خاطره هاي بسيار دور و سپري شده مي توانم بگويم اين كه در آن زمان (بيست و يك سال پيش) به خاطر وقوع انقلاب و تغيير و تحولات سياسي، اجتماعي و اقتصادي كه در كشور مان در جريان بود در اكثر شهرهاي بزرگ كشور، كارگران بيكار جهت روشن شدن وضعيت شغلي و حقوق پرداخت نشده خود، در تلاش بودند. در همين راستا «سنديكاي كارگران پروژه اي آبادان» نيز از جمله كوشش هايي بود كه از جانب كارگران باسابقه  كه سال ها در پروژه هاي مختلف كار كرده و در مقطع انقلاب، كار و مشاغل خود را از دست داده بودند، شكل گرفت تا از اين طريق بتوانند هم به كاريابي مجدد بپردازند و هم به خواسته ي ديرينه خود كه همانا حق داشتن تشكل مستقل كارگري بود پاسخ دهند.

 

£ چه گونه سنديكا شكل گرفت و در چه سالي؟

¢ در واقع شكل گيري «سنديكاي كارگران پروژه اي آبادان و حومه» به اين ترتيب آغاز شد كه چند ماه پيش از انقلاب 1357، پروژه هاي صنعتي متفاوتي كه در جنوب وجود داشت، عمدتا متوقف شدند و از آن زمان، موج بيكاري آغاز شد. به خاطر دارم كه در آن روزها، كارگران بيكار كه بسياري از آنها متاهل بودند در تنگناي شديدي قرار گرفتند. به همين خاطر، كارگران در آن روزها با حالتي افسرده در مقابل دفتر «اداره كار» – واقع در بازار بزرگ آبادان، لب شط – اجتماع مي كردند تا شايد «اداره كار» به آنان كمك نمايد و يا كاري براي آنان دست و پا كند. طي همين تجمعات و اجتماعات ديگري كه بعدها در «دانشكده نفت آبادان» برگزار شد كارگران با سابقه يعني كارگراني كه تجربه بيشتري از سال ها مبارزه صنفي در زمان رژيم گذشته داشتند و بعضا حبس كشيده بودند، ايده سنديكا و تشكل مستقلي كه بتواند از حقوق كارگران بيكار دفاع كند را مطرح ساختند. سرانجام بعد از توافق هاي اوليه كه بين كارگران صورت گرفت، جمع زيادي از آنان براي گرفتن محلي كه بتوانند در آن جا به طور دايم، گردهمائي و جلسات خود را برگزار كنند، تلاش هاي زيادي را انجام دادند. آنان با مراجعه به فرمانداري آبادان و ملاقات با نماينده امام در اين شهر (حجت الاسلام جمي) و ديگر مقامات رسمي شهر، تقاضاي خود را براي اختصاص يك مكان ثابت كه كارگران بتوانند در آن تجمع كرده و جلسات خود را داير نمايند، مطرح كردند.

مقامات رسمي در آن موقع با تقاضاي اوليه ي كارگران، مسئولانه برخورد نكردند و در مواردي حتا با تندي و خشونت پاسخ مي دادند. ليكن پايداري و سماجت و تلاش خستگي ناپذير نمايندگان كارگران در چانه زني و جلب حمايت مسئولين و امام جمعه ي شهر (حجت الاسلام جمي) و البته در پرتو حمايتهاي مردم شهر آبادان از كارگران، سرانجام پس از گذشت نزديك به سه ماه، مسئولان به خواسته به حق كارگران پاسخ مثبت دادند و محل سابق سنديكاي كارگران نفت آبادان  واقع در ايستگاه هفت (روبروي بازار) به كارگران بيكار تحويل داده شد كه بلافاصله سنديكا به طور قانوني به ثبت رسيده و كار خود را آغاز كرد. نخستين كار، نصب تابلوي بزرگي بر سر در ورودي سنديكا بود كه روي آن با خط درشت نوشته شده بود: «سنديكاي مستقل كارگران پروژه اي آبادان و حومه». بعدها كارگران عضو سنديكا روند پر دردسر گرفتن محل براي سنديكا و برخورد ماموارن و مقامات رسمي شهر را به صورت يك تئاتر اجرا كردند كه مورد استقبال مردم قرار گرفت.

 

£ نحوه شركت كارگران بيكار و عضو گيري در سنديكا چه گونه بود؟

¢ در همان ابتدا، سنديكا از كارگران بيكار درخواست كرد مدارك و سوابق كاري خود را تهيه نمايند و در سنديكا ثبت نام كنند. در همان روزهاي نخست، كارگران بيكار دسته دسته در حالي كه سوابق كاري و مشخصات خود را در پوشه گذارده بودند در مقابل سنديكا به طور منظم صف مي كشيدند و با متانت و اشتياق ثبت نام مي كردند. در مدت كوتاهي نزديك به چهارده هزار كارگر بيكار با داشتن مهارت و تخصص هاي گوناگون، يا كارگران ساده كه سابقا در پيمانكاري هاي صنعت نفت و يا پتروشمي و صنايع گاز كار مي كردند به عضويت سنديكا در آمدند. در همان آغاز به كار سنديكا، هيئت موسس، نيروي خود را براي ايجاد شغل براي كارگران بيكار متمركز كردند. از سوي ديگر كسب حقوق بيكاري براي كارگران بيكار شده و گرفتن بيمه ي بيكاري از دولت، يكي ديگر از اولويت هاي كاري سنديكا بود. همين مسائل باعث چالش بين مقامات رسمي با سنديكا گرديد كه تبعاتي  را نيز به همراه داشت. از جمله تعداد زيادي از كارگران، دست به تحصن زدند و حتا شب ها همان جا در محل سنديكا روي زمين مي خوابيدند. مقامات رسمي نمي خواستند كه حقوق بيكاري از طريق سنديكا به كارگران پرداخت شود. آنها مي گفتند كه بايد در مسجد به اين مسئله رسيدگي بشود. هيئت موسس سنديكا نيز زير بار نمي رفت و مي گفت سنديكا محل قانوني اين كار است نه مسجد. سرانجام پس از گفتگو و چانه زني هاي بسيار، محل سومي – يكي از مدارس آبادان – به اين امر اختصاص داده شد و بسياري از كارگران عيال وار به حقوق بيكاري رسيدند. غير از اين خدمت ارزنده كه توسط سنديكا به كارگران ارائه شد، تهيه اساسنامه ي سنديكا بوده كه در تثبيت موقعيت سنديكا نقش بسزائي داشت. در واقع يكي از كارهاي ارزنده هيئت موسس اين بود كه به رغم حضور فعال ديدگاه ها و نظرات متفاوت فكري و سياسي، همه ي كارها و تصميم ها از جمله تهيه اساسنامه، در فضائي كاملا دمكراتيك و با لحاظ كردن همه ي نظرها، انجام شود. مثلا براي تهيه اساسنامه، سعي بر اين بود كه با استفاده و كسب تجربه از قوانين كشورهاي دمكراتيك مردمي از جمله نيكارگوا، الجزاير و كشورهاي اروپاي و همين طور با استفاده از اساسنامه ي كارگري سالهاي پيش از 1332 ايران، اساسنامه تنظم و نوشته شود. از اين رو هيئت موسس، پس از صرف ماه ها كار فشرده، ماده به ماده و بند به بند موضوعات اساسنامه را در ميان كارگران مطرح مي كرد و توسط كارگران در مجمع عمومي، اين موارد به تصويب مي رسيد. پس از كسب تجربه موفقيت آميز در تصويب اساسنامه، سنديكا بر اين بود كه با شركت همه كارگران (فصلي و غير فصلي)، قانون جديد كار را تهيه نموده و به مركز ارسال كنند.

 

£. در مورد تعداد اعضاي سنديكا، جنسيت و نژاد آنها و ميزان سن و سال شان بفرمائيد؟

¢ در مورد تعداد اعضا، همانطور كه گفتم حدود چهارده هزار كارگر پروژه اي عضو سنديكا شدند كه البته همگي، مرد بودند. متاسفانه يكي از ضعفهاي اساسي آن دوران – كه بازتاب آن در سنديكا وجود داشت – اين بود كه عمدتا هيچگونه كوششي از جانب سنديكا انجام نمي گرفت كه مشخص شود كه چه تعدادي از زنان كارگر بيكار شده اند و چگونه امور زندگي شان مي چرخد. همچنين هيچگونه تلاشي براي جذب زنان كارگر و يا زنهائي كه در آن موقع به عنوان منشي در پروژه هاي صنعتي كار مي كردند و كار خود را از دست داده بودند به عمل نمي آمد.

 

£ فكر نمي كنيد با توجه به جو آن دوره، اگر زنان كارگر به سنديكا مي آمدند، شايعات و تهمت ها عليه سنديكا اوج مي گرفت، منظورم اين است كه آيا اساسا چنين امكاني براي ورود زنان كارگر متصور بود؟ چه بسا هيئت موسس به فكر زنان بوده اما فضاي بشدت سنتي آندوره اين اجازه را نمي داده؟

¢ فضاي مردانه و متعصبانه آن دوره، چنين اجازه اي به هيچ تشكلي نمي داد، اما اين يك روي سكه است و روي ديگر آن، به عدم توجه نسبت به نيروي زنان در نظر همه ما مردان مربوط مي شود. در آن دوره، نيروهاي پيشروي كارگري و حتي روشنفكران طبقه متوسط، اساسا به زنان بهاي چنداني نمي دادند. خب البته اين هم ناشي از شرايط و ذهنيت محدود است. به هر حال، بخش بزرگي از اعضاي سنديكا را كارگران عرب زبان آبادان و حومه تشكيل مي دادند. وجود اين كارگران كه طي سالهاي طولاني، علاوه بر ستم طبقاتي قرباني نژادي و قومي هم بودند، باعث شور و هيجان شده بود بطوري كه به يك اتحاد و همبستگي فوق العاده ميان كارگران منتهي شده و مثلا بعداز ظهر ها به رسم جشن هاي عربي، يك حلقه بزرگ در حياط سنديكا ايجاد مي كردند و به رسم خودشان (به صورت رقص موسوم يزله ي عربي) به ابراز شادماني و پايكوبي مي پرداختند. آنها در حاليكه با يكسري حركات نرم و زيبا، بالا و پائين مي رفتند مي خواندند: «سنديكا عزنه و حبتنه» ، «سنديكا صوت الحريه» (يعني سنديكا عزيز ماست، سنديكا صداي آزادي است)  كه البته ديگر كارگران غير عرب نيز بدانها مي پيوستند و صحنه اي بسيار ديدني، جذاب و هيجان انگيز بوجود مي آمد. اين نوع حركتهاي شاد باعث تقويت روحيه اعضا و هم باعث اتحاد هر چه بيشتر بين كارگران عرب زبان و فارس زبان مي شد.

 

£ از نظر تبليغات و طرح نيازها و مشكلات كارگران، سنديكا چه فعاليتهائي مي كرد، آيا نشريه اي هم داشتيد؟

¢ نشريه كه خير، يعني امكاناتي براي نشريه مخصوص سنديكا نداشتيم اما سنديكا تلاش فراواني مي كرد تا حمايت همه افراد و نهادهاي معتبر شناخته شده و احزاب و سازمانهاي سياسي را جلب كند و از آنها كمك بگيرد. هم چنين سنديكا موفق شد حمايت بسياري از سازمانها و نهادهاي اجتماعي عدالت خواه، دمكرات و چپ آن زمان را جلب كند. از سوي ديگر سنديكا نيز به سهم خويش و با توجه به امكانات خود از حركتهاي عادلانه دمكراتيك مردم كشور تا آنجا كه در توان داشت دفاع و حمايت مي كرد. مثلا بطور پيوسته از خانواده هاي قربانيان آتش سوزي «سينما ركس آبادان» كه آنروزها براي رسيدگي به پرونده آن فاجعه هولناك در دادگستري آبادان تحصن كرده بودند، حمايت فعال مي كرد. و حتي چندين تظاهرات آرام در دفاع از خواسته هاي خانواده هاي قربانيان آتش سوزي انجام داد.

سنديكا در ادامه اين حمايتها از ديپلمه هاي بيكار آبادان نيز بطور فعالي حمايت كرد. در آن زمان تعداد زيادي از ديپلمه هاي بيكار (دختر و پسر) در شهرداري آبادان تحصن كرده بودند و خواستار آن بودند كه مقامات دولتي به خواسته هاي شان رسيدگي كنند. يكي از روزها عده اي لباس شخصي با خشونت هر چه تمامتر به تجمع ديپلمه هاي بيكار حمله ور شدند و به ضرب و شتم عده ه اي از دختران و پسران پرداختند. پس از اين واقعه، ديپلمه هاي بيكار، تحصن خود را به محل سنديكا منتقل كردند و مورد حمايت كارگران واقع شدند.

 

£ سنديكا با حمايت و پشتيباني از اعتراضات طبقه متوسط و در حالي كه ناتوان از ايجاد كار براي چهارده هزار كارگر بيكار بود، نه تنها هيچ كمكي به طبقه متوسط نكرد بلكه بر دشمنان خود افزود و مخالفان خود را جري تري كرد، غير از اين است؟

¢ ببينيد خانم، در مورد سنديكا و عملكرد آن گفتني ها بسيار است. ولي بطور خلاصه اين سنديكا در طول حيات كوتاه خود (حدود يكسال و هشت ماه) منشا خدمات زيادي بود. از جمله خدماتي كه سنديكا انجام داد: پرداخت مبالغي به كارگران بيكار براي خرج زندگي كه بودجه آن توسط كارگران شاغل تامين مي شد. كمك به استخدام كارگران در پيمان كاري ها و شركت ها از طريق سنديكا كه ميزان حقوق و مزايا را خود سنديكا تعيين مي كرد. كار گذاردن «اسيد پلان» در پالايشگاه نفت آبادان توسط 120 كارگر و متخصص هائي كه از طرف سنديكا وارد پالايشگاه شدند. كمك به سيل زدگان خوزستان و درست كردن سد بندهاي متعدد و كمك غذائي و پوشاكي به روستائيان عرب زبان خوزستان كه در محاصره سيل قرار داشتند و در مجموع كمك به يك صد و ده روستا كه در محاصره سيل بودند. ساختن گور دستجمعي براي سوختگان سينما ركس آبادان در گورستان عمومي شهر كه مسئوليت اين كار به عهده يكي از اعضاي سنديكا (كارگر جوشكار) به نام «ابراهيم غريب زاده» بود. اين فعاليتهاي انساني كه سنديكا جزو وظايف خويش مي دانست و بدون هيچ توقعي آنها را محقق مي كرد با آغاز جنگ متوقف شد. بله، وجود جنگ، سنديكا را از بين برد. خب ببينيد، طبيعي است كه در ميان آن همه فعاليتهاي صنفي و خدماتي كه سنديكا در عمر كوتاه خود ارائه داد اشتباهاتي نيز رخ دهد. آن هم با توجه به شرايط ويژه سالهاي نخست انقلاب.…

 

£ آقاي صفوي از مراسم و جشن ها بگوئيد، مثلا سنديكا در روز جهاني كارگر چه مراسمي برگزار مي كرد؟

¢ در مورد مراسم و جشنهائي كه در سنديكا برگزار شد يكي برگزاري جشن روز جهاني كارگر بود كه بسيار باشكوه برگزار شد. به خاطر دارم كه در روز اول ماه مه (يازده ارديبهشت) سال 1358 هزاران نفر از مردم آبادان در مقابل سنديكا تجمع كردند و از «ايستگاه هفت» تا مركز شهر كه مسافتي طولاني است اقدام به راهپيمائي كردند. در پايان راهپيمائي تعدادي لباس شخصي با چوب و چماق و سنگ به جمع كارگران يورش آوردند كه طي آن چندين نفر زخمي شدند و دست يك كارگر از بازو بر اثر اصابت چماق شكست. شب هنگام در محل سنديكا جشن مفصلي برگزار شد كه تعداد زيادي از خانوداه هاي كارگران و مردم در آن شركت كردند. در آن شب يك صحنه تئاتر توسط كارگران اجرا شد. گروه كر كه همگي از كارگران بودند شعر معروف «اول ماه مه» را دست جمعي خواندند كه مردم نيز با آنان همراهي مي كردند. سپس يكي از افراد هيئت موسس سنديكا «مصطفي آبكاشك» در مورد تاريخچه اول ماه مه و مبارزات كارگران در سراسر جهان صحبت كرد. همچنين يكي ديگر از كارگران سنديكا «بيژن خوزستاني» در مورد تاثير عملكرد كمپاني هاي جهاني نفت در ايران صحبتهاي آموزنده و قابل فهم ارائه داد. سخنگوي رسمي سنديكا « محمد علي ابرندي» نيز به سخنراني و شعر خواني پرداخت. وي با سخنراني هاي پر شور كه هم به زبان عربي و هم فارسي ارائه مي كرد نقش سترگي در وحدت و همبستگي  كارگران ايفا مي نمود. وي از كارگران با سابقه و مبارز در آبادان بود كه بواقع يكي از ستونهاي بسيار محكم سنديكا محسوب مي شد. ابرندي در سال 1367 جان خود را از دست داد.

 

£ چه عواملي باعث به بن بست رسيدن سنديكا و متفرق شدن اعضاي آن گرديد؟

¢ قبلا كه گفتم آغاز جنگ، پايان فعاليتهاي سنديكا بود. سنديكا به بن بست نرسيد بلكه جنگ باعث از بين رفتن آن شد. يعني عوامل بيروني باعث متوقف  شدن فعاليتهاي سنديكا شد. ●

 
 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 روايتي از سنديكاي كارگران پروژه اي آبادان و حومه
 نوشته
 محمد صفوي
 در تاريخ
 2005-07-23
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در