Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 کارگری   جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
نگاهي گذرا به تاريخچه و فعاليتهاي

نگاهي گذرا به تاريخچه و فعاليتهاي

سنديكاي كارگران پروژه اي (فصلي) آبادان و حومه

 

اين مقاله بر پايه اطلاعات طرح شده در جلسات پالتاکي و از نوشته اي به نام «درسهايي از سنديكاي كارگران پروژه اي آبادان و حومه»  (به قلم اسماعيل افشاري) مندرج  در نشريه «كار – مزد» (شماره 4 و 5) و گزارشات درج شده در حقيقت، ارگان اتحاديه کمونيست هاي ايران و نشريه کار ارگان سازمان چريکهاي فدائي خلق ايران در دوره انقلاب نگاشته شده است.

 

شكل گيري سنديكا

از اوخر دهه چهل و اوائل دهه 50 شمسي شركتهاي خارجي و داخلي زيادي درگير ساختن پروژه هاي تاسيساتي - صنعتي (بويژه در زمينه نفت و پتروشيمي)  در نقاط مختلف ايران خاصه در جنوب شدند. اين پروژه ها بنا به ماهيت خويش براي مدت زمان معيني كارگر استخدام مي كردند. اتمام هر پروژه تاسيساتي – صنعتي به معناي پايان كار و بيكاري كارگران تا پروژه بعدي بود. در حقيقت نام كارگران فصلي و پروژه اي دقيقا از بابت موقتي بودن اين پروژه ها بود. 

كارگران پروژه اي عمدتا از سه بخش ماهر، نيمه ماهر و ساده تشكيل مي شدند. كارگراني كه عمدتا در زمينه هاي جوشكاري، لوله كشي، ميل بندي، برقكاري و غيره به درجات گوناگون آشنائي داشتند و غالبا از طريق تجمع در قهوه خانه هاي مشخص به استخدام فردي يا جمعي شركتهاي پيمانكاري در مي آمدند. اكثريت كارگران ساده ريشه روستائي داشتند كه در حومه آبادان زندگي مي كردند و عمدتا از خلق عرب بودند. كارگران ساده عرب نه تنها از ستم طبقاتي رنج مي بردند بلكه ستم ملي هم به آنان روا مي شد. كارفرماها براي راه اندازي پروژه و بهره گيري از نيروي كار ارزان روستائيان آنان را پس از يك دوره دو ماهه آموزشي به كار مي گرفتند. 

عموم كارگران پروژه اي به دليل آنكه طي ماه هاي بيكاري درآمدي نداشتند، همواره تامين مخارج زندگي يكي از مشغله هاي فكري آنان بود.

با شروع تظاهراتهاي توده اي در سال 1357 بسياري شركتهاي خارجي و همچنين سرمايه داران بزرگ داخلي حتي بدون پرداخت حقوق كارگران از ايران فرار كردند و پروژه ها متوقف ماندند و كارگران پروژه اي در سطح وسيع بيكار شدند. اين مسئله مهمترين پايه عيني شكل گيري سنديكاي پروژه اي بود. موج بيكاري و فشارهاي ناشي از آن نارضايتي وسيعي را در بين اكثريت اين كارگران بوجود آورد و تحركاتي را در ميان آنان دامن زد. تجمعاتي در اطراف «اداره كار» آبادان شكل گرفت. در خلال همين تجمعات بود كه كارگران پيشروئي كه سابقه مبارزات ضد رژيم شاه داشتند كارگران بيكار را متقاعد كردند كه حق گرفتني است و نه دادني و اگر قرار است حق خود را بگيريم بايد يك تشكيلات كارگري بوجود آورده و با اتحاد و همبستگي خواستهاي خويش را عملي كنيم.

كارگران بيكار اجتماع خويش را به محوطه «دانشكده نفت آبادان» منتقل كردند. بعد از مشورتهاي جمعي و توده اي با كارگران، ايده تشكيل سنديكا شكل گرفت و هيئت موسس فعاليتهاي خود را آغاز كرد.

تجمعات كارگران مصادف بود با سرنگوني رژيم شاه و قدرت گيري خميني. هيئت موسس سنديكا بارها به فرمانداري آبادان رجوع كرد و خواستهاي كارگران را با مقامات سياسي و ادراي حكومت جديد طرح كرد. اولين مطالبه آنان واگذاري محلي براي سنديكا بود. مسئولين با وعده و وعيد كارگران را سر مي دواندند. هيئت موسس نيز مدام كارگران را در جريان مذاكرات خود با مقامات فرمانداري قرار مي داد. طي جلسه جمعي هيئت موسس پيشنهاد داد كه براي دستيابي به خواسته شان فرمانداري را اشغال كنند. هدف هيئت موسس از اينكار معرفي و شناساندن كارگران پروژه اي به مردم شهر و مطالبات شان و افشاي ماهيت ضد كارگري مقامات شهر بود. مضافا مي خواستند در عمل به همه كارگران نشان دهند كه حق گرفتني است نه دادني.

حدود دو ماه پس از قيام 22 بهمن فرمانداري آبادان توسط كارگران اشغال شد و فرماندار و دادستان رژيم جديد به گروگان گرفته شدند. كارگران خواستار واگذاري محلي براي سنديكا شدند. خبر اشغال و تصرف فرمانداري مثل بمب در آبادان تركيد و حمايت مردم را برانگيخت. چماقداران حزب الله فرمانداري  را محاصره كردند و تهديد كردند كه اگر كارگران به اشغال فرمانداري پايان ندهند آن محل را به آتش مي كشند. كارگران مقاومت كردند و تا عصر به اشغال فرمانداري ادامه دادند. پس از تاثيرات تبليغي وسيع و مثبت اين اقدام در سطح شهر، كارگران با دو اتوبوس خود را به محل سابق سنديكاي كارگران شركت نفت واقع در ايستگاه هفت رساندند و با شكستن قفل و زنجيرهاي آن ساختمان، آنجا را تصرف كردند. محل را آماده كردند و تيم انتظامات تشكيل دادند و با تقسيم كار ميان خود هر شب عده اي از كارگران شبها در محل سنديكا باقي ماندند. كارگران از محل  سنديكا تا زماني كه وجود داشت مانند مردمك چشم محافظت كردند.

 

اساسنامه سنديكا

از فرداي همانروز بحث اساسنامه سنديكا براه افتاد. كارگران براي تهيه و تنظيم اساسنامه از وجود دانشجويان كنفدراسيون كه به آبادان بازگشته بودند بهره مند شدند. اين دانشجويان كه عمدتا از فرزندان كارگران شركت نفت بودند، ترجمه اساسنامه تشكلات كارگري كشورهاي گوناگون را در اختيار كارگران قرار دادند.

بعد از يك هفته كار مداوم اساسنامه پيشنهادي توسط هيئت موسس تهيه شد و در مجمع عمومي كارگران پس از بحث بر سر بند بند آن در محيطي كاملا دمكراتيك با اكثريت قاطع به تصويب رسيد.

اين اساسنامه در بيست ماده تنظيم شده بود. در ماده چهار اين اساسنامه اهداف و وظايف سنديكا به شرح زير توضيح داده شد:

الف) تامين كار و بهبود وضع اقتصادي و اجتماعي كارگران عضو

ب) تلاش در راه ايجاد اتحاديه كارگران پروژه اي و فدراسيون كارگران ايران

ج) بالا بردن سطح دانش و آگاهي حرفه اي و اجتماعي كارگران عضو از طريق انتشار خبرنامه، نشريات كارگري، نمايش فيلم، سخنراني، ايجاد كتابخانه و باشگاههاي فرهنگي و ورزشي و گردشهاي دسته جمعي علمي.

د) ايجاد تشكيلات و سازمانهاي جنبي كه به منظور رسيدن به هدفهاي بند الف ضروري تشخيص داده مي شود. از قبيل ايجاد صندوقهاي اعتصاب، كمك و تعاوني كارگران.

كارگران شركت كننده در مجمع عمومي هفت تن از كارگران را به عنوان نماينده و مسئولين سنديكا انتخاب كردند. رفقائي چون مصطفي آبكاشك، علي چهار محالي كائيدي، محمد علي ابرندي، حميد شط زاده، و … از  جمله منتخبين بودند.

از ديگر نكات ذكر شده در اساسنامه خصوصيات نمايندگان، مدت زمان نمايندگي، چگونگي پيشبرد وظايف، ويژگي هاي مجمع عمومي و خواسته هاي اصلي كارگران (مانند حقوق بيكاري، بيمه درماني،  اشتغال به كار با نظارت سنديكا، پيشبرد كارهاي نيمه تمام پروژه ها، مبارزه براي ايجاد يك قانون كار دمكراتيك با شركت و نظارت شوراها و تشكلات واقعي كارگري و …) بود. شرط نماينده شدن طبق اساسنامه اين بود كه نماينده حقوقي از كارفرما دريافت نكند و فقط از بودجه سنديكا مخارجش را تامين كند.

به جز هيئت موسس (يا نمايندگان منتخب) و مجمع عمومي، سنديكا براي پيشبرد اهداف و امور خود تقسيم كار معيني بوجود آورد و بخشهاي تشكيلاتي مختلفي را سازمان داد. مانند بخش چاپ و تبليغات، بخش ارتباطات، بخش مالي، بخش  كارآموزي رشته هاي فني به وسيله كارگران با تجربه و بخش كاريابي و ايجاد كار و معرفي كارگران به محل كار.

بدين ترتيب يكي از موفق ترين و منسجم ترين تشكل هاي كارگري پس از انقلاب فعاليتهاي خود را آغاز كرد. سنديكا سريعا به يك قطب انقلابي در شهر آبادان و كلا جنوب بدل شد. توده ها و نيروهاي انقلابي قدرت خود را در آن مي ديدند. سنديكا محلي شد براي نمايش قدرت انقلاب در مقابل ضد انقلاب تازه به قدرت رسيده. في المثل همزمان با سخنراني رفسنجاني  در آبادان در ورزشگاه تختي در ارديبهشت سال 58 كه تنها دويست نفر در آن شركت كرده بودند، سنديكا يک راهپيمائي هزاران نفره سازمان داد. بگونه اي كه رفسنجاني به لجن پراكني علني و مستقيم عليه كارگران پرداخت و شركت كنندگان در آن راهپيمائي را اراذل و اوباش ناميد.

 

مطالبات اصلي سنديكا

مهمترين و اصلي ترين خواست سنديكا، گرفتن حقوق بيكاري از دولت بود. سنديكاي پروژه اي آبادان در واقع اولين تشكل كارگري در ايران بود كه حقوق بيكاري را مطرح ساخت و اين حق را براي همه كارگران ايران خواستار شد. اين شعار در مقابل شعار و طرح ضد كارگري «وام بيكاري» بود كه رژيم جمهوري اسلامي براي متفرق كردن و منفعل كردن كارگران بيكار جلو گذاشته بود. رهبران سنديكا با دامن زدن بحث در بين كارگران، آنان را قانع ساختند كه با اين طرح جمهوري اسلامي مخالفت كنند.

طرح شعار بيمه بيكاري براي كارگران پروژه اي و همچنين كارگران اخراجي يكي از دلايلي بود كه موجب شد سنديكا به سرعت توده اي شود و اعضايش افزايش يابد.

از جمله مطالبات ديگري كه موجب تقويت سنديكا شد طرح راه اندازي پروژه هاي نيمه تمام (توسط سنديكا) و از اين طريق ايجاد كار براي كارگران بود. روحيه و شعار كارگران در مقابل استدلال دولت كه مي گفت نمي توانيم پروژه ها را به خاطر خروج شركتهاي خارجي از ايران راه اندازي كنيم اين بود كه خودمان مي سازيم! خودمان جلو مي بريم!

مطالبه ديگر سنديكا اين بود كه كارفرمايان و مقاطعه كاران راسا حق استخدام هيچ كارگري را ندارند و استخدام كارگران در حرفه هاي گوناگون پروژه اي مي بايست از طريق سنديكا انجام گيرد. البته تحقق و انجام اين خواسته ها بدون مقابله با توطئه هاي دولت، كارفرماها و پيمانكاران و مبارزه براي برسميت شناختن سنديكا از جانب آنان امكان پذير نبود.

 

مبارزات اقتصادي سنديكا

رهبران سنديكا براي كسب مطالبات كارگران پروژه اي به اين امر آگاه بودند كه به عنوان كارگران بيكار از اهرمهاي اقتصادي لازمه مانند اعتصاب يا توقف توليد براي تحت فشار قرار دادن رژيم  برخوردار نيستند. از همين رو آنان از همان ابتدا راه چاره را در اين ديدند كه حمايت اقشار ديگر طبقه كارگر بويژه  كارگران شركت نفت و همچنين ديگر اقشار و طبقات و نيروهاي سياسي مترقي  را نسبت به مطالبات و مبارزات خود جلب نمايند. از همين رو از همان ابتدا با شوراي كارگران نفت آبادان ارتباط تنگاتنگ برقرار كردند، با تشكل خانواده هاي قربانيان آتش سوزي سينماي ركس پيوند برقرار كردند، و رابطه فعالي با كانون هاي دمكراتيك منطقه (كانون فرهنگي خلق عرب و كانون ديپلمه هاي بيكار) برقرار كردند.

از سوي ديگر بارها كارگران پروژه اي به حمايت از مبارزات ديگر بخشهاي كارگران در شهرهاي جنوب مانند اهواز، خرمشهر و مسجد سليمان برخاستند. هيئت هائي را براي همبستگي با كارگران اعتصابي يا كارگران متحصن ارسال مي داشتند يا به صورت گروهي در تحصن هاي كارگري در ديگر شهرهاي جنوب شركت مي كردند.

سنديكا همچنين كارگران بيكار در شهرهاي ديگر را تشويق به متشكل شدن  كرد با اين قصد كه بتوانند اتحاديه سراسري كارگران بيكار و شاغل را بوجود آورند.

در چنين چارچوبي با خانه كارگر تهران (كه آنزمان يك تشكل مستقل و انقلابي كارگري بود) پيوند برقرار كردند. با سنديكاي شرق تهران، با كارگران صنايع فولاد اهواز و كارگران پيشرو تراكتور سازي تبريز و كارگران شركتهاي حفاري جنوب رابطه ايجاد كردند تا بتوانند مبارزات خود را با ديگر بخشهاي كارگري هماهنگ كنند.

عوامل جمهوري اسلامي هم بيكار ننشستند. آنان براي مقابله با  گسترش نفوذ سنديكا در ميان كارگران و مردم شهر دست به ايجاد يك تشكل جعلي كارگري زدند. روز سه شنبه هيجدهم فروردين 1358 اعلاميه اي به نام «اتحاديه كارگران» و «كانون تحصيل كرده ها» پخش كردند و از كارگران بيكار دعوت كردند كه براي گرفتن وام بيكاري در مسجد بهبهاني ها گرد آيند. همزمان با آن هيئتي از اداره كار استان خوزستان به مسجد آمد. رهبران سنديكا در اعتراض به اين اقدام با فرماندار تماس گرفتند اما در حالي كه مذاكره با فرماندار و دادستان شهر ادامه داشت عده اي از اوباشان حزب الله در مقابل فرمانداري ازدحام كردند و سپس به كارگري كه مشغول مذاكره با فرماندار بود حمله ور شدند، او را زخمي كردند و در حضور دادستان و فرماندار آبادان نيز يك نفر از كارگران را با چاقو زخمي كردند و دست و دندان دو كارگر ديگر را شكستند.

كارگران سنديكا در مقابل اين اعمال وحشيانه، يک تحصن يك هفته اي سازمان دادند و در نامه  سرگشاده اي به زحمتكشان ايران خواستار مجازات عاملين توطئه، انحلال اتحاديه قلابي كارگران و تحصيل كرده ها، برسميت شناختن سنديكا و تكذيب خبر اعلام شده از راديو نفت ملي كه كارگران پروژه اي را ضد انقلاب معرفي كرده بود و ذكر ديگر مطالبات خود شدند.

سازمان دادن اين قبيل مبارزات همراه با نقش فعالي كه سنديكا در مبارزات سياسي و اجتماعي ديگر ايفا كرد موجب آن شد كه عملا سنديكا برسميت شناخته شود و مذاكراتي با نمايندگان وزرات كار در خوزستان و نماينده داريوش  فروهر وزير كار آنزمان داشته باشد. سنديكا توانست دولت را وادار كند كه مبالغي را به عنوان حق بيكاري به كارگران بپردازد. هر چند كه بر سر ميزان آن و نحوه پرداخت ميان سنديكا و مقامات اداري درگيري بوجود آمد. سنديكا مبلغي حدود 5 تا 6 هزار تومان را تعيين كرده بود و دولت فقط با 900 تومان براي كارگران متاهل و 450 تومان و براي كارگران مجرد موافقت كرد.  سنديكا پافشاري مي کرد كه مبالغ حق بيكاري از كانال تشكل كارگري پرداخته شود. دولت مخالفت مي كرد و مي خواست از طريق مساجد اينكار را به پيش برد. سرانجام در محل يك مدرسه مبالغي بين كارگران بيكار توسط دولت پخش شد. البته در ميان فعالين سنديكا بر سر گرفتن يا نگرفتن اين مبلغ بحث بود. عده اي خواهان تحريم اين عمل وزارت كار بودند كه سرانجام به نتيجه واحدي نرسيدند.

سنديکا توانست به استخدام تعدادي از كارگران در شركت نفت و در برخي پيمانكاريها نيز ياري رساند.

اما ادامه بيكاري كارگران، و پاسخ ندادن مقامات اداري به خواستهاي كارگران،  سنديكا را بر آن داشت كه دست به اشغال پالايشگاه آبادان و جلب حمايت كارگران صنعت نفت بزنند. البته قبل از آن هماهنگي ها و مشورت هاي اوليه اي با فعالين كارگري صنعت نفت انجام داده بودند. قبل از اين اقدام رهبران سنديكا اعلاميه اي تحت عنوان «به پيشگاه طبقه كارگر» منتشر كردند و دوباره بر خواسته هاي خود تاكيد كردند و ضمن افشاگري از دولت، هشدار دادند كه اگر با خواسته هاي شان توافق نشود مسئوليت عواقب ناشي از آن متوجه خود دولت خواهد بود.

در دي ماه 58 پس از يك راهپيمائي كه سنديكا سازمان داد تعدادي از نمايندگان و فعالين سنديكا وارد پالايشگاه شدند و دفتر مركزي پالايشگاه را اشغال كردند. با توجه به تجربه ايكه در اشغال فرمانداري آبادان كسب كرده بودند انتظامات تشكيل دادند و در مقابل ورودي هاي مختلف پالايشگاه آنان را مستقر كردند. حدود هزار نفر از كارگران پالايشگاه در محل كارگزيني گرد آمدند. كارگران اشغال كننده خطاب به آنان گفتند كه ما براي گروگانگيري كسي نيامديم اما مي خواهم جلوي توليد نفت را بگيريم. و همه كارگران آزادند كه به خانه هاي خود باز گردند. اما كارگران صنعت نفت ضمن همبستگي با آنان كنار شان باقي ماندند و پالايشگاه را ترك نكردند.

كارگران پروژه اي اجازه ورود به آخوندي كه از طرف مقامات شهر براي مذاكره آمده بود به خاطر اينكه مي خواست با دو محافظ مسلح وارد پالايشگاه شود، ندادند. خواهان مذاكره با شوراي كارگران نفت پالايشگاه شدند و از آنان خواستند كه از موقعيت خود سود جسته و خواسته هاي كارگران پروژه اي را پيگيري كنند. شوراي كارگران نفت هم قول همكاري دادند و كارگران سنديكا پس از ارائه گزارش به كارگراني كه جلوي پالايشگاه تجمع كرده بودند به اشغال يك روزه پالايشگاه پايان دادند.

يكي ديگر از اشكال مبارزه سنديكا دفاع از كارگران شاغل پروژه اي در مقابل كارفرماياني بود كه دست به اخراج آنان مي زدند. سنديكا تيمي از كارگران با تجربه را كه به قوانين كار آشنائي داشتند سازمان داد. اين تيم با دفاع از كارگران اخراجي در اداره كار مانع از آن مي شد كه حق اين دسته از كارگران پايمال شود.

سنديكا با سازمان دادن كلاسهاي آموزش فني تلاش مي كرد سطح دانش فني كارگران ساده را افزايش دهد. كارگران متخصص و ماهر دانسته هاي خود را در زمينه هاي ابزار دقيق، نصب ماشين آلات، لوكه كشي، جوشكاري، برقكاري، بويلر ميكر،  ريگر، آهن بندي، نجاري، نقاشي، آرماتور بندي، مكانيكي و نقشه برداري و… در اختيار كارگران ساده مي گذاشتند. اين روش به روحيه همبستگي ميان كارگران ياري مي رساند و مانع از آن مي شد كه شكافهاي شغلي در بين كارگران موجب تفرقه ميان آنان گردد.

بعلاوه، آن دسته از كارگراني كه از اطلاعات عمومي و فني برخوردار بودند بطور زنده حيف و ميل هاي اقتصادي در رشته هاي پروژه اي را براي همه كارگران افشا مي كردند.

 

مبارزات سياسي و اجتماعي سنديكا

يكي از برجسته ترين ويژگي هاي رهبران سنديكا اين بود كه مدام به اشكال گوناگون در سياست دخالت مي كردند و تلاش داشتند آگاهي سياسي كارگران را افزايش دهند.

اولين دخالت گري سياسي سنديكا حمايت از مبارزات خلق عرب بود. رهبران سنديكا در بحبوحه سركوب نظامي خلق عرب هيئتي به خرمشهر فرستاد و ضمن اعلان همبستگي با خلق عرب، سركوبگري هاي جمهوري اسلامي را محكوم كرد. سنديكا رابطه فعالي با كانون فرهنگي خلق عرب داشت.

زماني كه تظاهرات ديپلمه هاي بيكار مورد حمله اوباشان رژيم قرار گرفت و آنان در محل سنديكا دست به تحصن زدند، كارگران با حلقه اي آهنين به حفاظت از آنان برخاستند. چرا كه عوامل حزب اللهي به خاطر ضرب شستهائي كه از جانب كارگران ديده بودند مي ترسيدند كه با كارگران سنديكا روبرو شوند.

در بهار 58 هنگام جاري شدن سيل جنوب، سنديكا به ستاد سازمانده كمكهاي مردمي تبديل شد. سنديكا بقدري مورد اطمينان مردم آبادان بود كه بسياري از آنان ترجيح مي دادند از طريق سنديكا  كمكهاي نقدي و جنسي و داروئي خود را به دست سيل زدگان برسانند. سنديكا تيمهائي مركب از دانشجويان و دانش آموزان و كارگران ايجاد كرد و به مناطق روستائي اعزام كرد و به مدت چند هفته فعاليتهاي امداد رساني و عمراني مختلفي را سازمان داد. بسياري از جوانان براي نخستين بار با زندگي زحمتكشان روستائي از نزديك آشنا شدند و از آن آگاهي يافتند.

سنديكا نه تنها از نظر سياسي از مبارزات خلق كرد حمايت به عمل آورد بلكه بطور غير رسمي هيئتي را به كردستان اعزام كرد و كمكهاي مالي و جنسي مردم آبادان را بدست مردم سنندج رساند.

سنديكا حامي فعال خانواده هاي قربانيان آتش سوزي سينما ركس آبادان بود كه خواهان روشن شدن دلايل آتش سوزي اين سينما بودند. كه در جريان دادگاه و بعدها روشن شد كه مرتجعين اسلامي در اين مسئله نقش مستقيم داشتند. كارگران سنديكا داوطلبانه با ياري خانواده هاي قربانيان آتش سوزي سنيما ركس، بناي يادبودي را در گورستان بنا نهادند. 

سازمان دادن تظاهراتهاي سياسي و راهپيمائي هاي توده اي يكي از وظايف دائمي سنديكا بود. سنديكا مناسبتهاي تاريخي كارگري مانند اول ماه مه و 23 تير (سالروز به گلوله بستن تظاهرات مردم در اعتراض به سفر هاريمن به تهران و جانباختن چند تن از كارگران در سال 1330) و قيام 22 بهمن را بزرگ مي داشت. جشنهاي توده اي برگزار مي كرد و از اشكال هنري مانند تئاتر و سرود خواني براي ارتقا آگاهي و بالابردن روحيه همبستگي ميان كارگران سود مي جست.

آخرين اطلاعيه هاي سياسي سنديكا در ارتباط  با جنگ ايران و عراق بود كه در آنها ضمن محكوم كردن تحريكات دو دولت مشخصا حمله صدام، زحمتكشان ايران و عراق را به اتحاد و همبستگي فراخواند.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نگاهي گذرا به تاريخچه و فعاليتهاي سنديكاي كارگران پروژه اي (فصلي) آبادان و حومه
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م ل م)
 در تاريخ
 2005-07-23
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در