Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 کارگری   جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
شورش محرومان

شورش محرومان

 

گتوهای حومه پاريس شعله ور شد و  جرقه هايش را به سراسر فرانسه و کشورهای همسايه پرتاب كرد

شورش جوانان محلات فقير نشين پاريس مانند ماده مذابي از اعماق جامعه پر تبعيض و شکاف فرانسه جوشيد و کل جامعه فرانسه را تکان داد. هيئت حاکمه فرانسه که هنوز ارتعاشات اين زمين لرزه را حس مي کند استقرار "وضعيت اضطراري" (حکومت نظامي) را که پس از گذشت 11 روز از شروع خيزشها اعلام کرده بود تا اوايل سال 2006 تمديد کرده است. آخرين بار که دولت فرانسه  وضعيت اضطراري اعلام كرد زمان خيزش جوانان و کارگران در سال 1968 بود. شورش اين جوانان فضاي سياسي نويني را در فرانسه آفريده است. ضربه محکمي بر جو سازشکاري و رفرميسم که در نسل شکست خورده 1968 غالب است، خورده است. حداقل در ميان بخشي از جوانان ضرورت انقلاب و چگونه انقلاب کردن جايگزين بحثهاي انتخابات شده است. رسانه هاي گروهي و احزاب حاکم بورژوازي (منجمله  احزاب به اصطلاح سوسياليست و به اصطلاح کمونيست فرانسه) بي وقفه چهره اي منفي از اين جوانان ترسيم مي کنند. اما واقعيت آن است که اين جوانان با تمام آن توان و آگاهي که در  اختيار داشتند نداي بيداري را در جامعه خفته فرانسه سر دادند.

 در زير اطلاعيه حزب را به اين مناسبت مي خوانيد.

روز 27 اكتبر در يک محله فقير نشين در شرق پاريس، پليس طبق معمول به دلايل بيهوده مشغول کنترل جوانان و مهاجر آزاري بود. سه نوجوان كه دو تن از آنان آفريقائي تبار و ديگري از خانواده مهاجر تركيه (احتمالا كرد) بودند از كنترل پليس سرباز زدند. پليس به تعقيب آنان پرداخت. اين نوجوانان  هراسناک به محوطه ترانسفورماتور برق پناه بردند كه در نتيجه برق گرفتگي دو تن از آنان جانباختند و ديگري هنوز در كما بسر مي برد. جوانان محله بشدت خشمگين شده و در اعتراض به اين قتل دست به سوزاندن تعدادي ماشين و آشغالداني ها و حمله به پليس زدند. پس از اينکه وزير کشور فرانسه (سارکوزي) اين جوانان را « تفاله هاي جامعه» خواند، جوانان و نوجوانان اکثر گتوهاي پاريس و محلات فقير نشين سراسر فرانسه يکي پس از ديگري به اين اعتراض پيوستند. جوانان برلين و چند شهر ديگر آلمان، جوانان در بروکسل و لي ژ در بلژيک و ... نيز دست به اعتراضات مشابه زدند. در بسياري از نقاط فرانسه بخصوص در شهر تولوز درگيري هاي سختي ميان صدها جوان و نيروهاي ضد شورش پليس رخ داد. در يکي از درگيري ها نارنجکي بسوي يک گروه سي نفره پليس پرتاب شد که منجر به زخمي شدن تعدادي از آنان شد. برخي از خبرنگاران، اين شورش را "انتفاضه فرانسه" خوانده اند.

پس از 11 روز و استقرار بيش از ده هزار پليس ضد شورش در خيابانها، دولت فرانسه با حمايت و زير فشار دولتهاي اروپائي (بخصوص انگلستان) در نقاط مختلف فرانسه اعلام وضعيت اضطراري کرد. بورژوازي فرانسه براي استقرار وضعيت اضطراري قانون مستعمراتي سال 1955 را احياء کرد. صحبت از آن است كه در صورت ادامه اعتراضات، ارتش را نيز در برخي گتوها و حومه ها مستقر كنند. طبق اين قانون پليس مي تواند دست به خانه گردي بزند، هر تجمعي را بهم زده و مغازه ها و تماشاخانه ها را ببندد وهر فرد و هر ماشيني را به ظن احتمال حمل سلاح مورد كنترل قرار دهد و پس از ساعت مقرر شده هر نوجوان زير 16 سال بايد يك همراه بزرگتر داشته باشد. قانون مزبور در دوره اي تصويب شده بود كه در فرانسه جنبش فرانسويان و مهاجرين عليه جنگ الجزاير بالا گرفته بود. طبق اين قانون به مارش هاي اعتراضي مهاجرين الجزايري و مردم فرانسه تيراندازي مي شد. امسال در فرانسه به مناسبت 50 امين سالگرد آن جنبش ضد جنگ و بياد جانباختگان آن كه بدست پليس فرانسه در حين تظاهرات كشته شده بودند مراسم مختلفي برگزار شد. حتا بورژوازي فرانسه عوامفريبانه اشک تمساح ريخت و بخاطر آن جنگ و سرکوب مبارزات ضد جنگ معذرت خواهي کرد.

   زير سايه اعلام وضعيت اضطراري وزير کشور فرانسه مانند رئيس حکومت نظامي عمل مي کند. او به روساي پليس تمام مناطق دستور داده که هر جوان خارجي را بهر دليلي دستگير مي کنند بدون فوت وقت اخراج كنند. زير سايه وضعيت اضطراري، دولت به خود حق مي دهد بدون رعايت پروسه هاي قانون گذاري  و سياست گذاري، هر سياستي را به دلخواه اتخاذ کرده و به اجرا گذارد. جواب خشونت بار دولت فرانسه به خيزش جوانان محروم گتوها، نقاب از چهره عوامفريبانه بورژوازي فرانسه گرفت و ماهيت و مضمون واقعي دموکراسي فرانسه را به نمايش گذاشت و نشان داد که اين دموکراسي بورژوائي فقط براي بورژوازي دموکراسي و براي توده هاي تحت ستم و استثمار ديکتاتوري بورژوازي است.

بورژوازي فرانسه و اروپا بي هيچ ترديدي اتحاد خود را در سركوب مردم به نمايش گذاردند. وقتي نخست وزير فرانسه (دومينيک دو ويل پن) در مجلس اقدامات سركوبگرانه منجمله استقرار وضعيت اضطراري پليسي در محلات را اعلام کرد، نمايندگان سوسياليست با هيجان برايش کف زدند. بورژوازي انگلستان با سرزنش گفت اگر در انگلستان اين وضع پيش مي آمد حداكثر بعد از سه روز وضعيت اضطراري اعلام مي كرد نه پس از 11 روز! اکنون بورژوازي فرانسه مستاصلانه مي خواهد سانسور خبري نيز اعمال کند تا جوانان نقاط مختلف از اعمال يکديگر الهام  نگيرند.

بورژوازي فرانسه هراسناك، هر آخوند فكلي و غير فكلي را از پستوهايشان بيرون كشيده و سعي مي كند آنان را تبديل به رهبران اين جوانان كند تا نقش واسطه و دلال را بين جوانان و دولت بازي كنند. در محله اي، اين ها با موعظه هاي پوچشان و با سر دادن شعار الله اكبر سعي کردند جوانان خشمگين را آرام كنند. در واقع اينها انگلهاي درون مهاجرين هستند که بورژوازي فرانسه مانند عضوي از خانواده خود آنان را پذيرفته و چرب و پروارشان  مي کند.

بورژوازي فرانسه سخت مي کوشد تا طبقات مياني کشور را با خود متحد کند. خط تبليغي اش براي متحد كردن اينان آن است كه دولت مجبور است اين "تفاله ها" را سرکوب کند تا  رفاه و امنيت "شما" را تضمين كند. 

   در اين ميان دولت علاوه بر بكار گرفتن چماق سركوب يكرشته سياستها كه حكم "شيريني" را دارند نيز اعلام کرده است تا ميان مردم گتوها شکاف اندازند. بطور مثال قول بازسازي برخي گتوها را داده است. اقدام ديگري که بعنوان "شيريني" قلمداد مي شود طرح فرستادن نوجوانان 14 ساله به مراکز حرفه و فن است: "شيريني" ترک مدرسه در 14 سالگي و ورود به مرحله آماده شدن براي بازار کار (در واقع ارتش ذخيره کار!).

دموکراسي فرانسه به وزير کشور حق مي دهد که اين جوانان را "تفاله" بخواند. اما شورش جوانان گتوها اعتراضي است به روابط اقتصادي و اجتماعي زالو صفتانه سرمايه داري؛ شورش عليه دولتي است که با سرکوبگري و آزار دائم مي خواهد اين شرايط را به جوانان طبقه كارگر بقبولاند تا آنان نيز مانند پدران و مادرانشان تبديل به برده هاي بارکش شده و لاي منگنه روابط اقتصادي و اجتماعي سرمايه داري پژمرده شده و ذره ذره بميرند. اين شورشي است عليه بيكاري (كه به اعتراف نخست وزير فرانسه در اين محلات به 40 درصد مي رسد) ، اعتراضي به نژاد پرستي، به محروميت از مسكن مناسب (که گاه در يک آپارتمان 50 متري خانواده 8 نفري زندگي مي کنند)، به محروميت از آموزش و پرورش مناسب (مدارس اين محلات هميشه با نبود ماتريالهاي آموزشي و کادر آموزشي مواجهند و تنها يک چهارم جوانان موفق به اخذ ديپلم مي شوند)، اعتراضي است به زندگي در گتوهائي که عامدانه و طبق نقشه هاي شهرسازي جدا و ايزوله از مراکز شهري ساخته شده اند، اعتراضي است به خشونت پليس و جوان آزاري معمول پليس. يکي از جوانان اين محلات مي گفت در محله خودمان گاهي پليس ما را هشت بار متوقف مي كند. يكي ديگر مي گفت شركتها، فرمهاي تقاضاي اشتغال ما را با ديدن اسامي عربي و آفريقائي مان بدون مطالعه به سطل آشغال پرتاب مي كنند و ...

خيزش سراسري محرومان در قلب يك كشور غربي نشان دهنده انرژي نهفته در فقر و محروميت است كه اگر تحت رهبري يك خط و برنامه و تشكيلات كمونيستي انقلابي واقعي قرار گيرد مي تواند جوامع تبعيض گرا و نابود كننده ي سرمايه داري را زير و رو کند. شورش جوانان گتوهاي فرانسه تنها گوشه اي از خشم نهفته در اقصي نقاط جهان (منجمله کشورهاي غربي) است. جوانان همه جاي دنيا آتش زير خاکسترند. آنان هيچ آينده اي در اين نظام ندارند و احساس مي كنند واقعا چيزي براي از دست دادن ندارند. آنان از خود مي پرسند اين چه جهاني است که هر آجرش بر ستم و استثمار حيواني بنا شده، اين چه دنيائي است که اکثريتش کار مي کند اما فقط آنهائي که کارشان اداره ي کار ديگران و تضمين تبعيت آنان از اين نوع رابطه است، مي توانند از رفاه مادي و امکانات علمي، هنري و فرهنگي بهره مند شوند؟ اين چه دنيائي است که اقليتي مي توانند فرزندان خود را به مدارس و دانشگاه ها و كلاس هاي هنري و كلوبهاي تفريحي بفرستند که هزينه چند روزش برابر با هزينه زندگي تمام سال يک جوان گتونشين است؟

 براستي اين چه دنيائي است که قانونش از قانون جنگل بدتر است که در آن آدمکشان حرفه اي قدرت بدست در چهره اي آراسته ظاهر مي شوند و بيشرمانه بمباران شهرها و دفن صدها هزار تن، پرتاب بمب شيميائي بر سر محلات و کشتار بدون تبعيض اهالي آن را در چند ثانيه، عين دموکراسي و آزادي براي اکثريت قلمداد مي کنند؟  وزرا و وکلاي محترم و شيک پوش بورژوازي فرانسه، از اتاق هاي مجلل و منابر جلا يافته خود و زير سايه حمايت نيروهاي پليس و ارتش مي توانند جوانان ژنده پوش و بيکار گتوها را تفاله هاي جامعه بخوانند. اما واقعيت عکس اين اينست؛ اينها خودشان زالوهاي جامعه اند که با مكيدن خون محرومان زندگي انگلي خود و نظام سرمايه داري را تضمين مي كنند. شورش جوانان گتونشين فرانسه، عليرغم هر سطح از آگاهي که دارند، يک نياز مبرم جهاني را نشان مي دهد: که بايد اين نظام سرمايه داري حريص و آدمخوار را بزير کشيد.

 

حزب كمونيست ايران (م ل م)

10 نوامبر 2005

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 شورش محرومان
 نوشته
 حزب كمونيست ايران (م ل م)
 در تاريخ
 2005-10-23
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در