Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 کارگری   جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
با تمام قوا از پناهجويان و کارگران افغانستانی در مقابل يورش جمهوری اسلامی ايران دفاع کنيم

با تمام قوا از پناهجويان و کارگران افغانستانی در مقابل يورش جمهوری اسلامی ايران دفاع کنيم!

 

پرولتاريا ميهن ندارد.

پرولتاريا هيچ چيز برای از دست دادن ندارد جز زنجيرهايش! اما جهانی برای فتح دارد!

رفقا: کارگران "ايرانی" و "افغانستانی": هم صف شويم و با هدف سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی ايران، مبارزاتمان را پيش بريم.

جمهوری اسلامی ايران و دستگاههای سرکوب و ارعابش، بدنبال حملات وسيع و سرکوبگرانه عليه زنان، دانشجويان، کارگران و معلمان در چند ماه اخير، اينک پناهجويان و کارگران افغانستانی مقيم ايران را هدف جنايتهای خود قرار داده است. هر چند ضرب و شتم وارعاب مهاجرين افغانستانی جزء جدايی ناپذير از سياستهای اين رژيم ضد بشری بوده است وهيچگاه از دستور کار آن خارج نشده است اما حملاتی که از اوائل ارديبهشت آغاز شد و به اخراج بيش از 85000  پناهجو و کارگر افغانستانی انجاميد، يکی از گسترده ترين و وحشيانه ترين کارزارهای رژيم اسلامی عليه اين بخش از مردم است.

 

نيروهای امنيتی و انتظامی رژيم اسلامی ايران، به شيوه های مرسوم و اوباش منشانه خود به محل های تجمع، کار و سکونت مهاجرين يورش بردند و آنان را مورد ضرب وشتم و اهانت  قرار دادند. بسياری را در حين کار بدون اطلاع خانواده هايشان و بدون اينکه به آنان فرصت گرفتن دستمزدشان از کارفرما را دهند، بدون اينکه به آنان اجازه جمع کردن وسايل ناچيز زندگيشان را دهند، دستگير کرده و بسوی مرزها راندند و در آن سوی مرز رهايشان کردند. برخی را هنگاميکه فرزاندانشان در مدارس بودند، گرفتند و اخراج کردند. هر آنکس را که مقاومت کرد مورد ضرب و شتم قرار دادند. در يک مورد، سه تن را از بالای ساختمان محل کارشان به پايين پرتاب کرده و با تن مجروح اخراج کردند.  يکی از آنان در بيمارستان هرات جان سپرد و دو نفر ديگر بستری اند.

سردمداران رژيم  ادعا کردند هدفشان اخراج کارگران "غير قانونی”  است. اولا، در ايران هيچ چيز غير قانونی تر از خود رژيم جمهوری اسلامی نيست. ثانيا، رژيم حتی به اين موضع ارتجاعی و ضد مردمی اش متعهد نيست. اوباشان رژيم کارت های شناسايی پناهجويان افغانستانی را ربوده و پاره می کنند و سپس آنان را با ضرب و شتم و شکنجه و ارعاب همراه می برند. دولت اعلام کرده است که قصد دارد تا پايان سال 1386 کليه مهاجرين "غير قانونی”  را که تعدادشان بيش از يک ميليون نفر تخمين زده می شود اخراج کند.

 

آواره شدن ميليون ها تن از مردم افغانستان از سه دهه پيش، زمانی که جنگ ها و مداخلات قدرت های بزرگ جهان و نيروهای ارتجاعی منطقه در اين کشور اوج گرفت و منجر به اشغال کشور ازجانب سوسيال امپرياليسم شوروی شد، آغاز شد. از آن زمان تا بحال قدرت های جهانی و منطقه ای و مرتجعين وابسته به آنها، هيچ گاه دست از مداخلات خود برنداشتند و همواره در تلاش برای پيشبرد اهداف خود و کنترل اين منطقه استراتژيک،  جنگ های ارتجاعی خود را بر مردم ستمديده اين ديار تحميل کرده اند. از آن زمان تا کنون مردم افغانستان يا تحت حکومتهای اسلامی وابسته به غرب و مرتجعين منطقه ای بوده اند يا تحت اشغال قدرتهای بزرگ. آخرين نمونه آن اشغال کشور توسط کشورهای امپرياليستی غربی (ناتو) تحت رهبری آمريکاست که در سال 2001 ميلادی صورت گرفت. بدنبال اين تجاوزگری ها و همچنين گرفتن قدرت توسط نيروهای مرتجع اسلامی، ميليون ها تن از مردم افغانستان سرپناه  و کار و زندگی خود را از دست دادند و آواره شهرها يا کشورهای ديگر شدند. اکثريت آنان برای تامين معاش خانواده به کشورهای ايران و پاکستان پناه بردند.

مشخصه کلی چند ميليون کارگر و پناهجوی افغانستانی که در سه دهه گذشته زندگی پر مشقتی را در ايران متحمل شده اند، بی حقوقی مفرط، عدم امنيت جانی و شغلی، اخاذی ها و قلدرمنشی های رژيم و وابستگان آن، تحمل شوونيزم غليط و تهوع آور، تحقير و اهانت، و جوسازی های مرتجعانه حکومت و اوباشان آن است.

آنان برای تامين معاش خود به سخت ترين کارها تحت بدترين شرايط  در کوره پزخانه ها، دامداری ها، مزارع، مرغداری ها و کشتارگاهها، سايتهای ساختمانی، سنگ بری، چاه کنی، کارهای نظافتی شهرداری تن داده اند و در بسياری از موارد دستمزد ناچيزشان را کارفرمايان بالا کشيده اند و يا نيروهای امنيتی و پاسداران ارتجاع  به سرقت برده اند. آنان پيوسته مورد اهانت و توهين سردمداران و سخنگويان رسمی و غير رسمی و رسانه های وابسته به دولتند. آنان پيوسته به دروغ عامل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه معرفی شده اند.  اما رژيم جمهوری اسلامی اينها را کافی ندانسته و اکنون کارزار ارتجاعی ديگری را در پيش گرفته تا وحشيگری خود را عليه اين بخش از مردم زحمتکش ايران تکميل کند.

برخی مفسران و ناظران بين المللی، فشارهای بين المللی و اعمال تحريم اقتصادی عليه ايران و بخصوص اتهام اخير آمريکا و ناتو مبنی بر کمک مالی و تسليحاتی جمهوری اسلامی ايران به طالبان را عامل اين حرکت رژيم جمهوری اسلامی ايران می دانند و معتقدند اين حرکت تلافی جويانه به منظور اعمال فشار بر نيروهای اشغالگر آمريکا و دولت دست نشانده کرزای می باشد. هر چند اين نيز می تواند يکی از مقاصد رژيم باشد اما دليل اصلی اين کارزار نيست زيرا رژيم از ماهها قبل در تدارک اين يورش بوده است.

 

از طرف ديگر رژيم جمهوری اسلامی ادعا کرده که با اخراج پناهجويان افغانستانی، صدهزار فرصت شغلی ايجاد کرده است و در نظر دارد که رقم را به 300 تا 400 هزار برساند.  اين ها تبليغات عوامفريبانه ای است برای جلب همراهی اقشار عقب مانده در ميان توده های مردم. 

حرکت هماهنگ و يکپارچه اين دوره دولت، ادامه همان سياستهای ضد مردمی گذشته آن در دوره رياست جمهوری خاتمی و رفسنجانی است. اما چرا امروز اين روند چنين شدت و حدت گسترده ای گرفته است، حکايت از اهداف پليد ديگری دارد.

رژيم جمهوری اسلامی  از دولتهای امپرياليستی که پيوسته بيکاری و مشکلات اقتصادي- اجتماعی خود را بردوش مهاجران خارجی و غير سفيد پوست می اندازند تا بدينوسيله مشکلات ذاتی نظام اجتماعی خود را بپوشانند پيروی می کند. آنها با اين کار تلاش می کنند تا نارضايتی مردم از نظام  را به طرف دشمنی با مهاجران خارجی منحرف کنند. آنان با اين کار تلاش می کنند تخم نفاق را در ميان مردم بپراکنند و افکار نژادپرستانه و "بيگانه" ستيزی را که از خصوصيات طبقات مرتجع حاکم است، در ميان مردم پخش کنند. اما جمهوری اسلامی  بصورتی ناشيانه تر و با شيوه ای خشن تر که القاء کنند شيوه های فاشيسم هيتلری است، به اين کار مبادرت ورزيده است. 

 

ايجاد ترس و وحشت در ميان مهاجرين افغانستانی در سالهای اخير دامنه وسيعتری بخود گرفته است. از سال 2003 همه مهاجرين افغان ملزم بودند کارت اقامت سابق خود را تحويل داده و کارت اقامت موقت دريافت کنند. سال گذشته از آبان ماه رژيم شروع به تشديد حملات خود کرد. ماموران وزارت کار، وزارت کشور و نيروهای انتظامی برای يافتن و اخراج کارگران افغانستانی به 200 هزار بازرسی اماکن کاری دست زدند. دولت همچنين مجازاتها و اعمال فشار اقتصادی و گمرکی واداری را برای کارفرمايانی که کارگران "غيرقانونی”  افغانستانی را استخدام  کنند در نظر گرفت. دولت  محدوديتهای جديدی بر مهاجرين افغان اعمال کرد، از جمله  حرکت فاشيستی محروم کردن کودکان افغانستانی از تحصيل درمدارس دولتی. اين محدوديت ها افزون بر محدوديتهايی بود که از قبل موجود بود. مثل محدوديتهای در نقل مکان کردن و همچنين  محدوديتهای مانند عدم امکان برخورداری از هر گونه بيمه کاری و درمانی.

 

اين رژيم بيهوده تلاش می کند مشکل بيکاری و اقتصاد بيمار و بحران زای خود را به گردن افغانستانی ها  بيندازد. اين رژيم منفور از شايعه پراکنی های دروغين که افغانستانی ها را عامل گسترش خشونت و جنايت در جامعه معرفی می کند، سودی نخواهد برد. حتا اگر همه افغانستانی ها را هم اخراج کند، نمی تواند مشکلات خود را تخفيف دهد. اين مشاغل به لحاظ دستمزد در واقع تفاوت چندانی با بيکاری ندارند. حتی اگر بخشی از اين مشاغل توسط اتباع ايرانی اشغال شود، بيکاری بازهم از طريق کارکرد خود اين اقتصاد بيمار بازتوليد خواهد شد. بيکاری بخش جدايی ناپذير ين نظام اقتصادی است؛ نظام اقتصادی  که بخش مهمی از آن را استثمارسرمايه داری بوروکرات تشکيل می دهد. سرمايه بوروکرات وابسته به امپرياليسم  برای ادامه  سودآوری خود، بخصوص در شرايط رقابت جهانی، نياز به استثمار کارگر مافوق ارزان دارد. بنابراين تشديد وحشيگری ها و جنايات جمهوری اسلامی نه برای از بين بردن بيکاری، بلکه برای ارزانتر کردن اين نيروی کار فوق ارزان است. اقتصاد بيماری که جمهوری اسلامی در دامن امپرياليستها ساخته و پرداخته، بدون وجود نيروی کار ارزان مهاجرين افغانستان بيش از پيش فلج شده و با بحران روبرو می شود. آنانيکه بيشرمانه از مصرف منابع ايران توسط مهاجران افغانستان صحبت می کنند، بخوبی آگاهند که ثروتی که اين کارگران سخت کار توليد می کنند هزاران بار بيشتر از مصارف ناچيز آنها و خانوارهای تهيدستشان است.

 

در حقيقت رژيم با راه انداختن اين وحشيگری و جنايت در تلاش است تا در ميان مهاجرين افغانستانی و فرزندان آنان که اکثرا در ايران متولد شده اند، جو ترس و وحشت دائم بوجود آورد و موقعيت بلاتکليف و بی ثبات و "غير قانونی”  آنها را تبديل به عاملی برای هر چه ارزان تر کردن نيروی کارشان کند تا به بهای زندگی اين زحمتکشان و فرزندانشان يک قشر نازک در جامعه فربه تر شود. به همين دليل است که فرزندان مهاجرين از تحصيل محروم می مانند تا فقر آنها توليد و بازتوليد شود و کاربردگی آنان برای سرمايه داران ايرانی و گردن کلفت های جمهوری اسلامی نسلها ادامه يابد. به همين دليل است که عليرغم بيش از دوميليون مهاجر ثبت نام شده و ثبت نام نشده، تنها به 1000 نفر اجازه کار داده شده است تا بقيه در شرايطی قرار گيرند که نيروی کار خود را به قيمت بردگی بفروشند.

 

رژيم جمهوری اسلامی در گذشته تلاش می کرد از موضوع مهاجرين افغانستانی برای پيشبرد تبليغات ضد کمونيستی و گسترش تاريک انديشی مذهبی در ايران، استفاده کند. رژيم جمهوری اسلامی، به جنايتکاران جنگ سالار اسلامی افغانستان که دستشان بخون مردم و انقلابيون افغانستان آغشته بود بال و پر داد و با کمک های مالی و نظامی آنان را پروار کرد. احزاب جنايتکاری چون حزب وحدت اسلامی و حزب حرکت اسلامی از احزاب شيعه و همچنين بسياری از جنگ سالاران جنايتکار ديگر، پيوسته مورد لطف و عنايت رژيم جمهوری اسلامی بوده اند.  رژيم،  مزدوران خود را برای کمک به سازماندهی سپاه محمد و بقيه سازمانهای مرتجع وابسته بخود به داخل افغانستان فرستاد و سالها از طريق آنان به گسترش شاخه های نظامی و امنيتی و اشاعه ايدئولوژی قرون وسطائی بنيادگرائی اسلامی خود در افغانستان پرداخت. جمهوری اسلامی ايران و پاکستان، در کنار قدرت های بزرگ امپرياليستی و ديگر قدرتهای مرتجع منطقه نقش مهمی در فجايع افغانستان و نابودی آن بازی کرده اند. جمهوری اسلامی چنين وانمود می کند که گويی تنها رابطه ای که با افغانستان و افغانستانی ها دارد "ميزبانی”  چند ميليون افغانستانی مهاجر است. زهی بيشرمي! جمهوری اسلامی در دامن زدن به گسترش تاريک انديشی مذهبی و اسارت زنان افغانستان و سرکوب کمونيستهای افغانستان نقش ايدئولوژيک و نظامی مهمی بازی کرده است. جمهوری اسلامی در نابودی افغانستان يکی از مجرمين مهم است که توسط زحمتکشان و خلقهای افغانستان بايد محاکمه شده و به سزای اعمالش برسد. جمهوری اسلامی در تسهيل اشغال افغانستان توسط امپرياليسم آمريکا چنان نقشی بازی کرد که حتا مقامات آمريکائی به آن اعتراف کرده اند. کارگران و زحمتکشان و زنان و روشنفکران افغانستان، چه آنانی که در ايرانند و چه آنانی که در خاک افغانستان زندگی می کنند، نقش و حق مسلمی در سرنگونی قهرآميز اين رژيم  تا مغز استخوان ضد مردمی دارند. مهاجرين افغانستانی، اعم از پناهنده و کارگر، جزو ستمديده ترين اقشار جامعه ايرانند. اينان جزئی لاينفک از وجود طبقه کارگر و زحمتکشان ايرانند.

بايد در مقابل اوباشان اسلامی از همزنجيران و همسرنوشتان خود با تمام قوا دفاع کنيم.  

پرولتاريا ميهن ندارد.

رولتاريا هيچ چيز برای از دست دادن ندارد جز زنجيرهايش! اما جهانی برای فتح دارد!

 

رفقا: کارگران "ايرانی”  و "افغانستانی” : هم صف شويم و با هدف سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی ايران، مبارزاتمان را پيش بريم.

 

حزب کمونيست ايران (م.ل.م) – 25 مه 2006

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 با تمام قوا از پناهجويان و کارگران افغانستانی در مقابل يورش جمهوری اسلامی ايران دفاع کنيم!
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م.ل.م)
 در تاريخ
 2007-06-22
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در