Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 کارگری   دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
کارگران: در صف اول افشای انتخابات قرار بگيريد

کارگران: در صف اول افشای انتخابات قرار بگيريد!

 


کارگران بايد از هم اکنون رای خود را عليه همه کانديداهای رياست جمهوری خرداد ماه صادر کنند و به جامعه هشدار دهند که اصول و کارکرد نظام جمهوری اسلامی با تغيير چهره ی نگهبانان آن عوض نمی شود. رابطه کارفرما با کارگر؛ رابطه نظام جمهوری اسلامی با طبقه کارگر، يک رابطه خصمانه است. سرمايه داری و اين نظام بدون اتکاء به اين رابطه خصمانه نمی تواند به حيات خود ادامه دهد. اين حقيقتی است که هر کارگر در مواجهه با بيکارسازی ها و حقوق های معوقه و حذف تدريجی سوبسيدها بطور روزمره آن را تجربه می کند.  کارگران بايد اين حقيقت را در آگاهی و شعارهای خود بيان و آن را تبديل به کارپايه خود کنند.

 

 صف کارگران بيکار افغاني، کرد، بلوچ ، ترکمن .. در حاشيه خيابان ها طولانی تر می شود. هر روز بر تعداد کسانی که از روستاها و شهرستان ها در جستجوی کار در حاشيه خيابان ها به انتظار می نشينند تا کسی بيايد و آنان را برای لقمه ای بخور و نمير استثمار کند، اضافه می شود. فرق اينان با کارگران شاغل در آنست که مرگ تدريجی را در حاشيه جامعه تجربه می کنند. آنان مملو از خشم اند اما شمار کمی از آنان می دانند که اين سرنوشت آنان نيست که در حاشيه جامعه مرگ تدريجی خود را تجربه کنند؛ اين کارکرد نظام جمهوری اسلامی و نظام سرمايه داری جهانی است که آنان را همراه با صدها ميليون کارگر بيکار ديگر محکوم به اين وضع کرده است.

 

پس از انتخاب رئيس جمهور جديد در خردادماه جاری، جمهوری اسلامی تهاجم جديدی را عليه کارگران سازمان خواهد داد. عدم پرداخت حقوق ها و  اخراج های دسته جمعی و تحميل قراردادهای موقت و بی امضاء بردگی کارگران را شديدتر خواهد کرد. حذف سوبسيدها تحت عنوان جلب سرمايه های خارجی جزو الويت های اقتصادی رئيس جمهور آينده است. اضافه شدن بحران اقتصاد سرمايه داری جهانی به بحران اقتصادی ايران، ضرورت دست زدن به اين جنايت ها را به جمهوری اسلامی تحميل خواهد کرد. حيات جمهوری اسلامی وابسته به اين تهاجمات افسارگسيخته عليه کارگران است.

 

علاوه بر احمدی نژاد ديگر کانديداهای رياست جمهوری نيز از بحران اقتصاد جهانی بعنوان "فرصتي" برای استثمار شديدتر، اخراج های دسته جمعی و حذف سوبسيدها سخن رانده اند. موسوی که قيافه کانديدای "متفاوت" را بخود گرفته  می خواهد با پنبه سر ببرد.  او که به اندازه کافی از حيله گری آخوند صفتانه بهره برده است مانند احمدی نژاد از محلات فقيرنشين ديدن می کند و می گويد، "من کاری به ثروتمندان بی درد" ندارم. مقصود موسوی زمانی روشن می شود که به کارگران فراخوان می دهد: "بايد دست در دست يکديگر از اين بحران رد شويم". او برای درمان دردهای سرمايه داری است که می خواهد به کارگران "نزديک" شود تا بتواند خنجر خود را بر پشت آنان فرو کند. جواب کارگران به کارپايه ی موسوی و يا هر کانديدای ديگر و بطور کلی به تهاجمات جمهوری اسلامی به معيشت و آزادی خود و ديگر اقشار مردم،  برای کل جامعه ما سرنوشت ساز است. کارگران بايد جواب صريحی به اين فراخوان دهند: خير آقايان. رد شدن نظام شما از بحران به معنای له شدن ما زير دست و پای شما و طبقه شماست.

 

امروز، برقراری رابطه ميان آمريکا و جمهوری اسلامی تبديل به يک نمايشنامه ديگر در دست سران و رهبران جمهوری اسلامی شده است تا بر روی مسئله اصلی جامعه، يعنی کشمکش مرگ و زندگی ميان جمهوری اسلامی از يکسو و کارگران، زنان، ملل تحت ستم، دهقانان و جوانان و روشنفکران ناراضی پرده بکشند. برقراری رابطه علنی ميان اين دو کشور برای هر دو دولت ايران و آمريکا واقعه مهمی است. اما کارگران بايد بپرسند هدف اساسی اين پروژه چيست؟ يکی از اهداف آن ايجاد زمينه های همکاری ايران و آمريکا برای تشديد جنگ در افغانستان و آغاز جنگی ديگر در پاکستان است. در اين جنگ ها که مرتجعينی مانند القاعده و طالبان آماج قرار گرفته اند، در اصل مردم زحمتکش افغانستان و پاکستان قربانی می شوند. سرنگونی طالبان و القاعده و هر قدرت ارتجاعی ديگر فقط بدست مردم افغانستان و پاکستان ممکن است. اين موضع انترناسيوناليستی طبقه کارگر ايران است. يکی ديگر از اهداف اساسی پروژه فوق ايجاد آرامشی موقت در فضای خاورميانه برای استثمار وحشيانه تر کارگران آسياست. نقشه های هولناکی برای کشيدن خون صدها ميليون کارگر ايرانی و افغانی و چينی و هندی و تزريق آن به بدن محتضر و شوک زده ی سرمايه داری جهانی کشيده اند. تصميمات اين جنايت بزرگ در اجلاس ارديبهشت ماه گروه 20 در لندن گرفته شد.

 

در اين ميان يک حقيقت با روشنی خودنمائی می کند:  جمهوری اسلامی چه در جوار آمريکا و يا در مخالفت با آمريکا؛ در هر دو حالت خصم عمده کارگران و مردم ايران است و بايد سرنگون شود.لاف و گزاف های جمهوری اسلامی در مورد انرژی هسته ای و فن آوری موشکی نه برای قد علم کردن در مقابل آمريکا و اسرائيل بلکه بستن چشمها بروی واقعيات اين نظام پوشالي، ضد مردمی و دزد صفت است. جمهوری اسلامی فقط انرژی سرکوب کارگران و بقيه مردم معترض ايران را توليد می کند. جمهوری اسلامی فقط موشک های بيکار سازی و بی حقوقی را به هوا پرتاب می کند. موسوی می گويد، "هرکس رئيس جمهور شود، جرات نخواهد کرد  دست از توليد انرژی هسته ای بکشد". کارگران بايد به امثال موسوی نشان دهند که: هرکس رئيس جمهور شود جرات دست زدن به سوبسيدها و تهاجم به سطح معيشت آنان را نخواهد کرد!

 

موسوی می گويد در مقام رئيس جمهور آينده به "اصول بنيادين" جمهوری اسلامی و رهنمودهای خمينی باز خواهد گشت. موسوی اين را وعده محسوب می کند اما برای کارگران و اکثريت مردم اين يک تهديد است. کارگران بايد از خود بپرسند اين "اصول" چه بود؟ اولين گام و اصل پايه ای جمهوری اسلامی سرکوب انقلاب بود؛ انقلابی که در حال جوانه زدن بود و خواست آزادی های سياسی و ريشه کن کردن فقر را در در سرلوحه خواست های مردم کوچه و خيابان گذاشته بود. بدون اين سرکوب اصلا جمهوری اسلامی بوجود نمی آمد. سرکوب "خانه کارگر" که مرکز هماهنگ کننده ی مبارزات کارگران بود و تبديل آن به مرکزی برای سرکوب کارگران؛ تحميل حجاب اجباری و قوانين بردگی به زنان؛ لشگر کشی به کردستان؛ به راه انداختن حمام خون از جوانان عرب خوزستان در ماه های اول قدرت گيری جمهوری اسلامي؛ سرکوب نظامی دهقانان ترکمن صحرا توسط پاسداران و بسيجی های جبون و کثيف؛ دستگيری و اعدام کارگران سياسی و فعال در شوراها و تجمعات کارگري؛ کشتار خونين زندانيان سياسی در سراسر دهه 1360؛ اينها همان اصول بنيادين جمهوری اسلامی اند که موسوی به آنها افتخار می کند. هيچ کارگری نبايد اين تاريخ را فراموش کند.

 

کارگران در سراسر ايران در مقابل يورش های افسارگسيخته سرمايه داری که با حرص و آزی وصف ناپذير و بيسابقه بدنبال سود بيشتر است، دست به مبارزات پراکنده و مقاومت های طولانی زده اند. گسترش اين مبارزات و مقاومت ها ناگزير است. دشمن نيز اين را می داند و برايش تدارک می بيند. سوالی که در اول ماه مه امسال در مقابل ماست اين است که  آيا در مقابل توفان بحران سرمايه داري، اعتراضات کارگری به شکل گذشته تداوم يافته و لاجرم در حالت تدافعی باقی خواهد ماند؛ يا اينکه جنبش کارگران با روحيه کوبيدن سر خصم به سنگ، جهش وار رشد کرده و به سطح بالاتری از يورش سازمان يافته و آگاهانه عليه دژهای سرمايه داری در ايران که در وجود جمهوری اسلامی فشرده شده است، گذر خواهد کرد؟ جواب اين سوال در گروی عمل آگاهانه و جسورانه پيشروترين اقشار طبقه کارگر است. اگر بخش هر چند کوچک اما متشکلی از اين پيشروان مصمم باشند تا تاريخ ديگری همانند مه 1886 را در دفتر تاريخ مبارزات بين المللی طبقه کارگر به ثبت رسانند آنگاه می توان گفت که بدون شک ميليون ها زحمتکش در ايران نيز به پا خاسته و مانند کارگران شيکاگو در خيابان ها سلاح بدست خواهند خواند: مستبدين بر خود می لرزند؛ قدرتشان را بر باد می بينند.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 کارگران: در صف اول افشای انتخابات قرار بگيريد!
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (م ل م)
 در تاريخ
 2009-04-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در