Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 کارگری   جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
از درسهای انقلاب 57 ایران

 

نامه ای در باره درسهای انقلاب 57 ایران

 

<<ضرورت وجود حزب کمونیست انقلابی طبقه کارگر>>

 

از: هادی

 

بی گمان انقلاب 57 در ایران، پس از انقلابات روسیه و چین، می توانست یکی از بزرگترین انقلابات باشد. این انقلابی بود که در آن قدرت توده ها در مطالبه خواسته هایشان به عالیترین شکل ممکن به نمایش گذاشته شد و نشان داد که در صورت به حرکت درآمدن توده ها، حتی حکومتی مانند حکومت پهلوی با دارا بودن ارتشی مجهز و حمایت قدرتهای امپریالیستی نیز در مقابل موج خروشان اراده طبقات تاب مقاومت ندارند. اگر چه این انقلاب از نظر حضور  اقشار و طبقات جامعه در مبارزات ضد رژیم از فراگیرترین انقلابات جهان بوده است و تجلی بخش قدرت توده های مردم در بدست گرفتن سرنوشت خویش، اما در نهایت انقلاب به ضد خود تبدیل شد.

طبقه کارگر می توانست با پیروزی انقلاب از فرصت کسب قدرت سیاسی برخوردار شده بر سرنوشت خویش حاکم گردد، اما نه تنها با وقوع انقلاب و پیروزی قیام چنین نشد بلکه با دزدیده شدن انقلاب توسط بورژوازی و دسته های مرتجع اسلامی، هم دستاوردهای قیام از بین رفت و هم طبقه کارگر و توده های زحمتکش جامعه به دلیل مطالبه حقوق  خویش و قد علم نمودن در مقابل امپریالیسم و نوکرانش به شدیدترین وجه ممکن سرکوب  شده و تنبیه گشتند.

پرولتاریای ایران و جهان علاوه براینکه فرصت برپائی یک نطام نوین را از کف داد، از رهبری نیروهای پیشرو و انقلابی نیز به دلیل سرکوب و کشتار وحشیانه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی نیز محروم شد. اما تجارب تاریخی- جهانی به پرولتاریا آموخته است، شناخت کافی از مسیر تحولات هر قیام و بررسی دلایل وقوع و شکست آن می تواند از پس تیره ترین چشم اندازها هم، سرخی شعله های قیامهای آینده را نمایان سازد.

از اینرو آشنائی کمونیستهای جوان امروز ایران، دلایل وقوع انقلاب، ترکیب طبقاتی آن، دلایل شکستش و همچنین روند جنبش کمونیستی در سالهای نزدیک به انقلاب، موجب ارتقای درک ایدئولوژیک آنها شده و ضرورتها و حداقلهای لازم را برای پیشبرد مبارزه و نزدیکی به پیروزی را روشن می سازد.

در این مقاله به بحشی از موضوعات فوق در خصوص اهمیت حزب کمونیست انقلابی پرداخته می شود:

مبارزه و انقلاب نیز مانند هر پدیده اجتماعی دارای خصلت طبقاتی است، یعنی طبقات مختلف جامعه بر اساس منافع طبقه خویش در مبارزه شرکت می نمایند و بر همین   اساس نیز با طبقات دیگر متحد میشوند. طبقه کارگر نیز جهت زمینه سازی حاکمیت طبقه خویش باید بداند که دقیقاً چه میخواهد و از چه طریقی به خواسته خویش خواهد رسید. باید به این نکته توجه نمود که در کارزار پر پیچ و خم مبارزات طبقاتی هیچ نقشه از پیش ترسیم شده ای وجود ندارد و تنها با تکیه بر علم انقلاب و مجهز شدن به تئوری انقلابی و کاربست این تئوری در پراتیک است که می توان مبارزه انقلابی را پیش برد.

اما طبقه کارگر چگونه به این علم دست پیدا می کند؟

کلید حل این مسئله، وجود حزب طبقه کارگر –حزب کمونیست انقلابی است. طبقه کارگر و پیشروان آگاه و انقلابی آن تنها با تکیه بر آگاهی و تحلیل طبقاتی، برنامه حزبی و تشکیلات مبتنی بر ایدئولوژی انقلابی در یک مبارزه طولانی و قهرآمیز است که می توانندقدرت سیاسی را بدست آورند. و همه اینها در سایه وجود حزب کمونیست انقلابی است که می تواند حاصل شود. آیا در شرایط ایران سال 57 و قبل از آن چنین حزبی موجود بوده است؟

این موضوع را می توان با بررسی گروههای چپ در آندوره و عملکرد آنها روشن نمود!

قدیمیترین تشکیلات حزبی ایران که ادعای مارکسیستی داشت حزب توده بود، اما این  حزب به دلیل غلطیدن در دام رویزیونیسم برخاسته از دل امپریالیسم شوروی نه می خواست و نه قادر بود که رهبری این طبقه را در مسیر انقلاب عهده دار شود.

این حزب خواستها و عملکردش را در رویدادهای سال 32 نیز نشان داده بود.

دیگر تشکیلات به ظاهر کمونیستی نیز عمدتاً بر پایه خط – مشی  چریک شهری استوار بودند که این خط نیز به دلیل وجود انحرافات و کمبودهای ایدئولوژیک و جدا بودن از توده ها امکان دستیابی به هدفی بیش از رفرمیسم را نداشت و به همین دلیل نیز بدون اینکه دستاوردی برای طبقه کارگر داشته باشد موجب نابودی بسیاری از نیروهای انقلابی و پیشروان این طبقه گردید.

در این میان گروههای نوپایی با استفاده از تجارب انقلاب سوسیالیستی چین و توجه به تکامل علم مارکسیسم-لنینیسم، خود را به علم تکامل یافته مارکسیسم- لنینیسم-مائوئیسم مجهز نموده بودند. اما به دلیل وجود بحران ایدئولوزیک ناشی از شکست پرولتاریا در چین پس از وقوع کودتای رویزیونیستی 1976 در آن کشور و همچنین کم تجربه و بی تجربه بودن این نیروها در کوران مبارزه بسیاری از انها از م- ل- م  به عنوان یک علم تکامل یافته شک نمودند و تنها به 2 بخش اول آن بسنده کردند و به این ترتیب این بخش از نیروها نیز امکان تشخیص صحیح روند مبارزه و رهبری طبقه کارگر را از دست دادند.

بخش دیگری از این نیروها که همچنان به اندیشه مائو تسه دون باور داشتند به عنوان نیروهای انقلابی واقعی، پیروزی را در شکستن ماشین کهنه دولتی و رکن اساسی آن، نیروهای مسلح می دیدند. اما اینان نیز درک صحیحی از چگونگی کسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا نداشتند.

 واقعیت این است که نمی توان تنها با تسلیح نمودن -در صورت امکان- توده های ناآگاه و تشکل نیافته پرولتاریا به ناگهان بر دشمن و قوای مسلحش غلبه نمود و قدرت سیاسی را کسب کرد. ضرورتی که در آن مقطع از جانب کمونیستهای انقلابی مورد توجه قرار نگرفت تشکیل ارتش خلق انقلابی تحت رهبری طبقه پرولتاریا بود و این همان آموزه ارزشمند صدر مائوتسه دون است.

با شعله ور شدن خیزشهای مردمی در سالهای 56 و 57 ،  کمونیستها به مبارزات خودبخودی کارگران در کنار دیگر طبقات اکتفا نمودند، غافل از اینکه این مبارزات می تواند با رهبری طبقات دیگر و با لاخص بورژوازی و ارتجاع مذهبی جهت دیگر بگیرد.

تحلیل طبقاتی جامعه ایران- چه در ان مقطع و چه اکنون- نشان می دهد که منافع طبقه کارگر و دهقانان کم زمین و فاقد زمین بسیار به هم نزدیک است و ایجاد ارتش خلق- که بدنه اصلی آن و رهبریش را پرولتاریا تشکیل می دهد- در مناطق روستائی و دهقانی موجب برانگیختن قدرت عظیم توده های دهقانی ایران می شود و این طبقات را قادر می سازد که با شروع جنگ خلق انقلابی و گسترش آن به مناطق دیگر، در درازمدت، اندک اندک ارتش دشمن و دستگاه دولتی آن را به زانو در آورده و شرایط پیروزی سراسری را کسب نماید.

اما عدم وجود یک حزب کمونیست انقلابی بر پایه ایدئولوژی (م- ل- م ) در ان مقطع موجب شد با تمرکز خیزشهای مردمی در شهرها، بورژوازی ملی و متوسط و مرتجعین مذهبی که در این مناطق پایگاهای سنتی داشتند رهبری خیزشها را بر عهده بگیرند و این قدرت عظیم را جهت کسب منافع خویش مورد استفاده قرار دهند.  لذا مبارزات طبقه کارگر عمدتاً به تشکیل شوراها و سندیکاهای کارگری محدود شد و پیشروان این طبق نیز عمدتاً به این تشکلات پیوستند و در عالیترین شکل به سلاح اعتصاب متوسل شدند.

اعتصابات توانست ماشین حکومتی شاه را فلج نماید و قدرتهای امپریالیستی را در پذیرش وخیم بودن اوضاع ایران متقاعد نماید تا با رهبران فوق الذکر جهت حفظ ساختمان دولتی به مذاکره بنشیند. اما این شکل از مبارزات منجر به کسب قدرت طبقه کارگر نشد چرا که هدف آن در هم شکستن ساختمان جامعه کهنه نبود.

در مناطق روستائی نیز، دهقانان به دلیل دور بودن از کانون مبارزات، نتوانستند با اندیشه های انقلابی آشنا شوند و به دلیل نفوذ اعتقادات مذهبی مبتنی بر فئودالیسم عملاً در جهت منافع مرتجعین اسلامی بکار گرفته شدند و حتی از اندک دستاوردهائی که طبقه کارگر بر پایه مبارزات مستقل و خودبخودی بهره مند شدند نیز محروم ماندند.

به این ترتیب انقلاب عظیم ایران حرکتی به عمق نکرد و خمینی و دارودسته اش  با حمایت قدرتهای امپریالیستی- تصمیمی که از  جانب آنها در کنفرانس گوارالوپ در جهت حفظ منافعشان گرفته شد-  پس از فروپاشی حکومت پهلوی با حفظ کلیه ارگانهای دولتی و نظامی و حتی با افزودن نیروهای مسلح جدید بر مسند قدرت نشستند و در ادامه به سرکوب وجشیانه کمونیستهای انقلابی پرداختند.

در برخی از نقاط ایران، مانند کردستان، شورشهای دهقانان و ملی بر پایه جنگ مسلحانه و تکیه بر توده ها اغاز شد و نشان داد علیرغم سکون در بیشتر نقاط ایران، خواسته های نهفتۀ زیادی در میان توده های فقیر و زحمتکش دهقانی در جهت تغییر وضع موجود است. وضعیت خاص کردستان و شعله ور بودن جنگ توده ها بر علیه حکومت باعث شد که بسیاری از انقلابیون واقعی به این قیام پیوند بخورند. اما در آنجا نیز عدم درک صحیح و نبود برنامه مشخص بر سر مسئله ارضی، مانع از این شد که قیام به برانگیختن وسیع توده ها بطور وسیع بیانجامد و در آنجا هم آگاهی انقلابی در بین توده های انقلابی نفوذ زیادی پیدا نکرد و رهبری خیزش به دست طبقات دیگر افتاد هر چند که این موضوع از ارزش جنبش دهقانی در بدست گرفتن سلاح برای کسب حقوق خویش نمی کاهد.

در انقلاب 57 ، جنبش کمونیستی ایران، به دلیل نبود حزب کمونیست انقلابی و نداشتن وظیفه مرکزی برای چنین حزبی، نتوانست تحلیل طبقاتی صحیحی از جامعه ایران نماید و از بردن اندیشه انقلابی م – ل – م  به میان طبقه کارگر غافل ماند و به همین دلیل وظیفه رهبری طبقه پرولتاریا را ایفا ننمود. اما این مبارزه با تمام کاستیهایش در دفتر مبارزات طبفه جهانی پرولتاریا ثبت گردید تا نسل کنونی بر پایه مبارزات قبل از آن و درسهای گرفته شده از این مبارزه بیاموزد که وظیفه اصلیش، در سایه کسب علم انقلابی مارکسیسم و توجه به روند تکامل آن، تسکیل یک حزب کمونیست انقلابی است. این حزب هر چند با نفرات اندک ودر مقیاس کوچکی، می تواند با تکیه بر اندیشه های ناب انقلابی و درک صحیح از شرایط مکانی و زمانی، تئوریهای انقلابی را به میان توده های کارگران ببرد و با رهبری پیشروان آگاه این طبقه و پیوند با طبقات زحمتکش دهقانی، در مصافی جدید پیشاپیش مبارزات توده ها قرار بگیرد و با انجام انقلاب دمکراتیک نوین شرایط را برای تشکیل جامعۀ سوسیالیستی فراهم نماید.

طبقۀ کارگر تنها با اتکاء بر قدرت طبقه خویش و متحدان واقعیش و با رهبری حزب طبقه خویش قادر به کسب قدرت سیاسی خواهد بود و این امر بصورت مسالمت آمیز به وقوع نخواهد پیوست. تنها راه کسب قدرت سیاسی، جنگ مسلحانه خلق است. و نقطه شروع این حرکت، تشکیل حزب کمونیست انقلابی است. حزبی که مجهز به علم انقلاب بوده و بصورت دیالکتیک به تحلیل طبقاتی جامعه بپردازد و با بررسی همه جانبه شرایط کنونی ایران و جهان و در پیوند با مبارزات جهانی پرولتاریا به عنوان گردانی از ارتش جهانی این طبقه به ایفای نقش آگاهی بخش و زهبزی کننده کارگران بپردازد.

کمونیستهای جوان ایران امروز، تنها با تشکیل حزب انقلابی در سایه تجارب گذشته قادر به ایفای چنان نقشی هستند چرا که پیروی از طبقات دیگر تنها به تحقق منافع آن طبقات منجر خواهد شد و دستاوردی برای طبقه کارگر نخواهد داشت.

پس بیایید با تشکیل این حزب و عضویت در آن و پذیرفتن وظایف انقلابی تحت رهبری این حزب نشان دهیم که درسهای انقلاب 57 را مانند دیگر تجارب پرولتاریای جهانی فرا گرفته ایم و اصل تئوری- پراتیک - تئوری را در کوران مبارزات انقلابی بکار می بندیم.                                        

           

             

 

 

    

                      

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 
 نوشته
 هادی
 در تاريخ
 2009-01-01
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در