Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 زنان   يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ برابر با ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹                    
 
تغییر ماهیت خانواده در چین انقلابی و رهائی زنان

تغییر ماهیت خانواده در  چین انقلابی و رهائی زنان

 


اين مقاله از سلسله گفتارهای راديويی "صدای سربداران" (1370-1368) است که با اندکی ويرايش در اينجا بازتکثير می ‏شود.

 


اين واقعيتی است كه حزب كمونيست چين خانواده را از تلاشی تحميلی امپرياليسم و فئوداليسم و سراشيب اضمحلال رهانيد و به مفهومی زندگی خانوادگی بعد از رهائی جامعه چين با ثبات شد. آيا اين اقدام انقلابيون چين خلاف جهت‏گيري‏های تاريخی پرولتاريا و انقلاب پرولتری در الغای خانواده‏ بود؟ كمونيست‏ها چه بايد مي‏كردند؟ نيروهای ستم‏گر قربانيان زيادی از صفوف مردم گرفته بودند. در سراسر چين آن‏ها را به گرسنگی كشانده و خانواده‏ها را به زور از يكديگر جدا كرده بودند و فقر و فلاكت خردكننده بود. نظم اجتماعی آنقدر بي‏رحم بود كه حتی شوهران زنان خود را و  والدين فرزندان دختر خود را می فروختند يا گاه به دليل ناتوانی در مراقبت و نگهداری از آنان در اوج نوميدی غرق‏شان مي‏كردند. در چينِ قبل از انقلاب، صدهزار تن تن‏فروش وجود داشت که جز اين کار راهی برای زنده ماندن نداشتند. تجاوزِ ملاكين و اوباشان فئودال به زنان رعيت و دختران خردسال دهقان زاده عموميت داشت. انقلاب در برانداختن تمامی اين مظاهر پستی كاملا محق بود و بدون فوت وقت دست به كارِ آن شد. در تمام زمينه‏های فوق جهش‏های راديكال به وجود آمد. آنچه انقلاب دمكراتيك نوين بلافاصله در چين انجام داد طبق استانداردهای تاريخ جهان واقعا معجزه بود.

 

قانون رفرم ارضی مردان و زنان دهقان را صاحب زمين کرد. در مراسمی كه به مناسبت تقسيم زمين برگزار مي‏شد خيل عظيم زنان برای نخستين بار در زندگی مي‏شنيدند كه نام‏شان در ملاء عام خوانده مي‏شود. قوانين مربوط به همسرگزينی تحت عنوان «قانون طلاق» يا «قانون زنان» برسر زبان‏ها افتاد. تقريباً يك ميليون مورد طلاق در طول هجده ماه صورت گرفت و زنان، از جمله نوعروسان خردسال را از قيد ازدواج‏های اجباری و معامله‏گرانه رها کرد. اين رخدادی بي‏سابقه در جامعه‏‏ای بود که چند هزار سال اسير روابط اجتماعی كهن و افکار کهن بود. فحشاء به معنای واقعی كلمه از ميان رفت. در شهر شانگهای به تنهائی 60 هزار زن تحت پوشش آموزش و اشتغال قرار گرفتند، اسكان داده شدند و به جای  هتك حرمت و تجاوز مورد احترام قرار گرفتند.

 

كشتن نوزادان دختر متوقف شد. قانون اساسی نوين کليه‏ی اشكال قانونی تبعيض عليه زنان را ملغی كرد. در اين زمينه قانون اساسی انقلاب چين در زمان مائو، از هر قانون اساسی كه تا آن زمان در دموكراسي‏های بورژوائی مانند آمريكا و انگلستان اتخاذ شده بود فراتر رفت. جامعه‏ای كه يكی از عقب‏مانده‏ترين جوامع روی زمين محسوب مي‏شد به سرعت پيش تاخت و به وسيله‏ی زور  انقلاب توده‏ای به اندازه‏ی چندين دهه به جلو خيز برداشت. قبل از انقلاب و در تدارک انقلاب، مائو همواره تاکيد مي‏کرد که مبارزه عليه سلطه‏ی مردان بر زنان جزء لاينفک انقلاب دمكراتيك نوين است. او در مقاله‏ای که قبل از پيروزی انقلاب نوشته بود خاطرنشان مي‏کند که در چين معمولا مرد زير سه سيستم اقتدار قرار دارد: قدرت سياسی، قدرت قبيله ای و قدرت مذهبی. اما زن علاوه بر اين‏ها زير اقتدار مرد (قدرت شوهر يا پدر) هم قرار دارد. اين چهار شكل قدرت سياسی، قبيله ای، مذهبی و مذكر مبين مجموعه‏ی ايدئولوژی و سيستم فئودالی پدرسالاری است و مانند چهار ريسمان كلفت، خلق چين به ويژه دهقانان را در بند كرده است.

 

پيروزی اولين پله انقلاب در سال 1949 يک گام بزرگ به جلو برای جامعه و نيز برای رهائی زن بود. اما فقط يک گام. هرچند انقلاب دمكراتيك نوين تحت رهبری حزب کمونيست و پرولتاريا انجام شده بود اما كماكان دارای برنامه‏ی بورژوائی تقسيم اراضی فئودال‏ها دهقانان فقير و بي‏زمين بود و شعار آن «زمين به كشتگر» بود و نه «اشتراكی كردن زمين». اين امر ضرورت جامعه‏ی آن زمان بود زيرا بدون اجرای اين برنامه‏، ريشه‏کن کردن فئوداليسم و راهگشائی برای سوسياليسم ناممکن بود. اما اجرای اين برنامه هم‏زمان در را به روی رشد سرمايه‏داری باز کرد. مائوتسه‏دون تناقض فوق را اين طور بيان کرد: دموكراسی نوين در را به روی سرمايه داری باز می كند... اما بيش‏تر از آن در را به روی سوسياليسم مي‏گشايد. اين امر دارای مفاهيم متناقضی در مورد موقعيت زن در جامعه نوين نيز بود.

 

رفرم ارضی به خودی خود قادر به تضعيف مبنای خانواده و پدرسالاری در چين نبود. اما پايه ای شد برای حركت بعدی و مرحله عميق‏تر انقلاب كه کارش تعيين تکليف با سرمايه داری بود.  وقتی انقلاب به اين مرحله رسيد عده‏ای از رهبران حزب کمونيست در مقابل پيشروی به سوی سوسياليسم ايستادگی کردند و خواهان «تحکيم دموکراسی نوين» شدند و نه پشت سر گذاشتن آن. مائو گفت اين افراد در واقع بورژوا دموکرات‏هائی هستند که به حزب پيوسته‏اند. مائو مبارزه طبقاتی را در جهت دگرگونی سوسياليستی رهبری كرد. بدون شركت فعال توده ای زنان، پيروزی در اين انقلاب ناممكن بود. بدون نبرد عليه زنجيرهائی كه انرژی انقلابی زنان را عقب نگه مي‏داشت، مردان پرولتر نيز نمی ‏توانستند چنان تغيير کنند كه شايسته و درخور نيازهای پيشروی همه جانبه‏ی انقلاب در هر مرحله است، خواه اين مرحله انقلاب دمكراتيك نوين باشد يا سوسياليستی. به همين دليل مائو تاکيد کرد که ميزان پيشرفت انقلاب چين را مي‏توان به وسيله‏ی جايگاه زنان در انقلاب سنجيد و  گفت «انقلاب فرهنگی آتی توسط زنان و برای زنان بر پا خواهد شد» و «تا زمانی كه يك زن در جهان باشد كه به رهائی دست نيافته است، هيچ‏كس به واقع آزاد نيست.» و «آن‏روزی كه زنان سراسر كشور به پاخيزند، آن‏روز روز پيروزی انقلاب چين خواهد بود.»

 

در چينِ سوسياليستی، کماکان نابرابری موجود بود و آثار  نظام پدرسالاری باقی مانده بود، هنوز هم توليد كالايی و عناصری از مالكيت خصوصی وجود داشت و کماکان موانع زيادی در مقابل رهائی كامل زنان موجود بود. وجود عناصر راست در رده های عالی حزب كمونيست چين که «رهروان سرمايه‏داری» خوانده مي‏شدند يکی از اين موانع بود.

 

بنابراين انقلاب چين هنوز راه درازی در پيش داشت اما تفاوتی بنيادين با گذشته داشت. پرولتاريا به رهبری حزب كمونيست به قدرت رسيده و مالكيت اجتماعی برقرار شده بود. بر اين مبنا و در ادامه‏ی انقلاب، حزب توده‏های مردم را در محدود كردن نابرابري‏ها و تقسيمات اجتماعی باقی مانده از گذشته رهبری مي‏کرد. زنان جامعه، از جمله صدها ميليون زن روستائی در جريان شکستنِ حلقه‏های متعدد زنجير ستم پيشروي‏های بزرگ كردند و تمايزات اجتماعی اعصار کهن را درهم شکستند.

 

نظر حزب كمونيست چين در مورد مقوله‏ی خانواده و جايگاه آن در جامعه طبقاتی و در جامعه نوينِ سوسياليستی چه بود؟

 

حزب كمونيست چين در نشريه‏ی تئوريکِ پرچم سرخ به سال 1960 نوشت: «خانواده با ظهور مالكيت خصوصی تولد يافت. از همان ابتدا رابطه‏ی خونی اساس طبيعی و مالكيت خصوصی زيربنای اقتصادی آن را تشكيل داد. بدين‏سان خانواده يك واحد اقتصادی جامعه بود. خانواده مدرن نه تنها نطفه بردگی بلكه اسارت فئودالی را نيز با خود حمل مي‏كند، چراكه از همان آغاز با خدمات كشاورزی در ارتباط قرار داشت. خانواده كليه تخاصماتی را كه بعداً در ابعادی گسترده درون جامعه و دولت رشد يافتند را به صورت مينياتوری در خود حمل می ‏کند.»

 

حزب كمونيست چين خانواده را هم‏زمان بخشی از زيربنا و روبنای جامعه مي‏ديد و توجه زيادی به جنبه‏ی ايدئولوژيك آن مي‏کرد با اين تاکيد که: تفكر پدرسالارانه، يعنی ايدئولوژی نظام خانواده، کليه‏ی عرصه‏های جامعه چين را در برگرفته و كماكان سدی در مقابل شركت كامل زنان در زندگی سياسی و اقتصادی است. برمبنای اين تحليل، حزب درك درستی از روند سياسی انقلاب و ديالكتيكِ ميانِ تحول و انقلاب در زيربنا و روبنا و موقعيت خاص خانواده را پيش گذاشت.

 

نقش پايه‏ای و ساختار خانواده در چين، وابسته به اراده حزب كمونيست چين و يا هيچ گروه يا طبقه‏ی ديگر نبود بلكه منطبق بر سطح كلی رشد جامعه سوسياليستی بود. به دليل  اشتغال جمعيت كثيری از مردم در كشاورزی كه عموماً غير مكانيزه بوده و تحت مالكيت كلكتيوی و سطح نازلی از تشكل تعاونی توليد دهقانان قرار داشت، خانواده كماكان به پيشبرد برخی عملكردهای اجتماعی خدمت می ‏كرد.

 

حزب كمونيست چين همواره خاطر نشان مي‏کرد كه «شركت كليه زنان در كار اجتماعی پيش نيازِ رهائی آنان است. برای نيل به اين هدف ضروری است كه خانواده به عنوان يک واحد اقتصادی جامعه اضمحلال يابد.» مائوتسه‏دون اين بحث را به گونه‏ای عميق‏تر بيان مي‏کرد: «در سوسياليسم هنوز مالكيت خصوصی موجود است. تجمع كوچك و خانواده هنوز وجود دارد. خانواده كه در آخرين مراحل كمونيسم اوليه ايجاد شد در آينده از بين خواهد رفت. خانواده، آغازی داشته و پايانی هم خواهد داشت... طی تاريخ، خانواده يك واحد توليدی، يك واحد مصرفی، واحدی برای بازتوليد نيروی كار نسل بعدی و واحدی برای تربيت فرزندان بود. امروز كارگران خانواده را به عنوان يك واحد توليدی درنظر نمي‏گيرند. دهقانان در تعاوني‏های توليد وسيعاً تغيير يافته‏اند و خانواده‏های دهقانی معمولا واحدهای توليدی نيستند. آن‏ها صرفاً در حد معينی از توليد جانبی درگير هستند. اين امر در مورد خانواده‏های كاركنان دولتی و نيروهای نظامی حتی كمتر از دهقانان است. آن‏ها صرفاً به واحدهای مصرفی و واحدهائی برای آموزش و پرورش ذخاير كار تبديل شده‏اند. امروز اصلي‏ترين واحد آموزشی مدرسه است. خلاصه آنكه، خانواده ممكن است در آينده به عاملی نامساعد در مسير توسعه توليد تبديل شود.»

 

«تحت سيستم توزيع كنونی (توزيع سوسياليستی) يعنی "به هركس بر حسب كارش" خانواده هنوز مفيد است. هنگامی كه به مرحله‏ی روابط توزيعی كمونيستی يعنی "هركس به اندازه نيازش" برسيم بسياری از اين مفاهيم تغيير خواهند يافت. ممكن است پس از چندين هزار سال يا حداقل چند صد سال خانواده مضمحل شود. در ميان ما بسياری جرات فكر كردن در اين مورد را به خود راه نمي‏دهند. آن‏ها بسيار كوته‏بين هستند.» (سخنرانی در كنفرانس چنگ‏تو: عليه اعتقاد كوركورانه به آموزش، مارس 1958 ـ از كتاب «صدر مائو با خلق سخن می گويد»)

 

ارزيابی مائو از تغييراتی که انقلاب چين در خانواده به وجود آورد درست بود. در شهرها مالكيت خصوصی و توارث از بين رفت، كودكان اكثر وقت خود را در كودكستان ها و مدارس مي‏‏گذراندند. امری که تا پيش از آن در چين كهن سابقه نداشت. طلاق به امری آسان تبديل شد. اين تغييرات و تحولاتی از اين قبيل، به قول مائو به معنای اين بود كه خانواده دست‏خوش تحول شده و نقش آن به مثابه واحد پرورش نيروی كار و تربيت فرزندان محدود شده است.

 

حتی در عقب افتاده‏ترين روستاها بر پايه‏ی كلكتيويزه شدن كشاورزی تحولات عظيمی رخ داد. اين امر عمدتاً توارث و زراعت كوچك خصوصی را كه يكی از ستون‏های نظام خانوادگی پدرسالار بود از بين برد. توليد توسط گروه‏ها انجام مي‏شد. اگرچه توليد در بعضی موارد تحت نفوذ پيوندهای خانوادگی قرار داشت اما به ورای گروه نيز گذر كرد و به واحدهای بزرگتری كه بريگادهای توليدی خوانده مي‏شدند رسيد. بريگادهای توليدی نقش تعيين كننده‏تری در روند توليد بر عهده گرفتند. زنان به نحو گسترده ای در توليد كه عمدتاً كشاورزی بود بسيج شدند. البته زنان در اغلب كارگاه‏ها و كارخانه‏های كوچك نيز كه جهت كمك به خودكفائی كلكتيوها طرح ريزی شده بودند فعال بودند. زنان در فعاليت سياسی و در ميليشيا نيز شركت مي‏جستند. دختران جوان به آموختن مهارت های نظامی مي‏پرداختند که بخشی از سياست ايجاد نيروی چريكی گسترده جهت دفاع از انقلاب چين بود. اين‏ها بيان‏گر آن بود كه خانواده ديگر آن جايگاه و قدرتِ سابق را در جامعه ندارد.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 تغییر ماهیت خانواده در چین انقلابی و رهائی زنان
 نوشته
 گفتار رادیویی «صدای سربداران»
 در تاريخ
 2012-03-20
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در