Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 ایران   يكشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۲۳ فوريه ۲۰۲۰                    
 
انداختن رای به صندوق های متعفن جمهوری اسلامی یا

انداختن رای به صندوق های متعفن جمهوری اسلامی يا

                                                            انداختن جمهوری اسلامی به زباله دان تاريخ؟

 

نيمه اول اين سوال شرايط دهشتناک و نيمه دوم آن رهائی بخش است!

 

در صورتی که تلاطمات اجتماعی يا حمله نظامی آمريکا بساط جمهوری اسلامی را به يکباره بر هم نزند، مجلس هشتم جمهوری اسلامي، مجلس همکاری جناح های مختلف برای تشديد جنگ اقتصادی عليه کارگران و دهقانان و زحمتکشان شهری خواهد بود. مجلس سرکوب دانشجويان، زنان، کارگران و همه ی مردم و  آماده کردن زمينه برای چرخش های بزرگ در روابط ايران و آمريکا خواهد بود. جناح به اصطلاح اصلاح طلب حکومت نيز تحت لوای "شرايط حساس در کشور" مشاطه گر اين پروژه خواهد بود.

تدارک انتخابات مجلس اسلامی هشتم، تا بدانجا که به مردم مربوط است با دستگيری و شکنجه دانشجويان چپ و قتل مخالفين زير شکنجه شروع شد که آخرين آن قتل زبونانه ابراهيم لطف الهی دانشجوی کرد در زندان سنندج بوده است. به موازات گسترش موج بيکار سازی ها ، صعود بيرحمانه قيمت ارزاق عمومي، نابودی توليد کنندگان کوچک صنعت و کشاورزي، ضرب و شتم و دستگيری مخالفين نيز اوج تازه ای گرفته است. سران جمهوری اسلامی نمايندگان کارگران مبارز مانند محمود صالحی را در سياه چال محبوس کرده تا  از کارگران زهر چشم بگيرند و در برابر اين جلادان بيشرم سکوت اختيار کنند. سخنگويان رژيم در روزی نامه هايشان برای اعضای کانون نويسندگان ايران خط و نشان می کشند و برای راه اندازی يک موج نوين سرکوب عليه روشنفکران متعهد به حقوق و بيداری مردم، زمينه سازی می کنند. جمهوری اسلامی آنقدر مستاصل است که حتا در مقابل اعتراضات صنفی دانشجويان صف آرائی نظامی می کند.

اين است خطوط کلی برنامه همه جناح های حاکميت برای مردم. توده ها بايد چشمانشان را باز کرده و اين حقيقت را تماما درک کنند که رفتن پای صندوق های رای يعنی تمديد طول عمر جمهوری اسلامی و محکم کردن زنجيرهای اسارت خود و بدست خود. همه ما، از کمونيستهای انقلابی و دانشجويان و روشنفکران چپ تا فعالين جنبش زنان و کارگري، بايد آنچنان کار آگاهگرانه ای در ميان توده های محروم جامعه انجام دهيم که آنان بجای چشم اميد دوختن به صندوق های رای به سرنگونی جمهوری اسلامی چشم اميد بدوزند و در جهت آن حرکت کنند.

ابتكارات عقب مانده ای كه رژيم در روش های تبليغاتی اش ابداع كرده و بصورت انيميشن در تلويزيون به نمايش می گذارد و به اصطلاح پاتك زده و با مسخره بازی پاسخ مخالفين و تحريم كننده های انتخابات را ميدهن، فقط خشم و نفرت انسان را نسبت به اين حكومت افزايش می دهد. حتا  سران جمهوری اسلامی نيز می دانند اين انتخابات مضحکه ای بيش نيست و بر خلاف هميشه، چندان به دنبال نمايش "مشروعيت" حاکميت خود نيستند. زيرا می دانند توده های مردم خشمگين و از آنان منزجرند. اما مهمتر از آن، سر اينان جای ديگری گرم است: سران جمهوری اسلامی در درگاه قدرت های امپرياليستی (بخصوص آمريکا) عاجزانه در پی تمديد طول عمر حاکميت خود هستند و آمريکا کماکان آنها را تهديد به اين می کند که تاريخ مصرف شان به سر آمده است. در اين شرايط، رنگ به چهره زدن از طريق کارناوال های انتخاباتی برای سران رژيم هم کسالت آور است. هياهوی حذف صلاحيت کانديداهای جناح "اصلاح طلب" قرار است بخشا تنور اين انتخابات را داغ کند و برخی از مردم را به هيجان بياورد اما اين آش آنقدر شور است که آشپز هم تلاش زيادی برای خوراندن آن به مردم نمی کند. 

هدف اصلی هيئت حاکمه جمهوری اسلامی از روند انتخابات مجلس هشتم در واقع آماده کردن ميدان برای انتخابات رياست جمهوری در سال آينده است. پيشاپيش در "رايزنی های" ميان جناح های مختلف جمهوری اسلامی مشخص شده است که ميدان "رقابت انتخاباتی" در اين انتخابات و انتخابات رياست جمهوری در سال آينده بايد به کانديداهای گوناگون جناح اصول گرا واگذار شود: به امثال قاليباف، علی لاريجاني، محسن رضائی و غيره. "اصلاح طلبان" از هر طرف به پايه های حزب مشارکت و آن خرفت هائی که هنوز چشم اميد به اينان دارند ندا می دهند که " بايد توقع خود را پائين آورد"! محمدرضا خاتمی رئيس حزب مشارکت اسلامی اعلام کرد: «اصلاح طلبان در اين انتخابات به دنبال ايجاد مجلسی نيستند که کارهای عظيمی انجام دهد بلکه احساس آنها اين است که کشور شرايط خوبی ندارد و کسی بايد سوار قطار قدرت شود که ترمز آن را بکشد ... بايد توقعاتمان را محدود و در حد وضعيت موجود کم کنيم. ... مجلس هشتم يک مجلس ويژه است.» (نوروز- اول بهمن 1386) ابطحی نيز ندا می دهد که اين انتخابات مهم نيست و بهتر است "اصلاح طلبان" توقعات بيجا نداشته باشند! وی می گويد: «مردم واقعيات موجود در کشور را فهميده  و لمس کرده اند. اين بار توقع حداکثری ندارند.» و هشدار داد که "در اين شرايط خطرناک" هيچکس نبايد انتخابات را تحريم کند. (اعتماد ملي- اصلاح طلبان برای عبور از اين دو راهی ...).

البته در ميان اصلاح طلبان کسانی هستند که مخالف اين خط هستند. مشخصا تاجزاده که به اصطلاح "جناح تندروی” اصلاح طلبان است مرتبا در مورد توطئه چينی "رد صلاحيت کانديداهای اصلاح طلبان" و "کودتای پارلمانی” هشدار می دهد و افشاگری می کند. او می گويد، جناح حاکم با علنی شدن "گزارش سازمان های اطلاعاتی آمريکا" خيالش از بابت حمله آمريکا راحت شده، بنابراين يکه تازی می کند. اما اين هياهوها بيشتر از آنکه نشانه اعتراض کسی باشد، برای دميدن به اشتهای مردم برای شرکت در انتخابات و نااميد نشدن از امکان "اصلاح" جمهوری اسلامی است. اينها همه دريچه های بخار برای حفظ نظام اند.

بهمان نسبت که  مضحکه انتخاباتی جمهوری اسلامی بی رونق است، روابط ميان مقامات جمهوری اسلامی با مقامات آمريکائی در عراق، ملاقات سران جناح های مختلف جمهوری اسلامی با مقامات کشورهای خاورميانه و اروپا و روسيه و چين پر رونق است. در اوايل دی (مصادف با تعطيلات مسيحی در دسامبر) همزمان با سفر خصوصی سارکوزی (رئيس جمهور فرانسه) به مصر، علی لاريجانی (نماينده خامنه ای درشورای امنيت ملي) نيز همراه با خانواده اش سفری "خصوصی” به مصر انجام داد. بنا به گفته يکی از مشاوران عاليرتبه هيلاری کلينتون، فرانسه در حال مذاکرات مستقيم با جمهوری اسلامی است (لوموند 26 ژانويه) امسال در گردهمائی سالانه "داووس" (سوئيس) که مهمترين نشست سالانه شخصيت های مهم اقتصادی و سياسی جهان است، نمايندگان همه جناح ها شرکت داشتند: منوچهر متکی (وزير خارجه)، محمد خاتمي، قاليباف، و  ثمره هاشمی بعنوان نماينده احمدی نژاد.همه رفته بودند تا "رای” هائی را که واقعا حساب است جمع کنند.

طبق گزارش روزنامه هرالد تريبون (26 ژانويه- 6 بهمن)، قاليباف که به احتمال زياد کانديدای رياست جمهوری سال آينده ايران است  به "داووس" رفته بود تا خود را به قطب های قدرت اقتصادی و سياسی در جهان معرفی کند و دل آنان را بدست آورد. اين روزنامه نوشت: «گردهمائی اقتصادی سالانه در داووس نه تنها کسانی را که دارای قدرت اقتصادی و سياسی اند بلکه همچنين آرزومندان قدرت را نيز جلب می کند.» خبرنگار روزنامه آمريکائی ضمن برشمردن "خدمات" ايشان در مقام شهرداری تهران از وی در مورد برنامه انتخاباتی اش در صورت شرکت در انتخابات رياست جمهوری پرسيد. وی جواب داد در صورت شرکت در انتخابات رياست جمهوری در سال آينده، «برنامه بازگشائی بروی جهان خارج برای جلب سرمايه گذاری خارجی و کم کردن بيکاری را خواهم داد.» او اعلام کرد با دولت احمدی نژاد، «در مورد برخی مسائل منجمله مديريت قدرت و رابطه اقتصادی با خارج اختلاف داريم.»

در داووس، نماينده احمدی نژاد به نام ثمره هاشمی نيز برنامه جناح خود را ادغام هر چه بيشتر دين و دولت اعلام کرد و از بقيه نيز خواست که چنين کنند. وی همچنين از دست "زورگوئی و فريب صاحبان قدرت" (منظورش آمريکاست) شکايت کرد. پيش از اين، در اوائل دی ماه، خامنه ای در نطق های "انتخاباتی” مختلف اعلام کرد قطع رابطه با آمريکا "هميشگی” نيست و هر وقت لازم شد خودش "اولين نفر" پيشقدم در اينکار خواهد بود. او در نطق ديگری در مقابل طلبه های قم (در 19 دي) اصلاح طلبان را تهديد کرد که اگر آمريکا به حمايت از آنان برخيزد، خائن قلمداد خواهند شد. خامنه ای به اين ترتيب به اصلاح طلبان هشدار داد که از دور "رقابت انتخاباتی” برای جلب حمايت آمريکا خارج شوند و به آمريکا نيز ندا داد که بهتر است به جناح او رای دهد وگرنه ميز بازی را بهم می زند! 

در هر حال واضح است که نتايج انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوری سال آينده، نه محصول فرآيند  انتخابات در ايران بلکه محصول فرآيند چانه زنی های درون هيئت حاکمه ايران و رايزنی و توافق با  قدرت های امپرياليستی است. تا بدانجا که به مردم مربوط است ثمره شرکت در فرآيند انتخابات فقط يک چيز می تواند باشد: مردم گول خورده و مايوس از تعيين سرنوشت خويش.خواهند شد.

مشاهده دقيق صحنه هائی که بدور انتخابات شکل می گيرد، بطور انکار ناپذيری يک چيز را نشان می دهد: دموکراسی در جمهوری اسلامی متعلق به حوزه رابطه ی ميان جناح های مختلف هيئت حاکمه است و ديکتاتوری متعلق به حوزه ی رابطه ی قدرت ميان جمهوری اسلامی با همه ی قشرها و طبقات محکوم جامعه. دموکراسی و ديکتاتوری طبقاتی دو روی يک سکه اند. وقتی موسم انتخابات می رسد، از طبقات محروم و محکوم جامعه خواسته می شود که از ميان ستمگران خود يک عده را بر عده ی ديگر ترجيح دهند و به اين ترتيب سند بردگی خود را امضاء کنند؛ جناياتی را که در مدت انتخابات قبل تا اين انتخابات توسط رژيم صورت گرفته را تائيد کنند و برای ارتکاب جنايات بيشتر به او چک سفيد بدهند.

انتخاب واقعي، اما، سرنگونی جمهوری اسلامی است!

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 انداختن رای به صندوق های متعفن جمهوری اسلامی يا انداختن جمهوری اسلامی به زباله دان تاريخ؟
 نوشته
 حقیقت شماره ٣٨ بهمن ١٣٨٦
 در تاريخ
 2008-01-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در