Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 ایران   يكشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۲۳ فوريه ۲۰۲۰                    
 
از دفتر تحکیم تا دستک کنگره آمریکا

از دفتر تحکیم تا دستک کنگره آمریکا

 

سورنا هدایت

 

حضور علی افشاری و اکبرعطری در ساختمان کنگره آمریکا و همزمان شدن آن با اعلام آمادگی جمهوری اسلامی برای مذاکره با  آمریکا، بدجوری این آقایان را به مخمصه انداخته است.

معلوم نیست این آقایان از جانب چه باند و محفلی از هیئت حاکمه ایران به حضور ارباب بزرگ دنیا مشرف شدند.

معلوم نیست که تلاشهای آنان به قول خودشان برای پیشبرد «منافع ملی» در خدمت امثال خامنه ای و احمدی نژاد قرار دارد یا وابستگان به جناح دوم خرداد. این مشکل خودشان است که فکری به حال وضعیت مضحکی که در آن قرار گرفته اند،بکنند.

آنچه که در این میان مهم است برنامه سیاسی و راهکارهائی است که این آقایان در اوضاع کنونی ایران و جهان دنبال می کنند. برای کشف ماهیت اصلی این برنامه سیاسی باید عوام فریبی هائی را که توسط جملات زیبا و پیچیده و غیر شفاف انجام می شود، کنار زد و مستقیما به سراغ غالب کلام و محتوی واقعی برنامه این آقایان رفت.

مشخصه اصلی حرکت این آقایان و هم پیمانانشان این است که تحت عنوان "کسب دمکراسی و حقوق بشر در ایران" سراغ جامعه جهانی بروند و مشخصا از امپریالیسم آمریکا کمک بگبرند.

آقای افشاری در سخنرانی اش گفت:

 "من در حضور حضار محترم در کنگره امريکا اعلام می کنم اکنون زمان حمايت عملی و معنوی جامعه بين المللی از مطالبات دموکراتيک مردم ايران در چهارچوب منافع ملي،حفظ تماميت ارضی ، استقلال کشور ، جدايی دين از حکومت و مشی مسالمت آميز فرارسيده است ."(1)

البته ایشان در این سخنرانی تلاش کرده که دولت آمریکا را قانع کند که راه حل نظامی در قبال ایران بکار نگیرد.

"رويکرد نظامی چه به صورت محدود يا نامحدود نمی تواند پاسخگوی رفع نگرانيهای جامعه بين المللی نسبت به برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی چه در کوتاه مدت و يا دراز مدت باشد."(2)

و سرانجام از جامعه بین المللی خواسته:

"از آنجاييکه اين دولت نماينده واقعی مردم ايران نمی باشد لذا جامعه بين المللی می تواند ازطريق شورای امنيت سازمان ملل متحد ياريگر مردم ايران در دستيابی به حکومتی دموکراتيک و مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق بشر باشد . در اين صورت مردم صلح طلب وجهان دوست ايران می توانند خواست خود در برگزاری يک انتخابات آزاد به منظور تدوين قانون اساسی جديد با نظارت نهادهای بين المللی و مشارکت تمامی گرايشات دموکراسی خواه و معتقد به تماميت ارضی و منافع ملی ايران را به حاکميت اقتدارگرای جمهوری اسلامی تحميل کند."(3)

ظاهرا این التماس و کیسه گدائی پهن کردن بر سر راه دولت آمریکا و طلب دمکراسی و حقوق بشر کردن از آنان در راستای طرح رفراندوم قرار دارد. همان طرحی که زمانی این آقایان آنرا به عنوان تنها راه نجات مردم ایران در بوق و کرنا دمیدند. اما واقعیت این است که در شرایط سیاسی امروز که دولت آمریکا آشکارا بر طبل جنگ می کوبد این التماس دعاها و کیسه گدائی پهن کردنها چیزی جز مشروعیت بخشیدن به اعمال و طرحهای جنایتکارانه امپریالیسم آمریکا نیست. تنها وجه مشترک آن طرح قبلی با سیاست کنونی این است که در هر دوی آنها قدرت مردم و نقش توده ها درتعیین سرنوشتشان هیچ جایگاه و ارزشی نداشته است.

در شرایطی که نتایج "ارمغان دمکراسی" آمریکا در عراق و افغانستان به سبک و سیاق آقای بوش روز بروز بیشتر آشکار شده است؛ این اوج دریوزگی کسانی است که از بزرگترین دشمن مردم جهان خواستار آن می شوند که راه را برای کسب "دمکراسی" در ایران هموار کنند. این مسئله قبل از هر چیز نشانه آن است که چنین رفت و آمدهائی به سالنهای کنگره آمریکا هیچ ربطی به منافع پایه ای اکثریت مردم ایران ندارد و صرفا بیان حرص و آز کسانی است که آماده معامله بر سر قدرت هستند. "دفاع از منافع ملی" از نظر این آقایان یعنی دفاع از منافع اقلیتی که سالها به غارت و چپاول کشور مشغول بودند و امروز تمام نگرانی شان این است در طرحهای ارباب بزرگ جهان نقش و جایگاه مناسبی برای خود بیابند. (4)

بویژه آنکه با حاد شدن دعواهای آمریکا با جمهوری اسلامی، رقابت سختی بین جریانات بورژوائی درون و بیرون حکومت بر سر جلب نظر آمریکا در جریان است. پیروان طرح رفراندوم (که آقای سازگارا از بنیان گذاران سپاه پاسداران مبتکر آن بود) به این حقیقت آگاه گشته اند که اگر نجنبند، سر خودشان و هم پیمانانش می تواند بدجوری بی کلاه بماند و از دیگر رقبا عقب بمانند.

اما مسئله جنبه دیگری هم دارد. روی خوش نشان دادن دولت آمریکا به این قبیل افراد نیز بی دلیل نیست. دولت آمریکا تحت عنوان مقابله با توان ایران در ساختن سلاح هسته ای، در حال اجرای طرح های سیاسی - نظامی مشخصی در رابطه با ایران است. هدف این طرحها ایجاد تغییراتی در جمهوری اسلامی است که مطلوب آمریکاست. مدتهاست که قطار این سیاست جنگ افروزانه براه افتاده است. لوکوموتیو و نیروی محرک این قطار منافع پایه ای امپریالیسم آمریکا در سطح جهانی و منطقه ای است و هیچ ربطی به "منافع ملی" این یا آن کشور منطقه ندارد. امروزه دولت آمریکا برای تکمیل طرح و نقشه هایش در حال اضافه کردن واگن های مختلفی به این قطار است. واگن هائی که بر سر در شان برچسبهائی مختلفی چون جنبش دانشجوئی، جنبش زنان، جنبش کارگری، جنبش ملیتها و غیره به چشم آید. دولت آمریکا به دنبال افراد و جریانات سیاسی است که تحت عناوین جنبشهای مختلف هوارکش سیاستهای جنگ افروزانه اش باشند و به اقدامات جنایتکارانه اش مشروعیت بخشند. تلاشهای افرادی امثال عطری و افشاری این است که تحت عنوان جنبش دانشجوئی سوار چنین قطاری شوند. ادعاهای آنها مبنی بر متقاعد کردن آمریکا در عدم اتخاذ رویکرد نظامی در قیال ایران قلابی و فقط از جنس حرف و ادعا است. این ادعاها همچون قدم زدن در یک واگن در جهت مخالف حرکت قطار است که هیچ تاثیری بر میزان سرعت و جهت حرکت قطار ندارد. تمام مسئله این است که این آقایان سوار قطاری شده اند که بارش جنگ، جنایت، فریب و زد و بندهای ارتجاعی است.

اینکه این آقایان در متن سخنرانی های شان در راهروهای سنای آمریکا بر چه نکاتی تاکید کرده اند یا نکرده اند، از اهمیتی برخوردار نیست. آنچه که مهم است این است  که این آقایان تلاش دارند خود را نماینده افکار عمومی جنبش دانشجویی ایران معرفی کنند. حتی فراتر از آن امثال آقای افشاری تلاش می کنند که جنبش چپ دانشجوئی ایران را به پیروی از این سیاست خود قانع کند. اکنون که چپ حضور خود را در جنبش دانشجویی به عنوان یک وزنه مهم ثابت کرده و مشخص شده که حرف های زیادی برای گفتن دارد، این آقایان که هنوز نام دفتر تحکیم وحدت میان حوزه و دانشگاه را یدک می کشند سعی می کنند که با استفاده از به کارگیری ادبیات چپ فعالان رادیکال جنبش دانشجوئی را به سمت خودشان بکشند.

"در اين ميان نگاه ارتودوکسی و مکانيکی از زاويه چپ با اولويت دادن چالش با سرمايه داری در مقابل مبارزه برای ايجاد دموکراسی در داخل, نه تنها نمی تواند تامين کننده منافع توده های مردم و برقراری عدالت باشد بلکه منجر به تقويت موضع سنت گرايان و حاکميت اقتدارگرا می شود."(5)

یک بار این آقایان آتش بیار انتخاب میان بد و بدتر از درون جمهوری اسلامی بودند و نهایت تلاش خود را بکار بردند که مردم و دانشجویان را فریب دهند. سیاستی ورشکسته ای که پرونده اش در آتش مبارزات مردمی سوزانده شد. همگان نیز می دانند که مبارزات دانشجویان در تیر ماه  78  و خرداد ماه 82 نقش برجسته ای در به شکست کشاندن این سیاستها و نقشه های فریبکارانه داشته است.

حال یکبار دیگر این آقایان از ما می خواهند که دوباره بین بد و بدتر انتخاب کنیم. این بار از شر خودکامگان محلی به خودکامگان بین المللی پناه بریم.  آنان از ما می خواهند که فراموش کنیم که امپریالیسم آمریکا هرگز به نفع مردم دنیا منجمله مردم خودش عمل نکرده است. و کنگره آمریکا علیرغم  تصور آقای افشاری خانه ملت آمریکا نبوده و مکانی است که در آن برای سرکوب و مکیدن خون مردم سراسر جهان – منجمله جامعه آمریکا - نقشه ریزی می شود که امروزه در اختیار بنیادگرایان فاشیست مسیحی قرار گرفته که از نظر پیروی از عقاید عقب مانده مذهبی دست کمی از آخوندهای حاکم بر ایران ندارند.

آنان از ما می خواهند فجایع اتفاق افتاده در عراق و افغانستان را که  امروزه شاهد زنده ای بر عملکرد ارتجاعی امپریالیست هاست، فراموش کنیم. فراموش کنیم که همین امپریالیست با اقدامات خود زمینه های به سر کار آمدن رژیم ارتجاعی (منجمله جمهوری اسلامی ایران) را فراهم آوردند و در مقابل جنایت های آن سکوت نمودند.

تمام تلاش این آقایان در آن است که این حقیقت پایه ای را پنهان کنند که هر نوع تغییری که به یاری امپریالیستها در کشور صورت گیرد معنائی جز نشاندن  یک خودکامه به جای خودکامه دیگر نیست. مردم ایران هیچ شانسی در سیاست انتخاب میان بد و بدتر ندارند. تجربه هم نشان داد کسانی که دنباله رو چنین سیاستهائی شوند براحتی تحت شرایط متفاوت یا مجبور به انتخاب میان بدتر و بدترین خواهند شد یا جای بد و بدتر برای شان عوض خواهد شد.

بی جهت نیست که هنوز آقای افشاری در توضیحاتش گوشه چشمی به "انقلاب اسلامی" دارد و خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی را به رعایت دمکراسی و انجام رفراندوم فرامی خواند.

بی جهت نیست که ایشان تحت عنوان تمامیت ارضی، مسئله ملی در ایران را فراموش می کنند و یا اشاره ای به بی حقوقی کامل زنان در ایران نمی کنند و آشکارا به تحریف تاریخ جنبش دانشجویی در زمینه مبارزه ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی می پردازند.

جنبش دانشجوئی بویژه بخش چپ آن باید نقش فعالی در افشای این  قبیل سیاستهای ضد مردمی ایفا کند و نگذارد مشتی آدم فرصت طلب با حیثیت  جنبش دانشجوئی ایران بازی کنند. جنبش دانشجوئی ایران تاریخا نقش برجسته ای در مبارزات ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی ایفا کرده است.

همواره ارتجاع  و امپریالیسم یک قطب و احد را در مقابل مردم تشکیل داده اند. مردم ایران هیچ منفعتی در انتخاب میان امپریالیسم یا ارتجاع ندارند. هر گونه توهم یا امتیاز دادن به این یا آن سمت دعوای کنونی عواقب خطرناکی خواهد داشت و مانع از آن خواهد شد که قطب حقیقتا مستقل و مردمی شکل بگیرد.

جنبش دانشجوئی ایران نه تنها باید بر خصلت ضد امپریالیستی خود تاکید گذارد بلکه در این مبارزه نباید کوچک ترین امتیازی به جمهوری اسلامی بدهد یا بدتر از آن به دنبال فصل مشترک با مستبدین حاکم باشد. ما باید از اشتباه جنبش چپ در سال های ابتدایی انقلاب در مبارزه ضد امپریالیستی درس بگیریم. و نباید بار دیگر مبارزه ضد امپریالیستی را از مبارزه ضد ارتجاعی جدا کنیم. آن اشتباهات منجر به ضربات نفس گیر بر جنبش چپ شد. جهت گیری ضد امپریالیستی بدون جهت گیری روشن ضد ارتجاعی و یا بر عکس ضربات جبران ناپذیری به جنبش وارد می کند.

قصد اصلی کسانی که می خواهند مردم را وادار به انتخاب میان جمهوری اسلامی یا آمریکا کنند، این است که به گیجی و سردرگمی میان مردم دامن بزنند. آنان می خواهند مردم بویزه دانشجویان را به سمت انفعال و بی عملی و یا صبر و انتظار سوق دهند تا در مقطعی که بحرانهای ملی و بین المللی اوج می گیرند قطب رادیکالی موجود نباشد تا منافع پایه ای مردم را نمایندگی کند. واقعیت این است که اوضاع سیاسی پیچیده ای در حال شکل گیری است که باید هشیارانه برخورد کرد تا به دام هیچیک از دشمنان مردم نیفتاد. مبارزه فعال با این دو قطبی قلابی بخشی از شکل دادن به قطب رادیکال در جامعه است.

جنبش دانشجویی می تواند با در دست گرفتن پرچم مبارزات ضد ارتجاعی و ضد امپریالیستی نقش برجسته ای در مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران ایفا کند و مانع گیجی و سردرگمی سیاسی در جامعه شود و بگونه ای عمل کند که دست فرصت طلبانی نظیر افشاری از جنبش دانشجویی کوتاه شود. به گونه که دیگر این قبیل افراد جرئت نداشته باشند خود را به جنبش دانشجوئی ایران منتسب کنند.

 

 

منابع:

 

1 و 2 و 3 – به نقل از متن سخنرانی علی افشاری در نشست "افقهای دمکراسی در ایران" در سنای آمریکا

4- برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به مقاله رفراندوم 2خرداد دیگر، فریبی دیگر درج شده در بذر شماره یک

5 – به نقل ازاطلاعیه توضیحی علی افشاری و اکبر عطری پیرامون مراسم سخنرانی در ساختمان کنگره آمریکا

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 از دفتر تحکیم تا دستک کنگره آمریکا
 نوشته
 سورنا هدایت -نشریه بذرشماره نه فروردین ١٣٨۵
 در تاريخ
 2011-01-15
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در