Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 ایران   يكشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۲۳ فوريه ۲۰۲۰                    
 
پیرامون اوضاع جاری

پیرامون اوضاع جاری

بخشهائی از مصاحبه آناند ورما با پراچاندا صدر حزب کمونیست نپال (مائوئیست)

29 جولای 2006

آناند ورما. برخی معتقدند که آغاز مبارزه مسلحانه از طرف شما غلط بود چرا که شرایط عینی در آن زمان مساعد نبود. شرایطی که پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1990، کمونیستها در سراسر جهان دچار سرافکندگی شدند و نیروهای امپریالیستی از موقعیت بهتری برخوردار شدند. آیا آغاز جنگ خلق در چنان شرایطی صحیح بود؟

پراچاندا. درست است، اوضاع در آن زمان، واقعاً نامساعد بود. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، نیروهای امپریالیستی مرگ کمونیسم را جشن گرفتند. از طرف دیگر، انقلاب مائوئیستهای پرو با دستگیری رفیق گونزالو ضربه مهلکی خورد. بنابراین شرایط بین المللی واقعاً برای حرکت ما نامساعد بود. اما ما شرایط را تحلیل کردیم. پس از جنبش دمکراسی خواهانه سال 1990 در نپال... مردم انتظاراتی واهی و غلط در مورد بهبود شرایط (در چارچوب نظام پارلمانی - حقیقت) داشتند. به خاطر از میان بردن این امید غلط، ما حتی وارد پارلمان شدیم و بمدت سه سال سعی کردیم برای توده ها روشن کنیم که پیمان بعد از 1990....در خدمت منافع مردم نیست. ما چنین چیزی را در پارلمان هم بازگو نمودیم. به مردم گفتیم که به آنها خیانت شده است. پس ازگذشت سه سال کمپین مداوم، به این نتیجه رسیدیم که شرایط داخلی نپال برای آغاز جنگ خلق مساعد است..... در سطح بین المللی شرایط آنچنان مساعد نبود اما زمان آن فرا رسیده بود که شهامت و جرئت ما مورد آزمایش قرار گیرد. ما معتقد بودیم که که اگر با اتکا به مساعد بودن شرایط داخلی حرکتی را برای از میان بردن احساس یاسی که سریعا در سراسر جهان در حال گسترش بود، شروع کنیم، تا حدی می توانیم به تغییر اوضاع جهان کمک کنیم. بعلاوه، این استرتژی سنجیده کاملاً مطالعه شده ای از طرف ما بود. امروزه ما معتقدیم که استراتژی ما صحیح بود. بوسیله جنگ خلق و در خلال گسترش آن توانستیم نشان دهیم که انقلابات نمرده اند. ما به جهان می توانیم اعلام کنیم که قرن بیست و یکم همچنان قرن انقلابات خواهد بود.

آناند ورما. در حال حاضر هدف نهائی شما چیست؟

پراچاندا. با توجه به اوضاع نیمه مستعمره و نیمه فئودال حاکم بر نپال، هدف فوری ما به سرانجام رساندن انقلاب دمکراتیک نوین است اما مانند هر کمونیستی هدف نهائی ما نیز برقراری سوسیالیسم و کمونیسم می باشد.

آناند ورما. اما شما بعداً هدف خود را تغییر دادید. آیا نمی توان اینرا اپورتونیسم نامید؟

پراچاندا. بحثهای طولانی در مورد چنین سوالی کماکان ادامه دارد. ما به بخاطر برخی از کمبودها به این استراتژی جدید متوسل نشدیم. در واقع، سعی ما بر این است که پس از افزایش توانمان به پیش روی ادامه دهیم. باید فهمید که تغییر سیاست ما یک نوع عقبگرد نیست بلکه ناشی از قدرتی است که جنگ خلق به ما داده است. ثانیاً، ما بخاطر تناسب نیروها درسطح بین المللی ناچار شدیم در وظایفمان تغییراتی دهیم. اما دلیل اول عمده است. هر حزب انقلابی با بدست آوردن توان کافی از امکان انعطاف پذیری بیشتر در راه کسب قدرت سیاسی برخوردار می شود. این امر در چین نیز بوقوع پیوست. مذاکرات مائو با چیانکایچک در سال 1945 بر سر ایجاد دولت ائتلافی... نه حرکتی از موضع ضعف بلکه نشانه افزایش توانائی و استحکام حزب کمونیست چین در پی سالهای متمادی بود. بهمین ترتیب، اگر ما امروز از جمهوری دمکراتیک صحبت می کنیم، یا در گیر مذاکرات صلح هستیم، یا اکنون در کاتماندو هستیم، نه نشانه ضعف ما بلکه نشانه قدرت ماست. حتی لنین در زمان انقلاب اکتبر ناچار شد وارد پیمان بریست- لیتوسک با آلمان شود. در آن زمان، خیلی ها در حزب لنین گفتند که این حرکت به مفهوم تسلیم شدن است، اما اینطور نبود.... به همین طریق، انعطاف پذیری ما در زمینه تاکتیک نشانه انحراف ما نیست بلکه بیان قدرت ماست....

آناند ورما.... هم اکنون کوشش بر این است که ارتش رهائی بخش خلق که همانا منبع قدرت شماست خلع سلاح شود. با این چگونه مقابله می کنید؟

پراچاندا. ما معتقدیم که پیروزمندانه به آن جواب داده ایم. آنها شکست خورده اند و ما پیروز شده ایم.... امروزه خلق نپال، بخش روشنفکر و جامعه مدنی کشور از ما خواسته اند که سلاح را بر زمین نگذاریم. آنها می گویند که اگر ما اسلحه هایمان را کنار نهیم و خلع سلاح شویم، حکومت مطلقه دوباره حرف خود را خواهد زد و احزاب هواخواه مجلس یکشبه نابود خواهند شد. آنهائی که از ما می خواهند خلع سلاح شویم قادر به درک این حقیقت نیستند. زمانیکه ما با رهبران این احزاب سیاسی صحبت کردیم، به آنان گفتیم اگر ما مسلح نبودیم، نکات 12 گانه توافق بوجود نمی آمد. اگر ما مسلح نبودیم، دیوبا (از رهبران حزب کنگره نپال – مترجم) هرگز از زندان بیرون نمی آمد. اگر ما مسلح نبودیم، خیلی از شما تاکنون کشته شده بودید زیرا برای یک پادشاه فئودال که خویشاوندان خونی خویش را در داخل قصربقتل می رساند، احزاب پارلمانتاریست اصلاً مهم نیستند. این احزاب چیزی برای اتکاء ندارند زیرا ظرف 12، 13 سال حکومت آنچنان فاسد شده اند که بالکل اعتبار خود را از دست داده اند. آنها در میان توده ها نه تنها پایه ای ندارند، بلکه به اسلحه نیز دسترسی ندارند. این دیکتاتوری به آسانی میتوانست آنها را از بین برد. اما آنها به خاطر اینکه ما مسلحیم، زنده اند....

مردم اهمیت مسلح بودن ما را می دانند. می دانند که اگر ما خلع سلاح شویم کشور ویران خواهد شد. اما خصلت طبقاتی و خودخواهی احزاب سیاسی به آنها عکس این را تحمیل می کند. گذشته از این آنها فشار خارجی را نیز احساس می کنند. آمریکا بروشنی این احزاب سیاسی را تحت فشار قرار داده است، و فشارهای هند را نیز احساس می کنند....

آناند ورما. اما این احزاب دارند اجرا شدن موافقتنامه 8 نکته ای را به تعویق می اندازند.

پراچاندا. بله. این دقیقاً نکته اصلی است. ما هرگز برای پیمان 8 ماده ای اصراری نداشتیم.... اما، بعداً (بعد از امضای آن با احزاب پارلمانی - مترجم) فشار واشنگتن به این احزاب شروع شد و هند نیز فشارش را بکار برد. این رهبران عادت ندارند مستقلاً تصمیم بگیرند و زحمت فکر کردن را به خود نمی دهند. این رهبران به خواست خلق، احساسات و آرزوهایشان توجه کمی دارند. من فکر می کنم این مهمترین ضعف احزاب پارلمانتایست نپال می باشد.... و اکنون پیمانی را که خودشان یکی از طرفین بوجود آورنده اش بودند کنار گذاشته اند. بنابراین، این رهبران خود را گول می زنند و مشغول ارتکاب خودکشی اند، زیرا واشنگتن و هند نمی توانند آنها را نجات دهند. تنها مردم نپال می توانند آنها را نجات دهند. اگر، در چشم خلق، این رهبران ثابت کنند که صادق و ثابت قدم اند آنگاه نجات سیاسی شان امکان پذیر خواهد بود. در غیر این صورت اگر آنها چشم خود را به دهلی و واشنگتن بدوزند، مردم نپال به آنها اجازه نخواهند داد که روی پایشان بایستند. ما امیدواریم که آنها این را درک کنند. من هنوز امیدوارم قبل از آنکه زیاد دیر شود آنها این مسئله را بفهمند.

آناند ورما. در مورد این توضیح دهید که زمانیکه رفتار آمریکا بسیار منفی است، و احزاب سیاسی به سبب منافع طبقاتیشان، موانعی بیشماری بوجود می آورند، بدترین سناریو چه می تواند باشد؟

پراچاندا. آمریکا و عناصر فئودال و طبقه سرمایه دارکمپرادور و بوروکرات بخاطر منافع طبقاتی شان خواهان متوقف کردن و نابودی این پروسه سیاسی می باشند. در زمان مذاکرات بر سر پیمان 12 ماده ای آمریکا بروشنی اعلام کرد که این پیمان بیشتر به نفع مائوئیستهاست و احزاب سیاسی نباید وارد این توافق می شدند. بعداً، آمریکا گفت که این احزاب باید التزام خود به آن پیمان را کنار گذارند. اما شرایط نپال آنچنان بود که این احزاب را وادار نمود که با ما سمت گیری کنند. هنگامیکه پیمان 8 ماده ای در خانه نخست وزیر به تصویب رسید، جیمز موریاتی سفیر آمریکا اعلام کرد این پیمان دستور کار مورد نظر مائوئیستهاست. من معتقدم که این پیمان دستور کار کشور و مردم بوده و بیانگر احساسات همگان می باشد. ما معتقدیم تجربه مردم نپال به آنان نشان می دهد که چه کسانی خواهان صلح و چه کسانی علیه آن هستند، چه کسانی خواهان دمکراسی اند و چه کسانی ضد دمکراسی می باشند. یک امر مسلم است و آن اینکه این رهبران سیاسی به لحاظ سیاسی نمی توانند ما را منحرف کنند. از آنجا که شما در مورد بدترین سناریو پرسیدید، من احساس می کنم که آنان ممکن است در توطئه چینی یک تراژدی همکاری نمایند. ما هم اکنون در کاتماندو هستیم، جائی که تحت نفوذ آنهاست. در سطح بین المللی دیده ایم زمانیکه یک حزب انقلابی یا دمکراتیک از محبوبیت وسیعی برخوردار شده و نیروهای امپریالیستی را بمبارزه طلبیده، امپریالیسم به عنوان آخرین اقدام دستور کشته شدن برخی از رهبران را داده است. بعد از میان بردن رهبر اصلی، انشعاب در میان حزب را دامن می زنند. این در بسیاری از کشورهای جهان اتفاق افتاده است. من معتقدم که در بدترین شرایط این مسئله در اینجا هم میتواند اتفاق افتد، اما ما بسیار هوشیار و مراقب هستیم. ما به مردم نپال خطر وقوع این حادثه گوشزد کرده ایم. افراد زیادی به ما هشدار داده اند زمانی که در کاتماندو هستیم هوشیاری خود را حفظ کنیم. این درخواست از طرف خلق، افراد خردمند و فعالین جامعه مدنی و دیگران با ما در میان گذاشته شده است. این بیانگر آنست که خطر در کمین جان ماست. حداکثر تلاشمان در این است که نقشه آنان را با شکست روبرو کنیم.

آناند ورما. در فوریه 2006 در یکی از مصاحبه هایتان، گفته اید که تغییرات مهمی بعد از ششم آوریل در سیاستهای نپال بوقوع خواهد پیوست و سیر اوضاع نشان داد که نظرتان درست بود. الان ممکن است بگوئید که در چه زمانی سیاست نپال قادر خواهد بود که سیر درستی را بپیماید؟

پراچاندا. پیشگوئی های ما در آن زمان، تنها بعد از آنکه بطور عینی از نیروهای سیاسی و وقایع سیاسی تحلیل نمودیم، درست از آب در آمد. ما معتقدیم که ظرف یک سال سناریو روشن خواهد شد. ممکن است جریان امور ظرف 8 تا 10 ماه، یا حتی کمتر از آن روشنتر شود. ما می خواهیم که این ظرف 3 تا 4 ماه روشن شود، کوشش تعمدی ما در آن جهت است.

آناند ورما. آیا امکانی برای تحقق حرکت جن آندولان- 3 (سومین جنبش خلق) می بینید؟ آیا میتوانیم شاهد پاگیری جبهه ای متشکل از کسانی که پشتیبان جمهوری هستند باشیم؟

پراچاندا. این سوال بسیار مهمی است. ما معتقدیم اگر آنهائی که در دولت هستند خواستها و احتیاجات مردم نپال را نفهمند، شانس شروع یک جنبش سوم موجود می باشد. اما این یک جنبش قاطع خواهد بود. اگر این رهبران قادر به درک احساسات مردم باشند آنگاه شانس برقراری جمهوری دمکراتیک بر مبنای انتخابات مجلس موسسان و بدون آغاز یک جنبش موجود است. اما تمایلات کنونی نشان دهنده آنستکه این رهبران این را نخواهند فهمید. بنابراین، خطر بیشتر شده است. در چنین موقعیتی حتی قبل از شروع پروسه انتخاب مجلس موسسان حقایق روشنتر خواهد شد. جمهوری اعلان خواهد شد. پیشرفت در زمینه مسیر مجلس موسسان ممکن است اعلان آن را برای مدتی به تاخیر اندازد، ممکن است یک سال یا بیشتر اما اگر سومین جنبش خلق شروع شود اعلان جمهوری می تواند زودتر بوقوع پیوندد. کوشش ما بر آنست که این انتقال بطور مسالمت آمیز پیش رود. ظرف یک ماه و نیم گذشته که در کاتماندو بودم مردمان بخشهای مختلفی را ملاقات کرده ام. ما به همه گفته ایم که عقب نشینی نمی کنیم و در اینجا خواهیم ماند.... اینک زمان آن رسیده که شما برخیزید و مقاومت کنید. ما بعد از آنکه ریشه های کهن 237 ساله فئودالیسم را در روستاها در هم کوبیدیم به کاتماندو آمدیم. اکنون نوبت شماست که امکان انقلاب بعدی را بوجود آورید. ما در این راه در کنار شما خواهیم بود. ما مکرراً اینچنین صحبت می کنیم و عکس العمل مثبتی از طرف اهالی کاتماندو می بینیم...

آناند ورما. گفتید که در حال حاظر مبارزه صلح آمیزی را دنبال خواهید کرد اما ارتش خلق نپال گرداگرد کاتماندو کمپهای خود را مستقر نموده است که طبق آن این گمان بوجود می آید که جنگی در شرف تکوین است. چه رازی در پشت این وجود دارد؟

پراچاندا. ما ارتش خلق نپال را در کمپهای موقت بمنظور دیده بانی مستقر کرده ایم. قصد ما از استقرار این کمپها پیشبرد مذاکرات صلح آمیز است و نه دامن زدن به جنگ. بعلاوه، ارتش خلق نپال مستلزم آن است که تمرینات و تعلیمات عادی را انجام دهد. درعین حال، این آمادگی ما را در موقعیکه ارتش پادشاهی احتمال دست زدن به فریب را داشته باشد یا بخواهد دست به یک توطئه بزند را تامین میکند. به این مفهوم، البته، این میتواند آمادگی ما نامیده شود. یک دلیل در پشت استقرار این کمپها نیز اجازه دادن به مردم برای رفتن به این کمپها و دیدن ارتش ماست. هدف ما، حداقل در حال حاضر، برپائی جنگ نیست. شما می توانید از هر دو طریق به این نگاه کنید- این می تواند آمادگی برای رودر روئی با هر گونه احتمالی باشد و درعین حال می تواند کوششی در راه پیشبرد پروسه صلح باشد. اگر دشمن مشکلی را بوجود آورد آنگاه این به مفهوم یک آمادگیست و اگر پروسه صلح بدون اشکال و به آسانی ادامه یابد انگاه این به مفهوم همکاریست.

آناند ورما. در قطعنامه شما از انقلاب همیشگی یا مدام صحبت کرده اید. در این شریط آیا لزومی دارد که تمام اجزاء حزب همچنین ارتش خلق نپال را حفظ کنید. آیا قدرتهای بین المللی با این موافقت می کنند؟

پراچاندا. شما باید در نظر بگیرید که این قدرتهای بین المللی حتی جنبش ما و آنچه را که ما تا به امروز به آن دست یافته ایم را نپذیرفتند اما بهر حال ما اینجائیم. حتی در میان این قدرتهای بین المللی تضاد است. در میان آنها تضادهای مختلفی موجود است و استفاده درست از این تضادها ما را قادر ساخته است که به اینجا برسیم. به همین دلیل ما احساس می کنیم حتی بعد از به قدرت رسیدن قادر خواهیم بود نیروهای انقلابی را به پیش رانیم.

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 پیرامون اوضاع جاری: بخشهائی از مصاحبه آناند ورما با پراچاندا صدر حزب کمونیست نپال (مائوئیست
 نوشته
 حقیقت شماره 30 آبان 1385
 در تاريخ
 2006-10-23
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در