Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 ایران   يكشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۲۳ فوريه ۲۰۲۰                    
 
مقاومت کنید

مقاومت کنید!

این غول، پا گلی است!

 

 "لجام گسيخته" می تواند عنوان مناسبی برای اقدامات جمهوری اسلامی در اين روزها باشد. حكومت در عرصه های مختلف چنان عمل می كند كه در دهسال اخیر بيسابقه است. نسل جوان با صحنه هايی روبرو می شود كه نظيرش را تا به حال فقط از زبان بزرگترها شنيده بود. تلويزيون رژيم در اخبار سراسري، تصاوير تكان دهنده حلق آويز كردن قربانيان خود را پخش می كند. نمايش اعترافات تلويزيونی بعد از سالها دوباره رونق می گيرد. مجازات سنگسار دوباره باب شده است. مقامات قضايي، سنگسار را تقديس و زنان زندانی را به اين كيفر تهديد می كنند. بر سر چهارراه ها و ميادين، مشتی قداره بند با فحش و مشت و لگد به ارشاد دختران و پسران جوان مشغولند. رسانه های سراسری عليه سكولاريسم و فمينيسم و ايده های مترقی شمشير كشيده اند. تئوری بافان معمم و مكلا به شكل آشكار اندر فوايد پدرسالاری روضه می خوانند. حجم تبليغات مستقيم مذهبی در رسانه ها و نهادها نسبت به دو سال قبل، بدون اغراق ده برابر شده است. وزارت ارشاد هر روز مطبوعات را متهم به كودتای خزنده و تهديد به توقيف می كند. سران حكومت با دروغ هايشان روی گوبلز را در مورد "امن و امان بودن اوضاع" و "شرايط خوب و رو به بهبود اقتصادي” کم می کنند.

تقریبا کلیه ابعاد زندگيهمه بخش های مردم، هدف این موج سرکوبگرانه است. در زمينه اجتماعی جوانان (دختر و پسر) نوك اين حمله هستند. در زمينه ی سياسی دانشجويان در تير راس اند. در زمينه اقتصادی زحمتکشان و اقشار فقیر شهری آماجند. زنان سرکوب می شوند زیرا نافرمانی شان "امنیت ایدئولوژی اسلامی" را زیر ضرب می برد. ملل تحت ستم زیر ضرب می روند تا "امنیت امت اسلامی" حفظ شود. فعالین کارگری بازداشت می شوند تا ایده سازمانیابی کارگران شیوع نیابد. جوانان محلات زحمتکشی تحت عنوان "اراذل و اوباش" اعدام می شوند تا  از یک قشر شورشی شکل گرفته در این محلات زهر چشم  بگیرند.

محرک این اوضاع، تشدید کلیه تضادهائی است که سردمداران این رژیم با آن دست به گریبانند. بحران اقتصادی بزرگی در راهست؛ بحرانهای سیاسی بزرگ و کوچک دیگر با آن در می آمیزند؛ رقابتهای حادی در اثر فشارهای آمریکا در هیئت حاکمه شکل گرفته است؛ دورنمای شکل گیری دوباره شورشهای توده ای در محلات زحمتکشی پدید آمده است. از همه نظر فضا برای جمهوری اسلامی نا امن و نامطمئن شده است. به همین دلیل رژیم به حملات لجام گسیخته روی آورده است تا مانع از هم گسیختگی خود شود. تا مانع از آن شود مجموعه بحرانهای فوق تحت شرایط معینی بر هم منطبق شوند. باند حاکم دست پیش را گرفته تا پس نیفتد. از این طریق می خواهد خود را در مقابل سناریوهای محتمل از شورش های قهری توده ها، تا حمله نظامی آمریکا و حرکات بی ثبات کننده ی مرتجعین داخل و خارج قدرت (به نام "انقلاب" مخملی) ضد ضربه کند. 

هدف اصلی حاكمان از اقدامات سركوبگرانه و هجوم ايدئولوژيك كنوني، ارعاب توده ها و از اين راه، كنترل و مهار اوضاع است. اين يك واقعيت آشكار و اساسی است. هراس از يك فروپاشی اقتصادي، يا ترس از برآمد توده ای در واكنش به تشديد فقر و گرانی و فلاكت است كه رژيم را به اتخاذ اين سياست پيشگيرانه وادار می كند. اين اقدامات، مكمل سياستهای يك جناح حكومت در رقابت با جناح ديگر در فاصله چند ماه به انتخابات مجلس شورای اسلامی هم هست. اين اقدامات، يك جنجال زودگذر تابستانی نیست كه بيشتر برای مشغول كردن ذهن مردم، علم شده باشد. در قلب مسئله حرکات مستاصلانه رژیمی قرار دارد که از یک طرف، از سوی امپریالیستها تهدید نظامی و تهدید به سرنگونی می شود؛ از طرف دیگر باید سیاست های اقتصادی دیکته شده از سوی امپریالیستها را به اجرا گذارد و  همپای آن با سرکوب، مردم بی نان و مسکن را از شورش بترساند. و همه اینکارها را در حالی باید انجام دهد که تضادهای درونی اش بجائی رسیده که هیچ یک از باندهای حکومتی حرکات بعدی باندهای بغل دست خود را نمی توانند پیش بینی کنند.

اما این لجام گسیختگی به سرگشتگی سیاسی بیشتر این رژیم و پایه هایش پا داده است. باند حاکم از هم اکنون در پيشبرد توامان طرح های سركوبگرانه و  عوامفريبانه به تضادها و تناقضات لاينحل برخورد کرده است. مثلا به شعار  "اتحاد ملی و انسجام اسلامي" رژیم نگاه كنيم.اين شعار بيانگر سياست اين دوره جمهوری اسلامی برای مديريت بحران سياسی و خنثی كردن برنامه "تغيير رژيم" از سوی آمریکا بود. "اتحاد ملي" قرار بود گرايشات مختلف جامعه را به نام "حفظ وطن" به مخالفت با مداخله آمريكا و گرد آمدن زير چتر حكومت فرا بخواند.در همين چارچوب بود كه چند ماه پيش محافل و رسانه های رژیم، بصورت کمرنگی شروع به "یادآوری" اتحاد چپ ها و مليون (البته زير پرچم آخوندها) در جريان مبارزه با رژيم شاه کردند. فيلم دادگاه گلسرخی را از تلويزيون پخش كردند. مستندهايی درباره به اصطلاح چپ های كاستريست آمريكای لاتينی نمايش دادند. رژيم می كوشيد با تبليغ شبانه روزی حول "دفاع از حق ايران در استفاده از فناوری هسته اي" به اصطلاح يك محور اتحاد عامه پسند درست كند. "انسجام اسلامي" هم كاركرد برون مرزی داشت و قرار بود با محكم كردن مناسبات و امتياز دادن به كشورها و نيروهای اسلامی غير شيعه در دنيا، برای جمهوری اسلامی در محافل و نهادها و پيمان های بين المللي، پشتگاه ديپلماتيك ـ سياسی ايجاد كند و در راه طرح های منطقه ای آمريكا سنگ بيندازد. اما فشارها و تضادها، جمهوری اسلامی را به اقداماتی واداشته كه رشته های "اتحاد ملي" مورد نظرش را پنبه كرد.

تشديد فشار بر جامعه و پيشبرد سركوب لجام گسيخته، نتيجه ای جز قطبی تر كردن جامعه و افزايش نفرت و خشم به حق مردم از سركوبگران در پی نداشت. حتی در چارچوب اهداف ضد مردمی نيز خدا و خرما با هم به دست نيامد. فريبكاری "اتحاد ملي" به نفع سرنيزه كنار زده شد. امروز رژيم (شايد بدون اينكه آگاهانه نقشه ای ريخته و تم تبليغاتی خود را عوض كرده باشد) عملا حرف چندانی از "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" نمی زند. انگار مساله هسته ای و همه آن ادعاها يكباره از صحنه سياست ايران ناپديد شده است. در واقع، اين ضرورت سياست "قدرت نمايي" و تدبير ارعاب همگانی است كه جايي، توجيهی و يا نيازی برای تبليغات فراگير هسته ای باقی نگذاشته است.

موقعیت بشدت متزلزل و  پر تنش رژیم جهوری اسلامی، اوضاع غیر قابل پیش بینی را ایجاد کرده است. در چنين اوضاعی، یک واقعه می تواند تسريع كننده و كاتاليزور وقایع موج واری شود که کنترل اوضاع از دست جمهوری اسلامی بدر رود.بطور مثال، مقاومت جدی جوانان در برابر طرحی نظير "افزايش امنيت اخلاقی و اجتماعي" می تواند صحنه را عوض كند. باید به امواج مقاومت و مبارزه مردم علیه این سرکوب لجام گسیخته دامن زد. ادامه دار کردن مقاومت و مبارزه مردم، اساسا در فرايند سازماندهی و پيشبرد تلاش های مشترك مبارزاتی در عرصه های گوناگون سياسی و ايدئولوژيك و فرهنگی عليه رژيم اسلامی و افشای اهداف و نقشه های امپرياليستی می تواند صورت گيرد. گام نخست و غير قابل گذشت برای ايجاد چنين قطبي، در درجه اول فراخواندن و سازمان دادن توده های مردم و جنبش های مختلف اجتماعی به ايستادگی و ابراز ضديت با اقدامات همه جانبه سركوب و اختناق رژيم اسلامي، تلاش برای عقب نشاندن رژيم در كارزار ارتجاعی اش، و همزمان افشای طرح های متنوع دخالت و نفوذ امپرياليستهاست.

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست – لنینیست – مائوئیست)

شهریور 1386

www.sarbedaran.org

 

 

 

 

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 مقاومت کنید!این غول، پا گلی است!
 نوشته
  حقیقت شماره ٣٥ شهريور ١٣٨٦
 در تاريخ
 2007-08-23
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در