Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۱۶ دسامبر ۲۰۱۹                    
 
درود به مبارزين ضد G8

درود به مبارزين ضد  G8 

                                              جهان ديگری  ممکن است!   

 

گزارشی  در باره تظاهرات عليه نشست گروه هشت کشور صنعتی (جی هشت) در آلمان*

طی روزهای دوم تا هشتم ماه ژوئن دهها هزار نفر در روستوک، در شمال شرقی آلمان، گرد هم آمدند تا صف مبارزاتی بزرگی را عليه نشست سران 8 کشور امپرياليستی (که در شهر هايليگندام برگزار شد) بوجود آورند. معترضين را طيفهای مختلفی تشکيل می دادند -- صفی از مهاجرين آفريقائی و آسيائی و آمريکای لاتينی، صلح طلب ها، نيروهای طرفدار محيط زيست، نيروهای ضد جهانی سازی سرمايه داری و ضد جنگ، فمنيستها، طيف وسيعی از  مبارزين آنارشيست و کمونيستهای انقلابی از کشورهای مختلف.

از اولين نشست سران هشت کشور صنعتی در سياتل به سال 1999 تا کنون جنبشی قوی در چار گوشه جهان براه افتاده است. اين جنبش بخش مهمی از اعتراض مردم جهان به حرص و آز سرمايه داری جهانی و عواقب وخامت بار آن است.

موضوعات گوناگونی در دستور کار سران نشست 8 کشور قرار داشت. تسليحات موشکی آمريکا در اروپا که مورد اعتراض روسيه است؛ معضل گرم شدن کره زمين؛ گسترش فقر در جهان بخصوص  در آفريقا و مسئله مهاجرت و  مسائل پشت پرده ديگر مانند فشارهای بين المللی بر جمهوری اسلامی و اوضاع ايران، از موضوعات مورد بحث ميان سران هشت کشور بود.

اين کشورها در حالی که بيش از 80 % ثروت جهان را کنترل می کنند، جمع شدند تا با اتخاذ  سياستهائی نوين، آخرين قطره های حيات کودکان آفريقايی و آسيايی و آمريکای لاتينی را نيز بربايند و با کارآئی بالاتری  کشورهای سه قاره ی فقير را به ماشين مکنده ی سود و ثروت خود وصل کنند.

دولت آلمان از سال گذشته تدابير امنيتی شديدی را برای برگزاری اين نشست تدارک ديد. آرامترين نقطه آلمان  را برای جلسه سه روزه ی سران هشت کشور انتخاب کرد و ديوار طويلی به ارتفاع چهار متر که يک متر آن در زمين پی ريزی شده بود با هزينه ای معادل 12 ميليون يورو درست کرد. نيروی هوايی، دريايی  و زمينی آلمان برای حفاظت از اين نشست بسيج شد. در شهر روستوک به غير از نيروهای امنيتی وسيعی که به شکل لباس شخصی در همه جا بودند،  17000 نيروی سرکوبگر پليس ويژه، 1200 نيروی رنجر، دهها هلی کوپتر به ميدان آوردند. فقط هزينهء امنيتی برگزاری اين جلسهء سه روزه بيش از 100 ميليون يورو بود که برابر است با درآمد يکروز 100 ميليون تن از فقيرترين کارگران جهان. در قسمت شمالی نشست که هايليگندام نام دارد و يک طرفش درياست، صدها پليس غواص بطور 24 ساعته زير دريا را با يک حفاظ توری و منطقه مين گذاری شده، پاسبانی می کردند. از چند ماه پيش، بخصوص در ماه آخر، نيروهای امنيتی دولت آلمان، هماهنگ با ديگر کشورهای اروپايی بسياری از مبارزين ضد سرمايه داری را زير نظر داشتند و تمام مکالمات تلفنی و اينترنتی را کنترل می کردند. برخی از رهبران و فعالين را در آخرين لحظات و هنگام آمدن به روستوک دستگير کردند. وزير داخلی آلمان (اتو شيلی) با درماندگی هر گونه تظاهرات را غير قانونی اعلام کرد بگونه ای که حتا مورد انتقاد برخی اعضای دولت قرار گرفت . اما ده ها هزار نفر خود را به محل برگزاری اعتراضات رساندند.عليرغم تهديدات و فشارهای دولت آلمان،  بسياری از نيروهای سياسی مبارز از ماه مه برنامه های سياسی گسترده ای در سراسر آلمان برگزار کردند تا مردم را برای اعتراضات ضد نشست جی هشت بسيج کنند. صدها تظاهرات کوچک و بزرگ و جلسه براه افتاد.

فعالين حزب کمونيست ايران (مارکسيست – لنينيست – مائوئيست) نيز از دو ماه پيش از برگزاری جی هشت، فعاليت های خود را آغاز کردند و به تماس گيری و هماهنگ کردن با نيروهای مبارز آلمانی و غير آلمانی پرداختند و اطلاعيه ها و مواضع سياسی خود را  بخصوص در ارتباط با مسئله جنگ در خاورميانه و امکان حمله آمريکا به ايران، به بحث با آنان گذاشتند. در اين فعاليت ها،  بولتن داخلی حزب راهنمای عمل ما بود (گزيده ای از آن را در انتهای اين گزارش می خوانيد).

بخشی از تدارک فعالين حزب تماس گيری با احزاب و سازمان ها و فعالين ايرانی در خارج کشور برای هماهنگی و شرکت در اين مراسم بود. بدنبال اين فعاليت ها، يک "کميته هماهنگی عليه نشست جی هشت" با شرکت فعالين ما و عده ای از فعالين چپ و فعالين هشت مارس و رفقای دانشجو، شکل گرفت تا بشکل متحدتر و هماهنگ تر و موثرتر در اين مبارزات شرکت کنيم.

 

نقش رسانه های امپرياليستی دروغ و تحريف

 

چه قبل و چه در دورهء نشست سران هشت کشور، رسانه های غربی سعی کردند با تحريف وسانسور و بازتاب وارونهء وقايع، تظاهر کنندگان را عده ای ماجراجو نشان دهند که کاری جز درگيری با پليس ندارند و با نمايش تلويزيونی  چند لحظه درگيری پليس با تظاهر کنندگان، محتوا و علت اعتراض تظاهر کنندگان را بپوشانند. هدف مرکزی ده ها هزار تظاهر کننده که با حداقل امکانات از چار گوشه جهان  خود را به شهر روستوک رسانده بودند اين بود که فرياد بزنند:  ما جهان ديگری می خواهيم، سرمايه داری را به تاريخ تبديل کنيم؛ تاريخ مصرف اين نظام مدتهاست که بسر آمده!

اين جمعيت از کشورهای مختلف از جمله  آلمان و سراسر اروپا، استراليا و آمريکا و مکزيک و .... تجمع کرده بودند تا برای يک هفته کامل اعتراض کنند، جدل کنند، با فرهنگها و ديدگاههای مختلف آشنا شوند و برنامه سياسی برای از بين بردن سرمايه داری و ايجاد جهانی پيشرو ارائه دهند و بگويند که چگونه می توانيم جهانی بدون امپرياليسم داشته باشيم . اينها برای جهانی برابر و در مخالفت با جنگی که آمريکا و متحدينش عليه مردم خاورميانه پيش می برند، تجمع کرده بودند.

اينان برای سد کردن نشست هشت کشور آمده بودند و می خواستند  اعلام کنند که حضور ما مهمتر از تصميمات شماست و بدانيد که اجازه نخواهيم داد طرحهای جنايتکارانه تان را بدون مقاومت مردم جهان عملی کنيد. اجازه نخواهيم داد سياستهای نئو ليبرالی تان مردم جهان را با فقر و تيره روزی بيشتر روبرو کند و کره خاکی را با فاجعه نابودی مواجه کند.

يکی از نمونه های تحريف،  در روز شنبه 2 ژوئن اتفاق افتاد که رسانه ها اعلام کردند دسته ای از سياه جامگان (مبارزين آنارشيست که لباسهای متحدالشکل سياه بر تن می کنند) تظاهرات آرام 80 هزار نفری را به درگيری با پليس کشاندند. واقعيت آن است که هنگام رسيدن بخش های مختلف تظاهرات به بندر روستوک و يکی شدن آنها، پليس مخفی برای بهم زدن تظاهرات و ترساندن تظاهر کنندگان، از درون به تظاهر کنندگان حمله کرد. در حال حاضر در اين مورد پرونده ای در دادگاه های آلمان از سوی تظاهر کننده گان عليه پليس گشوده شده است. پليس از اين حربه کثيف استفاده کرد اما جوانان پاسخ درخورد به آن دادند بطوريکه بيشترين تلفات و زخمی ها را پليس متحمل شد.  نيروهای ضد سرمايه داری در مقابل امواج تبليغات دروغين چاره ای جز اتکاء به خبر رسانی های مستقل اينترنتی و پخش تراکتها و نشريات نداشتند. ... رسانه های بين المللی گزارشات زيادی از اعتراضات ضد جی هشت تهيه کردند اما هرگز از زبان خود تظاهر کنندگان علت گردهمائی شان در رسانه های خبری پخش نشد. سانسور و تحريف بطور مطلق بر رسانه های غربی حاکم بود. اين گوشه ای از واقعيت دموکراسی غربی است.

 

زندگی در کمپ

 

مجموعه ی مبارزين ضد نشست هشت کشور، در سه کمپ به فاصله های چند کيلومتر از يکديگر مستقر بودند. در هر کمپ به تناوب تعداد افراد کم و زياد می شد. مجموعا در هر زمان قريب 15 هزار تن در کمپها اتراق کرده بودند. زندگی در کمپها برای همه افراد جدا از گرايشات سياسی شان نشاط آور بود. بر سر در متروی نزديک کمپ ما يک عده از مبارزين رويای زيبای خود را اينطور نوشته بودند: کمون 1871- کمون 2007. اين نوشته احساسات بسياری از جوانان و شرکت کنندگان کمپ چند هزار نفره ما را منعکس می کرد. شعار دوازده متری  سرمايه داری را به تاريخ تبديل کنيم در محوطه کمپ خودنمائی می کرد.

اين کمپها محل جدل و گفتگو بود، صدها گروه کاری از مناطق مختلف جهان در حال بحث و جدل و نقد جهان کنونی بودند. شب ها بساط جشن و سرود و ترانه برقرار بود. جالب اينجاست هنگاميکه احتمال حمله از جانب پليس به کمپ وجود داشت، عموما همه از نوشيدن مشروبات الکلی آگاهانه امتناع می کردند. در محل ورودی کمپ يک بخش اطلاعات وجود داشت که اخبار و اطلاعات لازمه را به افراد می داد. برنامه های جلسه و بحث و تظاهرات روی تابلوی اعلانات نوشته می شد. هميشه عده ی زيادی در مقابل آن تجمع می کردند تا از جلسات بحث و موضوعات آن مطلع شوند.

سازمان دهندگان کمپ محل اقامت ما، سازماندهی امور زندگی روزمره را عالی انجام می دادند و در عين برنامه ريزی و تقسيم کار علمی، عمدتا روی حس تعاون و همبستگی داوطلبانه مردم تکيه می کردند. در قسمتی که اتاق خبر و اينترنت با چند کامپيوتر بود، اطلاع رسانی و فرستادن گزارشها انجام می گرفت و نهايت همکاری و تعاون بين همه گروهها مشاهده می شد. عده ای در آشپز خانه های عمومی در حال  آماده کردن غذای سالم و ساده بودند. عده ای ديگر ظرفها را می شستند. عده ای کارهای ديگر از قبيل تهيه غذا، خالی کردن و تميز کردن توالت ها، دوشها، شستن ظرفها و نگهبانی دادن را انجام می دادند. صبح زود ميز صبحانه ساده که شامل نان مقوی آلمانی و کره و مربا و قهوه و چای بود چيده می شد. کسی برای گرفتن پول نمی ايستاد. در گوشه ای صندوق يا کاسه ای بود که افراد پول را در آن می ريختند. کسی مسئول يافتن داوطلب برای آشپزی يا سيب زمينی پاک کنی و يا نگهبانی نبود. هر کس آگاهانه داوطلب می شد. کسی به کسی نمی گفت تو چرا نکردی يا من بيشتر از تو کار کردم؛ من بيشتر از تو پول دادم و غيره. همه چيز ساده و ابتدائی بود اما روابط بين انسانها مال آينده بود. گوشه ای از جامعه ای بود که بشريت با حسرت آرزوی آن را می کند و برايش می جنگد و جان می دهد.

گفتنی در مورد مناسبات درون کمپ بسيار است. فقط می توان گفت که فردگرايی جايی در آن نداشت. هنگاميکه در روز آخر کمپ را ترک کرديم و وارد محل های زندگی خود شديم بطرز عميق و قابل لمسی تفاوت دنيائی که در آن زندگی می کنيم و دنيائی که بايد بدست آوريم را حس کرديم.

 

    برنامه های مبارزاتی

 

ميز کتاب و نشريه رفقای حزب کمونيست انقلابی آمريکا هر روز صبح تا تاريک شدن هوا در ورودی کمپ ما برقرار بود بجز زمانی که اداره کنندگانش بايد به تظاهراتی می رفتند. برخی اوقات بحثهای بسيار عميقی ميان اين رفقا و برخی از آنارشيستها در می گرفت. بحثهائی از اين قبيل که سازمان اجتماعی آينده بشريت چطور می تواند باشد، آيا می توان بعد از نابودی جامعه سرمايه داری بلافاصله جامعه ای ايجاد کرد که برای سازمان دادن زندگی اقتصادی و اجتماعی بشر نيازی به دولت مرکزی نباشد. ] مری لو گرين برگ، سخنگوی حزب کمونيست انقلابی آمريکا، با بيانی روشن و ناقذ جوانان را فرا می خواند که تجربه انقلابات سوسياليستی در قرن بيستم در روسيه و چين را بررسی کنند و به آثار مارکسيستی باب آواکيان صدر حزب کمونيست انقلابی آمريکا رجوع کنند.[

روز دوم عده ای از رفقا برای شرکت در تظاهرات به شهر رفتند و عده ای ديگر به پخش اعلاميه ها و توضيح محتوای آن در کمپ پرداختند. در يکی از تظاهرات ها، ليلا پرنيان به نمايندگی از سوی سازمان زنان هشت مارس، و مری لوگرين برگ به نمايندگی از طرف حزب کمونيست انقلابی آمريکا در مورد جنگ خاورميانه صحبت کردند که سخنرانی هر دو با استقبال وسيع مردم مواجه شد. ليلا پرنيان گفت، کسانی که امروز در ايران حکومت می کنند و آمريکا می خواهد رژيم آنان را عوض کند همانهائی هستند که خود آمريکا راه را بر قدرت گيری شان باز کرد تا بدين طريق انقلاب بزرگ مردم ايران را خفه کند. هنگاميکه ليلا پرنيان اعلام کرد: ما زنان ايران هم به امپرياليسم نه می گوئيم و هم به جمهوری اسلامی ايران، غريو شادی و هورای جمعيت چند هزار نفره بلند شد. پس از سخنرانی اين دو رفيق، عده ی زيادی از زنان و مردان ضد امپرياليست منجمله جوانان يهودی طرفدار مردم فلسطين، با رجوع به ليلا از وجود چنين گرايشاتی در جنبش زنان ايران، ابراز شادمانی و اميدواری کردند.

همان روز، در بولتن اطلاعات کمپ برنامه ای را برای ساعت هشت شب، در مورد حمله آمريکا به ايران اعلام کرديم. يک ساعت قبل از برنامه رفيقی با بلند گوی دستی در محوطه کمپ چرخيد و برنامه را اعلام کرد. برنامه را در محيط باز کمپ برگزار کرديم. مردم بتدريج جمع شدند. سخنرانی را مری لو گرين برگ (از حزب کمونيست انقلابی آمريکا) و آذر درخشان (از حزب کمونيست ايران (م ل م) و سازمان زنان هشت مارس (ايرانی –افغانستان) شروع کردند و پس از آنها پيتر از سازمان "استاپ وار" (جنگ را متوقف کنيد) و يکی از رفقای حزب کمونيست مائوئيست (ترکيه – کردستان شمالی) و يک رفيق از سازمان مهاجرين به نام کاراوان سخنانی ايراد کردند.  شب بعد، قبل از اخبار نيمه شب، فيلم ويدوئی باب آواکيان صدر حزب کمونيست انقلابی آمريکا در محل اکران سينمائی کمپ در فضای باز پخش شد که با استقبال زياد روبرو شد.

اطلاعيه مشترکی که به امضای چند حزب و سازمان ايرانی از جمله حزب ما رسيده بود، به زبان های آلمانی و انگليسی در کمپ و در تظاهرات ها پخش شد. ] 1 -  فعالين حزب کمونيست ايران (م.ل.م.) 2-  کميته خارج کشور حزب کمونيست ايران 3- کميته تشکيلات خارج کشور سازمان کارگران انقلابی (راه کارگر) 4- اتحاديه فدائيان کمونيست در خارج کشور 5- اتحاد چپ کارگری 6- هسته اقليت 7- سازمان فعالين جنبش نوين کمونيستي[

اطلاعيه ی مشترکی که حزب کمونيست ايران ( م ل م) با حزب کمونيست مائوئيست (ترکيه – کردستان شمالی) بيرون داده بود و توسط چند حزب ديگر امضا شده بود، بطور وسيع به زبان انگليسی در کمپ و تظاهرات ها پخش شد. بسياری از انقلابيون کشورهای مختلف از وجود يک حزب کمونيست مائوئيست در ايران ابزاز تعجب و خرسندی می کردند. اکثريت کسانی که با ما بر سر اين اطلاعيه حرف می زدند از خط آن حمايت می کردند و می گفتند به نظرشان اين خط که بايد هم با امپرياليستها خط کشی داشت و هم با مرتجعين خاورميانه (مشخصا جمهوری اسلامی و بنيادگرايان اسلامی) کاملا درست است و منطبق بر منافع مردم خاورميانه است.  برخی از فعالين سازمان های ترکيه استدلال می کردند که موضع اين بيانيه کاملا درست نيست زيرا هنگامی که کشوری مانند عراق و افغانستان اشغال می شود بايد از مرتجعين اسلامی که در مقابل آمريکا ايستاده اند حمايت کرد. رفقای ما نيز در مقابل اين استدلالات بحثهای آگاهگرانه در مورد ماهيت طبقاتی نيروهای بنيادگرای اسلامی می کردند و خاطر نشان می کردند که نيروهای انقلابی بخصوص کمونيستها موظفند توده های مردم را از دور باطل انتخاب ميان امپرياليسم يا نيروهای بنيادگرای اسلامی، بيرون بکشند و صف انقلابی آنان را عليه هر دو نظام پوسيده ای که توسط اينها نمايندگی می شود، سازمان دهند. سخنرانی مری لو گرين برگ نيز مشخصا بر سر اين موضوع بود. وی ضمن افشای امپرياليسم آمريکا بعنوان بزرگترين دشمن مردم جهان، تاکيد کرد که نظام امپرياليستی آمريکا و نظامی که نيروهای بنيادگرای اسلامی نمايندگی می کنند هر دو متعلق به گذشته بوده و بايد از ميان بروند و هيچ يک قابل حمايت نيستند. وی گفت، باب آواکيان می گويد اين ها نمايندگان "دو نظام کهنه اند". وی گفت:  اين به معنای آن نيست که امپرياليسم آمريکا بزرگترين دشمن مردم دنيا نيست. در واقع در جنايتکاری هيچ نيروئی به گرد پای امپرياليسم آمريکا نمی رسد؛ اما اين موجب نمی شود که ما از بنيادگرايان اسلامی و بديل آنان برای مردم خاورميانه حمايت کنيم. هرگز! مردم خاورميانه بايد برای جامعه ای کاملا متفاوت مبارزه کنند.

يکی از اعلاميه هائی که به زبان انگليسی پخش می کرديم، نوشته ی سرويس خبری جهانی برای فتح با اين عنوان بود:  گرم شدن زمين: حتا کره زمين طلب انقلاب می کند!**.  سرويس خبری جهانی برای فتح به نقل از کتاب کاپيتال مارکس می نويسد:

از نقطه نظر شکلهای اجتماعی عاليتر] سوسياليسم و کمونيسم[ مالکيت خصوصی  کره زمين توسط افراد خصوصی همانقدر مزخرف به نظر خواهد آمد که مالکيت خصوصی يک انسان توسط انسانی ديگر. حتا تمام يک جامعه، يک ملت، يا حتا همه جوامع موجود رويهمرفته نيز نمی توانند مالکين کره زمين باشند. آنها فقط کره زمين را در اختيار می گيرند ... و بايد آن را در وضيعتی بهبود يافته تر به نسل های بعدی تحويل دهند.

هنگام پخش اين اعلاميه، عده ای از جوانان شرکت کننده می گفتند: ما به اندازه کافی در مورد فاجعه ی گرم شدن زمين می دانيم. اما وقتی متوجه می شدند اين اعلاميه معتقد است که در رابطه با اين معضل نيز "انقلاب تنها راه حل است" با اشتياق اعلاميه را گرفته و مطالعه می کردند.

روز سوم، تظاهرات بزرگی که توسط سازمان های حمايت از مهاجرين، منجمله سازمان کاراوان، سازماندهی شده بود برگزار شد. در اينجا بايد اضافه کنم که فعالين سازمان کاراوان، از دو تا سه هفته تا قبل از نشست جی هشت، در شهرهای مختلف آلمان برنامه های سخنرانی و تظاهرات برگزار کرده بودند. خستگی و شادی ناشی از اين مبارزه در نگاه تک تکشان هويدا بود. سازمان زنان هشت مارس نيز از حمايت کنندگان اين تظاهرات بود. تظاهرات با وجود خرابکاری های متعدد پليس شروع شد. تظاهرات بزرگی بود. هنگامی که صف فعالين کاراوان با  لباس های سرهم  زرد رنگ به جلوی صف تظاهرات رسيد، جمعيت با کف زدن از آنان استقبال کرد. در چهره های پير و جوان اروپائی عشق و علاقه شان به اين خواهران و برادران "خارجی”  شان را می شد ديد. شعار "نه به مرز، نه به ملت، نه به اخراج" را از ته قلب و با تمام فرياد می زدند و نفرتشان را از اين نظام جهانی تفرقه افکن و ضد انسانی بيان می کردند. تراکتور عظيمی که بر آن شعارهای "ما در اينجا هستيم چون شما کشورهايمان را نابود کرده ايد" و "آزادی حرکت برای همه" مزين شده بود با جمعيت در حرکت بود.. در اروپا مهاجرين برای گرفتن اجازه اقامت سالها زير اذيت و آزار پليسی بسر می برند. بالاخره نيز پس از دريافت آن اجازه ی اقامت کاغذی، تبديل به تحتانی ترين بخش طبقه کارگر اروپا می شوند. کارگران مهاجر يعنی فقيرترين قشر طبقه کارگر اروپا. اين قشر می تواند نقش مهم و حتا تعيين کننده ای در انقلاب ضد سرمايه داری اروپا بر عهده گيرد. اين که اين نقش را به عهده خواهد گرفت يا خير بستگی به پايه گيری آگاهی و سازماندهی کمونيستی در ميان آنان دارد. هيچ نبايد فراموش کرد که مهاجرين يهودی نقش مهمی در اشاعه کمونيسم در اروپا داشتند و کارگران مهاجر آلمانی مارکسيسم را به آمريکا بردند....

در اين مبارزات با عده ای از جوانان ايرانی الاصل که در اروپا و آمريکا و کانادا بزرگ شده اند، آشنا شديم. آنان وقتی پرچمی با شعارهای فارسی و انگليسی را می ديدند با شعف ( و قدری ناباوری) به سوی ما آمده و وارد بحث و صحبت سياسی بسيار گرم می شدند. يک جوان ايرانی همراه دوستان عرب و آمريکائی خود از آمريکا برای شرکت در بلوک سياه جامگان آمده بود. دختر جوان ديگری که از انرژی و تحرک رفقای مسن ("غير جوان" !) به هيجان آمده بود از اينکه پدر و مادرش مبارزه را کنار گذاشته اند تاسف می خورد و می گفت: ما جوانان نياز داريم که در محيطهای مثبت و اميدوار کننده ای مثل اينجا و در اطراف آدمهائی مثل شما باشيم. دختر جوان ديگری که از آمريکا آمده و فارسی بلد نبود از اينکه سازمانی مانند سازمان زنان هشت مارس در جنبش زنان ايران موجود است خوشحال بود و می گفت آماده است هر کمکی از دستش بر می آيد برای تقويت آن بکند و در عوض بشدت از اينکه  برخی از زنان ايرانی به نام جنبش زنان ايران از دولت بوش "آزادی”  گدائی می کنند، تاسف می خورد.

روز چهارم که روز رسيدن جورج بوش به روستوک بود چندين برنامه تظاهرات برنامه ريزی شده بود. نمايندگان گروه همبستگی با مردم فلسطين از گروه ما برای شرکت در تظاهرات حمايت از مردم فلسطين دعوت کرده بودند. ساعت 11 صبح خود را به جلوی ساختمان "کاترپيلار" رسانديم. علت انتخاب اين محل آن بود که دولت اسرائيل از بولدوزرهای کاترپيلار برای خراب کردن خانه های فلسطينی استفاده می کند. پرچم سرخ کميته هماهنگی با  شعار "برای مبارزه با امپرياليستها و همه مرتجعين در خاورميانه متحد شويد" خودنمائی می کرد. علاوه بر اين رفقا پلاکاردهائی با شعار: از مردم فلسطين در مقابل دولت آپارتايد اسرائيل حمايت کنيد! زنده باد همبستگی انترناسيوناليستي! حمل می کردند که جلب نظر عکاسان و شرکت کنندگان را می کرد.  پس از آن تظاهر کنندگان به تظاهرات ديگری که عليه جنگ بود پيوستند. در اين تظاهرات، بدليل فقدان وقت، سخنگوی سازمان زنان هشت مارس نتوانست صحبت کند اما سازمانگران از وی دعوت کردند تا در فرودگاه هنگام "استقبال" از بوش سخنرانی کند. جمعيت بسوی محل فرودگاه براه افتاد. پليس در هر قدم مانع ايجاد می کرد تا جمعيت به محل قرار نرسد. از آخرين ايستگاه مترو تا محل قرار (يعنی فرودگاه) 15 کيلومتر فاصله بود و تمام وسائط نقليه ی جمعی را از سرويس خارج کرده بودند. اما تظاهر کنندگان بالاخره خود را به محل رساندند. در جلوی صف، شعار قرمز ما خودنمائی می کرد. در اين مراسم نيز سخنرانی ليلا پرنيان با استقبال و تشويق تظاهر کنندگان روبرو شد.

 

انقلاب جشن توده هاست

 

گفته مارکس مبنی بر اينکه: "انقلاب جشن توده هاست " بار ديگر خود را در اين مبارزه  نشان داد. وقتی توده ها با اراده و آگاهی پا به ميدان مبارزه می گذارند و به قدرت خود پی می برند، روح و فکرشان به پرواز در می آيد و شادی و نشاط صفوفشان را در برمی گيرد. در روستوک نيز چنين بود. معترضين آگاه و پر شور و شجاع در مقابل باتون و گاز اشک آور وقوای ضد شورش ايستادگی می کردند، سنگرهای خيابانی برپا می داشتند و برای عقب راندن دشمن می جنگيدند و با اينکارها نشاط و زندگی بيشتر وجودشان را پر می کرد.

کمپ ها تنها محل جدل و بحث نبود بلکه محل "توطئه" و نقشه کشی عليه دشمن نيز بود. در کمپ ها شبانه طرح و برنامه های اعتراضی ريخته می شد. اين مسئله بخصوص در روزهای 5 تا 8 ژوئن که دولت آلمان هر گونه تظاهرات را غير قانونی کرده بود محسوس بود.

گروههای هماهنگی با گرايشات متفاوت سياسی  تشکيل شده بود که کارشان سازماندهی و دادن اطلاعات به افراد برای رسيدن به محل های ايجاد مانع در مقابل راه قافله سران جی هشت بود. اين گروهها در چند محل شهر مستقر شده بودند و دسته های کوچک را از طريق جنگل و بيراهه ها به مناطق مورد نظر هدايت می کردند. در روز ششم ژوئن در مساحتی به طول چند  کيلومتر 6000 نفر از طريق جنگل خود را به محوطه نزديک ديوار (همان ديوار معروف بسيار گران که برای حفاظت از جلسه سران جی هشت ساخته بودند) رساندند و هزاران پليس مجهز به سلاح های ضد شورش و هلی کوپتر عملا نتوانست کاری کند .

اين مبارزه تاثيرات مهمی را بر مجموع نيروهای شرکت کنندهء ما داشت؛ هر يک دنيائی از تجربه  و انرژی توشه راه مبارزاتی مان کرديم. رفقای ناشناخته ی چهار گوشه جهان و زبان های مختلف را ديديم و از نزديک آشنا شديم و عميق تر از گذشته فهميديم که يک جهان است و يک مبارزه! در اين مبارزه مهم بار ديگر اين سوال مطرح شد که آيا بالاخره اين جهان به صاحبان واقعی اش تعلق خواهد يافت؟ يا اينکه باز هم جماعتی کوچک و انگل بر اقتصاد و سياست جهانی فرمان رانده و اکثريت شهروندان جهان را برده خود خواهند کرد. همانطور که در تظاهرات های آن چند روز مرتبا در بلندگويمان شعار می داديم: انقلاب، تنها راه حل است! انقلابی که اقتصاد و سياست استثمارگرانه حاکم در سراسر جهان را سرنگون کند. يکبار ديگر برنامه ی حزب کمونيست ايران (م ل م) را می خوانم که نوشته است:

"نظام سرمايه داری جهانی با عملکرد خويش هر روز و هر لحظه به دنيا گوشزد می کند که سودمندی خود را از دست داده، کهنه و وحشی و منسوخ است و ديگر نيازی به بقای آن نيست. اين درحالی است که توليد، ابعادی بيسابقه و عظيم يافته و عدم کفايت توليد که زمانی توجيه تاريخی تقسيمات و تمايزات طبقاتی بود، رخت بر بسته است . کار متعادل و استفاده متعادل از نعم مادی و رشد خلاقيتهای ذهنی بشر، کاملا امکان پذير است. مدتهاست که شرايط گذار به يک نظام متفاوت که اصل کمونيستی "به هر کس به اندازه نيازش، و از هر کس به اندازه توانش " در آن قابل تحقق باشد ، بوجود آمده است."

يکی از فعالين حزب کمونيست ايران ( م ل م)

20 ژوئن 2007

* گزارش فوق توسط "حقيقت" ويراستاری شده است.

 

بولتن داخلی برای تدارک اعتراضات ضد جی هشت

 

در زير گزيده ای از بولتن داخلی حزب در مورد اهميت شرکت در اعتراضات جی هشت را ملاحظه می کنيد.

موضوع: تدارک برای شرکت در مقابل اجلاس هشت کشور صنعتی (جی هشت)

رفقای عزيز: اجلاس هشت کشور صنعتی معروف به جی هشت در روزهای 2 تا 9 ژوئن در شهر روستوک آلمان برگزار خواهد شد. نيروهای ضد امپرياليست و ضد جنگ از سراسر اروپا برای شرکت در برنامه های اعتراضی عليه اين نشست و سياست های جهانی هشت کشور صنعتی، تدارک می بينند. شرکت در مراسم جی هشت و اعتراض به گلوباليزاسيون سرمايه داری و جنگ های امپرياليستی تبديل به يک سنت ارزنده و انقلابی شده است. از زمان آغاز جنگ های خاورميانه ای آمريکا و متحدينش بخش مهمی از اعتراضات در مقابل اجلاس جی هشت، به مبارزات ضد جنگ اختصاص يافته است. باعث تاسف است که جای صف انقلابيون و نيروهای کمونيست و مترقی اپوزيسيون ايران در اين مبارزات تا کنون خالی بوده است. با وجود آنکه خاورميانه به مرکز تجاوزات نظامی و ايلغار اقتصادی امپرياليستها تبديل شده اما جنبش سياسی خارج از کشور قادر به سازمان دادن يک مبارزه مشترک و قدرتمند عليه امپرياليستها و پيوند خوردن با نيروهای مترقی غرب که تقريبا همگی در اين مراسم حضور می يابند نشده است.

با تشديد خطر حمله نظامی آمريکا به ايران و بالا گرفتن تحريکات و توطئه های امپرياليستی برای تعيين سرنوشت مردم ايران، امروز نگاه نيروهای مترقی و انقلابی غرب به نيروهای ايرانی است. متاسفانه در اغلب فوروم ها و کميته های ضد جنگ، نمايندگان جمهوری اسلامی يا حاميان  لبنانی اش حضور يافته به نيابت از سوی مردم ايران سخن می گويند. با توجه به اينکه خاورميانه در شرف وقوع وقايع مهم و ناگهانی است و ايران به مرکز اين وقايع تبديل شده، لازم است که جنبش سياسی ايران در خارج از کشور بسرعت بحول يک سياست  انقلابی و مردمی متحد شده و با صفی متحد و قدرتمند در صفوف مبارزات ضد جنگ جای بگيرد.

....

خط ما اين است که جنبش ضد جنگ در غرب نبايد از نيروهای بنيادگرای اسلامی حمايت کند و بخصوص در شرايطی که آمريکا تدارک حمله به ايران را می بيند، جنبش ضد جنگ در همان حال که لبه ی تيز مبارزاتش را بايد روی ضديت با امپرياليسم آمريکا و جنگ های آن در خاورميانه بگذارد اما بايد از مبارزات مردم ايران عليه جمهوری اسلامی و از حقوق مردم ايران در مقابل جمهوری اسلامی نيز حمايت کند. سياست جورج بوش آن است که با پيش گذاشتن شعار "يا ما يا بنيادگرايان اسلامی”  جنبش ضد جنگ را در غرب، به موضع دفاع از مرتجعين خاورميانه در مقابل آمريکا بيندازد. جنبش ضد جنگ بايد از اين دام پرهيز کرده و با دفاع از قطب انقلابی و ضد امپرياليست-  ضد ارتجاع مردم ايران، کيفيت جنبش ضد جنگ را بالا برد.

 

ارزيابی از خطوط غالب در جنبش ضد جنگ و وظايف ما

 

مراسم جی هشت يکی از استثنائی ترين فرصتها برای پيوند برقرار کردن با نيروهای ضد امپرياليست و انقلابی و مترقی اروپاست. متاسفانه خط غالب بر اين نيروها از يک اشکال اساسی رنج می برد:

1-  بسياری از اين نيروها با نظر مثبت به جمهوری اسلامی و نيروهای بنيادگرای اسلامی در خاورميانه می نگرند. آنان ساده انگارانه شعار پردازی های جمهوری اسلامی و احمدی نژاد را حمل بر "ضد امپرياليست" بودنشان می کنند. ما بايد با فاکت های تاريخی و آمار و ارقام به اينان ثابت کنيم که جمهوری اسلامی در 28 سال گذشته کاملا در خدمت نظام سرمايه داری جهانی بوده است و منظم تر و بهتر از رژيمهای  نوکر آمريکا در ديگر نقاط جهان، برنامه های صندوق بين الملی پول و بانک جهانی را در ايران پياده کرده است و با سرکوب جنبش کارگران نفت ايران، کنترل کمپانی های نفتی غرب را بر نفت ايران تضمين کرده است. تمام خانواده های حاکم در ايران شرکای سرمايه داران بزرگ بين المللی می باشند. تمام سياست های اقتصادی ايران به سودآوری سرمايه داری بين المللی و نابود کردن اقتصاد بومی ايران خدمت می کند.

2- اغلب اين نيروها فکر ميکنند جمهوری اسلامی با اشغال افغانستان و عراق مخالف بود. ما بايد به اينان بگوئيم که هنگام حمله آمريکا به عراق، جمهوری اسلامی حيله گرانه موضع "بيطرفی”  اعلام کرد اما در واقع پنهانی با آمريکا همکاری می کرد.

....

حتا آن کسانی که با نظر مثبت به جمهوری اسلامی و نيروهای بنيادگرای اسلامی نگاه نمی کنند، از مواضع ما عليه اينان بعنوان نيروهای ارتجاعی، حمايت نکرده و سکوت می کنند و در جنبش های ضد جنگ به ما نيز سکوت را توصيه می کنند. استدلالشان اين است که "امروز آمريکا دشمن عمده است". اين خط بيشتر در ميان آن بخش نيروهای ضد جنگ که به احزاب حاکم نزديکند پايه دارد: مثلا به جناح ضد جنگ حزب کار بريتانيا، يا احزاب نزديک به احزاب "چپ" امپرياليستهای آلمان و فرانسه و غيره. با اين ها هر چقدر هم بحث سياسی کنيم به جائی نمی رسيم چون در حال پيشبرد يک سياست آگاهانه از سوی جناح هائی از هيئت حاکمه امپرياليستی هستند.

....

اما در اين ميان افراد و نيروهای سياسی صادق نيز هستند که استدلال می کنند، "امروز آمريکا عمده است بنابراين بهتر است در مورد نيروهای بنيادگرای مذهبی و جمهوری اسلامی سکوت پيشه کنيم". بايد به اينها گفت، برای اينکه معنی حرفتان را بفهميد به مسئله اينطور نگاه کنيد که داريد به زن افغانستانی، زن ايرانی و عراقی می گوئيد که در مقابل سنگسار و شلاق و بردگی سکوت کن و فعلا به زندگی در جهنم، بدون آنکه دورنمائی برای رهائی از آن داشته باشی، تن بده. بايد به اين نيروها گفت که معنای سکوت شما در مقابل جمهوری اسلامی ايران و طالبان اين است. در حاليکه بالعکس بايد از مبارزات مردم اين کشورها عليه مرتجعين داخلی نيز حمايت کنيد. بايد به اينان گفت که اين طبقات مرتجع، زاده نظام سرمايه داری جهانی بوده  و جدا از آن نيستند. اينها را بايد قانع کنيم که شورشگری زنان عليه جمهوری اسلامی را بزرگ کنند؛ از مبارزه کارگران و دهقانان و زنان و دانشجويان و ملل تحت ستم ايران عليه جمهوری اسلامی حمايت کنند؛ از جانباختگان کمونيست ايران که در بدترين شرايط عليه رژيم ارتجاعی جمهوری اسلامی برای ساختن جهانی ديگر مبارزه کرده و جان باختند قدردانی کنند.

3- همانطور که همه می دانيم جنبش ضد جنگ طی سالها افت کرد و جنگ خاورميانه برای اينها هم  تبديل به يک مسئله عادی شد.  يکی از دلايل بسيار مهم اين افت و شايد بتوان گفت دليل عمده اش آن استکه در افغانستان و عراق يک مقاومت انقلابی در مقابل امپرياليستها رشد نکرد و رهبری مقاومت مردم را نيروهای مرتجع اسلامی گرفتند. در واقع صحنه همانطور چيده شده است که جورج بوش می خواست. يعنی مردم در مقابل انتخاب ميان ارتش آمريکا و ارتش های مرتجع بنيادگرائی مذهبی قرار گرفتند. انتخابی که واقعا انتخاب نيست. زيرا هر دو قطب ارتجاعی اند. به اين ترتيب، دو قطبی جورج بوش شکل گرفت: يا ما يا بنيادگرايان اسلامی. اين دو قطبی را بايد بهم زد و با چنگ و دندان، قطب رهائی بخش مردم خاورميانه را بر پا کرد و گسترش داد.

غلبه ی اين دو قطبی در صحنه سياسی خاورميانه، باعث تقويت هر دو قطب شده است. امپرياليسم آمريکا با حمله به عراق موجب رشد و گسترش نيروهای بنيادگرای مذهبی در سراسر خاورميانه و آسيا شد. حتا موجب اعتبار اينان در ميان جنبش های مترقی جهان شده است. از سوی ديگر عمليات ارتجاعی و ضد مردمی و برنامه های اجتماعی بشدت ارتجاعی نيروهای بنيادگرای اسلامی، باعث مشروعيت ارتش اشغالگر آمريکا در ديد بخش هائی از مردم غرب و حتا بخش هائی از مردم کشورهای خاورميانه شده است. با هر بمبی که اين مرتجعين در بازارهای بغداد و بصره و غيره می گذارند و عمدتا مردم عادی عراق را به خاک و خون می کشند، حضور ارتش اشغالگر آمريکا از مشروعيت بيشتری برخوردار می شود. ....

4- در جنبش عراق، نيروی چپ به اندازه ای که در ايران قوی است، نبود. بنابراين در رابطه با ايران اين فرصت و امکان وجود دارد که صحنه سياسی را دو قطبی آمريکا – جمهوری اسلامی اشغال نکند. در اين ميان بايد قطب نيروهای مردم بطور متشکل و با صدائی روشن و واحد به ميدان آمده و نگذارند فضای سياسی جامعه و جنبش ضد جنگ در جهان  با دو قطبی فوق شکل بگيرد.

بايد به اينان گفت که تاثيرات شکل گيری قطب سوم انقلابی عليه امپرياليسم آمريکا و عليه جمهوری اسلامی با چشم انداز ايجاد جامعه ای رهائی بخش در ايران،  فقط محدود به ايران نخواهد بود بلکه تاثيرات مهمی بر تمام کشورهای خاورميانه خواهد گذاشت. ما می توانيم اينکار را کنيم و برای اينکه چنين کنيم به همبستگی انترناسيوناليستی آنان نياز داريم.

5- سياست قطب سوم هيچ نزديکی با مسلمان ستيزی نژاد پرستانه ای که نيروهای دست راستی در اروپا براه انداخته اند ندارد. بسياری از مهاجرين کشورهای "مسلمان" زير فشار اين موج نژاد پرستانه گرايش به حمايت از نيروهای حزب الله در خاورميانه پيدا می کنند. اين نيز يکی از پيچيدگی های سياسی در اروپاست که بايد با موضع گيری قاطع عليه سياست های نژادپرستانه با روش درست حل کرد. ما بايد مرز تمايز سياست قطب سوم را با سياست نيروهائی مانند حزب کمونيست کارگری که تحت نام مقابله با اسلام، با سياست های نژادپرستانه امپرياليستها متحد می شوند روشن کنيم.

بطور خلاصه: جنبش ضد جنگ در عين تمرکز لبه تيز مبارزه اش عليه امپرياليسم آمريکا، بايد موضع روشنی عليه نيروهای بنيادگرای اسلامی بگيرد. بطور مشخص در رابطه با ايران بايد جمهوری اسلامی را به دو دليل محکوم کند: يکم بدليل سرکوب خونين انقلاب 57 در ايران و برقراری سلطه يک رژيم فاشيستی که زنان را برده و بقيه مردم را محروم از کوچکترين حقوق سياسی .... و ميليون ها کارگر و دهقان را محکوم به مرگ تدريجی کرد  و دروازه های اقتصادی ايران را کاملا بروی گلوباليزاسيون باز کرد. دوم بدليل همکاری با آمريکا و متحدين آن در اشغال افغانستان و عراق.  

 

تدارک برای شرکت در جی هشت

 

اولين تدارک ما برای شرکت در جی هشت، متحد شدن بدور سياست قطب سوم است. اين سياست که بطور خلاصه مبارزه عليه جمهوری اسلامی و مقابله با طرح های نظامی و سياسی امپرياليسم آمريکا در ايران است، در سرمقاله حقيقت شماره 32  (آمريکا در گرداب خاورميانه) تشريح شده است.  اين مقاله می گويد: «نگاه کنيد که چگونه مردم عراق در ميان منگنه نيروهای امپرياليست و انواع و اقسام نيروهای مسلح بنيادگرای اسلامی فشرده و له می شوند. جدل بر سر آينده ايران بين ما کمونيستهای انقلابی و نيروهای مردمی از يکسو و امپرياليستها و مرتجعين از سوی ديگر است. بايد دست در دست يکديگر برای آينده جامعه و سرنوشت مان و برای بيرون کشيدن آن از چنگال ارتجاع و امپرياليسم متحد شويم و به مردم جهان هم اميد و جرات دهيم.»

يک جنبه از بکار بست اين سياست در شرايط کنونی در خارج کشور ايجاد صف متحد از ايرانيان مبارز و بردن اين خط به ميان فعالين جنبش ضد جنگ اروپا و مبارزه برای تبديل اين خط به خط قوی يا غالب در جنبش ضد جنگ است.

 

انترناسيوناليسم پرولتری

 

لنين گفت انترناسيوناليسم پرولتری يعنی انقلاب کردن در کشور خود و همان سياست را از طريق تبليغ و ترويج و کمکهای ديگر به کشورهای ديگر جهان سرايت دادن. ما موظفيم سياست رهائی بخش ايجاد صف و جبهه مستقل مردم در مقابل امپرياليسم و مرتجعين خاورميانه (از دولت ها تا نيروهای بنيادگرای اسلامی) را به ميان مبارزين خاورميانه بخصوص فلسطين و لبنان و عراق نيز ببريم و از آنان نيز دعوت کنيم که به صف ما درجی هشت بپيوندند.....

حزب کمونيست ايران (م ل م)

10 آوريل 2007

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 جهان ديگری ممکن است! گزارشی درباره تظاهرات عليه نشست گروه هشت کشور صنعتی (جی هشت) در آلمان
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (مارکسیست ـ لنینیست ـ مائوئیست)
 در تاريخ
 2007-06-22
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در