Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
در باره جنبش اشغال والاستریت :

در باره جنبش اشغال والاستریت :

نکاتی در باره جنبشِ " اشغال " : آغازی الهامبخش ... و ضرورت فراتر رفتن

 

باب آواکیان

 

جنبهی عمده يا جنبهی پر قدرتِ اين جنبشهای اعتراضی (حداقل تا کنون) جهتگيری بسيار مثبت آنها بوده است. اين جنبشها مردم را بسيج کردهاند که در مقابل بيعدالتی و نابرابری و سلطهی قشر نخبهی سوپر ثروتمندی که بر حياتِ اقتصادی، اجتماعی و روابط بينالمللی حاکم است و منافعش در تقابل کامل با منافع اکثريت عظيم مردم جهان است، بايستند. اين جنبش فضای درگير شدن تودههای مردم در طرح و بحث مسائل مهمی را بوجود آورده است: وضعيت جامعه و جهان چيست، آيا میتوان چيزی بهتر از اين را بوجود آورد و اگر میشود چگونه؟. اگر اين اعتراضات، گسترش و تکامل يابند و اين جهتگيری و تاثير مثبت را حفظ کنند بسيار عالی خواهد بود. اگر انانی که دارای درک علمی کمونيستی هستند، طبق اين درک استراتژيک و جهتگيری و رويکردی که از آن نشئت میگيرد با اين جنبش پيوند برقرار کنند، آنگاه اين جنبشهای اعتراضی میتوانند عامل مثبت بسيار مهمی در خدمت به تکامل انقلابی که ضروری است بشوند.

 

در عين حفظ اين درک و روحيه، بسيار مهم و در واقع حياتی است که موضوعی را با شمار فزايندهی افراد درگير در اين اعتراضات و همچنين تودههای مردم بطور کلی در میان بگذاريم. در حال حاضر اين ايده (يا ايدهآل) در میان افراد درگير در اين اعتراضات و کسانی که حامی آن هستند سکهی رايج است که جنبشِ «افقی» (بر خلاف جنبشِ «عمودی») بخودی خود میتواند وسيلهی تغييرات اجتماعی بزرگ شود و حتا الگوئی برای ساختن يک جامعهی متفاوت باشد. اما اين ايده (يا ايدهآل) آنچه را که برای تغيير بنيادين جامعه و جهان لازم است برآورده نمیکند و نمیتواند بکند. زيرا در اين جامعه و جهان، نابرابريهای بزرگ و روابط ستم و استثمار در تک تک کشورها، سلطهی معدودی از کشورهای قدرتمند امپرياليستی بر اکثر کشورهای جهان و اکثريت عظيم نوع بشر، ريشههای عمیقی دارد. برای ريشهکن کردن همهی اينها و تغيير جامعه و جهان، انقلاب بيسابقهای ضروری و حياتی است. انقلاب يعنی سرنگونی راديکالِ نيروهای حاکم و قدرتهای امپرياليستی که ريشههای عمیقی داشته و بشدت سرکوبگرند و بر وجود اجتماعی بشر سلطه دارند؛ انقلاب يعنی ريشهکن کردن روابط اقتصادی، اجتماعی و سياسی ستمگرانه و استثماری که اين قدرتهای دولتی، تجسم و اِعمال کنندهگانش هستند. و برای دستيابی به اين سرنگونی و تغيير راديکال نياز به رويکردی علمی و جهتگيری استراتژيک، برنامه و تشکيلات است. برای انقلابی که ضروری است، اينها جزو واجبات است. اين انقلاب فقط از آن جهت ضروری نيست که تودههای مردم بتوانند روابط خصمانهای را که  حاکمیت طبقهی استثمارگر بر آنان تحمیل میکند از میان بردارند. بلکه برای تغيير روابط میان بخشهای مختلف خود مردم نيز چنين انقلابی لازم است – منجمله برای تغيير تضاد میان آنان که عمدتا درگير کار بدنيند و آنان که عمدتا درگيری کار فکريند. يعنی حل تضاد میان کار فکری و يدی. اين روابط بايد عوض شوند تا جامعه دارای هيچگونه ماهيت ستمگرانه يا حامل بذرهای تخاصم آتی نباشد. بدون چنين انقلابی حتا تحولات مثبت، مانند جهتگيری عمده و اصلی جنبش «اشغال»، در نهايت به ديوارهی محدوديتهايش برخورد خواهد کرد. چنين جنبشی را نمیتوان در يک خط مستقيم و در شکل کنونياش تبديل به چيزی بنيادا متفاوت که برای انقلاب ضروی است کرد. مانند کليهی جنبشهای مثبتِ گذشته (منجمله جنبشهای بسيار گسترده و راديکال دههی 1960) اگر جنبش در همان راه خودبخودياش بماند (يعنی بدون بوجود آوردن فرآيند ضروری پيوند کمونيستها با اين مبارزات و تقويت آنها اما همچنين کمک به منحرف کردن آن به درون جادهای که آگاهانه و کاملا جادهای انقلابی است) اين جنبشها حتا در شرايطی که میتوانند واقعا شمار عظيمی از مردم را درگير کرده و تاثير مثبتی بگذارند دير يا زود سرکوب شده يا فروکش خواهند کرد و يا اينکه به شکلی به زير سيطرهی طبقهی حاکمه در خواهند آمد – مگر اينکه تودههای درگير در اين جنبش را قانع کنيم که لازم است مبارزه را فراتر برده و آن را تبديل به جنبشی برای انقلاب کنيم که برخوردار از آگاهی و سازمان است (منجمله ساختار تشکيلاتی و رهبری). زيرا بدون آن نمی توان اين نظام را بطور قطع جاروب کرد و بجايش نظام جديدی که هدفش محو کامل کليه ستم و استثمار است، بوجود آورد.

 

هرچند که جنبشهائی مانند جنبش «اشغال» بسيار مثبتاند اما عليرغم نيات و تلاشهای صمیمانهی اکثريت افراد درگير در آنها، اين جنبشها نمیتوانند وسيله و طريقی برای «مشارکتِ برابر» تودههای مردمِ اقشار گوناگونِ فراهم کنند زيرا ماهيت و عملکرد نظام سرمايهداري- امپرياليستی (از تاريخ شکلگيرياش تا روابط بينالمللی ستم و استثمار و غارت و تجاوز آن) وضعی را بوجود میآورد که در داخل جامعهی آمريکا (و شديدتر از آن در سطح روابط بينالمللی آمريکا) نابرابريهای عمیق میان بخشهای مختلف مردم وجود دارد که در چارچوب اين نظام، در چارچوب اين روابط و پويشهای آن نمیتوان بر آنها چيره شد. در اين کشور علاوه بر تمايزات ستمگرانهی مبتنی بر نژاد (يا مليت)، جنسيت و گرايش جنسی، تفاوتهای عظيم در جايگاه اقتصادی و اجتماعی افراد هست. لايههائی از مردم در جائی هستند که به اصطلاح به آن «طبقه میانه» میگويند. اينان عموما جايگاه برتری را بر حسب دسترسی به آموزش عالی (و در عرصهی توليد فکر)، حقوقهای بالا و امتيازاتِ مربوط به اين جايگاه دارند و تا زمانی که «خط قرمزها» را رد نکنند بطور نسبی از سرکوبِ دائم و شديد نيز در امانند. با اين وجود تحت سلطه و ديکتهی طبقهی حاکمهی اين کشور هستند و امروز کيفيت زندگی و چشمانداز آينده را مبهم و تاريک میبينند و بطور فزاينده ای از نابرابريها و بيعدالتيها و اجحافات موجود که در واقع جزئی لاينفک از اين نظام و ماهيت آن است، عصبانياند. اما از سوی ديگر، دهها میليون نفر بخصوص در گتوها و در میان مهاجرين هستند که بشدت زير تبعيض و سرکوب اين نظامند و نظام آنان را محکوم به عمیقترين و تلخترين ستم و استثمار و سرکوب کرده و زنجير بر دست و پايشان زده است؛ زنجيرهائی که رهايی ار آنها در نهايت و بطور اساسی فقط با درهم شکستن چنگال اين نظام و نابودی کامل دستگاه سرکوبگر آن ممکن است. همانطور که در جنبش «اشغال» ديدهايم میتوان میان اين دو بخش متفاوت از مردم جامعه اتحاد بوجود آورد: اتحاد برای مقابله با بسياری از تبارزات ماهيت ستمگرانه و حقيقتا سبعانهی اين نظام و مبارزه برای ساختن راه بهتری که انسانها بتوانند با يکديگر نسبتی برقرار کنند. اما اين اتحاد نمیتواند واقعيت و اثراتِ نابرابريهای عمیقی را که در اين نظام ريشه و قدرت دارند عوض يا حذف کند و تا زمانی که اين نظام پابرجاست وضعيت هر چيزی در نهايت توسط  روابط و پويشهای آن تعيين خواهد شد. به همین دليل فقط انقلاب، انقلابی که رهبرياش دارای درک و جهتگيری کمونيستی است، میتواند کاملا به اعماق روابطی که تودههای مردم را تحت ستم کرده و منشعب میکند نفوذ کرده و آن را ريشهکن کند.

 

ما در عين حال که با جهتگيری مثبت و پايهای اعتراضات «اشغال» متحد شده و به کارمان در جهت گستردهتر و عمیقتر کردن آنها ادامه میدهيم؛ در عين حال که در حداکثر توانمان از تجربهی غنی اين جنبش و ابداعات و ابتکارات آن و عزم راسخ شرکتکنندگانش ياد میگيريم اما بسيار حياتی است که تعداد بيشتر و بسيار بيشتری را جذب کنيم که بطور جدی درگيرِ درک علمی و جهتگيری کمونيستی شوند – بخصوص آنطور که در جهان بينی و رويکرد استراتژيک حزب ما تجسم يافته است و در سنتزنوين کمونيسم که من در طول چند دههی گذشته به میدان آوردهام و هنوز در تکامل آن تلاش میکنم فشرده شده است. آنطور که در ضمیمهی اول٭ کتابِ «بيسيکس» Basics گفتهام: سنتزنوين به معنای تنگنظرانه و سکتاريستی «مال ما» نيست بلکه چيزی منطبق بر عمیقترين واقعيتهاست، چيزی است که برای پايان بخشيدن به جنايتها و بيعدالتيهای همیشگی اين نظام و رنج و فلاکت دهشتناکی که اکثريت عظيم نوع بشر را محکوم به آن کرده است و به وجود آوردن يک جامعه و جهان بنيادا متفاوت ضروری است. 

 

تاکيد میکنم که اين درک نه تنها بطور کلی بلکه بطور مشخصتر در رابطه با و در ضديت با ايدهی «انقلاب بی رهبر» و مفاهيم مربوط به آن اهمیت تعيين کننده دارد. زيرا اين ايده و مفاهيم مربوط به آن در انطباق با واقعيت نيستند و اگر قرار است حقيقتا به جهانی که بسياری از شرکت کنندگان جنبش «اشغال» در جستجويش هستند و برايش مبارزه میکنند دست يابيم بايد با واقعيت آنطور که هست روبرو شويم و آن را تغيير دهيم. پايان

 

٭ضمیمه فصل اول: رفرم يا انقلاب، مسائل مربوط به جهتگيری، مسائل مربوط به اخلاقيات. فصل اول. نظم جهانی ستم و استثمار.

13 نوامبر 2011

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نکاتی در باره جنبشِ " اشغال " : آغازی الهامبخش ... و ضرورت فراتر رفتن
 در تاريخ
 2011-11-22
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در