Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹                    
 
چنگال قدرت های غربی بر ليبی

چنگال قدرت های غربی بر ليبی

 


سرويس خبری جهانی برای فتح. 21 مارس 2011

قدرت های غربی چنين می نمايانند که دخالتگری  به اصطلاح انسان دوستانه شان پديده‏ی جديدی در جهان است. چنانچه آمريکا و اروپا برای رهائی ملت تحت ستمی می جنگيدند آنوقت با امری جديد و بُهت آور روبرو بوديم.

آنچه امروز نام جديد «دخالت انسان دوستانه» گرفته است همان داستان قديمی قرن 19 است که استعمار را تحت عنوان «بار وظيفه‏ بر دوش سفيد پوستان» توجيه می کرد. دخالت نظامی امروز نيز فرقی با تجاوز به افغانستان و عراق ندارد. آن تجاوزها نيز تحت عنوان کمک به خلاصی مردم از شر مستبدين توجيه می شد در حاليکه مردم آن کشورها را دچار فلاکت و افزون بر آن دچار اشغال خارجی کرد. 

ما قدرت های غربی را بر اساس 2 استدلال اصلی محکوم می کنيم. و اين استدلال ها مبتنی بر شواهد غيرقابل انکارند: آنچه اين قدرت ها در گذشته از اواخر قرن 19 تا کنون انجام داده اند و اينکه چرا تصميم گرفته اند به بهار عربی با حمله به ليبی پاسخ دهند.

در مجموع، بررسی اين دو سوال نشان می دهد که عمل کردهای کنونی غرب نه گسستی از گذشته‏ی استعماری اش بلکه تداوم آن است.

از امروز شروع کنيم. بدون افتادن به دفاع از قذافی بايد سوال کرد قذافی با مردم ليبی چه کرده است که حاکمان عربِ ديگر با مردم خود نکرده اند؟

خفقان در بحرين حداقل به اندازه‏ی وضعيتِ ليبی شنيع است. جنبش بحرين در ابتدا خواستی جز اصلاح قانونی نداشت و درخواست سرنگونی رژيم را نمی کرد. با اين وصف نيروهای امنيتی بحرين با سبعيتی نادر به مردم جواب دادند و  با سلاح کمری و تفنگ و تيربارهای کاليبر 50 به جمعيت تيراندازی کردند.

مردم سراسر جهان با ديدن نيروهای امنيتی قذافی که با ماشين آمبولانس وارد جمعيت شده و سپس از درون آن به مردم تيراندازی کردند بشدت به خشم آمدند اما همين اتفاق در ابعادی بزرگتر در مَنامِه‏ی بحرين افتاد. ...

آيا جهان شاهد «دخالتگری انسان دوستانه» در بحرين هم بود؟ سربازان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در آن طرف مرزهای بحرين در حمايت از شاه مفلوک بحرين صف آرائی کردند.

اوباما به شاه های عربستان و بحرين زنگ زده و برخی نصايح خصوصی به آنان کرد. کسی از مضمون اين سخنان خبر ندارد اما از سخنان وزير کشورش هيلاری کلينتون همه باخبرند که در بحرين «طرفين» را به پرهيز از خشونت فرا خواند و مشخصا حاضر نشد با دخالت نظامی عربستان در بحرين مخالفت کند. او طرفين را به «مذاکره» با هم فراخواند اما حاضر نشد به رژيم به دليل دستگيری رهبر اپوزيسيون قانونی يا ممنوع کردن تظاهرات و هر نوع فعاليت سياسی، انتقاد کند. حتا بحرين را تهديد به قطع کمک های آمريکا نکرد.

چرا؟ به دليل اهميت استراتژيک بحرين که در دهانه‏ی خليج فارس قرار دارد، برای اينکه حکامش برای منافع غرب بسيار قابل اتکا هستند و بخصوص به دليل اهميت عربستان سعودی در عقب مانده و تحت سلطه ی آمريکا نگاه داشتن منطقه.

رژيم پادشاهی بحرين نماينده‏ی قشر نخبگان سُنی است ولی اکثريت کشور شيعه اند. همين واقعيت رژيم بحرين را به شدت وابسته به حمايت های بريتانيا و آمريکا و در نتيجه گوش به فرمان آن ها می کند. اين گونه سياست های تفرقه اندازی قومی به نفع امپرياليست هاست و مانند سياست هائی است که بريتانيا در آسيای جنوبی و آفريقا پيش برد.

...

علت اصلی وجود بحرين به صورت يک کشور مستقل آن است که بريتانيا آن را از ايران تحويل گرفت و با طايفه ای که قريب به دو قرن در آن جا حاکم بود متحد شد. البته «استقلال» اين کشور معنی ندارد زيرا چيزی در حد پارکينگ ناوگان پنجم آمريکاست. وجود خودِ ناوگان در آن منطقه هم زير سوال است. عربستان نيز به اين دليل به صورت يک کشور در آمد زيرا وجودش برای سرويس دادن به بريتانيا و آمريکا مفيد بود. حاکميت مردان خاکی  خدا در عربستان و بحرين دست کمی از حاکميت همان ها در ايران ندارد. خلاصه آنکه، محک غرب برای تمايز ميان «درست وغلط» منافع امپرياليستی اش است و نه واقعيت. رژيم هائی مانند بحرين و عربستان سعودی الزاما رژيم های ايده آل آمريکا و بريتانيا نيستند. هيلاری کلينتون گفته است که «نگران» وقايع بحرين است. اما نه به خاطر آنکه مردم کشته شده اند بلکه به خاطر آنکه بی ثباتی سياسی در بحرين برای منافع غرب خوب نيست بخصوص در چنين شرايطی.

آمريکا و متحدينش می خواهند چه نوع جامعه ای را در خاورميانه – منجمله در ليبی – جاودانه کنند؟ کافيست به رفراندوم در مصر نگاه کنيم که ببينيم با چه «اصلاحاتی» مردم را فريب می دهند. اکثر لايحه های اصلاحی مربوط به طول مدت رياست جمهوری يک فرد بود. يک اصلاحيه ی ديگر که به قانون اساسی اضافه شده است اين است که رئيس جمهور نمی تواند زن غير مصری داشته باشد! اين نشانه ی شوونيسم ضد زن و هم چنين ناروائی دينی است. گوئی مشکل انور سادات و حسنی مبارک اين بود که همسرانشان مادرهای مسيحی انگليسی داشتند. يکی  از اصول قانون اساسی که می گويد منبع اصلی قانون در مصر شريعت اسلام است دست نخورده باقی ماند.

چه کسانی مدعی «نجات» ليبی هستند؟ کافی است به قدرت هائی که ليبی را بمباران می کنند بنگريم. همين 50 سال پيش فرانسه يک ميليون نفر را در جنگی برای مستعمره نگاه داشتن الجزاير به قتل رساند. در فرانسه ی امروز فقط نادان ترين و کورترين آدم ها فکر می کنند سارکوزی ذره ای به حيات و حقوق مردم ليبی علاقه دارد. همين سرکوزی بود که در سال 2005 جوانان شورشی محلات مهاجرنشين پاريس را «تفاله» خواند و قسم خورد که اين محلات را از وجود اين «تفاله ها پاک کند». سارکوزی با اين اميد سردسته ی تهاجم به ليبی شده که نفوذ استعماری تضعيف شده ی فرانسه در آفريقا و خاورميانه را تقويت کند. 

بريتانيا هم همين منطق را دنبال می کند. هر چند امروزه امپراتوری  استعماری اش به زير سلطه ی آمريکا در آمده است اما کارنامه ی خشونت هايش عليه مردم آسيا و آفريقا در تاريخ بشر نظير ندارد.

...

ليبی تکه ی چربی برای بريتانياست. کمپانی نفتی بريتيش پتروليوم امتياز حفاری در سواحل ليبی را از قذافی خريده است. در نتيجه برای بريتانيا مهم است که دستی در تعيين رژيم آينده ی ليبی داشته باشد.

هرچند سارکوزی خيلی سر و صدا می کند اما رهبران بريتانيا هستند که فعالانه به مصر و کشورهای خليج سرکشی می کنند تا سرنخ های

نفوذ کهنه ی امپرياليسم بريتانيا را که در نتيجه ی سلطه ی آمريکا بر خاورميانه ضعيف شده اند پيدا کرده و تقويت کنند. در حاليکه فرانسه رژيم بن علی را در تونس داشت و پادشاهی مراکش مِلکِ طلقش است و آمريکا مبارک را  داشت؛ بريتانيا به سطح رقابت با ايتاليا بر سر قذافی تنزل يافته بود. هر چند سه حزب حاکم در بريتانيا اختلافاتی در مورد اداره ی بخش های مختلف جامعه ی خود دارند اما جملگی متفق القولند که بريتانيا به دليل جائی که در بحران مالی جهان دارد نيازمند آن استکه جهان سوم را عميق تر و وسيع تر استثمار کند. ...

موضع نسبتا دَمدَمی  آمريکا نشانه ی منافع پيچيده اش در خاورميانه ی امروز و درگيری گسترده اش در دو جنگ است. سياست مداران و کارگزاران کهنه کار ِ آمريکا (بخصوص در دوره ی حکومت بوش) مدت زمانی است که فهميده اند اغلب رژيم هائی که آمريکا برای اِعمال ِ سلطه ی منطقه ای خود بدانان تکيه می کند، در درازمدت غيرقابل دوام هستند. با اين وصف، آنان از تغييرات بزرگ – بخصوص در شرايط خيزش های جاری – هراسناکند زيرا فکر می کنند ممکنست اين تغييرات به نفع  نيروهای بنيادگرای اسلامی تمام شود يا اينکه به بهای تضعيف امپراتوری آمريکا منجر به گسترش نفوذ قدرت های اروپائی ( که هم متحد و هم رقيب آمريکا هستند) شود....

با توجه به پيچيدگی شرايط، درون هيئت حاکمه ی آمريکا و درون هيئت حاکمه ی بريتانيا اتحاد بالائی در مورد سياست هايشان وجود دارد. از نظر آنان بدترين سناريو از نقطه نظر امپراتوری اين است که ممکنست اين منطقه بيش از اينها بی ثبات شده و سلطه ی آمريکا در اين منطقه و جهان به چالش گرفته شود.

به يک کلام، آنچه غرب می خواهد کنترل ليبی است. منافعی که حکام سرمايه داری انحصاری  همه ی اين قدرت ها  تعقيب می کنند هيچ ربطی به مردم ليبی يا ديگر خلق های عرب، مردم جهان منجمله مردم کشورهای امپرياليستی و منافع پايه ای آن ها ندارد. اهداف اين جنگ همان هاست که سياست ها و اَعمال اروپائی ها و آمريکائی ها را از اواخر قرن 19 در خاورميانه و ديگر نقاط جهان هدايت کرده است. يعنی، استقرار مناطق نفوذ برای انحصاری کردن استثمار خلق ها و منابع اين کشورها و استقرار يا دفاع از رژيم های گوش به فرمان که نماينده ی طبقات استثمارگر اين کشورها هستند و منافع طبقاتی شان از طريق سلطه ی اقتصادی و سياسی امپرياليست ها بر کشورهايشان تامين می شود.

تلخيص، ترجمه و تکثير از حزب کمونيست ايران (م - ل - م)

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 چنگال قدرت های غربی بر ليبی
 در تاريخ
 2011-04-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در