Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹                    
 
موضوع سقوط قدرتهای دیکتاتوری و موروثی

موضوع سقوط قدرتهای دیکتاتوری و موروثی

 


مصاحبه ی امير حسن پور با وبسايت "ئه‌مڕۆ" (امروز)

ترجمه از کردی 3/2/2011

 

امير حسن پور: قيام هايی که‌ در شمال آفريقا در جريانند می توانند در کردستان نيز روی دهند.

رويدادهای اخير تونس و مصر به‌ اندازه‌ای موثر بودند که‌ توجه‌ همه‌ مردم جهان را جلب کرده‌ و به‌ موضوع جلسات سران و سياستمداران آمريکا و اروپا و منطقه‌ و همچنين اتخاذ مواضع پيش بينی نشده‌ تبديل شده‌اند.

در کشورهای خاورميانه‌ نيز مردم از اين تحرکات و دستاوردهايش خشنود شده‌ و به‌ کسب زندگی بهتر و آزادی و اختيارات بيشتر اميدوارترند. متعاقب اين قيامها سران ، شاهها و رهبران اين کشورها به تکاپو افتاده‌ و پول و وعده‌ وعيدهای رنگارنگ ميدهند. همچنين شخصيتها و احزاب و گروههای سياسی اپوزيسيون نيز در اينجا و آنجا برای دستاوردهای اين تحرکات کيسه‌ دوخته‌اند.

وبسايت ما – ئه‌مڕۆ- نيز با اهميت خاصی به‌ اين تحرکات مينگرد و معتقد است که‌ فراهم نمودن زمينه‌ برای تحليل آنها و آشنا نمودن خوانندگان با آنها قدمی است در جهت عملی نمودن وظيفه‌ای که‌ برای خود تعيين نموده‌است. بدين منظور لازم ديديم اين مصاحبه‌ را تدارک ديده‌ و اين سئوالات را برای شما مطرح نماييم:

 

ئه‌مڕۆ: به‌ نظر شما دلايل اين تظاهرات و قيام ها که‌ تاکنون در کشورهای خاورميانه‌ روی داده‌ چيست؟

امير حسن پور: دلايل کاملا روشن هستند: نهايت فقر همراه با نهايت ثروتمندی. نهايت بی اختياری اکثريت مردم همراه با نهايت قدرت در دستان اقليتی کوچک. مردم از بيکاری، فقر و نداری به‌ ستوه آمده‌اند و حکومت ها با ظلم و ستم و پايمال کردن حقوقشان اين وضع را ادامه‌ ميدهند. حاکمان آشکارا با زورگوئی و ديکتاتوری و با فساد حکومت ميکنند. مردم منطقه‌ از دو منبع‌ جنگ و کشتار و ويرانی به‌ ستوه آمده‌اند: يکی آمريکا-اسرائيل-ناتو و ديگری نيروهای مرتجع دينی. اينان گريبان مردمان عراق، افغانستان، فلسطين، پاکستان، ايران و سودان را رها نمی کنند. جنگ عليه‌ زنان، جنگ عليه‌ طبقه‌ کارگر، جنگ عليه‌ دهقان و مردم زحمتکش، جنگ عليه‌ اقليت های دينی، جنگ عليه‌ کودکان و جوانان، جنگ عليه‌ محيط زيست... جنگی پايان ناپذير در جريان است. اين جنگ اقليتی است عليه‌ اکثريت مردم منطقه‌ و جهان. اما با استفاده‌ از تعصبات ملی و دينی و نژادی همچون جنگ کرد و عرب، کرد و ترک، شيعه‌ و سنی، مسيحی و مسلمان، يهودی و فلسطينی يا جنگ سفيد و سياه به‌ راه مياندازند و با به‌ جان هم انداختن مردم دنيا خود را حفظ می کنند.

ئه‌مڕۆ: تحليل شما در اين مورد چيست که‌ در جايی مثل مصر (که‌ شمار جمعيتش 80 ميليون و اعضای حزب حاکم و هم پيمانانش از چند ميليون نفر بيشترند و اعضای پليس و دستگاه های امنيتی بيش از يک ميليون نفر است) تظاهرات و قيام چند صدهزار نفر موجب وحشت و هراس در صفوف حاکميت شده‌ است‌؟

امير حسن پور:  واضح است که‌ مصر همواره‌ نقش مهمی داشته‌ است در اوضاع سياسی منطقه‌ خصوصا بعد از سادات که‌ با اسرائيل سازش کرد. مصر ناصری همينکه‌ بيشتر در حرف و کمتر در عمل دشمن امپرياليسم و اسرائيل بود، مانعی بود بر سر راه منافعشان. زمانی که‌ در سال 1957 راديو قاهره شروع به‌ پخش يک برنامه‌ نيم ساعته‌ به‌ زبان کردی کرد آمريکا و انگليس و ايران و ترکيه‌ و سوريه‌ عليه‌ آن به‌ جنب و جوش افتادند. اگرچه‌‌ اکنون اوضاع جهان تغيير کرده‌ و شوروی که‌ آمريکا آن را دشمن خود می شمرد وجود ندارد ولی منافع اصلی آمريکا که‌ همانا تأمين سلطه‌ اقتصادی، سياسی و نظامی خود و هم پيمانانش می باشد تغييری نکرده‌است.

چرا تظاهرات چندصدهزار نفری قدرتی همچون آمريکا را تکان ميدهد؟ زيرا خوب می دانند که‌ مردم منطقه‌ و جهان از اين نظم و نظامی که‌ دنيای سرمايه‌داری برپا کرده‌ و موجب گرسنگی، بی عدالتی، نابرابری و ظلم و ستم گرديده‌ راضی نيستند و اگر فرصتی پيش بيايد آن را بر هم ميزنند. به‌ همين دليل هم است که‌ ساليانه‌ 5/1 ميليارد دلار کمک نظامی به‌ مصر و دو برابر آن را به‌ اسرائيل می کنند. اين نظام عليرغم قدرت سهمناک‌ نظامی و اقتصاديش به‌ مويی بند‌ است. تمام قدرت دولتی و نيمه‌ دولتی و بين المللی در خدمت تأمين اين هدف است که‌ اين حباب نترکد.

 

ئه‌مڕۆ: طبق تحليل شما اين کشورها پس از اين قيام ها دچار چه‌ تحولاتی ميشوند؟

امير حسن پور: از آغاز اين مبارزات در تونس تا کنون نيروهای اجتماعی در هر کدام از اين کشورها و نيروهای منطقه‌ای و بين المللی در اين فکر بوده‌ و سعی کرده‌اند که‌ منافع خويش را تأمين کنند. اکنون يک هفته‌ از تظاهرات خيابانی مصر ميگذرد، آمريکا و اسرائيل آشکارا اعلام کرده‌اند که‌ نگران دمکراتيزه‌ شدن اين کشورها هستند و آشکارا اعلام ميکنند که‌ مايلند  در کشورهای عربی ديکتاتورها حکومت کنند. می گويم آشکارا چون برای همه‌ کسانيکه‌ خود را به‌ نفهمی نميزدند هميشه‌ روشن و آشکار بود که‌ اين دو دولت و دولت های اروپايی هميشه‌ مانع اصلی دمکراتيزه‌ شدن کشورهای منطقه‌ و جهانند. نيروی ارتجاع نيز در هرکدام از اين کشورها حال که‌ توده های مردم به‌ راه افتاده‌اند و می دانند که‌ در مقابل آن دوام نمي‌آورند، به‌ آرامی سرگرم آن هستند که‌ در بين مردم تفرقه‌ بيفکنند و آنان را به‌ خانه‌هايشان بفرستند و از سياست دورشان کنند. تنها نيرويی که‌ آماده‌ است نمايندگان سياسی طبقه‌ کارگر و مردم زحمتکش هستند. اين اقشار حزب و سازمان خود را ندارند يا آنچه‌ هست مشی سياسی و سازمانی چندانی ندارد که در اين مقطع حساس و پيچيده‌ تاريخ يک تغيير انقلابی ايجاد کند. مبارک و هم پيمانانش دولت دارند، سازمان دارند و ارتش دارند. اگر مبارک هم برود مبارک ديگری هست که‌ جايش را بگيرد. در اين موقعيت برای من روشن است که‌ اين قيام های شمال آفريقا که‌ در يمن و اردن هم انعکاس داشته‌ و ممکن است بيشتر هم بشود، رويدادهای بزرگ تاريخی هستند که‌ به‌ دليل فقدان رهبری انقلابی نمی توانند ملت های منطقه‌ را از ظلم و ستم و استثمار اين رژيم ها و آمريکا نجات دهند. نبايد فراموش کنيم که‌ اين رويدادها پديده‌هايی کاملا جديد نيستند و در گذشته‌ در تاريخ مردمان منطقه‌ و جهان مشاهده‌ شده‌اند. در سال 1986 در فيليپين پس از يک مبارزه‌ توده‌ای اين چنين، مارکوس، ديکتاتور وابسته‌ به‌ آمريکا گريخت، اما عليرغم بعضی اصلاحات و برسر کار آمدن يک حکومت جديد، وضعيت اقتصادی و سياسی کشور به‌ نفع مردم زحمتکش که‌ اکثريت کشور را تشکيل ميدهد تغيير نکرد.

ئه‌مڕۆ: احتمال وقوع اين تحرکات در کردستان چقدر است؟ در اين مورد چه‌ تحليلی از عکس‌العمل مردم کردستان و نيروهای سياسی (دولت و اپوزيسيون) در برابر اين تحرکات داريد؟

امير حسن پور: در کردستان عراق با رفتن و سقوط صدام حسين در سالهای 1991 و 2003 ستم ملی در منطقه‌ای که‌ اکنون «حکومت منطقه‌ای کردستان»حاکم است پايان يافت و استثمار طبقاتی که‌ تحت نظارت رژيم بعث بود حالا بوسيله نيروی نظامی و پليسی و اداری دولت نيمه‌ مستقل کرد اعمال ميشود. اگر در گذشته‌ تضاد اصلی بين حکومت بعث و خلق کرد بود اکنون بين دولت کرد و خلق کرد است. اين نشاندهنده‌ آن است که‌ قيام هايی که‌ در شمال آفريقا روی داد در کردستان نيز ميتواند روی بدهد. روشنفکر کرد اگر اکنون بيدار نشود و همه‌ مشکلات را همچنان در چارچوب ستم ملی ببيند بيش از پيش از توده‌های مردم عقب ميماند.

 

ئه‌مڕۆ: به‌ نظر شما مردم کردستان بايد چه‌ درس و تجربه‌ای از اين تحرکات بگيرند؟

امير حسن پور: درس ها بسيارند. دنيا به‌ سمت وضع بسيار بدی پيش ميرود. در حالی که‌ می شود فقر در جهان ريشه‌کن شود روز به‌ روز بيشتر ميشود. تا زمانی که‌ مردم کردستان يا جهان، قدرت سياسی يا دولتی را در دست نگيرند اين وضعيت بد از بين نميرود، باقی ميماند و حتی بدتر ميشود. منظورم قدرت اکثريت مردم است قدرتی که‌ نماينده‌ طبقات زحمتکش باشد. واضح است که‌ مردم از مبارزه‌ برای رسيدن به‌ عدالت و برابری و ايجاد دنيايی نو کوتاهی نميکنند. اما چنين پروژه‌ای بدون رهبری انقلابی، يعنی مشی انقلابی، سازمان انقلابی و تئوری انقلابی اداره‌ نميشود. مشی و سازمانی چنين در صد و پنجاه سال گذشته‌ در جنبش کمونيستی تبلور يافته‌. اما جنبش کمونيستی عليرغم دستاورهای فراوان در قرن بيستم دچار رکود کامل شد. عليرغم دستاورهای بزرگ و مهم در دو تجربه‌ اتحاد جماهير شوروی و چين، اما يک طبقه‌ جديد سرمايه‌دار از سال 1956 در شوروی و از 1976 در چين قدرت را در دست گرفت. غير از بازگشت دوباره‌ سرمايه‌داری، دولت های شوروی و چين اشتباهات زيادی مرتکب شدند و نتوانستند از نظام سرمايه‌داری بطور کامل جدا شوند. برای مثال، خصوصا در شوروی در امر اپوزيسيون، در امر عدالت و دادگاه ها يا در بکارگيری خشونت دولتی نتوانستند از سنت جهان سرمايه‌داری برای هميشه‌ دست بردارند. خلاصه‌ اينکه‌ دنيا در جهت فوران و سربرآوردن اختلافات اجتماعی و خصوصا اختلافات طبقاتی، جنسيتی (مرد و زن)، قوميتی، مليتی، نژادی و دينی پيش ميرود. آينده،‌ تاريخ ِ هنوز نانوشته‌ای است که‌ ممکن است از گذشته‌ بسيار بدتر باشد اما اگر عزم و اراده‌ انقلابی باشد ميتواند بصورت ديگری تحقق يابد. اگر اين واقعيت دارد که‌ اکثر مردم دنيا در فقر و نداری بسر ميبرند و روزانه‌ 25000 نفر از گرسنگی ميميرند، پرسش روشن است: چگونه‌ ميتوان دنيای ديگری ساخت؟ خط مشی ساختن اين جهان، يعنی کمونيسم، خود گرفتار بحران و تنگنا شده‌است. وظيفه بنياد نهادن دنيايی جديد در عين حال وظيفه‌ نوسازی تئوری کمونيسم است. اين مبارزه‌ آغاز شده‌است اما دنيا نميتواند به‌ انتظار اين تجديد بنشيند. وظيفه‌ کسانيکه‌ چنين افقی را در پيش رو دارند وظيفه‌ای سنگين است. کمونيست ها بايد هم به‌ مقابله‌ با دنيای ذهنی خود برخيزند و هم جهان خارج از ذهن خويش را برهم بزنند.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 موضوع سقوط قدرتهای دیکتاتوری و موروثی
 در تاريخ
 2011-01-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در