Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ جولای ۲۰۱۹                    
 
حمله ارتش اسرائيل به ناوگان بين المللی امدادرسانی به مردم غزه

حمله ارتش اسرائيل به ناوگان بين المللی امدادرسانی به مردم غزه

 

غزه: بزرگترين زندان جهان

 

ارتش اسرائيل با حمله به کاروان بين المللی کشتی های امداد رسانی به ساکنين غزه، يک جنايت ديگر به کارنامه ی جنايت های فاشيستی اش اضافه کرد. اين واقعه يک بار ديگر ماهيت به غايت ارتجاعی اين دولت استعماری نژادپرست را آشکار کرد و خشم نيروهای مترقی جهان را برانگيخت. کشتی های اين کاروان از کشورهای مختلف به راه افتاده و سرنشينان داوطلب آن از کشورهای مختلف بودند. نويسندگان سرشناس، فعالين حقوق بشر، برنده ی ايرلندی جايزه صلح نوبل و شمار قابل توجهی افراد يهودی تبار در ميان آنان بودند. محموله ی اين کشتی ها عمدتا وسائل پزشکی و ساختمانی بود. حمله نظامی اسرائيل به اين کشتی ها در آب های بين المللی که خارج از محدوده های «مرزي» اين دولت نژادپرست است، رخ داد. در نتيجه اين حملات 9 تن از سرنشينان کشتی ها کشته شدند که اکثرشان شهروندان ترکيه بودند. آن ايرانی هائی که به دليل عقب ماندگی فکری و جهل، نسبت به جنايات اسرائيل بی اعتنا و به وضع مردم فلسطين بی تفاوت هستند بايد بدانند که جنايت های اسرائيل حد و مرز نمی شناسد. سرکوب فلسطينی ها برای ايجاد «سرزمينی برای يهوديان» بهانه ای برای عمليات نظامی اسرائيل در خاورميانه و جهان است. اسرائيل جنايات ديگری در آستين دارد. طبق گزارش ساندی تايمز (30 مه 2010) اسرائيل يک زيردريائی مسلح به موشک هسته ای را در نزديکی سواحل ايران پارک کرده است و دو زير دريائی ديگر را نيز به آن اضافه خواهد کرد (زير دريائی ها هدايای آلمان به دولت اسرائيل هستند).

 

در زير تلخيصی از گزارش های سرويس خبری جهانی برای فتح در رابطه با اين وقايع را می خوانيد.

 

سرويس خبری جهانی برای فتح. 31 مه 2010 ...

مقامات اسرائيلی ادعا می کنند، حمله ارتش اسرائيل در آب های بين المللی به 6 کشتی امدادرسانی، عمليات «دفاع از خود» بود. زيرا بنا به ادعای آن ها، اين کشتی ها «کاروانی از نفرت» بودند، با القاعده پيوند داشتند و حامل بار اسلحه نيز بودند. آنان همچنين ادعا می کنند که سربازانشان قصد داشتند فقط از سلاح های رنگ پاش استفاده کرده و سرنشينان کشتی را بدون استفاده از خشونت دستگير کنند. اما به خاطر «دفاع از خود» مجبور شدند از گلوله های واقعی استفاده کنند.

 

برای روشن شدن استانداردهای اسرائيل در حقيقت گوئی، کافی است بدانيم که نخست وزير اسرائيل بنيامين نتان ياهو است. او بدنامی خود را مديون يک سخنرانی دروغين در سازمان ملل به سال 1986 است که طی آن اتحاد مخفيانه ی ميان اسرائيل و آفريقای جنوبی برای توليد سلاح هسته ای را با حرارت انکار کرد. اما خيلی زود دروغ او آشکار شد.

 

در اين ماجرا، قدرت های جهان، حتا قبل از روشن شدن وقايع، فورا به دفاع از اسرائيل برخاستند و سپری در مقابل انتقادات بين المللی شدند. قطعنامه شورای امنيت که در روز 31 مه تصويب شد فرق زيادی با بيانيه دولت اسرائيل ندارد: از «لطمات جاني» ابراز تاسف کرده و خواهان تحقيق در باره اين واقعه است. دولت ترکيه نيز پس از 12 ساعت کشمکش بين مواضع خودش (که اسرائيل بايد محکوم شود) و موضع آمريکا (مخالفت با انتقاد از اسرائيل) اين قطعنامه را قبول کرد و آن را «سازش» خواند. اين در حاليست که اکثر کشته ها شهروندان ترکيه هستند و اسرائيل مخصوصا به يکی از کشتی های حامل پرچم ترکيه حمله کرد. حمله به کشتی حامل پرچم ترکيه در آبهای بين المللی می تواند به عنوان يک اعلام جنگ به ترکيه در نظر گرفته شود. بسياری از ناظران اين حرکت اسرائيل را هدفمند می دانند. زيرا حزب حاکم در ترکيه و رهبر آن - طيب اردوغان - از يک طرف تلاش می کند رابطه ی بسيار نزديک با آمريکا برقرار کند و از طرف ديگر خود را به عنوان منجی جديد فلسطينی ها معرفی می کند و تلاش دارد جای احمدی نژاد و جمهوری اسلامی را در اين رابطه بگيرد. اسرائيل، از طريق عقيم گذاشتن نقشه کشتی ها به جمع شدن در قبرس و سوار کردن مسافرين ديگر، کشتی حامل پرچم ترکيه را مجبور کرد که در جلوی کاروان قرار گيرد.

 

برای اسرائيل، افکار عمومی بين المللی هيچگاه دارای ارزش و منزلتی نبوده است. اما اين وضعيت بر روی رژيم های نزديک به آمريکا (ترکيه، اردن و بخصوص مصر که با اسرائيل در محاصره ی نوار غزه همکاری کرده است) فشار گذاشته و اين برای واشنگتن ناراحت کننده است. خيابان های مصر شاهد تظاهرات های بزرگ بود.

با وجود آنکه اسرائيل و نيروهای اسلامی (حکومتی و غير حکومتي) دشمنان سخت يکديگرند اما هر دو تلاش می کنند اين تخاصم را تخاصمی ماهيتا مذهبی قلمداد کنند. هنگام تجاوز اسرائيل به غزه، همين مسئله موجب تضعيف حمايت بين المللی از مردم غزه شد. اين روند در داخل اسرائيل نيز تاثيرات منفی گذاشته است به طوريکه اسرائيلی های مخالف جنايت های اين کشور و نيروهای سکولار فلج شده اند در حاليکه فناتيک ترين نيروهای بنيادگرای صهيونيست در حال اشغال همه ی پست های مهم حکومتی و ارتشی هستند.

 

در چنين شرايطی بهترين انتخاب آمريکا اين است که مصر و ترکيه و چند کشور ديگر مقداری از اسرائيل فاصله بگيرند و آمريکا نيز يک انتقاد خشک و خالی از اسرائيل بکند. اما اوضاع منطقه به طرز فوق العاده ای پيچيده، درهم بر هم، غيرقابل پيش بينی و برای کليه مرتجعين بسيار خطرناک است. «ناوگان آزادي» به سوی غزه حرکتی جسورانه بود و نشان داد که پتانسيل های بزرگی برای دخالتگری فعالانه در اوضاع و عوض کردن آن موجود است. اين از آن مقاطعی است که دخالتگری آگاهانه توسط انسان هائی که به دنبال رهائی بشريت از جهان تحت سلطه ی نظم امپرياليستی هستند می تواند تاثيرات مهمی بر اوضاع جهان بگذارد.

 

جنايت های اسرائيل عليه اهالی نوار غزه

 

برگرفته از سرويس خبری جهانی برای فتح.

دولت مذهبي-  نژاد پرست اسرائيل بسرعت در حال پاکسازی قومی اورشليم شرقی و بقيه کرانه غربی رود اردن است. اما تلاش هايش برای خفه کردن فلسطينی های نوار غزه اوج جديدی از جنايت های اسرائيل عليه مردم فلسطين است. بيرحمی اسرائيل عليه مردم غزه از دقت علمی فاشيست های آلمان برخوردار است. اهداف دولت اسرائيل در گزارش های منتشره توسط گزارش يک سازمان اسرائيلی به نام گيشا، کميته بين المللی صليب سرخ و بی بی سی تشريح شده است. دولت اسرائيل در ابتدا ادعا کرد که هيچ سندی که حاوی سياست گذاری های دولت اسرائيل در مورد نوار غزه است موجوديت خارجی ندارد. پس از اينکه دادگاهی اين ادعا را به چالش کشيد، دولت اسرائيل جواب داد که 4 سند سياست گزاری موجود است اما آشکار کردن آن ها به «امنيت ملی و روابط خارجی اسرائيل لطمه می زند» و نمی تواند آن را علنی کند. به يک قاضی محلی اجازه دادند که آن را در يک نشست بسته دادگاه بخواند. اما به وکلای گيشا چنين اجازه ای داده نشد.

 

محاصره اقتصادی نوار غزه توسط اسرائيل پنهان نيست. اسرائيل ليستی از کالاهای مجاز منتشر کرده است. هر چيزی که در آن ليست نباشد را نمی توان وارد نوار غزه کرد. در نگاه اول به نظر می آيد اين ليست به طور خودبخودی تهيه شده است. اما نگاهی دقيق تر نشان می دهد که چنين نيست. هدف عبارتست از نگاه داشتن مردم غزه در آستانه گرسنگی و کشتار ذره ذره ی آنان و محروم کردن آنان از هر گونه منبع تفريح و اطلاعات. ورود حبوبات خشک مانند عدس و لوبيا و برنج و گوشت و سبزيجات يخ زده مجاز است اما ورود گوشت تازه ممنوع است. آلات موسيقی و کاغذ و روزنامه نيز ممنوع است.

 

 برخی از قوانين واردات مواد غذائی آشکارا برای از بين بردن اقتصاد بومی غزه و وابسته کردن آن به واردات اسرائيل است. برای مثال وارد کردن قوطی های حلبی برای کنسرو کردن محصولات کشاورزی مانند گوجه فرنگی ممنوع است ولی واردات رب گوجه اسرائيلی مجاز است. واردات هر گونه ابزار مربوط به ماهی گيري؛  نهاده های کشاورزی مانند کود شيميائی و ابزار کشاورزی و گلخانه اي؛ نهاده های مربوط به مرغ داری و پرورش احشام ممنوع است. نمک صنعتی و مارگارين و ديگر محصولاتی که در نگهداری مواد غذائی به کار می رود ممنوع است. ممنوعيت ورود مصالح ساختمانی منجمله چوب، سيمان، لوله مانع از آن است که مردم پس از بمباران های اسرائيل خانه ها و مدارس خود را از نو بسازند. در 23 ماه مه گذشته «برنامه توسعه سازمان ملل» گزارش داد که تنها يک چهارم از ساختمان های نابود شده در بمباران سال 2008-2009 تعمير شده اند زيرا تنها منابع موجود برای بازسازی و تعمير عبارت بودند از مصالح بازيافتی از خرابی ها و يا آنچه از طريق تونل های زيرزمينی ميان مصر و نوار غزه وارد می شود. محدوديت ورود سوخت به معنای آن است که مردم غزه فقط نيمی از روز برق دارند که برای بيمارستان ها فاجعه بار است. اهالی غزه اجازه خروج از کشور برای تحصيل ندارند. در نتيجه کمبود شديد پرسنل پزشکی موجود است. اما تکان دهنده ترين ممنوعيت، غير مجاز بودن ورود تجهيزات پزشکی و دارو است که موجب مرگ و مير مردم از بيماری های قابل علاج است. در تاريخ 25 آوريل گذشته کميته بين المللی صليب سرخ اعلام کرد که اسرائيل اجازه ورود 55 تن دارو و ديگر تجهيزات برای درمان های اورژانس را داده اما مانع از ورود 110 تن قطعات يدکی ماشين آلات پزشکی و ديگر ابزار و ظروف های بيمارستانی شده است. و اين در حاليست که مردم غزه در نتيجه حملات مکرر اسرائيل نيازمند درمان های پزشکی هستند. برای مثال طبق گزارش صليب سرخ 9 درصد از کودکان غزه در نتيجه شوک های وارده از جنگ دچار اختلال زبان هستند.

 

می توان نتيجه گرفت که  سياست اسرائيل آن است که مانع از مرگ يکباره و دسته جمعی مردم شود زيرا اين امر موجب اعتراض های بين المللی می شود. اما آگاهانه در حال کشتن ذره ذره اهالی غزه است. يکی از 4 سند محرمانه دولتی دقيقا اشاره می کند که هدف تدابير اسرائيل در قبال غزه همين است. آن هائی که اين اسناد را خوانده اند می گويند يکی از آن ها «خط قرمزي» در مورد حداکثر کالری که هر فرد اهل غزه حق دريافت دارد را تعيين کرده است. يک سند ديگر  مکانيسم هائی را برای کنترل «نيازهای غذائي» مردم غزه تعيين کرده است.

 

هر چند همه از وجود چنين سياستی مطلع اند اما اسرائيل نمی تواند آن را تائيد کند زيرا کنوانسيون چهارم ژنو (بخش 3، بند 47-78) آن را غير قانونی کرده است. اين کنوانسيون قدرت اشغالگر را مسئول رفاه اجتماعی عمومی اهالی تحت اشغال؛ بخصوص مسئول تامين تسهيلات درمانی و آموزش کودکان می داند.

 

اخيرا اسرائيل ادعا کرده است که سخت گيری هايش در زمينه محاصره اقتصادی نوار غزه به دليل قدرت گروه حماس است که از سوی اسرائيل به عنوان يک نيروی مسلح متحاصم که کمر به نابودی اسرائيل بسته است محسوب می شود.

 

اما اين ادعا که انگيزه ی اسرائيل در رفتار جنايتکارانه با فلسطينی های نوار غزه ترس از حماس است، دروغی بيش نيست. اولا به لحاظ تاريخی، خود اسرائيل بانی و باعث قدرت گيری حماس بود. در دورانی که سازمان آزاديبخش فلسطين يک جريان انقلابی بود، اسرائيل برای تضعيف آن ده ها سال مخفيانه حماس را تشويق و تقويت کرد. رفتار اسرائيل با فلسطينی های کرانه غربی رود اردن تفاوت زيادی با سياست های آن در مورد غزه ندارد. با وجود آنکه کرانه غربی تحت محاصره اقتصادی نيست اما ديواری که اسرائيل به دور آن کشيده است، پست های بازرسی اسرائيلی، شهرک های اسرائيلی نشين در قلب آن و ديگر سياست های اسرائيل، اقتصاد بومی کرانه غربی – بخصوص کشاورزی آن--  را تقريبا نابود کرده است. ديوار و ارتش اسرائيل بطور دائم مانعی در مقابل دست رسی کشاورزان به مزارع شان د رست کرده اند. اسرائيلی های شهرک نشين در کرانه غربی زمانی که از کشتن زارعين و کودکان فلسطينی فارغ می شوند به جان درختان زيتون و باغات مرکبات فلسطينی ها می افتند.

 

دولت اسرائيل دولتی است که توسط دين و قوميتی تعريف می شود که به رسميت شناختن آمال ملی فلسطينی ها ( يا در واقع عدالت ابتدائی را در مورد فلسطينی ها) را در تضاد با موجوديت خود می شمارد. اگر از منظر اخلاقی و سياسی به اين امر بنگريم، می بينيم که اسرائيل حق انتقاد به حماس ندارد. زيرا اهداف دينی اين سازمان بنيادگرای اسلامی تفاوت چندانی با اهداف يهوديان افراطی اسرائيلی که در شهرک های يهودی نشين اسکان داده شده و مسلح اند و در واقع بسيجی های دولت صهيونيستی هستند، ندارد. فقط کافی است نگاهی به تلاش يهوديان افراطی کنيم که مانند حزب الله ايران و حماس مانع از خوانندگی زنان در ملاء عام و حتا ورود آنان به ارتش اسرائيل می شوند.

 

اما اين حرف ها به کنار، سياست های اسرائيل در قبال نوار غزه طبق قانون بين المللی محکوم است. اين سياست ها آشکارا يک «مجازات دسته جمعي» عليه مردم غزه هستند. بند 33 کنوانسيون چهار ژنو با صراحت اين نوع «تنبيه دسته جمعي» مردم را «به خاطر خطائی که افراد شخصا مرتکب نشده اند» يک جنايت جنگی می شمارد.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 حمله ارتش اسرائيل به ناوگان بين المللی امدادرسانی به مردم غزه
 در تاريخ
 2010-06-22
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در