Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
اوضاع نوین در قلب هیولا

اوضاع نوین در قلب هیولا!

جنبش اشغال والاستریت تبدیل به جنبش اشغال آمریکا میشود!

 

در زير گزيدههائی از اخبار و تحليلهای نشريه انقلاب (ارگان حزب کمونيست انقلابی آمريکا) را میخوانيد.

 

فرازهائی از اشغال اوکلند و لسآنجلس و جنبش مقابله با خشونت پليس

 

روز پس از حملهی شبانگاهی پليس به چادرهای اشغالِ اوکلند سه هزار نفر به خيابان آمدند و زير حملهی نارنجکهای فلج کننده و گاز اشکآور پليس قرار گرفتند. اما حملهی جبونانهی پليس، آتش مقاومت را شعلهورتر کرد بطوريکه «اشغال اوکلند» فراخوان اعتصاب عمومی داد: «روز 2 نوامبر روز اعتصاب عمومی و عمل تودهاي: همه به خيابان بيائيد! سرِ کار نرويد! مدرسه نرويد! در مرکز شهر به يکديگر بپيونديم و شهر را تعطيل کنيم.»

 

حداقل 15 هزار نفر به تظاهرات پيوستند که همراه بود با بلوکه کردن ورودی بانکها و اخلال در کار ادارات. هزاران نفر از مرکز شهر به سوی بندر اوکلند که پنجمین بندر بزرگ آمريکاست راهپيمائی کردند و آن را بستند.

 

روز اعتصاب عمومی شاهد به هم پيوستن سازمانها و تشکلات گوناگون مانند اتحاديهها، تشکلات سياسی، معلمان، دانشجويان، متخصصين (دکترها، پرستاران، آرشيتکتها) و بيزنسهای کوچک بود. جمعيت از ساعت هفت صبح به سوی اردوی اشغال اوکلند سرازير شد و حدود ساعت 9 به چندين هزار نفر رسيد. گزارشهای مختلف حاکی از آن است که 5% از کارمندان شهر و 3 تا 20% از معلمان به اعتصاب پيوستند. روزنامهی سانفرانسيسکو کرونيکل نوشت: «بيش از 300 تن از معلمان مدارس دولتی بر سر کار نرفتند. مقامات شهر به کارمندان دولت (به جز پليسها) اجازه دادند آن روز را مرخصی بگيرند. حدود 5% از کارمندان از مرخصی با حقوق خود استفاده کرده و يا يکروز مرخصی بيحقوق گرفتند. اتحاديههای کارگری اصلی اوکلند از جنبش حمايت کردند. اکثر کارگران اتحاديه قانونا حق اعتصاب ندارند اما برخی از سر کار بيرون آمده و به اعتصاب پيوستند.» صدها تن از دانشآموختگان دبيرستانهای اوکلند و برکلی به راهپيمائی پيوستند و آنان که در مدرسه مانده بودند در کلاسهای درسی که معلمان برای آموزش در باره موضوعات «اشغال» (منجمله استعمار زدائی) تشکيل داده بودند شرکت کردند. يک کلاس هفتمی به نشريهی انقلاب گفت: اين اولين تظاهرات من است و برای اينکه بفهمم چه خبر است آمدهام چون لازم نيست از تلويزيون اطلاعات خود را کسب کنم. و خواهر کلاس هشتمیاش گفت: ما هفت میليارديم!

 

در اين روز انواع و اقسام راهپيمائيها با موضوعات مختلف و در جهات مختلف انجام شد. از ساعت 10 تا 12:30 «راهپيمائی و عمليات بانکی» بود. بعدا راهپيمائی به سوی ساختمان مرکزی دانشگاه کاليفرنيا در اعتراض به قطع بودجههای دانشگاه و ساعت دو بعد از ظهر راهپيمائی ضد سرمايهداری.

 

در طول اين روز میز کتاب نشريه انقلاب فعالانه در حال تبليغ و ترويج آثار باب آواکيان بود و صدها نفر دور پرچمهای بزرگی که بر رويشان نقلقولهايی از کتاب «پايهها» در مورد کراهت نظام سرمايهداری امپرياليستی آمريکا و ضرورت انقلاب نوشته شده بود جمع شده و آنها را میخواندند. اينجا و آنجا ديده میشد که مردم در حال خواندنِ طرح پيشنهادی برای قانون اساسی جمهوری نوين سوسياليستی در شمال آمريکا هستند. (مقدمهی اين سند را در همین شماره حقيقت بخوانيد).

 

آخرين شمارهی نشريه انقلاب تحت عنوان «وال استريت را اشغال کنيم، همه جا را اشغال کنيم: حملات پليس ... مقاومت دلاورانه ... دوران سرنوشتساز برای مردم» در هزاران نسخه پخش شد. پوستر زيبائی در همه جا به چشم می خورد که روی دو طرف آن نوشته بود: «با هدف انقلاب عليه قدرت حاکم بجنگيم و مردم را تغيير دهيم»، «باب آواکيان را بخوانيد»، «اين سيستم هيچ آيندهای برای جوانان ندارد اما انقلاب دارد»، «آگاه شويم که انقلاب واقعی چيست».

 

 

پيوند جنبش مقابله با خشونت پليس و جنبش اشغال در لس آنجلس

 

در آمريکا، خشونت پليس يک نظام «بردهگی مدرن» را اداره و تحمیل میکند. وجود دو میليون وسيصد هزار زندانی که اکثرشان سياه و لاتينو هستند شاهد اين مدعاست. در دهسال گذشته، در روز 22 اکتبر که روز مقابله با خشونت پليس است در نقاط مختلف آمريکا تظاهراتها و اکسيونها اعتراضی ديگر برگزار شده است. مبتکر اين جنبش حزب کمونيست انقلابی آمريکا (آرسيپی) است که در اتحاد با طيف گوناگونی از نيروها و عناصر مترقی سياهان برگزار میشود.  اما امسال پيوند خوردن اين جنبش و جنبش اشغال به هردوی آنها کيفيت متفاوتی بخشيد زيرا جوانان جنبش اشغال که مملو از روحيهی به چالش کشيدن هر چيز کهنه و ارتجاعی هستند با تجربهی تلخ و عصبانيت عمیق اقشار تحتانی جامعه پيوند خوردند. اين واقعه آنقدر مهم بود که بيسيم پليس به مرکز گزارش داد: «اشغال لسآنجلس به تظاهرات پيوست.»

 

اين واقعيت که پليس با کوچکترين بهانه و بيدليل جوانان سياه و لاتينو را متوقف و تفتيش و دستگير و زندانی میکند همواره سدی در مقابل شرکت وسيع قربانيان خشونت پليس در اين جنبش بود. اما امسال کمیت شرکت کنندگان بطرز بارزی افزايش يافت و شرکت خانوادههای جوانانی که بدست پليس کشته شده بودند چشمگير بود. شک نيست برخاستن جنبش اشغال والاستريت و استقامت آن تاثير زيادی بر امیدوار شدنِ اقشار تحتانی در مورد اينکه میتوان با اين هيولا در افتاد داشت. باب آواکيان در مقالهی «بوجود آوردنِ  راهی ديگر» موضوع بسيار مهمی را تحت عنوان «به حداکثر رساندنِ دو چيز» بيان میکند: «بدون بوجود آمدن جوشش و مقاومت سياسی وسيع در میان اقشار میانی جامعه، ما نخواهيم توانست در میان تودههای تحتانی جامعه، يک نيروی انقلابی و جنبش کمونيستی، در سطحی که ضروری و پتانسيلا قابل تحقق است بوجودآوريم. در غياب چنين تحولی، تودههای تحتانی به شما خواهند گفت: "ما هرگز موفق نخواهيم شد، ما را محاصره خواهند کرد و بقيه مردم هم روبروی ما خواهند ايستاد و يکبار ديگر بيرحمانه سرکوب خواهيم شد." بله، اين را به شما خواهند گفت و در اين گفته حقيقتی هست. اما از طرف ديگر، ايجاد يک نيروی انقلابی و جنبش کمونيستی در میان تودههای تحتانی و بطور کلی در جامعه را نمیتوان منوط به تحولات درون طبقه میانه يا حتا بخش مترقی آن کرد. در هر حال ديالکتيک اين وضع را بايد درست درک کرد.»

 

بر بستر جنبش مقابله با خشونت پليس تشکلی از جوانان محلات درست شده است به نام «گشتِ مردمی در محلات» People’s Neighborhood Patrolsکه جوانان برای حفاظت از امنيت مردم در مقابل گشتهای پليس داوطلبانه در آن خدمت میکنند و شکل جنينی يک «اقتدار آلترناتيو» در مقابل دشمن است. اين تيمها در محلات گشت میدهند و هنگامی که متوجه «توقف و تفتيش» جوانی میشوند فورا اهالی و وکلائی را که داوطلبانه خدمت میکنند خبر میکنند. جنبشهای اشغال کتابخانه نيز سازمان دادهاند و يکی از فعاليتهای حزب کمونيست انقلابی آن است که هنگام فروش آثار باب آواکيان از مردم میخواهد يک نسخه هم برای کتابخانهها بخرند تا در دسترس عموم قرار گيرد.

 

 

جمعبندیهای اوليه

 

در زير جمعبندي اوليهی حزب کمونيست انقلابی آمريکا  را که در نيويورک، لسآنجلس، اوکلند و بسياری شهرهای ديگر فعالانه در اين جنبش شرکت کرده و تلاش میکند به تداوم وجهشهای آن ياری برساند میخوانيم. نوشتهی کوتاهِ باب آواکيان در مورد خصلت و اهمیت اين جنبش و آيندهی آن را در همین شمارهی حقيقت بخوانيد. لازم به تذکر است که متن زير بخشی از يک مقالهی بلندتر است و در زير فقط نکات جمعبندی آن مقاله را میآوريم:

 

1-     وقتی درگير مبارزهای هستيم که سخت برايش جنگيدهايم و با سوالات عاجل و فوری در مورد گام بعدی و ضرورتِ جوابگوئی به نيازهای اضطراری و چرخشهای جديد روبروئيم، لازم است که « لنزمان را بزرگنما کنيم» و بر اهمیتِ کلی و بستر اين مبارزه نظری بيندازيم. جنبشِ اشغال والاستريت (اوس) همراه با ديگر عمليات اشغال، عامل مثبتی دراوضاع کنونی جهان است و نقش مهمی بازی میکند. جامعهی آمريکا و جهانِِ امروز جامعه و جهانی مملو از دهشت برای اکثريت مردم است. تا پايان سال جاری، در ايالات متحدهی آمريکا سه میليون و نيم نفر اخطار تخليهی خانههايشان را دريافت خواهند کرد. دو میليون وسيصدهزار نفر که عمدتا سياهان و لاتينوها هستند پشت میلههای زنداناند. دهها هزار تن قربانی حملات هواپيماهای بدون سرنشين و موشکهای آمريکايند و اينها را اضافه کنيد بر مردمی که در مشقتخانههای سرمايهداريِِ جهانی عرق میريزند، ناقص میشوند و محکوم به مرگ تدريجياند.  

2-      

مردم عليه اين وضعيت به حرکت درآمده و اعلام میکنند که ديگر بس است!. برای بسياری از مبارزين جنبش لحظهی پايانی تن دادن به وضع موجود فرارسيده است و نه برای خود بلکه برای ساختن آيندهای بهتر برای آنان که توسط اين سيستم به خاک افتاده اند مبارزه میکنند. کسانی که پارکها و میدانها را در «شکم هيولا» اشغال کردهاند میگويند: ما اينجائيم، اينجا میايستيم و در همینجا مقاومت میکنيم. اين شجاعت به بسياری، منجمله به آنان که در اعماق جامعه میزيند و چيزی جز زنجيرهايشان را برای از دست دادن ندارند قوت قلب داده است. و اين فوقالعاده مهم است.

 

2- عدهی زيادی به آغازگران اين جنبش پيوستهاند که تاثير برقآسائی بر کل جامعه داشته و به کسانی که آرزوی تغيير راديکال وضع موجود را دارند نشان داده است که با هم متحد شدن و حمايت کردن از اوس بسيار مهم است. و درس ديگر برای خودِ مبارزين اوس آن است که به مبارزات، شورشها و مقاومتهای ديگر بپيوندند. در اين زمینه تحولی مهم رخ داده است و آنهم پيوستن جنبشهای اشغال به مبارزه عليه ستمگری آپارتايدی مردم سياه و لاتينو است. اين جنبش در روز 21 اکتبر با شعار حبس و زندانی تودهای را متوقف کنيم! آغاز جسورانهای داشت که هدفش متوقف کردن عملکرد راسيستی، غيرقانونی، و بيوجدان دپارتمان پليس نيويورک است. پيوستن رزمندهگان اوس به اکسيونهای نافرمانی مدنی جنبش ضد خشونت پليس و  پيوستن رزمندهگان جنبشِ ضدِ خشونت پليس به اوس تاثيرات هر دو مبارزه و عزم مبارزين هر دو جنبش را تقويت کرد. رزمندهگان يک جبهه بايد تبديل به رزمندهگانِ همهی جبههها شوند.

 

3-     سرکوب و خشونت فزاينده و نامشروعِ پليس عليه اوس بر نقش پليس پرتو افکنده و نشان داده که پليس «خادم مردم» نيست. پليس بخشی از 99% نيست بلکه بخشی از دستگاه دولت است – آنهم بخشی کليدی از آن. نقش پليس تقويت نظم موجود است و در خدمت منافع «1%» است. و اين 1% صرفا يک گروهِ بيشکلِ سوپر ثروتمند، بانکداران و سرمايهدارانِ مالی انگلصفت و فاسد نيستند. بلکه يک طبقهی حاکمه هستند که سياست و اقتصاد اين جامعه را کنترل میکنند.

4-      

صاحبان قدرت با دو روش میخواهند اين جنبش را تمام کنند. اول، بر نگهبانانِ مسلحشان و سرکوب تکيه میکنند. دوم، تلاش میکنند از طريق دادن وعدهی چند اصلاح، جنبش را رام کرده و آن را به حيات خلوت خود بکشند. اين دو تاکتيک دست در دست يکديگر پيش میروند. در کنارِ تلاش برای درهم شکستن اوس از طريق خشونت سازمانيافتهی پليسی، افراد صاحب قدرت (و چاکرانِ منافع آنان) به جمع اردوهای اشغال میآيند و مرتبا «توصيه» و چربزبانی و چاپلوسی میکنند و برای تبديل اين جنبش به نيروی فشار بر روی سياستمداران و دولت برای انجام برخی اصلاحات در تکاپويند. آنان اين نظريه را تبليغ میکنند که دستاورد واقعی و واقعبينانهی جنبش میتواند فشار گذاشتن بر يک بخش از هيئت حاکمه برای گرفتن امتيازاتی برای بخش ديگر هيئت حاکمه باشد. کشيدنِ جنبشِ اشغال به زيرِ چادرِ «سياستهای فشاری» هيچ نيست مگر قبول چارچوبههای سيستم و دستنخورده گذاشتنِ اين سيستم غيرقابل تحمل.

 

چرا قدرتمندان تا اين حد در تلاشند تا جنبش اشغال را به طريقی به اتمام برسانند؟ افکار و اعمال اشغالکنندهگان برای حاکمان دقيقا به اين دليل غيرقابل تحمل است که اين جنبشی تودهای است که حاضر نيست به محدودههای «قابل قبول» برای سيستم تن دهد. قدرتمندان نمیتوانند بپذيرند که مردم عليه جنايتهای آنان در حق مردم اين کشور و مردم سراسر جهان، درگيرِ مبارزهای پيگير شوند. اين اوضاع برای آنان مشکلات واقعی آفريده است. آنان نگران از بين رفتن مشروعيت نظامشان هستند. البته در میان آنها در مورد اينکه چه سياستی را در قبال جنبش اشغال اتخاذ کنند اختلاف نظر هم هست.

 

در هر حال، اين جنبش به موازات عمیقتر و تيزتر کردنِ ضديتش با سيستم، وسيعتر کردن میدان بسيج و فراخوانش، و نشان دادن عزم بيشتر در مقابل حملات پليس؛ قويتر شده، فضای بيشتری را اشغال کرده و فرصتهای نوينی را بوجود آورده است. اين درسی کليدی برای پيشروی است.

 

5-     از مهمترين نقطه قوتهای اوس که به مردم الهام بخشيده است، بحث و جدل بر سر مسائل بزرگِ جامعهی بشری است. سوال میشود: منبع نابرابريهای کريه و بيعدالتيهای بيرحمانه در جامعه چيست؟ درکمان از ماهيت واقعی حکومت و پليس چيست؟ آيا اساس جامعهی آمريکا و ساختارهای سياسی و اقتصادی آن ناعادلانه و استثماری است يا اينکه میتوان همین ساختارها را به خدمت اکثريت مردم درآورد؟ راه حل واقعی مشکلات عمیقی که مقابل بشريت است چيست؟ و بسياری سوالهای حياتی ديگر که طرح شده و بر سر آنها بحث و مناظره درگير شده است. تداوم صحنهی زندهی کاووش و جستجو و تقابل افکار در اين جنبش بسيار مهم است و تصويری از اينکه روابط مردم در جامعهی آزاد شدهی آتی چه میتواند باشد میدهد. اين نيز جنبهای ديگر از جذابيت اوس برای مردم است. از طريق جوشش فکری و مناظره است که مردم میتوانند ماهيت ضد سيستم اين جنبش را «عمیقتر و تيزتر» کنند. برای اينکه بتوانيم واقعيت موجود را به گونهای که به نفع بشريت است تغيير دهيم، بايد اين واقعيت را به حداکثر دقيق و علمی درک کنيم. زمانی که تودههای مردم به پا میخيزند، هر چه بيشتر در مورد علل معضلات جامعه و راه حل آنها آگاهی داشته باشند، در راه مبارزه مسافت طولانيتری را میتوانند طی کنند.

6-       

کمونيستهای انقلابی در اين تحولات فعال هستند. از همه ياد میگيرند. بخشی از پروسهی کشف و برجسته کردن آگاهی در مورد اينکه همهی اين معضلات ريشه در سيستم سرمايهداری – امپرياليستی دارند هستند. آنان ماهيت سيستم را برملا میکنند و میگويند که چگونه میتوان و بايد اين سيستم را از طريق انقلاب کمونيستی نابود کرد ... امکان يک جامعهی کاملا نوين، جامعهی سوسياليستی که به نفع تودههای مردم است را بررسی میکنند ... و تاکيد میکنند که اين انقلاب، در وجود باب آواکيان و حزب کمونيست انقلابی، رهبری روياپرداز (ويزيونر)  دارد و بقيه را فرا میخوانند که وارد کنش فعال با نظرات باب آواکيان و اين حزب شوند. در همهجا کتاب «پايهها» (قطعاتی از نوشتهها و سخنان باب آواکيان) و نشريه انقلاب خوانده میشود. آگاه شدن عدهی فزاينده در مورد اين ديدگاه معتبر در مورد انقلاب و مختصات جامعهی آزاد شده فعاليت مهمی در خدمت به «عمیقتر و تيزتر» کردن ضديت جنبش اوس با سيستم است.

علاوه بر اين، حزب کمونيست انقلابی بطور دائم ضرورت و امکان بلند کردنِ جنبشی برای انقلاب را طرح و بحث میکند و بطور مستمر تلاش میکند تا عدهی فزايندهای از شرکتکنندگان اين جنبش را درگير کمک به ساختن چنين جنبشی کند. نشريه انقلاب نقش بسيار مهمی در کليت اين فعاليت بازی میکند، به پخش گستردهی وقايع خدمت میکند؛ به متصل شدن آدمها با هم و دست به عمل قدرتمند زدن ياری میرساند و غيره.

 

5- جنبش اشغال طيف گستردهای از مردم را جذب و متحد کرده است: دانشجويان، بيخانمانها، جوانان محلات سياه، فعالين دههی شصت که مسنترها هستند، کارگران و کارکنان اتحاديهها؛ و افراد و تشکلاتی با تجارب گوناگون، جهان بينيهای مختلف و رويکردهای متفاوت نسبت به مسائل. مخلوط نشاطآوری است بخصوص در شرايطی که سيستم مرتبا بخشهای مختلف مردم را از هم جدا کرده و آنان را به جان هم میاندازد. اما در میان مردم اختلافات تيز (تضاد) و مبارزات حاد نيز هست. اين تضادها کاملا با «تضادهای میان مردم و دشمن» (مانند مردم با حکام و پليس و دستگاه دولتی) فرق دارند و نبايد آنها را مخلوط کرد. اما گاهی مخلوط میشوند که موجب پيچيدهتر شدن مسائل میشود – بخصوص وقتی که دشمن به طرق گوناگون و پنهان در صدد است جدلهای درون مردم را دامن زند، در مورد آنها غلو کند و از اين اختلافات برای اهداف ضد مردمی خود بهرهبرداری کند. در چنين وضعی بايد تمايزِ میان اين دو نوع تضاد را ديد و به جدالها و مبارزات درون مردم رويکرد صحيحی داشت و به آن از بلندای منافع وسيعتر بشريت برخورد کرد. لازم است که درون جنبش استانداردهائی را برقرار کرد. بطور مثال، صحبت نکردن با پليس و اطلاعات ندادن به آن.  اين استانداردها بايد بخشی از بوجود آوردن اخلاقيات و روابط جديد میان مردم باشد. و اختلافات به گونه ای حل شوتد که به منافع مردم خدمت کند. مردم ياد بگيرند که در عين مبارزهی اصولی بر سر اختلافاتشان میتوانند چيزهائی هم از يکديگر بياموزند. و همچنين آگاهانه عليه نژادپرستی، پدرسالاری و مردسالاری که نظام ستمگر کنونی را منعکس کرده و تقويت میکند مبارزه کنند.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 اوضاع نوین در قلب هیولا!
 نوشته
 نشریه حقیقت ـ شماره 57 ـ گزارشاتی از حزب کمونیست انقلابی آمریکا در مورد جنبش وال استریت و مبارزه علیه خشونت پلیس
 در تاريخ
 2012-10-31
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در