Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۱۶ دسامبر ۲۰۱۹                    
 
Stop the war for Empire

صف مان را برای مبارزات ضد جی هشت سازمان دهیم و مبارزات مردم را پیش بریم....

 

جلوی جنگ برای امپراطوری را بگیریم

از مبارزات اصیل مردم برای رهائی اجتماعی حمایت کنیم

 

علیه همه امپریالیستها و مرتجعین -  چه زمانی که با هم می جنگند و چه زمانی که همدستند!

 

 

صدای طبل جنگ بعدی در خاورمیانه، روز به روز بلند تر می شود! ماشین جنگی آمریکا برای حمله ای بیرحمانه علیه ایران، سوخت گیری می کند. هیئت های دپیلماتیک آمریکا سرگرم مذاکره مخفی با رژیم های ارتجاعی منطقه و حتا با نیروهای ارتجاعی بنیادگرای اسلامی اند تا زمینه های سیاسی آغاز یک فاز نوین در جنگ خاورمیانه را تدارک ببینند.

 

طبقه حاکمه آمریکا با استفادهء فرصت طلبانه از حملهء وحشیانه و ضد مردمی 11 سپتامبر، نیروهای مسیحی فاشیست را که در هسته مرکزی هیئت حاکمه آمریکا قرار دارند بسیج کرد و علنا اعلام کرد که هدفش استقرار یک نظم نوین جهانی است. آنان تحت لوای "جنگ علیه ترور" جنگی نامحدود را با هدف استقرار یک امپراطوری جهانیِِ  بی چالش به راه انداخته اند.

 

هر چند امروز، تهاجم افسارگسیختهء آمریکا خاورمیانه را هدف خود قرار داده است، اما  قلمروئی بس پهناورتر -  از ترکیه تا اندونزی - را مد نظر دارد. این جنگ قرار است به تجدید سازماندهی استراتژیک جهان برای ساختن یک امپراطوری جدیدِ بی چالش خدمت کند. به یک کلام، هدف عبارتست از "سلطه بی کم و کاست" بر خاورمیانه.

 

این، توفانی گذرا نبوده و نباید انتظار داشت که پاندول دوباره به حالت "عادی" باز گردد. شب درازی در راه است. پس، بیائید خود را آماده کنیم و قبل از هر چیز برای خود روشن کنیم که راه مبارزه علیه این جنگ ِ مطلقا جنایتکارانه چیست.

 

آمریکا، در راه خونینِ امپراطور سازی، احساس می کند لازم است نوکران و  همدستان سابق و ساختارهای سیاسی متزلزل خاورمیانه را که دیگر برای نیازهای اقتصادی و سیاسی جدید امپراطوریش مناسب نیستند، از میان بردارد. امروزه، همین مسئله، آمریکا و جمهوری اسلامی ایران را در تقابل و در آستانه یک رویاروئی قرار داده است. اما این مسئله نباید باعث ابهام و سردرگمی در مورد ماهیت رژیم جمهوری اسلامی ایران شود. تضادهای کنونی این رژیم با آمریکا بهیچ وجه نمی تواند توجیهی برای پوشاندن ماهیت ارتجاعی آن و جنایتهایش شود. نمی توان اجازه داد که این رژیم دستان خون آلودش را با خون هائی که آمریکا ریخته و خواهد ریخت، بشوید.

 

هیچکس نباید تاریخ انقلاب ایران را فراموش کند. هنگامیکه در سال 1979 مردم ایران برای انقلاب بپا خاستند، آمریکا و قدرتهای امپریالیستی غرب فکر کردند که زیرکانه ترین و تیزهوشانه ترین راه حل حمایت از ملاها علیه مردم ایران است. به این ترتیب یک همکاری دو جانبه آغاز شد. ملاها انقلاب ایران را غرق در خون کردند و یک میلیون تن را در جنگ هشت ساله ایران و عراق به کشتن دادند. ملاهائی که در ایران حاکمند همیشه با کمال میل برای چرخ و دنده های استثمار امپریالیستی در منطقه، نفت و روغن سیاسی عرضه کرده اند. کشمکش های لفظی با آمریکا و ایدئولوژی بنیادگرائی اسلامی، دو پردهء نازکی است که آنان بر روی روابط اجتماعی استثمارگرانه و ستمگرانه در ایران کشیده اند تا ماهیت واقعی این روابط از چشم ها پنهان ماند. جمهوری اسلامی ایران یک رژیم تئوکراتیک (مذهبی) است که با احیای قوانین 1400 سالهء شریعت، زن را به برده مرد و فرزندان خانواده را به مایملک پدر تبدیل کرده است. این رژیم جنایتکار در سال 1988 چندین هزار زندانی سیاسی را در عرض دو هفته به دار آویخت تا مسئله زندانیان سیاسی را "حل" کند. پروژه های بزرگ صنعتیِ کمپانی های نفت و گاز اروپائی و دیگر چند ملیتی ها، توسط سپاه پاسداران ِ حزب الله ایران حفاظت می شوند که جواب کارگران نیمه برده ی معترض را با گلوله می دهند. امروز، اقشار مختلف مردم ایران بار دیگر در حال بپا خیزی انقلابی اند. باید از مبارزه انقلابی آنان علیه جمهوری اسلامی ایران حمایت کرد و آن را تقویت نمود.

 

از بحران و رویاروئی میان آمریکا و جمهوری اسلامی (میان ارباب و همکار سابق) باید علیه هر دوی آنان استفاده کرد. نزاع آنان را باید تبدیل به شکافی کرد که از میانش ابتکار عمل تاریخی مستقل مردم فوران کرده و صحنه تاریخ را اشغال کند؛ و روند ارتجاعی و جهنمی غالب در منطقه را از هم گسیخته و آن را تغییر جهت دهد. هنگامیکه دو نیروی ارتجاعی بخاطر اهداف ضد مردمی خود  وارد یک رویاروئی می شوند، منطق ِ رفتن به زیر چتر حمایتی یکی از آن ها، دام سیاسی مهلکی برای توده های تحت ستم مردم است. باید این منطق را که دیربازی است در خاورمیانه غلبه دارد، خاتمه بخشید. از مشکلات دشمنان می توان و باید برای سرنگون کردن آنان از گردهء مردم، استفاده کرده ولی نه به مثابه فرصت یا بهانه ای برای تامین پیروزی برای یکی از آنان علیه دیگری و تازه کردن زنجیرهای انقیاد توده ها.

 

در خاورمیانه، مردم با رنج فلاکت و نابودی عظیمی روبرویند. و بیش از اینها در پیش است.  دولت آپارتاید اسرائیل در ارتکاب جنایتهای هر دم فزاینده اش علیه مردم فلسطین هیچ حدی و مرزی نمی شناسد. نیروهای اشغالگر آمریکا و کشورهای اروپائی، به ضرب ارتش های تکنولوژیک خود و چماق شریعت اسلامی، افغانستان را اداره می کنند. چهار سال پس از جنگ نابود کننده و اشغال عراق که بیش از نیم میلیون تن از مردم عراق را به قتل رسانده و چهار میلیون تن دیگر را آوارهء تبعید کرده است، هیچ نوع پایانی بر این آشوب و سیلاب خون در چشم انداز نمی توان دید. آنان نقشه می ریزند؛ و ما مردم، قربانیان نقشه های آنان را تامین می کنیم. دیگر بس است! آنان امپراطوری بنا می کنند و ما گور برای عزیزانمان. باید این وضع را پایان داد!

 

ما تبانی کامل امپریالیستهای اروپائی، روسیه (این نو تزارهای سرمایه دار) و امپریالیسم ژاپن را در  جنگ جنایتکارانه ای که آمریکا در خاورمیانه سرکردگی می کند، نه می توانیم فراموش کنیم و نه ببخشیم. البته این قدرت ها بطور فزاینده ای از حرکت آمریکا برای استقرار کنترل کامل بر جهان ناراحتند زیرا به سلطهء آمریکا در ادارهء اردوگاه های بردگی مدرن در اقصی نقاط جهان، حسادت می ورزند. آنان پشت سر آمریکا حرکت می کنند و سعی می کنند حداکثر سهم ممکن از استثمار خلقهای جهان توسط سرمایه داری جهانی شده را به چنگ آورند  و در همان حال برای تحقق رویاهای امپریالیستی خود در خاورمیانه تلاش می کنند.

 

امروز، نیروهای بنیادگرای اسلامی، به مثابه مخالفین تاخت و تاز جهانی ِ آمریکا، صحنهء سیاسی را اشغال کرده اند. اما هدف آنان، در واقع، دست یافتن به جایگاهی مطلوب در چارچوب همین نظام جهانی ِ تحت حاکمیتِ آمریکا و تحمیل روابط اجتماعی ِ ستمگرانه و کهنه بر خلق های خاورمیانه است --  موقعیت برده وار زنان یک نمونه برجسته از این روابط اجتماعی ارتجاعی است. آمریکا از ماهیت ارتجاعی این مخالفین خود استفاده می کند تا روابط اجتماعی و ایدئولوژی خود را که بهمان اندازه ارتجاعی است به عنوان یک پدیده مترقی جا  بزند و یکه تازی جهانی اش را بشارت دهندهء آزادی و توسعه برای خلق های خاورمیانه قلمداد کند. این دو قطب ( نیروهای ارتجاعی و امپریالیست) در واقع یکدیگر را تقویت می کنند و در این میان آنچه قربانی می شود، آمال انقلابی مردم و مبارزه آنان برای رهائی است. این نوع پولاریزاسیون ( قطب بندی) سیاسی و ایدئولوژیکِ در حال توسعه در خاورمیانه، خطرناک است. زیرا، نیروهائی که بهیچ وجه منافع مردم را نمایندگی نمی کنند صحنهء تقابل ایدئولوژیک و سیاسی را می آرایند تا مردم را در این یا آن قطب به دام اندازند. امپریالیستهای آمریکائی از این وضع سود جسته و جنگ صلیبی خود را که برای امپراطوری براه انداخته اند به عنوان خشونت موجه علیه مذهبی های "فناتیک و بی تمدن که از دموکراسی و آزادی متنفرند" جلوه می دهند. در حالیکه، خودشان در حال بردن جامعهء آمریکا به سوی  یک تئوکراسی ِ فاشیستی ِ متکی بر انجیل می باشند. از سوی دیگر، نیروهای اسلامی که به لحاظ ایدئولوژیک و سیاسی ارتجاعی اند سعی می کنند رویاها و منافع تاریخا ارتجاعی خود را به مثابه "جهاد" علیه "کفار اشغالگر" موجه جلوه دهند. ما نباید اجازه دهیم این روند که دو نیروی ارتجاعی یکدیگر را متقابلا تقویت می کنند و بر روی روابط طبقاتی و اجتماعی ستمگرانه و استثمارگرانه واقعی در جهان پرده می افکنند، ادامه یابد.

 

بطور عاجل، یک جنبش قدرتمند مردم جهان لازم است تا علیه انحصار فضای سیاسی و قطب بندی آن توسط دولتهای و نیروهای ارتجاعی بلند شده و وضع را عوض کند.  مدت زمان طولانی – در واقع بسیار طولانی – است که در خاورمیانه، صحنه سیاسی به ابتکار عمل مرتجعین واگذار شده است.

 

اکنون در میان بخش های وسیعی از مردم خاورمیانه احساس نفرت و درد نسبت جنگ صلیبی خونین آمریکا و مخالفین ارتجاعی اش، در حال رشد است. یک چشم انداز حقیقت جو و روشن که بازنمای منافع واقعی و آمال انقلابی مردم باشد، باید در راس این احساسات رشد یابنده قرار گرفته و آن را تبدیل به یک نیروی موثر سیاسی و ایدئولوژیک در صحنه سیاسی کند. چنین جنبش سیاسی که منافع اساسی و اصیل توده ها و آمال آنان را با صدای بلند بیان کند، موجب قوت قلب همگان شده و راه برون رفت از حصار امپریالیستها و نیروهای مرتجع و برنامه های آنان را تامین خواهد کرد.

 

شک نیست که ابرهای تاریک در افق نمایان شده و زمانه ی خطرناکی در پیش است. پیشروترین نیروهای انقلابی باید بطور عاجل برای وحدت همه نیروهای مترقی حرکت کنند تا عمل تاریخی مستقل توده ها را به میدان آورند. برای دست یافتن به این مهم ما نیازمند یک افق انقلابی دوراندیشانه ایم؛ افقی برای دگرگونی رادیکال جامعه. و همزمان باید صمیمانه با تمام کسانی که با جنایت های امپریالیستها و مرتجعین ضدیت می ورزند متحد شویم. چنین جنبشی اوضاع را مساعدتر کرده و شرایط بهتری برای یک مبارزه انقلابی که هدفش تجدید سازماندهی جهان برای مردم و بدست مردم است، فراهم می کند--  شرایط مساعدتر برای نبرد جمعی جهت ایجاد یک جامعه بشری کاملا متفاوت بر روی کره زمین!

 

باید چشمان خود را باز کنیم و جدیت اوضاع را دریابیم. ببینید چگونه حرفهائی که دیروز وقیحانه و غیر قابل تحمل قلمداد می شدند، امروز بعنوان واقعیتی که باید قبول کرد ارائه می شوند: اکنون صحبت از انداختن بمب اتمی بر روی مردم ایران است. چگونه می توانیم این را تحمل کنیم؟ اگر به آنان اجازه این کار را دهیم، آیا به همان جا بسنده خواهند کرد؟ امروزه، صحبت کردن از امکان نابودی تمدن بشری بدلیل فجایع زیست محیطی بسیار عادی است. اما مردم اجازه فکر کردن به این امکان را ندارند که می توان نظم سرمایه داری-امپریالیستی را از طریق انقلابات توده ای از میان برداشت.

 

زمان آن رسیده است که به این نوع "آسفربوت" ها و "دِنکفربوت" ها*  خاتمه دهیم. بله! جهان نیازمند تجدید سازمان است؛ اما نه توسط بوش ها، بلیرها، مرکل ها، شیراکها و پوتین ها؛ یا توسط مرتجعین بومی حقیر در خاورمیانه. جهان را باید از نو ساخت: توسط مردم و برای مردم.

 

جلوی اشغال و جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی را در خاورمیانه بگیریم!

فکر انقلابی، اتحاد انقلابی و مبارزه انقلابی را گسترش دهیم!

علیه امپریالیسم و ارتجاع!

خلقهای خاورمیانه: نیروهای خود را در یک اتحاد انترناسیونالیستی گردهم آورید و علیه امپریالیستها و تمام دولتهای مرتجع منطقه بجنگید!

18 مه 2007

امضاء کنندگان:

1- حزب کمونیست ایران (مارکسیست- لنینیست- مائوئیست)

2- حزب کمونیست مائوئیست (ترکیه- کردستان شمالی)

3- کمونیستهای انقلابی (آلمان)

4-حزب کمونيست (مائوئيست) افغانستان

5-هواداران حزب کمونيست ترکيه ( م – ل )- مرکزيت مائوئيستی

........

 

-----------------

*Hausverbots – Denkverbots

غیر مجاز و غیر قانونی

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 جلوی جنگ برای امپراطوری را بگیریم از مبارزات اصیل مردم برای رهائی اجتماعی حمایت کنیم
 نوشته
 اطلاعیه مشترک نیروهای ریم
 در تاريخ
 2007-05-18
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در