Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   يكشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹                    
 
آمريکا: اين انتخابات اراده مردم را بيان نکرده است

آمريکا: اين انتخابات اراده مردم را بيان نکرده است

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 19 آدر 1383

 

پس از انتخاب بوش به رياست جمهوري آينده آمريکا، در نشريه کارگر انقلابي ارگان حزب کمونيست انقلابي آمريکا (14 نوامبر 2004) در مقاله اي تحت عنوان "اين انتخابات اراده مردم را بيان نکرده است" مي خوانيم:

بهت و نگراني ... مزه تلخ نفرت ... حتا نااميدي و عجز. سعي ميکنيم کلماتي را براي تشريح اوضاع پيدا کنيم اما نمي توانيم. آري به همان بدي است که احساس مي کنيد و حتا مي توان گفت بدتراست!

 

     روز 3 نوامبر بعد از اينکه انتخاب بوش محرز شد، او سناتورهاي حزب جمهوريخواه را فراخواند و به آنان گفت، "زمان آن است که کار را تمام کنيم". اينها سناتورهائي هستند که معتقدند دکترهاي سقط جنين را بايد اعدام و تدريس معلمين همجنس گرا  را غير قانوني کرد. بوش به زبان سرمايه به آنان گفت: "بگذاريد بهتان ساده بگويم: من در اين انتخابات يک سرمايه سياسي بدست آوردم و الان قصد دارم آنرا خرج کنم!"...

     اگر بخواهيم از رهبري نام ببريم که  بايد کاملا طرد شود، اگر بخواهيم کشوري را نشان دهيم که بايد کاملا غير قابل حکومت کردن شود، اگر قرار است يک امپراطوري را مشخص کنيم که بايد  بطور عاجل و کامل آن را در جاده جاه طلبي هايش متوقف کنيم و نگذاريم آينده کره زمين را رقم زند: آن رهبر، آن کشور، آن امپراطوري جلوي چشممان است.  زمان آن رسيده  که انتقادها و دلشوره هائي را که خبر از وقوع وقايع شوم مي دهند تبديل به عمل راديکال کنيم!

      بوش ادعا مي کند اين انتخابات نشان داد که اراده مردم پشت سر اوست. مزخرف است! از کدام اراده حرف مي زند وقتي از آريزونا  تا اوهايو، از ميسوري تا فلوريدا، بعناوين گوناگون مردم سياه و مهاجر را از راي دادن محروم کردند و در پاي صندوق هاي راي تهديد و ارعاب آشکار عليه اين مردم براه انداختند؟! از کدام اراده مردم حرف مي زند وقتي که مردم هرگز نخواهند فهميد ماشين هاي الکترونيک راي گيري چگونه از قبل پر شده بودند؟ از کدام اراده مردم حرف مي زند وقتي حتا اجازه ندادند مردم يک صداي واضح و روشن ضد جنگ، ضد خفقان و ضد طرز تفکر عصر تاريک انديشي که در کشور حاکم شده را بشنوند؟ بعلاوه، صداي مردم جهان از غزه تا  فلوجه، از کاتماندو تا کره که بيش از هر کس قرباني ديوانگي بوش شده اند، کجا شنيده شد؟ کجا بود صداي اکثريت مردم کره زمين که با تمام وجود ضد جنگ عراق هستند؟ واقعيت آن است که اراده مردم در اين انتخابات بهيچوجه بيان نشد!

     بله بوش راي ده ها ميليون نفر را که چشم بسته از او حمايت مي کنند بدست آورد. اين مسئله اي ترسناک است و ما بعدا در اين باره صحبت خواهيم کرد. اما جان کري (رقيب انتخاباتي بوش) هيچ  انتقادي به بوش نداشت و تمام دعوا را محدود کرد به اينکه کداميک "فرمانده خوبي براي آمريکا" هستند و بحثهايش پر از مزخرفات ضد مردم بود و الان آمده و به ما مي گوئيد، "بگذاريد شکاف ها بسته شود". خير آقاي کري نمي شود اينکار را کرد!

     بله، مردمي که از مواضع بوش متنفرند بايد سوالات سختي از خود بکنند: ما چگونه به اينجا رسيديم؟ چگونه به جائي رسيديم که انتخابمان محدود است به "جمهور- فاشيستها"ئي که آشکارا امپرياليست هستند و "جمهور- دلالاني" که خود را  محدود به اصلاحيه هاي حقير مي کنند و حتا بيشرمانه دم از"بستن شکافها" مي زنند؟

اکنون چه؟ آيا اين نتايج را بعنوان اراده مردم قورت خواهيم داد و سعي خواهيم کرد جائي در اين فضاي جديد براي خود دست و پا کنيم؟

نه، نه و نه! اين راه فاجعه ببار آورده و همين الان بايد عوض شود. ما بايد يک جنبش مقاومت خشمگين بنا کنيم که مبتني بر عدالت باشد.

 

دو نوع اخلاق

به ما مي گويند بوش بخاطر تاکيد بر "اخلاق" در انتخابات برنده شد. اما اخلاقي که بوش تبليغ مي کند اخلاق فاشيستي است. اين چه اخلاقي است که روي ترس و آرزوي بخشي از مردم به داشتن امنيت دروغين و توهم آلود تکيه مي کند و ديوانه وار بر سر مردم عراق بمب ريخته و آنان را قتل عام مي کند. اين چه اخلاقي است که در عکس اسراي لخت و شکنجه شده عراقي نهفته است؟ راستي چه نوع آدمهائي مي توانند از طريق دامن زدن به ترس و نفرت از همجنس گرايان و با موعظه "تبعيت عاشقانه" زنان از مردان و غير قانوني کردن حق سقط جنين به خلوص اخلاقي دست يابند؟ آن کدام اخلاق است که همه مهاجرين را تحت نظام پليسي قرار داده و مظنون قلمداد مي کند و تفکر نقادانه را "خيانت" مي خواند؟ آن چه نوع اخلاقي است که بيش از 2 ميليون نفر را در زندان نگاهداشته است؛ دو ميليون نفري که اکثريتشان سياهان و لاتين ها و ديگر مردم رنگين پوست آمريکايند.

     اين اخلاق يک اخلاق فاشيستي است. اين اخلاق مبتني بر بنيادگرائي و يک تفسير بشدت بيرحمانه از انجيل است. در مقابل دنيائي که بسرعت تغيير مي کند اين مسيحيان فاشيست به مردم وعده نظم، ثبات و تنبيه گناهکاران را مي دهند. ميليون ها نفر از مردم آمريکا معتاد به خيالات آخرالزماني شده اند و آماده مي شوند که براي اين امپراطوري کورکورانه بکشند و کشته شوند.

     خير ما نمي توانيم اميدوار باشيم که اين بيماري خودبخود خوب شود يا اينکه دنبال يافتن "وجه اشتراک" با اين سم باشيم. بالعکس ما بايد فعالانه با اين ها برخورد کنيم و  کساني را که اسير اين طرز تفکر مضر و ديوانه وار شده اند به چالش بطلبيم. اگر ما فعالانه و بطور حاد و جدي با اين ديوانگي برخورد کنيم مي توانيم بخشي از مردم را از اردوي بوش جدا کنيم. بسياري از آنان پسران و دختراني دارند که در عراق مي کشند و  کشته مي شوند. بسياري از آنان قربانيان سرمايه داري که مثل چاقوي تيز و سرد آدمها را قلع و قمع مي کند هستند. و بوش نماينده اين سرمايه داري است ( جان کري نيز همينطور).  زنان هنوز در اسارت مناسبات اجتماعي عقب مانده اي هستند که جسم و روحشان را زخمي مي کند و هر چقدر هم در آغوش فاشيسم مسيحي آرامش روحي بيابند اما نمي توانند از چنگال اين ستم فرار کنند. بوش برنامه خود را متوقف نخواهد کرد. بلکه فورا دست به تشديد جنگ در عراق ميزند و خونريزي بيشتر براه مي اندازد. او تلاش خوهد کرد قانون "پاتريوت اکت" (خائن دانستن مخالفين حکومت آمريکا بجرم خيانت به وطن و محروم کردن آنها از حقوق قانوني اساسي شان) را شديدتر کند. او برنامه هاي کمکهاي اجتماعي مردم را  قطع کرده و آنان را وابسته به "خيريه" هاي کليساها خواهد کرد.

     ما نمي توانيم چشم خود را بر آنچه در حال وقوع است ببنديم؛ از آن فرار کنيم؛ يا در مواجهه با اين فناتيسم و جهل و حرکت تعرضي آن،  اميد خود را از دست بدهيم. ما نبايد درسهاي يازده سپتامبر را فراموش  کنيم. پس از 11 سپتامبر بوش در ابتدا توانست اکثريت کشور را بدور برنامه خود  تحت عنوان "جنگ عليه تروريسم" متحد کند اما  ما توانستيم با افشاي ماهيت واقعي اين برنامه و راه انداختن مبارزات قدرتمند در خيابانها، وضع را عوض کنيم. بله شکي نيست که بوش اين انتخابات را برده است و اين مسئله عواقب شومي در پي دارد. اما حقيقت بزرگتر آن است که مي توان بادکنک اين فضا را ترکاند و کاري کرد که در بر روي پاشنه ديگري بچرخد زيرا امکان بهم زدن اين وضع و براه انداختن محرکهاي ديگر موجود است. مي توان و بايد مقاومتي راه انداخت که منافع مردم را نمايندگي کند؛ مقاومتي که هدفش نه فقط ابراز نارضايتي نسبت به برنامه بوش بلکه  متوقف کردن برنامه بوش باشد.

     بله ما نياز به اخلاق داريم. اما يک اخلاق کاملا متفاوت. اخلاق ما نمي تواند مشاطه گر ستمگري بر ديگر خلقهاي جهان و غارت آنان باشد. اخلاق ما بايد متکي بر اين درک باشد که زندگي مردم  نقاط ديگر جهان به اندازه زندگي مردم همينجا گرانبهاست. اخلاق ما مي گويد که نيازها و منافع مردم بايد نظم اقتصادي و سياسي را تعيين کند و نه تمرکز هر چه بيشتر ثروت و قدرت در دست عده اي معدود. اخلاق ما بستن زنجير سنن انجيلي به دست و پاي زنان و همجنس گرايان را رد مي کند. اخلاق ما  نژاد پرستي را در همه اشکالش منجمله در اشکال "مدرن" و "روشنگرايانه" طرد مي کند. اخلاق ما بايد متکي بر يک چشم انداز الهام بخش از پتانسيل و خلاقيتهاي انسان باشد و متکي بر اين ايده باشد که همه مردم را بايد به فکر انتقادي و علمي مجهز کرد و آنان را قادر کرد که در تعيين اهداف و سياستهاي جوامع ما شرکت کنند و شرکتشان هر روز بيشتر و عميق تر شود. اخلاق ما بايد مشوق مبارزه عليه سبعيت باشد و اراده ما  را براي اينکه از هيچ کاري براي متوقف کردن آن کوتاهي نکنيم تقويت کند.

     اين اخلاق منافع 90 درصد مردم جهان و مردم آمريکا را نمايندگي مي کند. جنبش مقاومت بايد اين اخلاق را تبليغ و فراگير کند. ما  در اوضاع حساسي بسر مي بريم. اخلاق مسيحي فاشيستي مي خواهد مردم را آماده کشتن و مردن براي استثمار، ستم و جهل کند. ما چه خواهيم کرد؟ اين روزها چه جور آدمي بودن ارزش دارد؟ اين ها سوالاتي است که ما دست در دست، با شکل دادن به اخلاقي که بايد جنبشمان را بر آن بنا کنيم جواب خواهيم داد.

 

انقلاب، مقاومت و آنچه که هم اکنون بايد انجام دهيم

سه سال پيش پس از رخداد 11 سپتامبر، صدر حزب کمونيست انقلابي آمريکا گفت: "بدون شک اوضاع خيلي متفاوت از گذشته خواهد بود.... آمريکائي که تا کنون مي شناختيم ديگر مانند قبل نخواهد بود". اين گفته باب آواکيان عميقا درست است و سير وقايع چند سال گذشته حقيقي بودن آن را ثابت کرده است.

     حتا اگر برنامه غير انساني بوش را لحظه اي به کنار بگذاريم باز هم تناقضات فاحش اين دنيا شگرف و حيرت آور است. زيرا در سال 2004 درست زماني که بشر به منابع عظيم و پيشرفتهاي تکنولوژيک بزرگ رسيده، درست زماني که دانش و ارتباطات غناي بيسابقه يافته، و ميلياردها انسان خلاق در جامعه بشري زندگي مي کنند، ما در لبه پرتگاه سقوط به تاريکي قرار گرفته ايم. اما درست در دل همين تناقض فاحش نطفه يک عصر کاملا نوين و تغيير انقلابي جهان نهفته است. حزب کمونيست انقلابي آمريکا داراي برنامه اي براي انقلاب است؛ برنامه اي بشدت عاقلانه و ضرورتا جسورانه. اين حزب رهبري مانند باب آواکيان دارد که "الگوي" يک جامعه کاملا نوين را از طريق بررسي تجربه جامعه سوسياليستي، دفاع از دستاوردهاي آن جوامع و نقد کمبودهايشان، ارائه داده است؛ جامعه اي که نه فقط نابرابري هاي وحشتناک جامعه سرمايه داري را محو مي کند بلکه روحيه نقادانه را آنچنان شکوفا کرده و جان مي دهد که هرگز در هيچ جامعه اي مانند نداشته است. بعنوان بخشي از اين چشم انداز، ما نياز عاجل آن را مي بينيم که هم اکنون همراه با ديگران به ساختن جنبشي بپردازيم که بنايش بر دو چيز گذاشته شده باشد: مخالفت متحدانه و مشترک عليه ماشين جنگي بوش و ايجاد فضائي دوستانه که در آن بحث و مناظره بر سر آلترناتيو براي جامعه آينده و اينکه چه نوع جامعه اي بايد جاي جامعه کنوني آمريکا را بگيرد، جريان داشته باشد.

     نظرمان سر انتخابات چيست؟ بله، در اين انتخابات ضربه اي محکم و بد به ما خورد. اما زمان آن نيست که کشور را ترک کنيم يا سرمان را پائين بيندازيم و زندگي خود را منطبق بر نظم فاشيستي کنيم. در چند سال گذشته مردم اين کشور اعلام کردند که خود را بخشي از بشريت جهاني مي دانند؛ آنان خيابان ها را با تظاهرات هاي اعتراضي پر کردند تا به مردم جهان نشان دهند که با برنامه جنگي بوش  و سرکوب و تحميل جهل و ناداني به مردم آمريکا مخالفند. همين دو ماه پيش نيم ميليون نفر در نيويورک در مقابل کنگره حزب جمهوريخواهان جمع شدند و به اعتراض پرداختند. اين نيم ميليون و ميليونها نفر ديگر که به انتخاب جان کري (رقيب انتخاباتي بوش) اميد بسته بودند بايد از هم اکنون دست به عمل بزنند.

     هم اکنون بوش و شرکاء دارند خود را براي دست زدن به يک قتل عام دهشتناک در فلوجه آماده مي کنند (اين مقاله قبل از اينکه ارتش آمريکا فلوجه را با خاک يکسان کند نوشته شده است – ح). آنها دارند خود را براي تاجگذاري تهوع آور قهرمان متفرعن خون آشامشان آماده مي کنند (اشاره است به مراسم قسم خوردن بوش در ماه ژانويه – ح). آنها دارند بسرعت آماده مي شوند که چکش خود را فرود آورند و شرايط را براي  نسل آينده تعيين کنند. آيا بوش و شرکاء با مقاومت روبرو  خواهند شد؟ آيا مردم سراسر جهان خواهند ديد که مردم آمريکا خيابانها را پر کرده اند و حاضر نيستند تن بدهند يا اينکه با مردمي روبرو خواهند شد که مثل گوسفند بدنبال بوش روان مي شوند و اين تصوير را از آمريکا مي دهند که يک جامعه خبيث يکدست است؟ آيا مردم از امروز با جاني مملو از ترس در خيابان راه خواهند رفت بدون اينکه جرات کنند در مورد آينده بينديشند يا اينکه جرات کرده و تمام پنجره هاي خود را با پوسترهاي "نه" مزين خواهند کرد، شهرهاي مختلف خود را "شهرهاي آزاد شده از دست فاشيستها" اعلام کرده، و سنني مانند "جنبش پناه دادن"  سالهاي 1890 و سازمان دادن فرار برده هاي سياه در دوره برده داري، زنده خواهد شد. آيا ما در ميان خود بحث و مناظره خواهيم کرد تا وحدتمان را محکمتر کنيم و جسورانه به اردوي توده هاي دنباله روي بوش تاخته و آنان را از بوش و ترس و جهل رها کنيم؟

     آيا مردم با هدف مغلوب کردن اين هيولاي کثيف مبارزه خواهند کرد؟ البته که خواهند کرد به اين شرط که ما چيزي در اين مورد براي گفتن داشته باشيم و اين هدف را داشته باشيم. آهاي آدمها: بايد دور هم جمع شويم و حرف بزنيم. بايد با هم همکاري کنيم. بايد براي زندگي مان و براي آينده کره زمين مبارزه کنيم. به ما بپيونديد و برنامه ما را براي انقلاب بخوانيد. مقاومت کنيد.

 

www.sarbedaran.org

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 آمريکا: اين انتخابات اراده مردم را بيان نکرده است
 نوشته
 نشریه حقیقت ـ شماره 19
 در تاريخ
 2004-11-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در