Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهان   جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
آقاي جلال طالباني رئيس تشريفاتي دولت تشريفاتي عراق

آقاي جلال طالباني رئيس تشريفاتي دولت تشريفاتي عراق

 

برگرفته از سرويس خبري جهاني براي فتح

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 22 ارديبهشت 1384

 

هياهوي زيادي بدور انتخابات در عراق بر پا شد. اما قويترين قدرت جهان نتوانست به نتايج مطلوبش برسد. انتخابات عراق دولت مستحکمي که آمريکا بتواند بر آن تکيه کند، بوجود نيآورد.

پس از دو ماه کشمکش سياسي براي تقسيم پست هاي اصلي حکومت عراق طالباني رئيس جمهور شد. اين رژيم ائتلاف  نوکران آمريکا و گانگسترهاي عراق است و داراي پايه بسيار کمي است.  مقاماتي که تعيين شده اند عبارتند از رئيس جمهور، دومعاون رئيس جمهور؛  نخست وزير و دو معاون نخست وزير و رئيس مجلس و دو معاون رئيس، همگي اينها از  بدترين هاي جامعه  عراقند. مقام معاون نخست وزيراصلا مبناي قانوني ندارد اما  براي سرهمبندي کردن اتحاد گانگسترها بطور في البداهه اختراع شد. انتخاب کابينه، يعني قدم نهائي براي تشکيل حکومت، نيز پر مجادله است.

 

    اشغالگران آمريکائي، قبل از تعيين  رژيم، يکسري قواعد را بعنوان قانون انتقال حکومت تعين کردند تا اطمينان حاصل کنند که  سياستمداران منتخب از منافع آمريکا تخطي نخواهند کرد. يکي از شروط قانون انتقال اين است که حکومت بايد بوسيله دو سوم آراء مجلس انتخاب شود. اين قانون همچنين يک اکثريت سه چهارمي را براي تغيير هر بند قانون الزام آور ميسازد، بقسمي که  خللي براعمال اراده آمريکا در شرايط ويژه وارد نشود و دست احزاب کردي که علني ترين موافقين اشغال عراق هستند هنگام زد و بند با شيعه ها که پيروزي شان حتمي بود، تقويت شود. بالاخره پس از مجادلات طولاني و نفرت انگيز احزاب بر سر تقسيم غنائم به توافق رسيدند. هيچ توجهي به آمال مردم نشد. تمام توافقات پشت پرده انجام شد و حتا نشست هاي عمومي مجلس بر روي تماشاگران و مطبوعات بسته بود.

  

    جالب اينجاست که رهبران مجلس و حکومت جديد بترتيب عکس انتخاب  شدند يعني نخست آنکس که اهميت کمتري دارد انتخاب شد. تصميم گرفته بودند براي رياست مجلس يک نفر سني را انتخاب کنند که قرعه به نام حجيم الحسني افتاد. حسني عضو حزب سني اسلامي عراق است که  دست بر قضا بيشتر عمرش را در آمريکا گذرانده است. وقتي اين حزب در اعتراض به حمله نظامي به  فلوجه خود را از دولت موقت اياد علاوي  کنار کشيد، حسني بجای ترک شغلش بعنوان وزير صنايع، از حزبش استعفاء کرد. حسني قدرتي ندارد، نوکر يک نوکراست. مافوق او جلال طالباني رئيس اتحاديه ميهني کردستان( ا م ک) ، که خود را بطور دربست به آمريکا فروخته بعنوان رئيس جمهور انتخاب شد.

   

    وزير خارجه ترکيه عبدالله گول شغل جديد را به طالباني تبريک گفته، او را " يکي از سياستمداران عراق که ترکيه بزرگترين اهميت را برايش قائل است " ناميد. وقتي نماينده رژيمي که مدتهاست دشمن قسم خورده خلق کرد است از يک سياستمدار کرد تعريف و تمجيد مي کند، بايد بفکرافتاد. پيام عبدالله  گول تاکيد داشت که طالباني نسبت به " تماميت عراق" تعهد دارد و نه به حق تعيين سرنوشت ( حق انتخاب خود مختاري يا استقلال) که مورد علاقه اکثريت عظيم مردم کرد در عراق است. رژيم تحت سلطه ترکيه که پايگاه نظامي آمريکاست شديدأ از خودمختاري کردستان عراق و  تاثير آن بر اهالي کرد در خود ترکيه هراس دارد. طالباني مورد پسند رژيم جمهوري اسلامي ايران که با آن دوستي دير پائي دارد، نيز ميباشد.

   

     طبق گزارشات معامله اي نيز با مسعود بارزاني رهبر حزب دموکرات کردستان عراق شده است. قرار است در ازاي حمايت از رياست جمهوري طالباني اداره کردستان عراق به وي واگذار شود.

    

     قرار است مرد قدرتمند دولت جديد نخست وزير شيعه آن يعني ابراهيم الجعفري باشد. با اين حال وقتي طالباني  در مراسمي مي خواست انتخاب نهائي را اعلام کند ناگهان اسم ابراهيم الجعفري را نتوانست بخاطر بياورد و بجاي آن تريبون را ترک کرد! بعدا گفتند که دچار عارضه سلب حافظه شده است. اما  دو روز بعد در مصاحبه اي در تلويزيون آمريکائي از نخست وزير عراق با نام " زرقاوي" ياد کرد. زرقاوي رهبر القاعده در عراق است که تحت تعقيب آمريکا مي باشد!

  

    بدليل بي اعتمادي ها و منافع ناسازگار موجود در حکومت عراق است که وقتي طالباني براي سکونت در قصر صدام به بغداد رفت، 3000  نفر از پيشمرگه هايش را بعنوان محافظ همراه برد.

     جعفري يکي از رهبران حزب الدعوه اسلامي است که  اولين حزب مذهبي شيعه در عراق است و در سال 1958 براي نبرد با جنبش کمونيستي قدرتمند آنموقع بوجود آمد. از هنگام تولد جمهوري اسلامي در ايران در سال 1979، رژيم ايران و سازمانهاي اطلاعات و ارتش آن الدعوه را تغذيه نموده اند.

 

    دو معاون طالباني عبارتند از عبدالمهدي، عضوي از شوراي عالي انقلاب اسلامي شيعه در عراق، بزرگترين حزب شيعه در کشور که مستقيمأ بوسيله جمهوري اسلامي ايران تشکيل شده است، و قاضي الياور.  دو معاون نخست وزير  يکي احمد چلبي مامور سيا است که بنا به گزارشات قرار است مسئول امنيت شود، و ديگري يکي از کارکنان حزبي کردي است.

 

     بنظر مي آيد هيچ گروهي را درعراق نمي توان يافت که به اندازه  مقامات بالاي حکومت عراق از يکديگر متنفر باشند.

     برخي از ناظرين نوشته اند ترکيب اين حکومت براي آمريکا خطرناک است چون قدرتمندترين چهره در حکومت جديد از حزب  الدعوه است، که زماني  آمريکا آنرا تشکيلاتي " تروريستي" بحساب ميآورد، و بسياري از شيعه ها متحدين جمهوري اسلامي ايران مي باشند. البته، اين  وضع داراي پيچيدگيهاي بالقوه و حتي خطرناک براي آمريکا است. ولي تا  کنون آمريکا و جمهوري اسلامي ايران خيلي از نزديک براي ساکت کردن مقاومت عراق با يکديگر کار کرده اند. مقتدا صدر روحاني جوان شيعه عراقي که سال گذشته شورشي را عليه اشغال آمريکا رهبري ميکرد، بتوصيه اکبر هاشمي رفسنجاني به پيروانش گفت اسلحه هايشان را زمين گذارده و به انتخابات بپيوندند. بايستي در خاطر داشت که در حاليکه آمريکا نقدأ روي تغيير رژيم در ايران کار ميکند، همچنين بدنبال يافتن برخي چهره ها از همين رژيم فعلي براي رژيم مورد نظر آينده اش است. اشغالگران، براي انکه پروسه انتخابات مطابق ميل شان کار بکند، روي آيت الله سيستاني، رهبر واقعي ائتلاف متحد عراق که هر دو حزب اصلي شيعه به آن تعلق دارند حساب کردند. سيستاني با روح الله خميني تفاوت هائي دارد. اگر اعتقادات او را در قالب عبارات انجيل مسيحي بگذاريم، سيستاني معتقد است  « آنچه را که متعلق به سزار است به سزار واگذار کنيد» ـ يعني،  برتري هر کس را که واقعأ قدرت سياسي را در دست دارد بايد برسميت شناخت.

     جان کول متخصص خاور ميانه دانشگاه ميشيگان در واشنگتن پست(15اگوست2004) در توضيح طرز تفکر سيستاني چنين مي نويسد: « سيستاني معتقد است شيعيان هنگاميکه در سال 1920 بعد از جنگ جهاني اول عليه حکومت استعماري بريتانيا در عراق شورش کردند، مرتکب خطائي استراتژيک شدند. بريتانيا براي کسب حمايت بطرف اقليت سني چرخيد  و  تا آخر قرن آنها را درون قدرت جاي داد. سيستاني معتقد است اکثريت شيعه می تواند  با بردباري و بشرط اجتناب از بيگانه شمردن آمريکائي ها از طريق انتخابات به قدرت برسد.» در شرايط موجود آمريکا نمي تواند فردي بهتر از سيستاني را  براي پابرجا نگاهداشتن رژيم دست نشانده اش در عراق بيابد. امپرياليستهاي آمريکائي بخوبي اطلاع دارند که استقرار حاکميت نو مستعمراتي در خاورميانه يا هرجاي ديگر بدون استفاده از مذهب بعنوان يکي از ستونهاي اصلي سياست و ايدئولوژي، قابل حصول نيست.

 

     يکي از گزنده ترين مسائل مقابل پاي حکومت دست نشانده عراق اين است که چه کسي وزارت نفت را بعهده خواهد گرفت. احزاب شيعه هم اکنون شرکت نفت جنوب را  که دارنده ميدان هاي نفتي عظيمي است، کنترل ميکنند. به آنها گفته شده  روي پاي خودشان باشند ودخالت يا تقاضاي چنداني از  مرکز نداشته باشند. احزاب کرد خواهان کنترل شهر کرکوک و حوزه هاي وسيع نفتي آن هستند که متعلق به شرکت نفت شمال است. کرکوک  که بنا به نظر ناسيوناليست هاي کرد تاريخأ شهري کردي است از دهه 1950 بشکل مسلطي مملو از مردم ترکمن شده است. صدام حسين سعي کرد کرکوک را از ترکمن ها و کردها تخليه کرده و اعراب را به آنجا کوچ دهد؛ حال احزاب کرد سعي مي کنند اعراب و ترکمن ها را بيرون کرده و  کنترل ثروت زيرزميني را در دست گيرند. وزارت دفاع و وزارت کشور نيز غنائمي کليدي هستند.

 

     مسئله جدي ديگر نقش رسمي اسلام در حکومت جديد و درجه حاکم بودن قوانين اسلامي(شريعت) است. طبق تعريف، هراندازه از اتخاذ شريعت بمعناي برسميت شناختن آتوريته سيستاني ميباشد. در بيشتر نقاط کشور هم اکنون شريعت بوسيله ميليشياي بنيادگراي مذهبي اعمال ميشود و زنان بطرزي جدي تحت ستم قرار دارند. اين وضعيت در سراسر عراق، هر آنجا که حاکميت اسلامي مستقر شده، حاکم است. منجمله در زاغه هاي بغداد و جنوب، جائيکه ميليشياي مقتدا صدر قدرتمند است، و البته در نقاطي مثل فلوجه طي ماه هاي زيادي که چريکها شهر را اداره ميکردند.

 

    نهادينه کردن رسمي اين رفتار با زنان گام قهقرائي بزرگي براي جامعه عراق است. اين شاخص بهمان خوبي شاخص هاي ديگرنشان ميدهد که رژيمي که زير سايه تفنگهاي آمريکائي برقرار شده هيچ جنبه دموکراتيک ندارد. اين حکومت مجموعه اي  لگام گسيخته از عقب مانده ترين نيروهاي طبقاتي و سياسي عراق است که در عقب ماندگي از هم گوي سبقت مي ربايند: رهبران قبايل و طوايف عرب و کرد و آتوريته هاي مذهبي مرتبط با مناسبات فئودالي، همراه با سرمايه داران  بزرگ وابسته  به آمريکا. حاکمين آمريکا به اين نيروهاي مذکر اجازه ميدهند درد وابستگي خود به تفنگهاي اشغالگر آمريکائي را با حتک حرمت از زنان تسلي دهند. آمريکا براي پيروزمند کردن سلطه خود بر عراق از نظر اجتماعي و ايدئولوژيکي به عنصر پدرسالاري نياز دارد.

 

    راي مردم يا اراده مردم بهيچ عنوان در شکل گيري اين حکومت نقش نداشت. نخست توافق عمومي بين دزدان درگير در ماجرا حاصل شد و سپس انتخابات براي مشروعيت بخشيدن به آن برگزار شد. مدل "دموکراسي" عراق شبيه "دموکراسي" لبنان است که مقام هاي حکومتي بين نيروهاي طبقاتي وسياسي مشابهي تقسيم شده است تا ائتلاف حاکم بين رؤساي قبايل و سرمايه داران کمپرادور متحد با آنها، بوجود آيد.

 

     بدليل تضاد منافع شديد ميان نيروهاي تشکيل دهنده اين حکومت و تشديد تضاد بين خلق و اشغالگران (يعني پايه اي ترين تضادي که بروز تمام تضادهاي ديگر را مشروط ميکند) بعيد بنظر ميرسد که بتواند ثبات بيابد.

 

    يک روحاني شيعه که اکنون ساکن امريکا ميباشد در دنور پست نوشت، " بدون استثنا، با عراقي هائي که من در داخل و خارج عراق صحبت کردم انتخابات روز يکشنبه را در درجه اول و مهمتر از هر چيز، راي به خروج بلافاصله نيروهاي اشغالگر و، ثانيأ، راي به بدست گرفتن کنترل زندگي روزانه خود، که بخاطر نتيجه ي سوء مديريت بي صلاحيت کاخ سفيد در عراق بدتر شده است، ميدانستند."

 

    بر اساس گزارش کميسيون حقوق بشر سازمان ملل که توسط جان زيگلر، يک متخصص نامدار و معترض به گرسنگي جهاني تهيه شده است :  از هنگام شروع اشغال عراق توسط آمريکا تعداد کودکان گرسنه درعراق تقريبأ دو برابر شده است. زيگلر ميگويد، بيش از يک چهارم کودکان عراقي باندازه کافي غذا براي خوردن ندارند، و تقريبأ 8 درصد آنها گرسنگي ميکشند.

تعداد عراقي هائي که بوسيله آمريکائي ها زنداني ميشوند طي ماه هاي گذشته 10400 يعني دوبرابر شده است. اينها نشانه آن است که برخورد بين اشغالگران و مردم در حال افزايش است. دروغ  گفتن به مردم خطرناک است. و شرايط اشغال مردم را وادار به مقاومت ميکند. 

 

 

www.sarbedaran.org

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 آقاي جلال طالباني رئيس تشريفاتي دولت تشريفاتي عراق
 نوشته
 نشریه حقیقت ـ شماره 22
 در تاريخ
 2005-04-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در