Print  |  close
siege

اطلاعیه شماره 7

 

حكومت نظامی را در هم می شكنيم!

 

امشب صحنه هايی در خيابان ها و كوچه های مركزی تهران اتفاق افتاد كه وقايعی نظير 17 شهريور 57 و درگيری های خونين در ماه های منتهی به انقلاب بهمن، در مقابلش بازی كودكانه ای جلوه می كرد. شدت درگيري، تعداد زنان و مردانی كه جان خود را به كف گرفته، در صف اول در برابر گله های مسلح وحشی ايستادگی می كردند و آنان را عقب می رانند، بی سابقه بود. رژيم اسلامی كه از برخاستن موج بلند اعتراض مردم به وحشت افتاده است، با فراخوان خامنه ای حجت را با توده ها تمام كرد. اگر می خواهيد ضعف و زبونی رژيم را ببينيد به تنها حربه ای كه می تواند به آن چنگ بيندازد نگاه كنيد: نيروهای سركوبگر و امنيتي. فقط همين! توهمات فرو ريخته است؛ موعظه های فريبكارانه مذهبی و افسانه های امام زمانی ديگر اين مردم عاصی را نمی فريبد؛ دروغ های رسانه ملی ديگر اين توده به پا خاسته را خواب نمی كند؛ بر عكس نفرت و خشمش را صد چندان می كند. پس تنها چيزی كه در دست باند تبهكار حاكم باقی مانده، تفنگ و چماق و گاز اشك آور و زنجير است و گله های ضد شورش و انتظامی و بسيجی و پاسدار و نهايتا ارتش.

 

هجوم وحشيانه ای كه از عصر امروز بر جمعيت های پراكنده اما پر تعداد مردم آغاز شد، نه تنها به تظاهرات خاتمه نداد كه آن را به نقاط مختلف تهران گسترش داد. يگان ضد شورش و بسيج از تاكتيك جدا جدا كردن جمعيت به گروه های كوچكتر و سپس محاصره و ضرب و شتم هر گروه استفاده كردند. اين تاكتيك در آغاز ظاهرا موثر افتاد؛ اما طولی نكشيد كه توده های پراكنده شده دوباره در كوچه ها و خيابان های اطراف جمع شدند؛ و اينبار با روحيه و روشی كه كاملا با تظاهرات های چند روز گذشته تفاوت داشت. در اين صحنه جنگ خيابانی كه با ابری از گاز اشك آور پوشيده شده بود، شعار و فرياد، زمين و زمان را می لرزاند. و اين بار شعارها مستقيما حكومت اسلامی و رهبرش را نشانه گرفت: مرگ بر جمهوری اسلامي! مرگ بر ديكتاتور! مرگ بر خامنه اي! دولت كودتا، استعفا استعفا! جای چندانی برای الله اكبر گفتن نبود. جوانی در نبش يك كوچه، با اسپری آبی رنگ نوشت: صدای انقلابمو شاه شنيد! گوش جمارون كره!

 

كف خيابان پر بود از لنگه كفش، كيف، موبايل و اشياء ديگری كه از تظاهر كنندگان بر جای مانده بود. كمی دورتر برای مقابله با تاثير گاز اشك آور، جوانان هر زباله ای كه در دسترس بود را به آتش كشيدند. جوانان با سنگ و چوب هر جا كه توانستند نيروهای سركوبگر را گوشمالی دادند. اما وحشيگری مزدوران حد و مرز نداشت. خون از سر و گردن می چكيد؛ پيراهن ها پاره پاره بود؛ حجاب اجباری در آتش نبرد لغو شده بود و از روسری ها به عنوان نقاب استفاده می شد. مردمی كه به انتظار تظاهرات آرام ميليونی هفته پيش، آرام آرام از محلات مختلف شهر به حوالی خيابان انقلاب و آزادی رسيده بودند، ناگهان خود را با ميدان جنگ روبرو ديدند. بخشی از آنان كه به شكل خانوادگی راهی تظاهرات شده بودند، در پياده روها ايستادند و به صحنه های درگيری چشم دوختند. اما بلافاصله به عنوان تجمع غير قانوني مورد حمله چماق و زنجير و تسمه بسيج قرار گرفتند. خشونت ارتجاعی آن چنان فراگير اعمال شد كه انديشه خشونت محقانه به سرعت در ميان قشرها و تيپ های گوناگونی كه در خيابان حاضر شده بودند، جا باز كرد و به شكل شعار بر زبان ها جاری شد.

جوانان زيادی ربوده شدند؛ تعداد دستگيری ها خيلی بالا بود؛ صدای آژير آمبولانس ها قطع نمی شد؛ ماشين های آب پاش را به كار گرفته بودند؛ نوبت به شليك گلوله هم رسيد. ده ها هزار نفری كه جنگ و گريز قهرمانانه اوليه را در محور انقلاب ـ آزادی به پيش برده بردند، زير فشار تعداد زياد قوای سركوبگر كه در سراسر مسير تعيين شده برای تظاهرات و ميدان ها و چهارراه های مهم تهران مستقر شده بودند، مجبور به متفرق شدن و عقب نشستن به محلات مختلف شدند.

 

حالا در تاريكی شب، گله های بسيجی به جنايات خود ادامه می دهند. در محله اميرآباد حداقل دو نفر كشته شده اند. تا کنون خبر از کشته شدن 19 نفراست. با سياست سركوبگرانه ای كه رژيم در پيش گرفته، حتما تعداد كشته های امشب بسيار بيشتر از اينهاست. در مقابل، نمونه هايی از گوشمالی و مجازات جنايتكاران هم اتفاق افتاده است و مواردی از خلع سلاح نيروهای رژيم. امشب از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب تهران، حكومت نظامی برقرار است. ايست های بازرسی حتی تا ساعت 11 شب، خودروها را وارسی می كردند و اينجا و آنجا جوانانی را كه مشكوك تشخيص می دادند با خشونت بيرون می كشيدند و با خود به اسارتگاه های نامعلوم می بردند. امشب خيلی ها چشم بر هم نمی گذارند. خيلی ها به فردا فكر می كنند؛ به ادامه راه؛ به روش هايی كه برای پيشبرد خيزش توده ها و به پيروزی رساندن آن بايد در پيش گرفته شود؛ امروز در فرصت های محدود برای بحث و تبادل نظر حرف از لزوم اعتصاب گسترده و عمومی بود؛ بعضی ها می گفتند كه بی اسلحه نمی شود كاری كرد. يك چيز روشن است: اين رشته سر دراز دارد! مردم بايد خود را برای روزها و ماه های آتی آماده كنند؛ به شكل های مختلف در ميدان بمانند. شعارهای خيزش بايد عميق تر و شفاف تر شود؛ و سطح مبارزه بايد چنان ارتقا بيابد كه قادر به كسب پيروزی شود.

 

30 خرداد 88

 

آگاهی سیاسی خود را بالا ببریم! و به بحث در میان مردم وسیعا دامن زنیم!

از پیشروترین زنان و مردان جوان هر محله، کارخانه، دانشگاه هسته های انقلابی سازمان دهیم تا

اطلاعیه های افشاگرانه و آگاه گرانه خود را در سطح وسیع در میان مردم پخش کنند و مردم را به فعالیتهای مبارزاتی گوناگون دعوت کنند!

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنیینست مائوئیست)

30 خرداد 1388

 

WWW.SARBEDARAN.ORG

 

 

در پخش گسترده اطلاعیه های حزب ما را یاری دهید!