Print  |  close
روز 2 سپتامبر (13 شهريور) روز جهاني همبستگي با انقلاب نپال

روز 2 سپتامبر (13 شهريور) روز جهاني همبستگي با انقلاب نپال

دست امپرياليستها و مرتجعين از انقلاب نپال کوتاه!

 

 

 

از بولتن شماره ۶ جنبش مقاومت مردم جهان ژوئيه ۲۰۰۶

نپال: پيشروی مبارزه به مرحله ای نوين

همانطور که همه مي دانند، خيزش توده اي ۱٩ روزه در ماه آوريل، شرايط نويني را براي مبارزه مردم نپال بوجود آورده است. خواست محو کامل نظام سلطنت و روابط اجتماعي فئودالي ملازم آن، و برقراري نظامي که حقيقتا قدرت سياسي را در دست مردم قرار دهد، در ميان اکثريت عظيم مردم نپال فراگير و مورد قبول واقع شده است. قدرت هاي خارجي که بر نپال سلطه دارند (بخصوص آمريکا و هند) براي حفظ سلطنت و روابط طبقاتي که سلطنت حافظ آن است، شاه نپال را مجبور کردند که مجلس بي آبرو و حکومت حزب کنگره را احياء کند.

اين خيزش توده اي تهديدهاي دولت را به هيچ گرفت و با خشونت و قتل و شرکت عظيم توده هاي شهري رقم خورد. گستردگي اين خيزش بسياري را متعجب کرد. دليل آنکه اين جنبش با چنان ابعاد و قدرتي شکوفا شد، و بسيار فراتر از جنبش توده اي سال ۱۹۹۰ رفت، آنست که ده سال جنگ خلق در نپال جريان دارد و ٨۰ درصد خاک و مردم آن پيشاپيش آزاد شده اند. اين پيشرفت هاي عظيم پايه پيمان ۱۲ ماده اي ميان حزب کمونيست نپال (مائوئيست) و ائتلاف هفت حزب در نوامبر ۲۰۰۵ بود. و گستردگي آن بدين دليل بود که حزب کمونيست نپال (مائوئيست) نقش تعيين کننده اي در براه انداختن و هدايتش داشت.

ما در آوريل نوشتيم: خيزش کنوني بر بستر مبارزه انقلابي رشد يابنده که تحت رهبري حزب کمونيست (مائوئيست) است، براه افتاده است. جنگ خلق مائوئيستي که در سال ۱۹۹۶ آغاز شد، اکنون به سراسر کشور گسترش يافته و ۸۰ درصد خاک نپال و اکثريت مردم آن را آزاد کرده است. در اين مناطق آزاد شده توده هاي مردم ساختن نهادهاي نويني را آغاز کرده اند؛ نهادهائي که بر مبناي لغو استثمار، بر اساس برابري ملل و کاست و جنسيت، نيازهاي توده هاي مردم را تامين مي کنند. در طول ده سال جنگ خلق، حقيقتا ميليون ها نفر به حمايت آن برخاسته اند و اينان هيچ نمي خواهند مگر تغييرات راديکال واقعي. اکنون ارتش رهائي بخش خلق، داراي هفت لشگر و يک ميليشياي انقلابي است که به هزاران تن مي رسد. مردم نپال اکنون سلاحي در دست دارند که با آن مي توانند بطور موثر با ارتش سلطنتي که ارتش جنايتکاري بيش نيست و تعليم يافته آمريکا و هند و ديگر قدرتهاي خارجي است و زير فرماندهي شاه مي باشد، مقابله کنند. برنامه رهبري حزب کمونيست نپال (مائوئيست) ايجاد يک جامعه کاملا متفاوت است؛ و انقلاب نپال را جزئي از يک مبارزه جهاني براي محو امپرياليسم مي داند. دولتهاي امپرياليستي جهان به اين دستاوردهاي مردم نپال لقب "تروريسم" مي دهند. اين سنت ديرينه آنان است. ....

اکنون انقلاب نپال وارد فاز نويني شده است که بسيار پيچيده است. هم داراي فرصتهاست و هم خطرات. از يک طرف، قدرت مبارزات مردم هفت حزب موتلفه را وادار کرده است که با حزب کمونيست نپال (مائوئيست) وارد عقد يک عهدنامه هشت ماده اي شوند. اين عهد نامه خواهان تشکيل يک حکومت موقت با شرکت حزب مائوئيست، برگزاري انتخابات مجلس موسسان و آزادي تمام زندانيان سياسي است. در مقابل، حزب، آتش بس را قبول کرده است. شک نيست که مرتجعين به توطئه چيني هاي خود ادامه خواهند داد. اين حقيقتي است که تاريخ بارها به اثبات رسانده. نيروهاي مرتجع نپال و حاميان و اربابان بين المللي آنها شبانه روز تلاش مي کنند تا مانع از آن شوند که انقلاب نپال به پيروزي نهائي برسد. دخالتگري آشکار و پنهان قدرت هاي بزرگ جهان تشديد مي شود. آنها تلاش مي کنند دست به يک ضد حمله زده و ضررهايشان را جبران کنند و آمال و آرزوهاي مردم را درهم شکنند. حتا اگر نتوانند سلطنت را حفظ کنند کوشش خواهند کرد تا نظام موجود را بحداکثر دست نخورده نگاه دارند و سلطه خود را بر نپال و مردم و منابع آن حفظ کنند.

پس شک نيست که فاز نوين مبارزه شامل اوضاع و چالشهاي کاملا نوين و غير منتظره خواهد بود. امکان کسب سراسري قدرت سياسي در چشم انداز ظاهر شده است. بهمين دليل، خطر توطئه هاي خونين و از سر استيصال دشمن نيز فزوني يافته است.....

بر روي اين صحنه سياسي لغزنده و سيال است که حزب مائوئيست نپال مبارزات مردم را رهبري مي کند و هر آنکس را که مي تواند عليه دشمن متحد کند، متحد مي کند تا چنگالهاي فئوداليسم و امپرياليسم را از گرده مردم نپال بيرون کشد. ....

نپال کشوري است محصور ميان چين و هند. اين جغرافياي سياسي شرايط را سخت تر و پيچيده تر مي کند. بعلاوه، تناسب قوا در سطح جهان ميان نيروهاي امپرياليستي و ارتجاعي از يکسو و نيروهاي ضد امپرياليست و انقلابي از سوي ديگر، بسيار نامساعد است و براي اينکه مبارزه جهاني عليه امپرياليسم به پيروزي برسد بايد مساعدتر از اينها شود. مبارزات ما به لحاظ استراتژيک بخاطر آنست که اوضاع را براي مبارزه عليه نظام امپرياليستي مساعدتر کنيم. مبارزه در نپال نمي تواند بطور بي نهايت، بدون حمايت بين المللي ادامه يابد. بنابراين بايد حمايت آگاهانه ميليون ها انساني را که در سراسر جهان خود عليه امپرياليسم و تمام مظاهر آن مبارزه مي کنند، جلب کنيم. توده هاي مردم ستمديده جهان مهمترين منبع حمايت و ذخيره استراتژيک براي انقلاب نپال مي باشند.....

ما از همه واحدهاي جنبش مقاومت مردم جهان مي خواهيم که تدارک خود را از ماه ژوئيه آغاز کرده و در سراسر ماه اوت ادامه دهند تا روز همبستگي بين المللي با انقلاب نپال در روز 2 سپتامبر تبديل به يک موفقيت بزرگ شود....

جنبش مقاومت مردم جهان

(کميته موقت برای سازماندهی)

۶ ژوئيه ۲۰۰۶